«بازرس میآید»: نمایشنامهای اخلاقی و اجتماعی
«بازرس میآید» (An Inspector Calls)، اثر درامنویس برجسته انگلیسی، جی. بی. پریستلی، یکی از شناختهشدهترین آثار او و از کلاسیکهای تئاتر انگلستان در اواسط قرن بیستم محسوب میشود. این نمایشنامه که در ابتدا در سال ۱۹۴۵ در شوروی و سال بعد در لندن به روی صحنه رفت، به دلیل موفقیتهای بعدی، بهویژه بازآفرینی برجسته استفن دالدی در سال ۱۹۹۲ برای تئاتر ملی، شهرت و اعتبار بیشتری یافت.
خلاصه داستان
داستان در شبی واحد در ۵ آوریل ۱۹۱۲، در خانه مجلل خانواده مرفه بیرلینگ در شهر صنعتی براملی اتفاق میافتد. آرتور بیرلینگ، صاحب کارخانهای ثروتمند و سیاستمدار محلی، جشن نامزدی دخترش، شیلا، با جرالد کرافت، پسر رقیب تجاریاش را برگزار کرده است. همسرش، سیبل، و پسر جوان و الکلیشان، اریک، نیز در این جمع حضور دارند.
در میانه جشن، بازرسی مرموز به نام بازرس گول (Inspector Goole) سر میرسد. او برای تحقیق درباره خودکشی زنی جوان و کارگر به نام ایوا اسمیت به این خانه آمده است. بازرس با ارائه عکس ایوا، اعضای خانواده را یکییکی درباره ارتباطشان با او بازجویی میکند و پرده از رازهای تاریک و اعمالی برمیدارد که هر کدام از آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ناامیدی و مرگ این زن نقش داشتهاند.
شخصیتها
- ایوا اسمیت/دایزی رنتون: زنی جوان و کارگر که نماد طبقه محروم در جامعه سرمایهداری است. او هیچ خطی در نمایشنامه ندارد، اما اعمال شخصیتهای بیرلینگ زندگی او را به تباهی میکشاند.
- بازرس گول: شخصیتی مرموز که هدفش افشای گناهان خانواده بیرلینگ و بیدار کردن وجدان آنهاست. هویت او نامشخص باقی میماند و برخی او را فرشتهای انتقامجو یا نمادی از قضاوت اخلاقی میدانند.
- آرتور بیرلینگ: نماینده طبقه سرمایهدار، خودخواه، مغرور و کور اخلاقی که مسئولیت اعمالش را نمیپذیرد.
- سیبل بیرلینگ: همسر آرتور، زنی سرد و متکبر که به حفظ آبرو و موقعیت اجتماعی خانواده اهمیت میدهد و از پذیرش مسئولیت مرگ ایوا سرباز میزند.
- شیلا بیرلینگ: دختر خانواده که در ابتدا سطحی و خودمحور است، اما با پیشرفت داستان، وجدان اجتماعیاش بیدار شده و بیشترین همدردی را با ایوا نشان میدهد.
- اریک بیرلینگ: پسر آرتور و سیبل، که با مشکلات اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند و در نهایت مسئولیت بارداری ایوا را میپذیرد.
- جرالد کرافت: نامزد شیلا که رابطهای پنهانی با ایوا داشته است.
- ادنا: خدمتکار خانواده بیرلینگ که نماینده طبقه کارگر در خانه است.
نقد اجتماعی و تفاسیر
«بازرس میآید» به عنوان نقدی کوبنده بر ریاکاری جامعه ویکتوریایی و ادواردی، شکاف طبقاتی، و پیامدهای خودخواهی و بیمسئولیتی طبقه مرفه شناخته میشود. پریستلی با ظرافت، مسئولیت جمعی را در قبال رنج و فلاکت افراد آسیبپذیر جامعه به تصویر میکشد. بازرس گول در سخنرانی پایانی خود، هشدار میدهد که اگر انسانها درس عبرت نگیرند، «با آتش و خون و رنج» آن را خواهند آموخت؛ جملهای که به عنوان یک بیانیه سوسیالیستی تفسیر شده است.
این نمایشنامه که امروزه در بسیاری از مدارس بریتانیا تدریس میشود، همچنان مخاطبان را به تأمل درباره مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، همدلی و مسئولیتپذیری فردی و جمعی فرامیخواند.
تولیدات و اقتباسها
این نمایشنامه بارها در تئاترها، تلویزیون و سینما در سراسر جهان به روی صحنه رفته و اقتباس شده است. از جمله برجستهترین تولیدات آن میتوان به بازآفرینی استفن دالدی در سال ۱۹۹۲ اشاره کرد که با رویکردی نوآورانه، دو دوره زمانی (۱۹۱۲ و ۱۹۴۵) را در هم آمیخت و نمایشنامه را برای مخاطبان مدرن جذاب و مرتبط ساخت. این تولید جوایز متعددی از جمله جایزه لارنس اولیویه و جایزه دراما دسک را از آن خود کرد.
«بازرس میآید» همچنین به فیلمهای سینمایی و تلویزیونی متعددی تبدیل شده است که نشاندهنده قدرت ماندگار و پیام جهانشمول این اثر نمایشی است.