زندگی و آغاز راه
ویلیام تیموتی سندرز (۱۹۲۶–۲۰۰۸)، انسانشناس آمریکایی بود که تخصصش باستانشناسی منطقه مزوآمریکا بود. او در خانوادهای کارگر در پچوگِی نیویورک زاده شد. خواندن کتاب «تاریخ فتح مکزیک» اثر ویلیام اچ. پرسکات، جرقه علاقهمندی او به مزوآمریکا را زد. در دوران دبیرستان، با هارولد سی. کانکلین، همکلاسیاش که بعدها انسانشناس برجستهای شد، دوست شد.
پس از خدمت در نیروی دریایی آمریکا در جنگ جهانی دوم، سندرز با استفاده از قانون کهنهسربازان (G.I. Bill) در دانشگاه هاروارد تحصیل کرد. او در سال ۱۹۴۹ مدرک کارشناسی، در ۱۹۵۳ کارشناسی ارشد و در ۱۹۵۷ دکتری خود را دریافت کرد. پایاننامه کارشناسیاش با عنوان «انقلاب شهری در مکزیک مرکزی»، الگوی تکامل فرهنگی وی. گوردون چایلد را در مطالعه تِنوچتیتلان به کار بست.
در هاروارد، او شاگرد اساتید بزرگی چون آلفرد توزر، ارنست هوتون (که با خواندن کتابهایش در نوجوانی، سندرز را به هاروارد کشانده بود)، کارلتون اس. کون (که علاقهاش را به قومنگاری تطبیقی برانگیخت) و گوردون ویلی بود. ویلی او را با روشهای بررسی منطقهای سکونتگاهها در دره ویرور آشنا کرد؛ روشهایی که سندرز بعدها در کارهای خود به کار بست و توسعه داد. در ۱۹۵۱، سندرز در مدرسه ملی انسانشناسی و تاریخ مکزیکوسیتی نزد پدرو آرمیاس تحصیل کرد. آرمیاس نیز در پی کاربست اندیشههای چایلد در مزوآمریکا بود و علاقه سندرز را به باستانشناسی چشماندازی برانگیخت. از دیگر متفکران تأثیرگذار بر او میتوان به جولیان استیوارد، کارل آگوست ویتفوگل و لسلی وایت اشاره کرد.
پیشرفت آکادمیک و پژوهشهای ماندگار
سندرز در سال ۱۹۵۶، پس از پذیرش به عنوان استادیار در دانشگاه میسیسیپی، رساله دکتری خود با عنوان «خاک و آب: بررسی عوامل بومشناختی در توسعه و شخصیت تمدنهای مزوآمریکا» را به پایان رساند. سه سال بعد به دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا رفت و بقیه عمر آکادمیک خود را آنجا سپری کرد؛ در ۱۹۶۲ به مرتبه دانشیاری و در ۱۹۶۶ به مرتبه استادی تمام رسید.
او بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ بررسیهای گستردهای در تئوتیهواکان انجام داد که نتایج آن در کتاب «بومشناسی فرهنگی دره تئوتیهواکان» (۱۹۶۵) منتشر شد. سپس توجهش را به سمت جنوب و سایت کامینالخویو در گواتمالا معطوف کرد؛ بخشی به دلیل شواهدی از ارتباطات میان این سایت مایا و تئوتیهواکان.
در سال ۱۹۷۹، کتاب «حوضه مکزیک: فرآیندهای بومشناختی در تکامل یک تمدن» به چاپ رسید. این تحلیل منطقهای که سندرز از نویسندگان آن بود، نتایج بررسیهای ۳۰۰۰ ساله را یکپارچه میساخت. به دلیل جلد سبز روشن و تأثیرگذاری فراوان، این کتاب به «انجیل سبز» شهرت یافت.
در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، او کار بررسی در سایت کلاسیک کُپان در هندوراس را هممدیری کرد. در ۱۹۸۵ به عضویت آکادمی ملی علوم آمریکا درآمد. بیرون از آمریکا نیز به عنوان استاد مدعو در مؤسسه ملی انسانشناسی و تاریخ، دانشگاه ملی مستقل مکزیک و مدرسه ملی انسانشناسی و تاریخ فعالیت کرد.
رویکرد نظری: بومشناسی فرهنگی و منطقه همزیستی
رویکرد سندرز متأثر از تکاملگرایی فرهنگی بود و بر بومشناسی فرهنگی تأکید ویژهای داشت. او بر رابطه انسان و محیط پیرامونش تمرکز میکرد و شباهتهای واکنش فرهنگهای گوناگون به شرایط خاص زیستمحیطی را جستجو مینمود. از اینرو، مطالعه الگوهای سکونت در یک جامعه را کلید درک تحولات بومشناختی و جمعیتی میدانست.
در دوران تحصیل در هاروارد، مفهوم «منطقه همزیستی مکزیک مرکزی» را توسعه داد؛ مفهومی که به شبکه روابط اجتماعی و اقتصادی همزیست و سودمند اشاره داشت که پیش از فتح امپراتوری آزتک توسط اسپانیاییها، در میان مناطق بومشناختی گوناگون مکزیک مرکزی وجود داشت. او استدلال میکرد این منطقه توسعه شهری و شکلگیری دولت را زودتر و شدیدتر از سایر نقاط مکزیک تجربه کرد؛ پدیدهای که حاصل جغرافیای فیزیکی آن بود:
- آبوهوای نیمهخشک که پاکسازی زمین را آسانتر میکرد.
- ارتفاعات متفاوت که شرایطی مناسب برای کشت ذرت، پنبه و علف آلوِر (آگاو) فراهم میکرد.
- میزان غیرقابل پیشبینی بارشها که توسعه آبیاری و کشاورزی فشرده را ضروری ساخت.
این عوامل به تراکم بالای جمعیتی انجامید که میتوانست از تکنیکهای پیچیدهتر کشاورزی پشتیبانی کند.
پایان مسیر
ویلیام تی. سندرز در ۲ ژوئیه ۲۰۰۸، بر اثر سقوط در استیت کالج پنسیلوانیا، چشم از جهان فروبست.