استیفن مور، دومین ارل مونت کاشل

Stephen Moore, 2nd Earl Mount Cashell
📅 26 خرداد 1405 📄 655 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

استیفن مور، دومین ارل مونت کاشل، سیاستمدار آنگلو-ایرندی قرن هجدهم بود که زندگی‌اش با ورود به پارلمان ایرلند، سفر پرماجرا به اروپا و جدایی تلخ از همسرش مارگارت کینگ رقم خورد. ماجرای عشق همسرش و محرومیت او از دیدار فرزندانشان، روایتی تاریخی و دردناک است.

استیفن مور، دومین ارل مونت کاشل

استیفن مور، دومین ارل مونت کاشل (۱۷۷۰–۱۸۲۲)، که میان سال‌های ۱۷۸۱ تا ۱۷۹۰ با لقب محترمانه لرد کیلورث شناخته می‌شد، یک سیاستمدار آنگلو-ایرندی بود.

او فرزند ارشد استیفن مور (نخستین ارل مونت کاشل) و لیدی هلنا رادون (دختر جان رادون، نخستین ارل مویرا) بود. پس از آنکه پدرش در سال ۱۷۸۱ به مقام ارل رسید، استیفن لقب محترمانه لرد کیلورث را دریافت کرد. او در مه ۱۷۹۰ به نمایندگی منطقه کلونمل وارد مجلس عوام ایرلند شد، اما پس از تنها چند روز و به دلیل درگذشت پدرش، مجبور به کناره‌گیری از این سمت گردید. با تشکیل اتحاد در سال ۱۸۰۰، به عنوان دارنده عنوان اشرافی ایرلندی، حق حضور خودکار در مجلس لردهای انگلستان را نیافت. با این حال، در سال ۱۸۱۵ به جای ارل درگذشته وستمیت، به نمایندگی اشراف ایرلندی انتخاب شد و توانست کرسی خود را در مجلس لردها تصاحب کند.

ازدواج و فرزندان

لرد مونت کاشل در سال ۱۷۹۱ با لیدی مارگارت کینگ، دختر رابرت کینگ (دومین ارل کینگستون)، ازدواج کرد. کارولین فیتزجرالد، مادر مارگارت و دختر ریچارد فیتزجرالد، برای آموزش فرزندانش معلم‌های خصوصی استخدام کرده بود؛ از جمله مری ولستون‌کرافت، پیشگام فمینیسم. در سال ۱۷۹۴، جورج کینگ (سومین ارل کینگستون) و برادر ارشد مارگارت، با لیدی هلنا مور، خواهر استیفن، ازدواج کرد. این دو ازدواج، پیوندهای خانوادگی را دوچندان محکم‌تر کرد و استیفن خواهرزادگان و برادران‌زن متعددی نظیر هنری، ادوارد و رابرت کینگ را پیدا کرد.

این زوج صاحب هفت فرزند شدند. دومین پسرشان، رابرت، در سال ۱۷۹۳ به دنیا آمد. سومین پسر، ادوارد مور، به مقام کشیش ارشد کلیسای جامع ویندزر رسید. هلنا، بزرگترین دخترشان، در مارس ۱۷۹۵ متولد شد. جین الیزابت، یکی از دختران کوچکتر، در سال ۱۸۱۹ با ویلیام ییتس پیل از خانواده سرشناس سیاسی و بازرگانی ازدواج کرد.

سفر بزرگ اروپا و جدایی زناشویی

در دسامبر ۱۸۰۱، خانواده مونت کاشل به عنوان گروهی از «نه ماجراجوی ایرلندی» سفر بزرگ اروپایی خود را آغاز کردند؛ کاترین ویلیموت، خاطره‌نویس، نیز همراه آنان بود. ویلیموت نامه‌های مفصلی به وطن فرستاد که بخشی از آن‌ها در سال ۱۹۲۰ با عنوان یک اشراف‌زاده ایرلندی در قاره اروپا منتشر شد. این نامه‌ها جزئیات زندگی پرتجمل خانواده مونت کاشل، به‌ویژه در نه ماه اول اقامتشان در پاریس را به تصویر می‌کشد. آن‌ها در پاریس با ناپلئون، چارلز جیمز فاکس (نماینده رادیکال پارلمان انگلستان) و توماس پین (در اتاقی دورافتاده در طبقات بالای ساختمانی) دیدار کردند.

در ژوئن ۱۸۰۲، پسر دیگری به نام ریچارد فرانسیس استانیسلاوس مور متولد شد. ویلیموت ثبت کرده که پدر و مادر تعمیدی او ویلیام پارنل، «کنتس لهستانی میسلسکا» و وزیرمختار آمریکا (احتمالاً رابرت لیوینگستون) بوده‌اند.

از سرگیری جنگ‌ها در اروپا در مارس ۱۸۰۳، گروه را در فلورانس غافلگیر کرد. آن‌ها در سال ۱۸۰۴ به سمت رم حرکت کردند تا در پناهگاهی امن‌تر باشند. در رم، آن‌ها با آنجلیکا کافمن (نقاش سوئیسی و بنیان‌گذار آکادمی سلطنتی لندن)، لرد بریستول (اسقف دری که خود را پادشاه ایرلند می‌پنداشت) و کاردینال دوک یورک (برادر چارلز ادوارد استوارت) دیدار کردند. پاپ پیوس هفتم نیز در باغ‌هایش با احترام گل اسنپدراگونی را چید و به لیدی مونت کاشل هدیه داد.

در رم، مارگارت با جورج ویلیام تایگ آشنا شد؛ اشراف‌زاده‌ای آنگلو-ایرندی با علاقه به کشاورزی و دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی مشابه خودش. این دو به سرعت به هم جذب شدند و رابطه عاشقانه‌ای را آغاز کردند. نتیجه این ماجرا آن شد که استیفن در سال ۱۸۰۵ مارگارت را در آلمان رها کرد و همراه فرزندانشان به ایرلند بازگشت. زنان در جایگاه مارگارت که می‌خواستند از ازدواج ناخوشایند خارج شوند، دهه‌ها پیش از اصلاحات قانونی (مانند قوانین ۱۸۳۹، ۱۸۵۷ و ۱۸۸۴) تقریباً هیچ حقی نداشتند. استیفن و مارگارت در نوامبر ۱۸۱۲ به طور قانونی از هم جدا شدند. استیفن سالانه ۸۰۰ پوند و پرداخت بدهی‌های انباشته او را پذیرفت، اما مارگارت دیگر هرگز حق دیدار فرزندانش را نداشت و آن‌ها را دیگر ندید.

درگذشت و جانشینی

لرد مونت کاشل در اکتبر ۱۸۲۲ در ۵۲ سالگی درگذشت و پسر ارشدش، استیفن، جانشین او در مقام اشرافی شد. کنتس مونت کاشل که از سال ۱۸۰۳ برای جورج ویلیام تایگ (که از او صاحب دو دختر دیگر به نام‌های لاورتا و نرینا شد) شوهرش را ترک کرده بود، در ژانویه ۱۸۳۵ درگذشت.

جمع‌بندی

سرنوشت استیفن مور و همسرش مارگارت، نمادی از تضادهای طبقاتی و حقوق نابرابر زنان در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم است. در حالی که استیفن با حفظ جایگاه سیاسی‌اش در ایرلند درگذشت، مارگارت بهای گزافی برای آزادی‌خواهی‌اش را پرداخت و تا آخر عمر فرزندانش را ندید. این روایت، پرده از چالش‌های عمیق اجتماعی و شخصی در دوران گذار تاریخی برمی‌دارد.