معرفی لوئیس تئوبالد
لوئیس تئوبالد (غسل تعمید: ۲ آوریل ۱۶۸۸ – درگذشت: ۱۸ سپتامبر ۱۷۴۴)، ویراستار متون و نویسنده انگلیسی، چهرهای برجسته و بیبدیل در تاریخ ویرایش آثار شکسپیر و همچنین طنز ادبی است. نقش او در استقرار متون صحیح برای آثار شکسپیر بسیار حیاتی بود؛ با این حال، بیشتر به عنوان نخستین نماد «سادهلوخی» در منظومه دیونسیاد (The Dunciad) اثر الکساندر پوپ شناخته میشود.
زندگی و کارنامه
لوئیس تئوبالد فرزند پیتر تئوبالد، وکیل دادگستری، و همسر دومش مری بود. او در سیتینگبورن، کنت به دنیا آمد و در همانجا غسل تعمید داده شد.
پس از درگذشت پدرش در سال ۱۶۹۰، لوئیس تحت سرپرستی خانواده راکینگهام درآمد و همراه با پسران این خانواده آموزش دید. این فرصت، پایهای محکم در زبانهای یونانی و لاتین برای او فراهم کرد که در تمام طول مسیر علمیاش کارگشا بود. در جوانی، نزد یک وکیل شاگردی کرد و سپس در لندن دفتر حقوقی خود را تأسیس نمود. احتمالاً در دوران شاگردی، در سال ۱۷۰۷، دو اثر قصیده پینداری بر اتحاد اسکاتلند و انگلیس و ناوفرگیوم بریتانیکوم را منتشر کرد. در سال ۱۷۰۸ نیز تراژدی شاهزاده خانم پارسی در تئاتر دروری لین به روی صحنه رفت.
تئوبالد در سال ۱۷۱۴ فایدون افلاطون را ترجمه کرد. او با برنارد لینتوت قرارداد بست تا هفت تراژدی اسکیلوس را ترجمه کند، اما به این تعهد عمل نکرد. در عوض، در سال ۱۷۱۵ الکترا، آژاکس و ادیپوس رکس اثر سوفوکل را به انگلیسی برگرداند. او همچنین برای نشریه محافظهکار میستز ژورنال مقاله مینوشت.
تئوبالد تلاش کرد از طریق نمایشنامهنویسی امرار معاش کند و با جان ریچ در تئاتر دروری لین همکاری خود را آغاز نمود. او پانتومیمهایی نظیر جادوگر هارلکین (۱۷۲۵)، آپولو و دافنه (۱۷۲۶)، دزدی پروسرپین (۱۷۲۷) و پرسئوس و آندرومدا (۱۷۳۰) را برای او نوشت؛ موسیقی بسیاری از این آثار را یوهان ارنست گالیارد ساخته بود.
او احتمالاً از فردی به نام هنری میستایر سرقت ادبی کرده بود. میستایر پیشنویس نمایشنامهای به نام برادر خیانتکار را برای بازبینی به تئوبالد داده بود، اما تئوبالد آن را به نام خودش به روی صحنه برد.
شکسپیر بازسازیشده و نبرد با پوپ
شهرت و مشارکت تئوبالد در ادبیات انگلیسی، عمدتاً به کتاب شکسپیر بازسازیشده (۱۷۲۶) وابسته است. این کتاب واکنشی صریح به ویرایش الکساندر پوپ از آثار شکسپیر بود. پوپ در ویرایش خود، مصراعهای شکسپیر را «صاف و روان» کرده و از بسیاری خطاهای متنی چشمپوشی کرده بود. در واقع، زمانی که پوپ در سال ۱۷۲۸ ویرایش دوم شکسپیر را منتشر کرد، بسیاری از خوانشهای متنی تئوبالد را پذیرفت. پوپ ادعا کرد که تنها «حدود بیست و پنج واژه» از اصلاحات تئوبالد را به کار برده، اما در حقیقت، بخش عمدهای از آنها را گرفته بود. علاوه بر این، پوپ مدعی شد تئوبالد اطلاعات خود را از او پنهان کرده است.
پوپ بیشک شاعری برتر از تئوبالد بود، همانطور که تئوبالد ویراستاری بسیار بهتر از پوپ بود. حوادث پیرامون حمله تئوبالد و پادحمله پوپ، هر دو مرد را در اوج خود نشان میدهد. شکسپیر بازسازیشده پاسخی سنجیده، هرچند تندخویانه، به ویرایش پوپ بود. اما تئوبالد در سال ۱۷۳۳، ویرایشی رقیب از آثار شکسپیر را در هفت جلد برای کتابفروشی جیکاب تونسون عرضه کرد. او برای این ویرایش با اسقف واربرتون همکاری کرد؛ کسی که بعدها در سال ۱۷۴۷ ویرایشی مستقل از شکسپیر منتشر نمود.
