خدا وارد بار می‌شود: نگاهی به قسمت هشتم واچمن

A God Walks into Abar
📅 9 اسفند 1404 📄 1,343 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

قسمت هشتم سریال واچمن، «خدا وارد بار می‌شود»، به داستان دکتر منهتن و گذشته او می‌پردازد. آنجلا آبار با دکتر منهتن در بار ویتنام ملاقات می‌کند و او از زندگی خود در اروپا و دلایل علاقه‌اش به آنجلا می‌گوید. این قسمت نگاهی عمیق به عشق، زمان و سرنوشت دارد.

خدا وارد بار می‌شود: سفری به گذشته دکتر منهتن

«خدا وارد بار می‌شود»، قسمت هشتم از مینی‌سریال درام ابرقهرمانی شبکه HBO، «واچمن»، که بر اساس مجموعه کمیک‌های سال ۱۹۸۶ دی‌سی کامیکس به همین نام از آلن مور و دیو گیبنز ساخته شده است، داستانی عمیق و احساسی را روایت می‌کند. این قسمت که توسط جف جنسن و دیمون لیندلوف نوشته شده و به کارگردانی نیکول کسل است، در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۱۹ پخش شد و تمرکز اصلی آن بر شخصیت دکتر منهتن و رویدادهای زندگی او پس از وقایع کمیک است.

خلاصه‌ای از وقایع

در سال ۲۰۰۹، همزمان با سالگرد روز پیروزی در ویتنام (VVN Day)، آنجلا آبار، افسر پلیس وقت در سایگون، در یک بار با دکتر منهتن روبرو می‌شود. منهتن خود را معرفی کرده و از آنجلا برای شام دعوت می‌کند. در ابتدا، آنجلا به او شک دارد، چرا که افراد بسیاری در آن روز با ظاهر او در جشن‌ها حاضر شده‌اند. دکتر منهتن توضیح می‌دهد که زمان را به صورت همزمان تجربه می‌کند و پس از ترک زمین در سال ۱۹۸۵، در اروپا بوده و در آنجا حیات را در یک اکوسیستم بسته خلق کرده است. او کلون‌هایی از فیلیپس و کروکشanks، زوجی اشرافی که در دهه ۱۹۳۰ پس از فرار از آلمان نازی از او و پدرش میزبانی کرده بودند، ساخته است. منهتن شرح می‌دهد که پس از دیدن رابطه جنسی آن‌ها، فیلیپس و کروکشanks او را تشویق به خلق چیزی زیبا کرده‌اند. او پس از خلق حیات در اروپا، عمارت آن‌ها را نیز به آنجا منتقل کرد، اما سرانجام به دلیل وسواس کلون‌ها در پرستش و خوشنود کردن او، آنجا را ترک کرد.

آنجلا همچنان به هویت و انگیزه‌های دکتر منهتن برای علاقه‌اش به او مشکوک است. منهتن وقایع آینده را برای او شرح می‌دهد و می‌داند که آنجلا در دورانی که او قادر به پیش‌بینی آن نیست، به او کمک خواهد کرد. دو هفته بعد، آنجلا به منهتن کمک می‌کند تا در سردخانه، جسدی را برای استفاده از ظاهر انسانی آن به منظور پنهان ماندن انتخاب کند. منهتن هویت کالوین جلانی، فردی که به تازگی بر اثر حمله قلبی مشکوک فوت کرده بود، را برمی‌گزیند. شش ماه بعد، آنجلا از بی‌تفاوتی منهتن کلافه می‌شود. منهتن به ملاقات آدریان وِیدت می‌رود که خود را در «کارناک»، پایگاه قطب جنوبش، منزوی کرده است. وِیدت که متوجه عشق منهتن می‌شود، دستگاه کوچکی را که در سال ۱۹۸۵ ساخته بود و در ابتدا به عنوان سلاحی علیه منهتن طراحی شده بود، به او پیشنهاد می‌دهد. این دستگاه با استفاده از تا کیون‌ها، حافظه منهتن را مختل کرده و او را قادر می‌سازد تا فقط در شرایط مرگ و زندگی از قدرت‌هایش استفاده کند. در ازای آن، منهتن پیشنهاد می‌دهد وِیدت را به اکوسیستم اروپای خود منتقل کند، جایی که کلون‌های فیلیپس و کروکشanks طبق میل او به او خدمت کرده و او را ستایش خواهند کرد.

