احمدو اهیجو: اولین رئیس جمهور کامرون و معمار وحدت ملی

Ahmadou Ahidjo
📅 8 اسفند 1404 📄 2,570 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

احمدو اهیجو، سیاستمدار برجسته کامرونی، اولین رئیس جمهور این کشور بود که از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۲ حکومت کرد. او نقش کلیدی در استقلال کامرون از فرانسه و اتحاد مناطق فرانسوی‌زبان و انگلیسی‌زبان ایفا کرد. اهیجو با ایجاد یک نظام سیاسی متمرکز و تک‌حزبی، کشور را به سمت ثبات و شکوفایی نسبی هدایت کرد.

احمدو اهیجو: اولین رئیس جمهور کامرون

احمدو باباتورا اهیجو (زاده ۲۴ اوت ۱۹۲۴ – درگذشته ۳۰ نوامبر ۱۹۸۹) سیاستمدار اهل کامرون بود که از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۲ به عنوان اولین رئیس جمهور کامرون خدمت کرد. اهیجو نقشی حیاتی در استقلال کامرون از فرانسه و همچنین اتحاد مناطق فرانسوی‌زبان و انگلیسی‌زبان این کشور ایفا کرد. در طول دوران ریاست جمهوری او، یک نظام سیاسی متمرکز برقرار شد.

در سال ۱۹۶۶، اهیجو یک دولت تک‌حزبی تحت عنوان «اتحاد ملی کامرون» (CNU) تأسیس کرد. در سال ۱۹۷۲، او فدراسیون را لغو و به نفع یک دولت واحد عمل کرد.

استعفا و اتهامات

اهیجو در سال ۱۹۸۲ از ریاست جمهوری استعفا داد و پل بیا جانشین او شد. این اقدام برای مردم کامرون غافلگیرکننده بود. اهیجو که متهم به دخالت در کودتای سال ۱۹۸۴ علیه بیا بود، به صورت غیابی به اعدام محکوم شد، اما در سال ۱۹۸۹ در اثر دلایل طبیعی درگذشت.

اوایل زندگی

اهیجو در گاروآ، یک بندر مهم رودخانه‌ای در شمال کامرون که در آن زمان تحت قیمومیت فرانسه بود، متولد شد. مادرش از قوم فولا و از تبار بردگان بود، در حالی که پدرش رئیس یک دهکده فولا بود.

مادرش او را مسلمان تربیت کرد و او را در کودکی به مکتب‌خانه قرآنی فرستاد. در سال ۱۹۳۲، او شروع به تحصیل در مدرسه ابتدایی دولتی محلی کرد. پس از عدم موفقیت در اولین آزمون گواهینامه تحصیلی خود در سال ۱۹۳۸، اهیجو برای چند ماه در سرویس دامپزشکی کار کرد. او دوباره به مدرسه بازگشت و یک سال بعد گواهینامه تحصیلی خود را دریافت کرد.

اهیجو سه سال بعدی را در دبیرستان «اکول پریمر سوپریور» در یائونده، پایتخت منطقه تحت قیمومیت، گذراند و برای شغلی در خدمات کشوری تحصیل کرد. از همکلاسی‌های او می‌توان به فلیکس سابال-لکو، وزیر در دولت او، آبل مومه اتیا، اولین مهندس هواشناسی و نویسنده کامرونی، و ژان-فاوستین بتایین، وزیر امور خارجه کامرون فدرال اشاره کرد. اهیجو در دوران مدرسه فوتبال بازی می‌کرد و در مسابقات دوچرخه‌سواری شرکت داشت.

در سال ۱۹۴۲، اهیجو به عنوان اپراتور رادیو برای سرویس پستی به خدمات کشوری پیوست. او در شهرهای مهمی مانند دوالا، نگائوندیره، برتوآ و موکولو مشغول به کار شد. طبق گفته زندگی‌نامه‌نویس رسمی او، اهیجو اولین کارمند دولتی از شمال کامرون بود که در مناطق جنوبی قلمرو کار کرد. تجربیات او در سراسر کشور، به گفته هاروی گلیکمن، استاد ممتاز علوم سیاسی در کالج هیورفورد و پژوهشگر سیاست آفریقا، باعث تقویت حس هویت ملی او و کسب درایت لازم برای مدیریت مشکلات اداره یک دولت چندقومیتی شد.

