لاله سفید
«لاله سفید» هجدهمین قسمت از فصل دوم سریال درام علمیتخیلی آمریکایی فرینج است. این قسمت دانشمندی (پیتر وِلِر) را دنبال میکند که برای بازگشت به گذشته و نجات نامزدش سفر زمانی میکند. در همین حال، تیم فرینج پیامدهای عملکرد او را بررسی میکند و والتر (جان نوبل) با دردسرِ گفتنِ این حقیقت به پسرش پتر (جاشوا جکسون) دست و پنجه نرم میکند که او را در کودکی از جهان موازی دزدیده است.
جی. اچ. وایمن و جف ولاسینگ نگارش این قسمت را بر عهده داشتند و توماس یاتسکو کارگردانی آن را انجام داد. وایمن بعدها بر اهمیت «لاله سفید» در تکامل سریال تأکید کرد و آن را یک «اسطورهمستقل» (Mythalone) نامید؛ چرا که عناصر آن برای خلق قسمتی ایدهآل و جذاب هم برای بینندگان جدید و هم برای طرفداران پروپاقرص طراحی شده بودند. عناصر این قسمت، بهویژه ایده لاله سفید به عنوان نشانهای از بخشایش، در قسمتهای بعدی نیز مورد استفاده قرار گرفتند.
این قسمت نخستین بار در ۱۵ آوریل ۲۰۱۰ از شبکه فاکس آمریکا پخش شد و حدود ۶.۶۲۴ میلیون بیننده داشت. با نقدهای مثبت روبهرو شد و در شصت و دومین جوایز امی ساعات پربیننده، نامزد دریافت جایزه تدوین صدا برای یک سریال شد. مجله سرگرمی هفتگی آن را بهترین قسمت کل سریال نامید، در حالی که آیجیان و دن آف گیک آن را دومین قسمت برتر ارزیابی کردند.
داستان
والتر (جان نوبل) برای نوشتن نامهای به پتر (جوشوا جکسون) به منظور توضیح اتفاقات ۱۹۸۵ که منجر به آوردن پتر از جهان موازی شد، به شدت درگیر و دستوپا میزند. درست در لحظهای که درباره نامه نهایی تأمل میکند، او و بقیه اعضای تیم فرینج برای بررسی چند جسد در یکی از واگنهای قطار احضار میشوند. والتر، پس از آنکه میفهمد باتری دستگاههای الکترونیکی قربانیان تخلیه شده است، مشکوک میشود که شخصی انرژی را هم از بدن انسانها و هم از باتری دستگاههایشان کشیده است. آنها ردپای فرد مقصر را به آلیستر پِک (پیتر ولر)، استاد اخترفیزیک دانشگاه MIT میرسانند و برای یافتن سرنخ وارد خانهاش میشوند؛ شواهدی پیدا میکنند که آلیستر در حال مطالعه سفر در زمان است. آلیستر در حضور تیم فرینج سر میرسد و مکانیزمی را روی بدنش فعال میکند که او را به گذشته میفرستد.
آلیستر دوباره در همان نقطه زمانی قبلیِ قطار ظاهر میشود و دوباره مسافران را تخلیه انرژی میکند، اما رفتارش را تغییر میدهد تا دوباره با تیم فرینج روبرو نشود. با این حال، وقتی تیم برای بررسی ماجرا فراخوانده میشود، احساس دِژاوو پیدا میکنند و شواهد دیگری را مییابند که به آلیستر اشاره دارد. آنها متوجه میشوند که او قصد دارد ده ماه قبل از ۱۸ مه ۲۰۰۹ در خط زمانی شخصیاش برگردد تا مرگ نامزدش در تصادف خودرو را متوقف کند. آلیستر در دفتر کارش در MIT پیدا میشود. والتر، که نوشتههای آلیستر درباره سفر در زمان را خوانده، پیشنهاد میدهد پیش از آنکه افسران مسلح او را دستگیر کنند، ابتدا خودش با آلیستر صحبت کند.