پیش از آنکه منهتن اجازه دهد آنجلا دستگاه را روی او استفاده کند، به ملاقات ویل در شهر نیویورک می‌رود و توضیح می‌دهد که باید به نوه‌اش، آنجلا، در سال ۲۰۱۹ کمک کند.

در سال ۲۰۱۹، پس از اینکه آنجلا دستگاه وِیدت را از منهتن جدا می‌کند، منهتن به او می‌گوید که از نقشه «کاوالری هفتم» برای دستگیری او آگاه است و فرزندانشان را به مکانی امن نزد ویل در مرکز شهر تالسا منتقل می‌کند. آنجلا متوجه می‌شود که منهتن به طور همزمان در سال ۲۰۱۹ با او و در سال ۲۰۰۹ با ویل صحبت می‌کند و از منهتن می‌خواهد که از ویل بپرسد که چگونه از ارتباط جاد با سایکلاپس اطلاع داشته است. ویل در سال ۲۰۰۹ به منهتن می‌گوید که جاد را نمی‌شناسد و آنجلا درمی‌یابد که ایده قتل جاد را به ویل داده بود و این آغازگر وقایع سریال بوده است. منهتن اعلام می‌کند که کاوالری در شرف حمله است. آنجلا، با وجود آگاهی از آینده، آماده دفاع از او می‌شود؛ منهتن به او می‌گوید که این همان لحظه‌ای بود که عاشق او شد. این دو بیشتر افراد کاوالری را از پای درمی‌آورند، اما آخرین نفر با شلیک توپ تا کیونی، او را اسیر می‌کند و آنجلا را به شدت اندوهگین می‌سازد.

در ویتنام سال ۲۰۰۹، آنجلا داستان منهتن را می‌پذیرد و دعوت او به شام را قبول می‌کند.

در صحنه پس از تیتراژ، وِیدت به دلیل تمایل به ترک اروپا توسط کلون‌های فیلیپس و کروکشanks مجازات می‌شود. در سلولش، «نگهبان بازی» (Game Warden) برای او کیک سالگرد می‌آورد. مشخص می‌شود که نگهبان بازی، اولین کلون فیلیپس بوده که توسط منهتن خلق شده است. پس از رفتن نگهبان، وِیدت یک نعل اسب پخته شده در کیک را کشف می‌کند و شروع به استفاده از آن برای فرار می‌کند.

تولید

کارگردانی این قسمت بر عهده نیکول کسل بود که کارگردانی دو قسمت اول سریال را نیز بر عهده داشت. کسل اظهار داشت که یحیی عبدالمعطین دوم در تمام طول قسمت، از جمله صحنه‌های بار، نقش دکتر منهتن را ایفا کرده است. عبدالمعطین در نقش دکتر منهتن، خارج از محدوده صدای طبیعی خود صحبت می‌کرد. تصمیم به عدم نمایش چهره او در این صحنه‌ها بخشی از فیلمنامه دیمون لیندلوف و جف جنسن بود. آن‌ها همچنین نگران بودند که نمایش چهره منهتن در این مقطع، طرفداران مینی‌سریال را ناامید و ناراحت کند، صرف نظر از رویکردی که برای تطابق با کمیک اتخاذ می‌شد. کسل در حین فیلمبرداری مکالمه‌ای که تنها چهره یک نفر قابل مشاهده بود، با گِرِگ میدلتون، مدیر فیلمبرداری، همکاری کرد تا چیدمان صحنه‌ها را به گونه‌ای تنظیم کند که از تکرار بیش از حد در طول این صحنه‌ها جلوگیری شود و همچنین چگونگی ورود و خروج به این صحنه‌ها را مشخص کند.

عبدالمعطین نقش «کال» را قبل از اینکه بداند دکتر منهتن هم خواهد بود، پذیرفته بود؛ او تنها بین فیلمبرداری قسمت‌های دوم و سوم از این موضوع مطلع شد. از آنجایی که می‌دانست این موضوع احتمالاً مستلزم برهنگی او خواهد بود، یک مربی شخصی استخدام کرد و رژیم غذایی را برای آماده‌سازی بدنی مناسب برای دوربین آغاز کرد. فرآیند گریم برای پوشاندن بدن عبدالمعطین حدود دو ساعت و نیم طول می‌کشید، در حالی که پاک کردن گریم با حلال‌ها یک ساعت دیگر زمان می‌برد.