ویرایش سال ۱۷۳۳ تئوبالد، تا پیش از سال ۱۷۵۰ بهترین ویرایش منتشرشده بود و سنگبنای تمام ویرایشهای بعدی به شمار میرود. تئوبالد نهتنها متغیرها را اصلاح کرد، بلکه بهترین متون را انتخاب نمود و بسیاری از تغییراتی را که ویراستاران قرن هجدهم به متن داده بودند، بازگرداند. ویرایش بعدی ادموند مالون (که استانداردی برای ویراستاران مدرن محسوب میشود)، بر پایه کار تئوبالد بنا شد.
تئوبالدِ احمق
تئوبالد به خاطر انتقاد علنیاش از پوپ، پاداش عجیبی گرفت: در سال ۱۷۲۸ به نخستین قهرمان منظومه دیونسیاد پوپ تبدیل شد. (پوپ نام او را «تیبالد» تلفظ میکرد، هرچند اعضای زنده خانواده تئوبالد میگویند نام او در آن زمان نیز همانطور که نوشته میشد تلفظ میشد). پوپ در دیونسیاد واریوروم بسیار فراتر رفت. او در یادداشتهای منظومه، نظرات تند دیگران درباره تئوبالد را جمعآوری کرد، مدارکی ارائه داد که تئوبالد به نشریه میست نامههایی در تمجید از خودش نوشته بود و استدلال نمود که کتاب شکسپیر بازسازیشده در واقع یک کمین بود.
یکی از مدارک محکومکننده از جانب جان دنیس بود که درباره ترجمه تئوبالد از اووید نوشته بود: «یک احمق بدنام وجود دارد... که از یک نوچه حقوقی، به یک نوچه تئاتر تبدیل شده و اخیراً دگردیسیهای اووید را با ترجمهای فاحش مسخره کرده است.»
تا زمان انتشار نسخه دوم دیونسیاد در سال ۱۷۴۱، تئوبالد رئیس «احمقها» باقی ماند؛ کسانی که با پایین آوردن سلیقه عمومی، راه را به سوی تاریکی هموار میکردند. پوپ سرقتهای ادبی و کارهای تئوبالد در نمایشنامههای عوامپسند را مستقیماً هدف قرار داد، اما دلیل اصلی این خشم، بدون شک کتاب شکسپیر بازسازیشده بود. با وجود ارزش بینظیر کار تئوبالد، پوپ در تخریب شخصیت او چنان موفق عمل کرد که تئوبالد در میان کسانی که با شکسپیر سر و کار ندارند، تنها به عنوان یک احمق، یک کاتب خستهکننده و پدرسالار، و یک کاتب سادهلوح شناخته میشود. در این زمینه، تأثیر دیونسیاد بر آبروی تئوبالد در تاریخ، بسیار شبیه تأثیر مک فلکنو اثر درایدن بر توماس شادول بود.
دوبل فالشود
در سال ۱۷۲۷، تئوبالد نمایشنامه دوبل فالشود (یا عاشقانِ درماندگی) را به روی صحنه برد و ادعا کرد که آن را بر اساس نمایشنامهای گمشده از شکسپیر نوشته است. پوپ این کار را کلاهبرداری خواند، اما در خلوت اعتراف کرد که معتقد است تئوبالد دستکم از یک اثر اصیل متعلق به آن دوره بهره برده است. محققان مدرن همچنان درباره راستگویی تئوبالد در این ادعا اختلاف نظر دارند. دوبل فالشود ممکن است بر اساس نمایشنامه گمشده کاردنیو اثر شکسپیر و جان فلچر نوشته شده باشد؛ تئوبالد ممکن است به نسخه خطی بازماندهای از آن دسترسی داشته و آن را با سلیقه اوایل قرن هجدهم بازنویسی کرده باشد. با این حال، ادعاهای تئوبالد درباره خاستگاه این نمایشنامه متناقض است و بهطور یکسان توسط منتقدان پذیرفته نشده است.
نمایشنامههای برگزیده
- شاهزاده خانم پارسی (۱۷۰۸)
- برادر خیانتکار (۱۷۱۶)
- جادوگر هارلکین (۱۷۲۵)
- آپولو و دافنه (۱۷۲۶)
- دوبل فالشود (۱۷۲۷)
- دزدی پروسرپین (۱۷۲۷)
- اورستس (۱۷۳۱)
- رمز مرگبار (۱۷۳۳)