والتر به عنوان یک مرد علم با آلیستر صحبت میکند؛ مردی که قطعات مکنده ماشین زمانی را که درون بدنش ساخته، تعویض میکند. والتر اقرار میکند که پرش چند ماهه آلیستر به انرژی بسیار بیشتری از پیشبینیهای او نیاز دارد و ممکن است صدها نفر در منطقه ظهورش کشته شوند. آلیستر که از این موضوع آگاه است، یک زمین خالی را به یاد میآورد چند بلوک دورتر از محل مرگ نامزدش و برنامهریزی میکند از آنجا استفاده کند تا تنها گیاهان با رسیدنش پژمرده شوند. والتر به آلیستر میگوید چگونه اشتباهی که باعث پرش به قطار شد را اصلاح کند، اما از عواقب تغییر اتفاقات هشدار میدهد و توضیح میدهد که دزدیدن پتر از جهان موازی او را غرقِ پشیمانی کرده است. والتر با وجود مرد علم بودن، عذاب سالیان او را به باور به قدرتی برتر رساند و امیدوار است نشانهای از بخشایش خدا — و در نهایت بخشایش پتر — را به شکل یک لاله سفید بیابد.
آلیستر به این موضوع فکر میکند، اما وقت والتر تمام شده و تیم SWAT شروع به حرکت میکند. آلیستر تنها چند ساعت به گذشته برمیگردد تا محاسبات نیرو را بر اساس حرفهای والتر اصلاح کند و نامهای را که آدرس آن را از قبل نوشته، آماده کند. با یورش تیم SWAT، آلیستر ماشین زمانش را دوباره فعال میکند. اصلاحات آلیستر جواب میدهد و خود را در زمین خالی، چند دقیقه قبل از مرگ نامزدش مییابد. آلیستر به موقع به نامزدش میرسد و در اتومبیل با او پیوند میزند؛ فقط چند لحظه کافی دارد تا بگوید «دوستت دارم» پیش از آنکه هر دو در تصادف کشته شوند.
در زمان حال، اتفاقات این قسمت هرگز رخ ندادهاند و والتر، که به جای احضار شدن در پرونده، فرصت تأمل در نامهاش به پتر را دارد، آن را در شومینه میسوزاند. بعداً، پاکت پستی دریافت میکند — همان که آلیستر آماده کرده و دستور داده بود در این تاریخ مشخص به والتر تحویل داده شود. درون پاکت، والتر نقاشی یک لاله سفید را مییابد.
تولید
نوشتن «لاله سفید» را تهیهکننده اجرایی جی. اچ. وایمن و تهیهکننده ناظر جف ولاسینگ بر عهده داشتند. فیلمبردار توماس یاتسکو این قسمت را کارگردانی کرد که نخستین تجربه کارگردانی او در فرینج بود.
آیجیان در ژانویه ۲۰۱۰ اعلام کرد که بازیگر پیتر ولر برای یک قسمت مهمان در سریال انتخاب شده است. اگرچه او معمولاً از تلویزیونهای اپیزودیک فاصله میگرفت چون او را «خسته میکرد» و در حال تحصیل در مقطع دکتری در UCLA بود، همسرش که طرفدار بزرگ فرینج بود، فیلمنامه را خواند و او را برای پذیرش نقش آلیستر پک متقاعد کرد و به او گفت: «باید این را انجام دهی، زیباست، درباره مردی است که میخواهد همسرش را نجات دهد». ولر در تماسی با روزنامهنگاران، داستان «بهشدت رمانتیک و بسیار تأثربرانگیز» شخصیت را دلیل دیگری برای پذیرش نقش ذکر کرد. او صحنه چهار صفحهای فیلمنامه بین خود و جان نوبل را «کمیاب برای تلویزیون و شگفتانگیز نوشته شده» دانست و گفت: «از بازی در فرینج هیجانزده شدم». ولر از زمان بازی در این قسمت به طرفدار فرینج تبدیل شد و آرزو داشت به سریال برگردد و برای آن کارگردانی کند. وایمن بعدها در توییتر حدسها را رد کرد و تأیید کرد که شخصیت آلیستر پک در پایان قسمت واقعاً مرده است.