بار ویتنامی بر اساس بار «ادی» در ویتنام در کمیک طراحی شده بود. این قسمت شامل صحنه‌هایی از داخل «کارناک»، پایگاه قطب جنوب وِیدت بود و کسل برخی از نماها را طوری کارگردانی کرد که تقریباً با نماهای کمیک یکسان باشند. در فلش‌بک به دوران جوانی جان استرمن در عمارت، یک انجیل مصور به او نشان داده می‌شود. این تصاویر توسط دیو گیبنز، تصویرگر مینی‌سریال اصلی، که به عنوان مشاور در سریال تلویزیونی نیز خدمت می‌کرد، کشیده شده بود.

این قسمت شامل تنها صحنه پس از تیتراژ سریال با حضور وِیدت پس از محاکمه بود. کسل گفت که آن‌ها تصمیم گرفتند از صحنه پس از تیتراژ استفاده کنند تا جریان سنجیده شده باقی قسمت را مختل نکنند و این صحنه را با مطالب اضافی پس از هر فصل کمیک مقایسه کرد.

عنوان قسمت، طبق گفته کسل، تصادفی بود. آن‌ها نام خانوادگی «آبار» را در اوایل توسعه داستان به آنجلا داده بودند. بعداً، هنگام استوری‌برد کردن قسمت‌ها، کسل متوجه شد که یکی از نویسندگان «...وارد یک بار می‌شود...» را به عنوان مفهومی برای این قسمت نوشته است و با دیدن آن، ماهیت اتفاقی نام آبار را درک کرد.

بازخوردها

نقد منتقدان

«خدا وارد بار می‌شود» با تحسین جهانی منتقدان روبرو شد. در راتن تومیتوز، این قسمت با میانگین امتیاز ۹.۲۵ از ۱۰ و بر اساس ۲۳ نقد، امتیاز تایید ۱۰۰ درصد را کسب کرد. اجماع منتقدان این سایت می‌خواند: «واچمن به طور یکپارچه شروع به گره‌گشایی از گره‌ها می‌کند، اما اجراهای استثنایی رجینا کینگ و یحیی عبدالمعطین دوم، «خدا وارد بار می‌شود» را به یک داستان عاشقانه به طرز شگفت‌انگیزی زیبا و عمیقاً غم‌انگیز تبدیل می‌کند.»

«خدا وارد بار می‌شود» یکی از شش قسمت تلویزیونی بود که در سال ۲۰۲۰ نامزد جایزه هوگو برای بهترین اجرای دراماتیک، فرم کوتاه شد.

جوایز

برای هفتاد و دومین دوره جوایز امی پرایم‌تایم، یحیی عبدالمعطین دوم جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در مینی‌سریال یا فیلم را از آن خود کرد و هنک ون ایگن، تدوینگر، جایزه بهترین تدوین تک‌دوربین برای مینی‌سریال یا فیلم را برای این قسمت دریافت کرد.

آمار تماشای قسمت

تخمین زده می‌شود که ۸۲۲,۰۰۰ بیننده در شب اول پخش، قسمت «خدا وارد بار می‌شود» را تماشا کردند.

منابع

پیوندهای خارجی

  • «خدا وارد بار می‌شود» در HBO.com

اپیزودهای تلویزیونی آمریکایی ۲۰۱۹

اپیزودهای سریال واچمن

اپیزودهای تلویزیونی در قطب جنوب

اپیزودهای تلویزیونی در ویتنام

اپیزودهای تلویزیونی به کارگردانی نیکول کسل

اپیزودهای تلویزیونی به نویسندگی دیمون لیندلوف

جمع‌بندی

قسمت «خدا وارد بار می‌شود» نه تنها با اجرای قوی بازیگران و کارگردانی دقیق، بلکه با داستانی عمیق و احساسی، جایگاه خود را به عنوان یکی از بهترین قسمت‌های سریال واچمن تثبیت کرد. این قسمت با پیوند دادن گذشته و آینده، تصویری دراماتیک از عشق و فداکاری ارائه می‌دهد.