عبارت مورد نظر خود را بنویسید
۲۱۹ توزنلدا، یک سیارک معمولی از نوع S در کمربند اصلی است که در ۳۰ سپتامبر ۱۸۸۰ توسط یوهان پالیسا کشف شد. این سیارک به نام توزنلدا، همسر جنگجوی ژرمنی آرمینیوس، نامگذاری شده است.
اییکالداک در اساطیر اینویت، خدای پزشکی و سلامتی بود. این موجود افسانهای نمادی از تندرستی و درمان در فرهنگ بومی قطب شمال به شمار میرفت.
شعر قافیهدار با حرف اول مشترک (Alliterative verse) سبکی از شعر است که در آن از تکرار حرف اول کلمات بهعنوان ابزاری تزئینی برای مشخص کردن ساختار وزنی استفاده میشود. این سبک در ادبیات کهن زبانهای ژرمنی، از جمله انگلیسی باستان، نورس باستان و آلمانی باستان، بسیار رایج بوده است.
ماکارا، موجودی افسانهای در اساطیر هندو است که بهعنوان نمادی از قدرت و محافظت شناخته میشود. این موجود ترکیبی از ویژگیهای زمینی و آبی است و در هنر و معماری هندو و بودایی بهوفور دیده میشود. ماکارا بهعنوان سوارگاه خدایان رودخانهها و اقیانوسها و همچنین نگهبان دروازهها و ورودیهای معابد نقش دارد.
دنیای زخمخورده (Scarred Lands) یک جهان فانتزی پسا-آخرالزمانی است که در آن بازیکنان در دنیایی در حال بهبود پس از جنگی ویرانگر میان خدایان و تیتانها نقشآفرینی میکنند. این جهان که ریشه در اساطیر یونان دارد، مملو از نبردهای الهی، موجودات قدرتمند و ملتهای در حال بازسازی است.
آندریا هائوگن (۱۹۶۹-۲۰۲۱)، هنرمند آلمانی با نامهای مستعار مختلف مانند آگهست و نبلهکسه، در حوزههای موسیقی، مدلینگ و نویسندگی فعالیت داشت. او با الهام از سبکهای گوتیک و اسطورههای ژرمنی، آثار موسیقی و ادبی متمایزی خلق کرد و بهعنوان یک نئوپاگان، انتقادات تندی به ادیان پدرسالار داشت.
ارباب حلقهها، قهرمانی را بازتعریف میکند. تالکین با الهام از سنتهای قرون وسطی، قهرمانان متضاد را معرفی میکند: آراگورن، شاهزادهای با سرنوشت قهرمانی، و فرودو، هابیتی که ناخواسته بار سنگین حلقه را بر دوش میکشد. سام، خدمتکار وفادار فرودو، نیز در این مسیر به قهرمانی میرسد. این اثر، جنبههای مختلف قهرمانی را از اساطیر کهن تا روانشناسی یونگ به تصویر میکشد.
نام روان یک نام فریسی است که گاهی در زبانهای دیگر مانند انگلیسی نیز استفاده میشود. این نام میتواند به عنوان جایگزینی برای نام رُوان نیز به کار رود. ریشه این نام به زبان پروتو-ژرمنی بازمیگردد و به معنای «کلاغ» است.
فاوست: بخش دوم تراژدی، اثر یوهان ولفگانگ فون گوته، در سال ۱۸۳۲ منتشر شد. این بخش، داستان فاوست را با عناصر اسطورهای و فلسفی عمیقتری دنبال میکند. فاوست با همراهی مفیستوفلس، به دنیای اساطیر یونانی، عشق به هلن تروا و تلاش برای کنترل طبیعت میپردازد. در نهایت، فاوست با گذر از چالشهای اخلاقی و معنوی، به رستگاری میرسد.
آتاراپا، ایزدبانوی قدرتمند سپیدهدم در اساطیر پولینزی، دختر هارونگا و نماد آغاز روز است. با او و جایگاهش در فرهنگ پولینزی آشنا شوید.
