زندگی
جیمز کاثورن (که گاهی Cawthorne نیز نوشته میشود) در ۴ نوامبر ۱۷۱۹ در شفیلد به دنیا آمد و در ۱۵ آوریل ۱۷۶۱ در تونبریج از دنیا رفت. او که مدیر یک مدرسه و دارای مقام روحانی بود، شاعری انگلیسی و مقلدی برجسته در سبک الکساندر پوپ به شمار میرفت.
جیمز، پسر یک منبتکار و روکشکار اهل شفیلد بود. تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه گرامر شفیلد گذراند و در سال ۱۷۳۵ برای ادامه تحصیل به مدرسه کیرکبی لونزدیل رفت؛ جایی که قلم شعر را به دست گرفت. نخستین شعر چاپشده او، «عاشق پیمانشکن یا ماجرای تراژیک الکسیس و بوروینا» (شفیلد، ۱۷۳۶)، امروزه نسخهای از آن در دست نیست. در همان سال، او به عنوان معلم در روترهام مشغول به کار شد. هرچند در ۱۷۳۸ در کالج کلر کمبریج ثبت نام کرد، اما به نظر نمیرسد آنجا مانده باشد و بعدها به عنوان دستیار مارتین کلر، مدیر آکادمی میدان سوهو، مشغول به کار شد و در نهایت با دخترش، مری، ازدواج کرد.
در سال ۱۷۴۳، کاثورن به مدیر مدرسه تونبریج منصوب شد؛ مقامی که پیش از آن مقام روحانی خود را گرفته بود و اندکی بعد خود را دارای مدرک کارشناسی ارشد (M.A) مینامید. یادگار ماندگار دوران مدیریت او، کتابخانهای است که در سال ۱۷۵۶ با متقاعدسازی مدیران، در بخش جنوبی مدرسه ساخته شد و امروزه به عنوان خانه مدیر و کتابخانه اسکینرز شناخته میشود. در این دوران، چند شعر و موعظه از او به چاپ رسید، اما بیشتر اشعارش در روزهای بازدید سالانه شرکت اسکینرز (حامیان مدرسه) با صدای بلند خوانده میشد. شاعر، رابرت ساوتی، در یادداشتهای کوتاه خود درباره کاثورن با لحنی طعنهآمیز نوشته بود: «او سوار بر اسبهای دیگری جز اسبی که از الهههای الهام عاریه گرفته، میشد.» او را به عنوان علاقهمندی به کنسرتها و اپراها میشناختند؛ گفته میشد برای تماشای اجرای موسیقی تا لندن میتاخت و صبح روز بعد، درست در زمان شروع کلاسها ساعت هفت، بازمیگشت. سرانجام در آوریل ۱۷۶۱، بر اثر افتادن از روی اسب جان باخت. قبر او در کلیسای تونبریج با یک کتیبه لاتین بر لوحی مرمری مشخص شده است.
شعر و سبک
اشعار کاثورن تا سال ۱۷۷۱ با حمایت مالی حامیان جمعآوری و چاپ شدند. بیشتر این اشعار، نامههای اخلاقی و منظومههای عارفانه در سبک الکساندر پوپ بودند. گاهی، همانطور که در «دیکشنری بیوگرافی عمومی الکساندر چالمرز» ذکر شده، «تقلیدهای او چنان دقیق بودند که بیشتر نتیجه حافظه به نظر میرسید تا قضاوت و سلیقه».
بازتاب سبک پوپ در منظومه «الوئیز به ابلار» را میتوان در پاسخ کاثورن با عنوان «ابلار به الوئیز» (۱۷۴۷) یافت. با این حال، تلاش دیگر او در سرودن یک نامه حماسی اوویدی، یعنی «لیدی جین گری به لرد گیلدفورد دادلی» (۱۷۵۳)، تأثیر الگوی واقعیاش را در همان سطر نخست نشان میدهد: «از این سلولهای تاریک در شکوه سیاه آراسته»، که بازتابی است از نامه پوپ: «در این انزوای عمیق و سلولهای وحشتناک». بازتاب دیگری از همان منبع در منظومه «درباره سلیقه» (۱۷۵۶) دیده میشود؛ جایی که سطر «در نور خالص الهیِ روح»، نیمهحافظهای از سطر پوپ یعنی «نور ابدی ذهن پاک» به نظر میرسد.