برای عناصر سفر در زمان، تدوینگر جلوههای صوتی بروس تانیس در مصاحبهای با Designing Sound انتخابهای صوتیاش را توضیح داد: «من از دیالوگها برای خلق لحنهای لرزان و زیر استفاده کردم که با تصویر پرش زمانیاش هماهنگ باشد. او با سرعت بیشتری شروع به سوسو زدن میکرد تا به لحظه پرش برسد، بنابراین میخواستم حس تکهتکه شدن زمان را که بهصورت بصری داشتیم برجسته کنم و این ایده را ایجاد کنم که او برای فرود آمدن در نقطهای دیگر از زمان، از روی آدمها میپرد. همچنین صدای وزوز الکتریکی و شرشر برای تقویت ماهیت الکتریکی دستگاه استفاده شد».
تهیهکننده اجرایی جی. اچ. وایمن بعدها در مصاحبهای نشان داد که «لاله سفید» چگونه به تکامل سریال کمک کرد: «بسیار مهم است که دائماً سعی کنیم بینندگان بیشتری جذب کنیم و اجازه ندهیم سریال دافعه داشته باشد... راهحل ما در قالب «لاله سفید» و قسمتهایی شبیه آن پیدا شد، چون فهمیدیم برای ارضای طرفداران پروپاقرص و مسئولیت مالیمان باید اصطلاحی خلق کنیم که آن را «اسطورهمستقل» نامیدیم. وقتی الان میگویید ساده به نظر میرسد، مثل: بله، قطعاً، یک پرونده مستقل عالی دارید، به علاوه اسطورهشناسی عالی را در آن میتنید. اما باید بگویم رسیدن به این نقطه و درک آن زمان زیادی برد. اکنون این الگو را برای روایت داستانهایی داریم که هر دو گروه را راضی میکند». او و پینکنر بعدها «لاله سفید» را در لیست قسمتهای محبوبشان قرار دادند.
مانند سایر قسمتهای فرینج، شبکه فاکس و المپیاد علمی طرح درسی برای کودکان دبستانی بر اساس علم به تصویر کشیده شده در «لاله سفید» منتشر کرد؛ هدف این درس این بود که «دانشآموزان مفاهیم علمی مرتبط با زمان مانند نجوم و فیزیک را با تمرکز بر زمانسنجی بیاموزند».
بازخورد
آمار بیننده
«لاله سفید» در آمریکا حدود ۶.۶۲ میلیون بیننده داشت و سهم ۴.۰/۷ در میان کل خانوارها و سهم ۲.۵/۷ در میان افراد ۱۸ تا ۴۹ سال را ثبت کرد.
نقدها
نقدهای «لاله سفید» بهشدت مثبت بودند. کن تاکر از مجله سرگرمی هفتگی از قسمت لذت برد و نوشت: «فرینج در ترکیب اسطورهشناسیاش با پروندههای ماورایی هر روز ماهرتر میشود». او همچنین بازی پیتر ولر را ستود. رمزی ایسلر از آیجیان پس از انتظار برای یک قسمت پرکننده، گفت که «خوشحالانه اشتباهم ثابت شد»، چرا که «داستان یکی از بهترینهای سریال شد». ایسلر ادامه داد که «نویسندگان واقعاً کار خوبی در ادغام اسطورهشناسی کلی در یک داستان مستقل که بهطرز باورنکردنی خوب است انجام دادند... این روایت درخشان است». اندرو هانسون از لسآنجلس تایمز از قسمت لذت برد، اما آرزو کرد استرید زمان بیشتری روی صفحه میداشت.