شغل سیاسی

در سال ۱۹۴۶، اهیجو وارد سیاست منطقه‌ای شد. از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۷، اهیجو عضو مجمع اتحادیه فرانسه بود. از ۲۸ ژانویه ۱۹۵۷ تا ۱۰ مه ۱۹۵۷، اهیجو به عنوان رئیس مجمع قانونگذاری کامرون خدمت کرد. در همان سال، او به عنوان معاون نخست وزیر در دولت آندره-ماری مبیدا، رئیس اجرایی، منصوب شد. در فوریه ۱۹۵۸، اهیجو در سن سی و چهار سالگی و پس از استعفای مبیدا، نخست وزیر شد. او با کلیسا و اشراف مسلمان در شمال کشور اطمینان بخش بود و موفق شد جریان‌های محافظه‌کار نگران تعداد فزاینده جنبش‌های اعتراضی در دهه ۱۹۵۰ را متحد کند.

در دوران نخست وزیری، اهیجو اهداف اداری برای حرکت به سمت استقلال کامرون، همزمان با اتحاد مجدد جناح‌های جدا شده کشور و همکاری با قدرت‌های استعماری فرانسه را دنبال می‌کرد. در ۱۲ ژوئن، با ارائه طرحی از سوی مجمع ملی، اهیجو در مذاکرات با فرانسه در پاریس درگیر شد. این مذاکرات تا اکتبر ادامه یافت و به رسمیت شناختن رسمی برنامه‌های استقلال کامرون منجر شد. تاریخ پایان همزمان قیمومیت فرانسه و استقلال کامرون توسط مجمع ملی کامرون برای ۱ ژانویه ۱۹۶۰ تعیین شد.

در طول و بلافاصله پس از خلع استعمار کامرون، اهیجو افراد مسلمان فولا و پهل از شمال را در ارتش و یک گارد ویژه استخدام کرد.

مخالفت با نفوذ فرانسه

حمایت و همکاری اهیجو در اجازه دادن به ادامه نفوذ اقتصادی و سیاسی فرانسه با مخالفت رادیکال‌هایی مواجه شد که نفوذ فرانسه را رد می‌کردند. این رادیکال‌ها با رویکردی انقلابی و کمونیست‌ستیز به استعمارزدایی همدردی داشتند. آنها حزب سیاسی خود، «اتحاد مردمی کامرون» (UPC)، را تشکیل دادند. در مارس ۱۹۵۹، اهیجو در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد تا حمایت از طرح استقلال فرانسه را جلب کند. تحت تأثیر تنش‌های جنگ سرد، سازمان ملل متحد به دلیل گرایش کمونیستی حزب UPC، نگرانی خود را نسبت به این حزب ابراز کرد. سازمان ملل متحد بدون برگزاری انتخابات جدید یا لغو ممنوعیت اعمال شده توسط فرانسه بر UPC، قیمومیت فرانسه بر کامرون را پایان داد.

اهیجو در دهه ۱۹۶۰ با شورشی از سوی UPC روبرو شد، اما با کمک نیروی نظامی فرانسه تا سال ۱۹۷۰ آن را سرکوب کرد. اهیجو چهار لایحه برای جمع‌آوری قدرت و اعلام وضعیت اضطراری به منظور پایان دادن به شورش را پیشنهاد داد و تصویب کرد.

اتحاد مجدد کامرون

پس از استقلال منطقه تحت کنترل فرانسه، تمرکز اهیجو بر اتحاد مجدد منطقه تحت کنترل بریتانیا با همتای تازه مستقل شده‌اش معطوف شد. اهیجو و حامیانش در سخنرانی در سازمان ملل متحد، از ادغام و اتحاد مجدد حمایت کردند، در حالی که بازیگران رادیکال‌تر مانند UPC، اتحاد فوری را ترجیح می‌دادند. با این حال، هر دو طرف به دنبال همه‌پرسی برای اتحاد مجدد کامرون‌های جدا شده بودند. سازمان ملل متحد تصمیم به برگزاری همه‌پرسی ادغام و اتحاد مجدد گرفت. نتیجه همه‌پرسی این بود که منطقه شمالی کامرون بریتانیا به نیجریه پیوست و منطقه جنوبی با بقیه کامرون متحد شد.

اهیجو با جان فونچا، نخست وزیر کامرون انگلیسی‌زبان، در طول فرآیند ادغام دو بخش کامرون همکاری کرد. در ژوئیه ۱۹۶۱، اهیجو در کنفرانسی شرکت کرد که در آن برنامه‌ها و شرایط ادغام کامرون‌ها تهیه و سپس توسط هر دو مجمع ملی کامرون فرانسوی‌زبان و انگلیسی‌زبان تصویب شد. اهیجو و فونچا برای ایجاد قانون اساسی برای سرزمین‌های متحد در بامندا ملاقات کردند. در دیدارهای خود، اهیجو و فونچا توافق کردند که به جامعه فرانسه یا کشورهای مشترک‌المنافع نپیوندند. در تابستان ۱۹۶۱، اهیجو و فونچا هرگونه اختلاف نظر بین خود را حل و فصل کردند و بر سر پیش‌نویس نهایی قانون اساسی که در فومبان، شهری در غرب کامرون، تهیه شد، توافق کردند. با وجود اینکه برنامه‌های ایجاد یک دولت فدرال در فومبان علنی شد، اهیجو و فونچا قبل از کنفرانس رسمی فومبان گفتگوهای خصوصی داشتند. در ۱ اکتبر ۱۹۶۱، دو کامرون جداگانه ادغام شدند و جمهوری فدرال کامرون با اهیجو به عنوان رئیس جمهور و فونچا به عنوان معاون رئیس جمهور تأسیس شد.