از مدتی پیش، واقعاً از روم و یونان خسته شدهایم،
مدلهایمان را از چینیهای خردمند وام میگیریم...
بر اساس طرحهای او، مزارع و کاخهایمان شکل میگیرند،
تا با ویلاهای پکن رقابت کنند،
روی هر تپه، معبدی با گنبدی مخروطی برآمدگی میکند،
آویخته از مارها و حاشیهای از زنگولهها...
در کلبههای تاتار، گاوها و اسبهایمان میخوابند،
خوکهایمان در طویلهای هندی چاق میشوند...
در حالی که بر کمدخانههای ما کنفوسیوس تکان میخورد،
در میان فیلهای چینی و خدایان چین.
هرچند منظومه «درباره سلیقه» با الهام از چهارمین «منظومههای اخلاقی» پوپ آغاز میشود، مثالهایی که او آورده، به شکلی اصیل و طنزآمیز با مد روز چینیگرایی (Chinoiserie) بازی میکند. این مشاهدات مستقل، بعدها توسط منتقدان به عنوان شواهد دقیقی از تغییر مد از دوران کلاسیسیسم پوپ ذکر شدهاند. منتقد دیگری نیز به شیوه بدیع کاثورن در اشعارش اشاره کرده است؛ شیوهای که در آن «اخلاقیات اشرافی» که پیشتر توسط ارل شافتسبری مطرح شده بود، به مخاطب طبقه متوسط دوران بعد منتقل میشد.
اگرچه منظومه «ابلار و الوئیز» کاثورن در پی تقلیدهای اولیه از پوپ که بلافاصله پس از چاپ اثر اصلی نوشته شده بودند، قرار داشت، اما از سال ۱۷۳۰ هیچ اثری در این زمینه چاپ نشده بود. شعر او در سال ۱۷۴۷ نهتنها موج جدیدی از این تقلیدها را رهبری کرد، بلکه به نظر میرسد بیشترین چاپ مجدد را به خود اختصاص داده باشد. پیش از مجموعه پسامرگهاش در سال ۱۷۷۱، این شعر در «تقویم شاعرانه» (۱۷۶۳) و «مجموعه اشعار جرج پیچ» (۱۷۶۸) بازنشر شد. تا سال ۱۷۸۱، این شعر در کنار اثر اصلی پوپ در کتاب «نامههای ابلار و هلویز» اثر جان هیوز جای گرفت؛ اثری که با الحاقات بعدی، نهتنها در بریتانیا، بلکه در اروپا و ایالات متحده تا اواخر قرن نوزدهم چاپ میشد.
علاوه بر چاپهای بعدی اشعار کاثورن، یک منبع محبوب دیگر برای این شعر، یا حداقل سطرهای آغازین آن وجود داشت. این سطرها توسط جان وال کالکوت با عنوان «ابلار: سرود مقدس» تنظیم شدند و متن آن در «مجموعه سرودها، آوازها و غیره» (لندن، ۱۷۹۸) چاپ شد که بازتولیدهای متعددی از آن صورت گرفت. حتی تا سال ۱۸۴۳ نیز، متن و موسیقی آن در «منسترل بریتانیایی» گنجانده شد. با وجود انتقادات منتقدان مبنی بر اینکه این شعر به پای الگوی اصلیاش نمیرسد، استمرار چاپ آن تا یک قرن پس از نخستین انتشار، نشان از محبوبیتی فراتر از سایر آثارش دارد.