گراز اروپای مرکزی (Sus scrofa scrofa) زیرگونهای از گراز وحشی است که در بیشتر مناطق اروپای قارهای، به جز برخی نواحی شمالی اسکاندیناوی و روسیه اروپایی و بخشهای جنوبی یونان، پراکنده است. این جانور با موهای قهوهای تیره تا زنگزده و استخوانهای اشکی بلند و نسبتاً باریک، از ویژگیهای ظاهری متمایزی برخوردار است.
در شمال ایتالیا، گرازهای معرفیشده به صورت مصنوعی از دهه ۱۹۵۰ میلادی با جمعیت بومی S. s. majori آمیزش گستردهای داشتهاند.
نقش گراز در فرهنگ ژرمنی
گراز در فرهنگ ژرمنی قرون وسطی جایگاه ویژهای داشت. تصویر این جانور بهطور مکرر بر روی سپرها، شمشیرها و کلاهخودها حکاکی میشد. کلاهخودهای گراز ژرمنی، مانند کلاهخود بِنتی گرانج، نه تنها به عنوان نماد قدرت، بلکه به عنوان محافظی معنوی برای جنگجویان استفاده میشدند. اعتقاد بر این بود که این کلاهخودها به جنگجو امکان دگرگونی معنوی به گراز را میدادند، مشابه با جنگجویان برسرکر.
در آیینهای مذهبی ژرمنی، گراز با ایزد فریر مرتبط بود و احتمالاً به عنوان جانور توتمی برای سوئدیها، به ویژه خاندان سلطنتی اینگلینگ که خود را از نوادگان این ایزد میدانستند، مورد احترام بود.
گراز در فرهنگ سلت
سلتها نیز گراز و خوک را بسیار گرامی میداشتند و آن را مهمترین جانور مقدس خود میدانستند. ایزدانی مانند موکوس و وتاریس با گراز مرتبط بودند. برخی اساطیر اولیه ولزی، قهرمان کولهوخ را پسر یک ایزد گراز معرفی میکنند.
با وجود این، اهمیت گراز به عنوان ماده غذایی در میان سلتها ممکن است در فرهنگ عامه اغراقآمیز جلوه داده شده باشد. شواهد باستانشناسی نشان میدهد استخوانهای گراز در محوطههای سلتها نادر هستند و نشانههای سلاخی بر روی آنها دیده نمیشود، احتمالاً به دلیل استفاده در آیینهای قربانی.