استیو هایسلر از ای.وی. کلاب نمره A داد و توضیح داد: «وحشت. سردرگمی. این لحظهای است که فرینج در بهترین حالت خود قرار دارد». تیم گریرسون از مجله نیویورک تمام تعاملات بین نوبل و ولر را دوست داشت و فکر میکرد آنها «چنان جذاب بودند که توجیهکننده قسمتی بودند که بهراحتی میتوانست بسیار احمقانه باشد — در عوض، یکی از بهترین داستانهای مستقل فصل بود». جاش ویگلر از امتیوی نیز صحنههای بین نوبل و ولر را بهترین بخش قسمت دانست. جین بورسا از تیوی اسکاد نوشت این «قسمت عالی دیگری بود که داستان را به جلو هل داد و اجرای فوقالعاده دیگری از جان نوبل بود». تلویژن ویتاوت پی نمره B+ را به آن داد. ای.وی. کلاب فرینج را پانزدهمین سریال برتر ۲۰۱۰ نامید و بهویژه «لاله سفید» را برجسته کرد، در حالی که دن آف گیک آن را دومین قسمت برتر سریال فهرست کرد. جف جنسن از مجله سرگرمی هفتگی «لاله سفید» را بهترین قسمت کل سریال نامید و آن را «ترکیبی تقریباً کامل از اسطورهشناسی و قسمت مستقل» خواند. «لاله سفید خالصترین و بهترین نمونه فرینج از احساسات سرشار است که با ایدههای سختگیرانه تعدیل شدهاند. لاله عنوانگذاری شده نماد بخشایش — ایمان به عشق — است و درون سریال به نمادی نیمهتکرارشونده از امید شکننده و برای مخاطبان، قطبنمای ارادت طرفداران فرینج تبدیل شد.» آیجیان آن را دومین قسمت برتر رتبهبندی کرد و توضیح داد که «با وجود چند ایراد فنی در جلوههای ویژه و کماستفادهای از ولر در نیمه اول، بازیگران باتجربه فیلمنامهای عالی را با مهارت اجرا کردند».
«لاله سفید» در قسمت سیزدهم فصل سوم با عنوان «موضوع ۱۳» چندین بار ارجاع داده شد. تهیهکننده اجرایی جی. اچ. وایمن بعدها در مصاحبهای توضیح داد که «موضوعات لاله سفید از نظر موضوعی به هم متصل هستند چون آن قسمتی بود که والتر به خدا ایمان میآورد» و توضیح داد که این مضامین در پایان فصل سوم دوباره بازمیگردند. آخرین ارجاع به لاله سفید در فصل پنجم، قسمت پایانی سریال است که در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳ پخش شد.
جوایز و نامزدها
«لاله سفید» در بخش هنرهای خلاق شصت و دومین جوایز امی ساعات پربیننده نامزد جایزه تدوین صدا برای یک سریال شد؛ تیم آن شامل تدوینگر ناظر صدا پال کرتیس، تدوینگران صدا ریک نورمن و بروس تانیس، تدوینگر موسیقی پال آپلگرن و هنرمندان فولی شلی رودن و ریک پارتلاو بود. این قسمت به یک قسمت از سریال ۲۴ باخت. «لاله سفید» همچنین در جوایز HPA سال ۲۰۱۰ برای تدوین صدا نامزد شد، اما به قسمتی از سریال هاوس باخت.
همچنین در شصت و دومین جوایز امی ساعات پربیننده، نویسندگان جی. اچ. وایمن و جف ولاسینگ «لاله سفید» را برای بررسی در بخش نویسندگی برجسته برای یک سریال درام ارسال کردند، اما نامزدی کسب نکردند. پیتر ولر این قسمت را برای بررسی در بخش بازیگر مهمان برجسته در یک سریال درام ارسال کرد. ولر و بازیگر مهمان دیگر لئونارد نیموی (که در «آنجا» ظاهر شد) برای نامزدی انتخاب نشدند.