رابرت شرلی: ماجراجو و اصلاح‌گر نظامی در دربار صفوی

Robert Shirley
📅 8 اسفند 1404 📄 650 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

رابرت شرلی، ماجراجوی انگلیسی، نقش کلیدی در نوسازی ارتش صفوی به سبک غربی داشت. همکاری او با شاه عباس بزرگ، صفویان را به نیرویی برابر با امپراتوری عثمانی تبدیل کرد و مسیر دیپلماتیک او در اروپا، اتحادهایی علیه عثمانی را رقم زد.

سر رابرت شرلی (حدود ۱۵۸۱ – ۱۳ ژوئیه ۱۶۲۸) جهانگرد و ماجراجوی انگلیسی بود که به عنوان برادر کوچک‌تر سر آنتونی شرلی و سر توماس شرلی شناخته می‌شود. او به دلیل نقش خود در نوسازی و بهبود ارتش صفوی به سبک بریتانیایی، به درخواست شاه عباس بزرگ، شهرت یافت. این تلاش‌ها بسیار موفقیت‌آمیز بود و از آن پس، صفویان به نیرویی برابر با رقیب دیرینه‌شان، امپراتوری عثمانی، تبدیل شدند.

خانواده

رابرت شرلی سومین پسر سر توماس شرلی از ویستون، ساسکس، و آنه کمپ، دختر سر توماس کمپ بود. او دو برادر بزرگتر به نام‌های سر توماس شرلی و سر آنتونی شرلی، و شش خواهر داشت که از کودکی جان سالم به در بردند.

پیشینه شغلی

شرلی در سال ۱۵۹۸ همراه با برادرش، آنتونی، که از ۱ دسامبر ۱۵۹۹ تا مه ۱۶۰۰ با ۵۰۰۰ اسب برای آموزش ارتش ایران طبق قوانین و رسوم شبه‌نظامیان انگلیسی و اصلاح توپخانه ایران به ایران فرستاده شده بود، به ایران سفر کرد. هنگامی که آنتونی شرلی ایران را ترک کرد، رابرت به همراه چهارده انگلیسی دیگر در ایران ماند. در فوریه ۱۶۰۷، او با سمپسونیا، بانوی مسیحی چرکس از اشراف چرکس ایران صفوی، ازدواج کرد. پس از غسل تعمید توسط کرملیت‌ها، او علاوه بر نام خود، نام ترزیا را نیز برگزید. او در غرب با نام بانو ترزیا سمپسونیا شرلی شناخته شد.

در سال ۱۶۰۸، شاه عباس، رابرت را برای مأموریتی دیپلماتیک نزد جیمز اول انگلستان و سایر شاهزادگان اروپایی فرستاد تا آن‌ها را برای اتحاد علیه امپراتوری عثمانی گرد هم آورد. از همان مأموریت اول در ایران، مدرن‌سازی ارتش توسط رابرت و مردانش بسیار موفقیت‌آمیز بود؛ صفویان اولین پیروزی قاطع خود را در جنگ ایران و عثمانی بر عثمانی‌ها رقم زدند و جنگ را با شرایط بسیار مطلوب به پایان رساندند.

شرلی ابتدا به اتحادیه لهستان-لیتوانی سفر کرد، جایی که توسط زیگموند سوم واسا مورد استقبال قرار گرفت. در ژوئن همان سال، او وارد آلمان شد، جایی که لقب کنت پالاین را دریافت کرد و توسط امپراتور رودولف دوم به عنوان شوالیه امپراتوری مقدس روم منصوب شد. پاپ پل پنجم نیز لقب کنت را به او اعطا کرد. از آلمان، سر رابرت به فلورانس و سپس رم سفر کرد و در روز یکشنبه، ۲۷ سپتامبر ۱۶۰۹، با همراهی هجده نفر وارد شهر شد. او سپس از میلان دیدن کرد و سپس به جنوا رفت و از آنجا با کشتی به اسپانیا رفت و در دسامبر ۱۶۰۹ وارد بارسلونا شد. او همسر ایرانی خود را فراخواند و آن‌ها تا تابستان ۱۶۱۱ عمدتاً در مادرید، اسپانیا اقامت داشتند.

در سال ۱۶۱۳، شرلی به ایران بازگشت. در سال ۱۶۱۵، او دوباره به اروپا بازگشت و در مادرید اقامت گزید. در دیداری بسیار تصادفی، کاروان شرلی در سال ۱۶۱۵ در صحرای ایران با توماس کوریات، جهانگرد و نویسنده سفرنامه عجیب و غریب (و همراه دربار شاهزاده هنری در لندن) ملاقات کرد.

سومین سفر شرلی به ایران در سال ۱۶۲۷ انجام شد، زمانی که او سر دادمور کاپتن، اولین سفیر بریتانیا در پادشاهی ایران، را همراهی کرد، اما اندکی پس از ورود به کشور در قزوین، در منطقه‌ای که امروزه شمال غربی ایران است، درگذشت. پس از دفن اولیه در آنجا، بقایای او در سال ۱۶۵۸ توسط همسرش ترزیا، پس از بازنشستگی او در صومعه‌ای در همان شهر که به سانتا ماریا دلا اسکالا متصل بود، از قزوین به رم منتقل شد. او در سال ۱۶۶۸ در آنجا درگذشت.

در هنر

چندین پرتره دوتایی از شرلی و همسرش در مجموعه‌های انگلیسی وجود دارد، از جمله در مجموعه خصوصی آر. جی. برکلی و پتوورث هاوس (اثر ون دایک).

در ادبیات

ماجراهای برادران شرلی در نمایشنامه سال ۱۶۰۷ با عنوان سفرهای سه برادر انگلیسی اثر جان دی، ویلیام راولی و جورج ویلکینز به تصویر کشیده شده است.

در سال ۱۶۰۹، آندریاس لئاکیاس (اندرو لیچ)، اسکاتلندی مقیم کراکوف لهستان، ستایشی به زبان لاتین برای شرلی با عنوان Encomia Nominis & Neoocij D. Roberti Sherlaeii نوشت. این متن در همان سال توسط نویسنده انگلیسی، توماس میدلتون، به عنوان سر رابرت شرلی، پذیرایی او در کراکوف ترجمه شد.

نکته جالب

رابرت شرلی با موفقیت ارتش صفوی را نوسازی کرد و باعث شد تا صفویان بتوانند در برابر امپراتوری عثمانی، رقیب قدرتمند خود، ایستادگی کنند.

جمع‌بندی

رابرت شرلی، با تلفیق تجربیات نظامی خود و دانش غربی، نقشی بی‌بدیل در تقویت ارتش صفوی ایفا کرد. میراث او نه تنها در پیروزی‌های نظامی، بلکه در پیوندهای دیپلماتیک او با اروپا نیز مشهود است و نامش را در تاریخ ایران و انگلستان ماندگار ساخته است.