کاستاس کاریاتاکیس
کاستاس کاریاتاکیس (به یونانی: Κώστας Καρυωτάκης) (۱۱ نوامبر ۱۸۹۶ [بر اساس تقویم قدیم ۳۰ اکتبر] – ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۸) به عنوان یکی از برجستهترین و نمایانترین شاعران یونان در دهه ۱۹۲۰ و یکی از نخستین شاعران استفاده از مضامین نمادشکنانه در یونان شناخته میشود. شعرهای او بار عمیقی از طبیعت، تصویرسازی و ردپای اکسپرسیونیسم و سورئالیسم را در خود دارد. او همچنین متعلق به جنبش نسل گمشده یونان است. اکثر همعصران کاریاتاکیس در طول زندگیاش نگاه منفی و تحقیرآمیزی به او داشتند و دلیل منطقی برای این بیاعتنایی نبود؛ زیرا پس از خودکشیاش، اکثر آنان به این دیدگاه رسیدند که او واقعاً شاعری بزرگ بوده است. او تأثیری عمده و تقریباً نامتناسبی بر شاعران یونانی بعدی گذاشت.
زندگینامه
کاریاتاکیس عمق وجودی و بعد تراژیک را به ظرافتهای عاطفی و لحنهای غمانگیز شعر نمادین جدید و رمانتیسم نو آن دوره بخشید. با وضوح نادری از روح و بینش نافذ، او آب و هوای فروپاشی و بنبستهای نسل خود، و همچنین تروماهای دنیای درونی روحی خود را با جسارت شعری ثبت و منتقل میکند.
دوران کودکی و نوجوانی
کاریاتاکیس در تریپولی، یونان متولد شد. اشتغال پدرش به عنوان مهندس شهرستان باعث شد دوران کودکی و نوجوانیاش را در مکانهای مختلفی سپری کند، زیرا خانوادهاش بارها جابهجا شد و به شهرهای یونانی از جمله آرگوستولی، لفسکا، لاریسا، کالاماتا، آتن و خانیا رفت. او در سال ۱۹۱۲ شروع به انتشار شعر در مجلات کودکان کرد. تنها در حد حدس و گمان است که گفته میشود او در خانیا در سال ۱۹۱۳ عمیقاً احساس خیانت کرده که دختری که به او اهمیت میداد، ازدواج کرده و او را در غم فرو برد.
پس از اخذ مدرک از دانشکده حقوق و علوم سیاسی آتن در سال ۱۹۱۷، او به حرفه وکالت روی نیاورد. کاریاتاکیس کارمند اداری در استانداری تسالونیکی شد. با این حال، او کارش را بسیار دوست نداشت و نتوانست بوروکراسی دولت را تحمل کند، موضوعی که اغلب در شعرهایش به آن میپرداخت. قطعه نثر او به نام کثرس (پاکسازی) نمونه بارز این موضوع است. به همین دلیل او اغلب از پستهایش عزل و به مکانهای دیگر در یونان منتقل میشد. در طول این انتقالها، او با خستگی و بدبختی کشور در طول جنگ جهانی اول آشنا شد.
بزرگسالی و فعالیت هنری
در فوریه ۱۹۱۹، او اولین مجموعه شعر خود را با عنوان درد مردم و اشیاء منتشر کرد که عمدتاً توسط منتقدان نادیده گرفته یا بد Review شد. در همان سال، او با دوستش آگیس لوندیس، یک مجله طنزآمیز به نام پا را منتشر کرد که با وجود موفقیت، پس از شماره ششم توسط پلیس ممنوع شد. در سال ۱۹۲۱، دومین مجموعه خود را با عنوان نپنت منتشر کرد و همچنین یک رویو موسیقی به نام پلمِل نوشت. در سال ۱۹۲۲، رابطه عاطفی با شاعر ماریا پولیدوری را آغاز کرد که همکار او در استانداری آتیکا بود. در سال ۱۹۲۳، شعری به نام ترپونما پالیدوم نوشت که تحت عنوان آواز جنون منتشر شد و باعث شد حدسی بروز کند که او ممکن است مبتلا به سوزم (سفلیس) باشد، بیماریای که قبل از ۱۹۴۵ به عنوان بیماری مزمن بدون درمان قطعی شناخته میشد.
جورج اسکوراس، پزشک شاعر، نوشت: «او بیمار بود، او مبتلا به سوزم بود» و جورج ساودیس (۱۹۲۹–۱۹۹۹)، استاد دانشگاه ارسطو تسالونیکی که بزرگترین آرشیو درباره شاعران یونانی را در اختیار داشت، آشکار کرد که کاریاتاکیس مبتلا به سوزم بوده و برادرش، تاناسیس کاریاتاکیس، این بیماری را برای خانواده رسوایی میدانست.
در سال ۱۹۲۴، او به خارج از کشور سفر کرد و ایتالیا و آلمان را بازدید کرد. در دسامبر ۱۹۲۷، آخرین مجموعه شعر خود را با عنوان الژی و طعنهها منتشر کرد. در فوریه ۱۹۲۸، کاریاتاکیس به پاتراس منتقل شد، اما به زودی پس از آن یک ماه در پاریز مرخصی بود و در ژوئن ۱۹۲۸ دوباره توسط کشتی به پرévزا فرستاده شد.
