شهروند ناشناس: نقدی بر استانداردسازی
شعر «شهروند ناشناس» سرودهی دبلیو. اچ. آدن در سال ۱۹۳۹، کمی پس از مهاجرت او از انگلستان به ایالات متحده، برای نخستین بار در ۶ ژانویه ۱۹۴۰ در مجلهی نیویورکر منتشر شد. این شعر در مجموعهی دیگری زمان (۱۹۴۰) نیز چاپ شد.
شعر، سنگنبشتهای است برای مردی که تنها با ترکیب حروف و اعداد JS/07/M/378 شناخته میشود. او از دیدگاه سازمانهای دولتی، مانند «ادارهی آمار» ساختگی، توصیف میشود. گویندهی شعر به این نتیجه میرسد که این مرد زندگی کاملاً متوسط و در نتیجه، نمونهای ایدهآل داشته است. این شعر، طنز تلخی است بر استانداردسازی به بهای از بین رفتن فردیت.
آدن در این شعر، جامعهای آیندهنگر را به تصویر میکشد که در آن شهروندان با اعداد و حروف دلخواه شناخته میشوند، نه با نامهای شخصی.
تفسیر شعر
«شهروند ناشناس» از طریق گزارش دیستوپیایی، زندگی مردی ناشناس را توصیف میکند. شعر با نشان دادن «شهروند متوسط» از نگاه سازمانهای دولتی، به نقد استانداردسازی و رابطهی دولت مدرن با شهروندان میپردازد. سطرهای پایانی شعر، پرسشهایی مانند «آیا او آزاد بود؟» یا «آیا او خوشبخت بود؟» را بیپاسخ میگذارد، زیرا روش آماری دولت قادر به درک چنین پرسشهایی نیست.
دولت دستکاریگر در شعر، شهروند ناشناس را ایدهآل میداند.
آدن تنها دولت را نقد نمیکند. کارفرمای این مرد «راضی» است، اتحادیهاش گزارش میدهد که حق عضویت را پرداخته، دوستانش او را دوست دارند، و مطبوعات از خرید روزانهی روزنامه و واکنش او به آگهیها خرسندند. نظرسنجان صنعتی از عادات خرید او راضیاند و معلمان خوشحالند که او مزاحمشان نشده است. در شعر آدن، کل سیستم و جامعه در از بین رفتن فردیت مسئولند.