چالش‌های اداری

مسئله اداره سرزمینی موضوع اختلاف بین فونچا و اهیجو بود. در دسامبر ۱۹۶۱، اهیجو فرمانی صادر کرد که فدراسیون را به مناطق اداری تحت نظر بازرسان اداری فدرال تقسیم می‌کرد. بازرسان مسئول اهیجو بودند و نماینده فدراسیون محسوب می‌شدند و به نیروی پلیس و خدمات فدرال دسترسی داشتند. اختیارات اعطا شده به این بازرسان منجر به درگیری بین آنها و نخست وزیران شد.

نفوذ فرانسه در دوران اولیه

در سال‌های اولیه رژیم، سفیر فرانسه، ژان-پیر بنارد، گاهی اوقات به عنوان «رئیس جمهور» واقعی کامرون تلقی می‌شد. این استقلال در واقع عمدتاً نظری بود، زیرا «مشاوران» فرانسوی مسئول کمک به هر وزیر بودند و قدرت واقعی را در دست داشتند. دولت دیگولی نفوذ خود را از طریق امضای «توافقنامه‌های همکاری» که تمام بخش‌های حاکمیت کامرون را پوشش می‌داد، حفظ می‌کرد. بنابراین، در حوزه پولی، کامرون فرانک CFA را حفظ کرد و سیاست پولی خود را به قدرت سابق خود واگذار کرد. تمام منابع استراتژیک توسط فرانسه استخراج می‌شد، نیروهای فرانسوی در کشور مستقر بودند و بخش بزرگی از افسران ارتش کامرون، از جمله رئیس ستاد، فرانسوی بودند.

ایجاد دولت تک‌حزبی

در سال ۱۹۶۱، اهیجو شروع به فراخوان برای ایجاد یک دولت تک‌حزبی کرد. در ۱۲ مارس ۱۹۶۲، اهیجو فرمانی صادر کرد که انتقاد از رژیم او را ممنوع می‌کرد و به دولت اختیار می‌داد هر کسی را که گناهکار شناخته شود به جرم اقدام علیه مقامات یا قوانین دولتی زندانی کند. در ژوئیه ۱۹۶۲، گروهی از رهبران احزاب مخالف که در دولت با اهیجو خدمت کرده بودند، از جمله آندره-ماری مبیدا، چارلز اوکالا، مارسل بِی بِی ایدیدی و تئودور مای مارتپ، فراخوان اهیجو برای ایجاد یک دولت تک‌حزبی را به چالش کشیدند و آن را دیکتاتورانه خواندند. این رهبران به اتهام اقدام علیه دولت دستگیر، محاکمه و زندانی شدند. دستگیری این رهبران باعث شد بسیاری از رهبران مخالف دیگر به حزب اهیجو، «اتحاد کامرونی»، بپیوندند. در ۱ سپتامبر ۱۹۶۶، اهیجو به هدف خود در ایجاد یک دولت تک‌حزبی دست یافت. «اتحاد ملی کامرون» (CNU) تأسیس شد و اهیجو مدعی شد که این امر برای وحدت کامرون ضروری است. برای انتخاب شدن به مجمع ملی، عضویت در CNU الزامی بود. بنابراین، اهیجو به عنوان رئیس حزب، تمام نامزدی‌های مجمع ملی را تأیید می‌کرد و آنها نیز تمام قوانین او را تصویب می‌کردند.

مقامات با افزایش مفاد قانونی که به آنها امکان می‌دهد از حاکمیت قانون فرار کنند، اقدام می‌کنند: تمدید خودسرانه بازداشت پلیس، ممنوعیت جلسات و تظاهرات، ارسال نشریات برای سانسور قبلی، محدودیت آزادی رفت و آمد از طریق ایجاد مجوز یا منع رفت و آمد، ممنوعیت اتحادیه‌های کارگری برای صدور اشتراک و غیره. هر کسی که به «به خطر انداختن امنیت عمومی» متهم شود، از داشتن وکیل محروم می‌شود و نمی‌تواند در حکم تجدیدنظر کند. احکام زندان ابد با اعمال شاقه یا مجازات اعدام – که اعدام‌ها می‌توانند عمومی باشند – بنابراین متعدد بودند. یک سیستم تک‌حزبی در سال ۱۹۶۶ معرفی شد.