گراز اروپای مرکزی (Sus scrofa scrofa) زیرگونهای از گراز وحشی است که در بیشتر مناطق اروپای قارهای پراکنده است. این جانور با موهای قهوهای تیره تا زنگزده و استخوانهای اشکی بلند، نقش مهمی در فرهنگ ژرمنی قرون وسطی داشته است. تصویر گراز بر روی سپرها، شمشیرها و کلاهخودها حکاکی میشد و در باورهای مذهبی با ایزدی مانند فریر مرتبط بود.
کیریماخوس، پسر الکتریون و آناکسوی میکائنی، یکی از شاهزادگان اساطیر یونان بود. او به همراه برادرانش توسط پسران پادشاه تاپهی، پترلائوس، کشته شد. این واقعه در راستای ادعای پادشاهی بر سرزمین اجدادی مستور، پسر پرسئوس، رخ داد.
آسکالابوس، پسر میسمه در اساطیر یونانی، به دلیل بیادبی به دمتر، الهه کشاورزی، به مارمولک تبدیل شد. این داستان در متون باستانی مانند دگردیسیهای آنتونینوس لیبرالیس و اووید نقل شده است.
در اساطیر یونان، نام «منتور» به چند شخصیت مختلف نسبت داده شده است. از جمله، پسر هراکلس از تسپیای، شاهزادهای از تیرینز، مربی تلماخوس در ادیسه هومر، و پدر ایمبریوس، متحد تروجانها. هر کدام از این شخصیتها نقشی متفاوت در روایتهای اساطیری ایفا میکنند.
والران (Waleran) نامی ژرمنی است که در قرون وسطی رایج بوده و به شخصیتهای تاریخی متعددی از جمله دوکها، کنتها، اسقفها و اشرافزادگان اشاره دارد. این نام با املای متفاوتی مانند گالران (Galeran) و والرام (Walram) نیز دیده میشود.
ویلهم هایزمن، زاده ۵ سپتامبر ۱۹۵۳، زبانشناس برجسته آلمانی و استاد و رئیس مؤسسه زبانشناسی اسکاندیناوی در دانشگاه مونیخ است. او متخصص مطالعات ژرمنی، اساطیر و ادبیات کهن اسکاندیناوی و ویراستار مشترک پروژه «دانشنامه باستانشناسی ژرمنی» است.
نام خانوادگی راینش (Reinsch) ریشهای ژرمنی دارد و در طول تاریخ، افراد برجستهای در حوزههای علمی، سیاسی و ورزشی به خود دیده است. این مقاله نگاهی کوتاه به شخصیتهای نامدار این خاندان دارد.
نام «ایفیس» در اساطیر یونان به شخصیتهای مختلفی با جنسیت و سرنوشتهای گوناگون اطلاق شده است. از دختری که توسط ایسیس به مرد تبدیل شد تا بردهای در ایلیاد هومر و شاهزادهای تبسی، هر کدام داستانی منحصر به فرد دارند. در این مقاله به بررسی این شخصیتها و سرگذشتشان میپردازیم.
هیدیریگامی (هَنبَا در چینی) موجودی افسانهای در اساطیر چین و ژاپن است که قدرت ایجاد خشکسالی دارد. ریشههای این افسانه به دوران پیشاتاریخ چین بازمیگردد، جایی که هَنبَا پس از شکست در نبرد، به شمال تبعید شد و به نمادی از خشکسالی تبدیل گشت. در طول تاریخ، تصویر این موجود از الههای سیاهپوش به شبحی خونآشاممانند تغییر یافت.
«درمان در تروا» اثری شعری از سیموس هینی است که بر پایه نمایشنامه فیلوکتتس سوفوکل نوشته شده است. این اثر در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و داستان آن از اساطیر مرتبط با جنگ تروا الهام گرفته است. هینی با بازآفرینی این داستان، به مضامینی مانند رنج، امید و عدالت میپردازد که بازتابهایی از درگیریهای ایرلند شمالی و رویدادهای سیاسی معاصر دارد.