خودکشی
کاریاتاکیس تنها ۳۳ روز در پرévزا زندگی کرد، تا خودکشی در ۲۱ ژوئیه ۱۹۲۸ در سن ۳۱ سالگی. کار او در استانداری پرévزا، در کاخ پالایوس، خیابان اسپلیادو شماره ۱۰، به عنوان وکیل برای کنترل اهدای زمین از دولت به پناهندگان جنگ آسیای کوچک ۱۹۲۲ بود. از پرévزا نامههای ناامیدکنندهای به دوستان و بستگان فرستاد و رنجی که در شهر احساس میکرد را شرح داد. خانوادهاش پیشنهاد دادند تا برای اقامت نامحدود در پاریز از او حمایت کنند، اما او رد کرد زیرا میدانست که چنین قربانی مالی برای آنان意味着 چه میکند. اضطرابش در شعر پرووزا که کوتاه قبل از خودکشی نوشت، حس میشود. شعر دارای تکرار آهنگین و تأکیدی کلمه مرگ در ابتدای بسیاری از خطوط و جملات است.
مرگ، چنان بر دیوارهای سیاه و آجرهای سقف میکوبد
مرگ، زنان عاشقشده
مانند پوست کن پیاز.
مرگ، خیابانهای پلید و بیاهمیت
با نامهای درخشان و متکبرانهشان،
باغ زیتون، دریا اطراف، و حتی
خورشید، مرگ در میان مرگهای دیگر.
...
اگر فقط، در میان این مردم،
یکی از روی تنفر خالص
ساکت، محروم، با اخلاق متواضع بمیرد،
در مراسم تشییع، همه سرگرم میشویم.
در ۱۹ ژوئیه ۱۹۲۸، کاریاتاکیس به ساحل مونولیت رفت و ده ساعت تلاش کرد در دریا غرق شود، اما در این تلاش شکست خورد، زیرا خود نوشته بود که شناگر ماهری است. در صبح بعدی به خانه بازگشت و دوباره رفت تا یک تفنگ کوتاک خرید و به یک کافه کوچک در محل وریسولا (نزدیک هتل زیکاس امروزی) رفت. پس از چند ساعت سیگار کشیدن و نوشیدن آب گیلاس، ۷۵ دراخما به عنوان انعام گذاشت در حالی که قیمت نوشیدنی ۵ دراخما بود. سپس به آگیوس اسپیریدون رفت و در زیر یک درخت اکالیپتوس، با شلیک به قلب خود کشته شد. نامه خودکشیاش در جیبش پیدا شد:
«زمان آن رسیده که تراژدی خود را آشنا کنم. بزرگترین گناهان من، کنجکاوی بیحد، تخیل بیمار، و تلاشهایم برای آشنایی با هر هیجانی بدون اینکه بتوانم بیشتر آنها را احساس کنم، بوده است. با این حال، عمل پستیه که به من نسبت داده میشود، تحقیر میکنم. من فقط ایدهآل فضایش را تجربه کردم، تلخی نهایی. و من شخص مناسبای برای آن حرفه نیستم. تمام گذشتهام این را نشان خواهد داد. هر واقعیتی برای من منفور بود.
احساس شتابدهنده خطر را داشتم. و با دل شاد، خطر آتی را میپذیرم.
پ.س: و، برای تغییر لحن: به کسانی که میتوانند شنا کنند توصیه میکنم هرگز خودکشی در دریا را امتحان نکنند. تمام شب و برای ده ساعت توسط امواج کوبیده شدم. آب زیادی نوشیدم، اما بارها و بدون اینکه بدانم چگونه، دهانم به سطح میرسید. شاید sometime، با فرصت، مشاهدات مردی که در حال غرق شدن است را بنویسم.»
یکی از مشهورترین شعرهای او پرووزا است، دربارهی مکانی که در آن خودکشی کرد.
آثار
اشعار و مجموعهها
- زپروودیسما (۱۹۱۹) منتشر شده در «نوما» (۶۳۸)
- وقتی آمدی... (۱۹۱۹) منتشر شده در «نوما» (۶۵۰)
- نامههای تو (۱۹۲۰) منتشر شده در «نوما» (۶۷۱)
- درد مردان و اشیاء (۱۹۱۹)
- نپنت (۱۹۲۱)
- آواز (۱۹۲۲) منتشر شده در «فاروس» (۸۲)
- لیکاباتوس (۱۹۲۲) منتشر شده در «نوما» (۷۶۵)
- ترپونما پالیدوم (۱۹۲۳) منتشر شده در «زندگی جدید» (۳۲۲)
- خاک فراتر از افق... (۱۹۲۳) منتشر شده در «نوما» (۷۷۱)
- واریوم ات موتابیله (۱۹۲۳) منتشر شده در «گلآذین عید پاک، ۱۹۲۳» (همراه با یکی از دوستانش آگیس لوندیس)
- فرار (۱۹۲۳) منتشر شده در «زندگی جدید» (۳۲۴)
- آماده باش (۱۹۲۳) منتشر شده در «اسپرو» (۳)
- الژی و طعنهها (۱۹۲۷) منتشر شده توسط چاپخانه «آتنا»
- خوشبینی (۱۹۲۹) [پس از مرگ] «نئا استیا» (۶، ۶۳)
- یکشنبه (۱۹۲۹) [پس از مرگ] منتشر شده در «پنوئه» (۱)
- پرووزا (۱۹۳۰) [پس از مرگ] منتشر شده در «نئا استیا» (۸، ۸۸)
- وقتی پلهها را پایین میرویم... (۱۹۳۳) [پس از مرگ] منتشر شده در «آغازها» (۷، ژوئیه ۱۹۳۳)
ترجمهها
- الژیاس ا ساتیراس/Ελεγεία και Σάτιρες، تئو دو بوربا موسبرگر (مترجم)، (ن.ش.) Revista Literária em Tradução، شماره ۱ (سپت/۲۰۱۰)، فلپولیس/برزیل، ISSN ۲۱۷۷-۵۱۴۱