لغو فدراسیون و ایجاد دولت واحد

اهیجو، ساختار فدرال کامرون و همچنین فدرالیسم را مسئول حفظ شکاف‌ها و مسائل بین بخش‌های انگلیسی‌زبان و فرانسوی‌زبان کامرون، و همچنین توسعه ناکافی و سیاست‌های ضعیف برنامه‌ریزی شهری و عمومی کشور می‌دانست. دولت اهیجو همچنین استدلال می‌کرد که مدیریت دولت‌های جداگانه در یک کشور فقیر بسیار پرهزینه است. اهیجو در ۶ مه ۱۹۷۲ اعلام کرد که می‌خواهد فدراسیون را لغو کرده و یک دولت واحد را جایگزین آن کند، اگر رای‌دهندگان در همه‌پرسی که برای ۲۰ مه ۱۹۷۲ تعیین شده بود، از این ایده حمایت کنند. این رویداد به عنوان «انقلاب پرشکوه بیستم مه» شناخته شد. از آنجایی که اهیجو بر CNU تسلط داشت، حمایت حزب را در این ابتکار تضمین شده می‌دانست. اهیجو با صدور فرمان ریاست جمهوری شماره ۷۲–۷۲۰ در ۲ ژوئن ۱۹۷۲، جمهوری متحد کامرون را تأسیس و فدراسیون را منحل کرد. قانون اساسی جدیدی در همان سال توسط دولت اهیجو به تصویب رسید که سمت معاون رئیس جمهور را لغو و قدرت را در کامرون بیشتر متمرکز کرد. قدرت اهیجو نه تنها بر دولت و حکومت، بلکه به عنوان فرمانده کل ارتش نیز اعمال می‌شد. با این حال، در سال ۱۹۷۵، اهیجو سمت نخست وزیری را تأسیس کرد که توسط پل بیا پر شد. در سال ۱۹۷۹، اهیجو تغییری در قانون اساسی ایجاد کرد و نخست وزیر را به عنوان جانشین تعیین کرد. تا سال ۱۹۷۲، فدراسیون کامرون شامل دو بخش نسبتاً خودمختار بود: فرانسوی‌زبان و انگلیسی‌زبان. پس از لغو فدراسیون، بسیاری از انگلیسی‌زبانان از تغییرات ناراضی بودند.

توسعه زیرساخت‌ها

در سال ۱۹۷۲، زمانی که کامرون میزبان جام ملت‌های آفریقا بود، اهیجو دستور ساخت دو استادیوم جدید را صادر کرد: استادیوم احمدو اهیجو و استادیوم اتحاد (Unification Stadium). استادیوم اتحاد به مناسبت تغییر نام کشور به جمهوری متحد کامرون نامگذاری شد.

دوران پس از استقلال و ثبات

کامرون در سال ۱۹۷۷ به یک کشور تولیدکننده نفت تبدیل شد. مقامات با ادعای اینکه می‌خواهند ذخایری برای دوران سخت ایجاد کنند، درآمدهای نفتی را «خارج از بودجه» و در نهایت ابهام مدیریت می‌کنند (وجوه در حساب‌های پاریس، سوئیس و نیویورک نگهداری می‌شد). بدین ترتیب میلیاردها دلار به نفع شرکت‌های نفتی و مقامات رژیم منحرف شد. نفوذ فرانسه و ۹۰۰۰ تبعه آن در کامرون همچنان قابل توجه بود. مجله «African Affairs» در اوایل دهه ۱۹۸۰ خاطرنشان کرد که آنها «تقریباً تمام بخش‌های کلیدی اقتصاد را، همانطور که قبل از استقلال بود، تحت سلطه خود دارند. فرانسوی‌ها ۵۵٪ از بخش مدرن اقتصاد کامرون را کنترل می‌کنند و کنترل آنها بر سیستم بانکی کامل است.»

با وجود اینکه بسیاری از اقدامات او دیکتاتورانه بود، کامرون به یکی از باثبات‌ترین کشورهای آفریقا تبدیل شد. او در مقایسه با اکثر رهبران پسا استعماری آفریقا، محافظه‌کارتر و کمتر کاریزماتیک تلقی می‌شد، اما سیاست‌های او به کامرون اجازه داد تا به شکوفایی نسبی دست یابد. درباریان اطراف اهیجو افسانه «پدر ملت» بودن او را ترویج می‌کردند.

سبک ریاست جمهوری

سبک ریاست جمهوری اهیجو حول تصویر او به عنوان پدر ملت شکل گرفته بود. او عناوین زیادی داشت و پس از سفر به مکه، لقب «الحاج» را دریافت کرد. اهیجو از رادیو برای سخنرانی منظم به ملت و اعلام جابجایی منظم پست‌های دولتی استفاده می‌کرد. اهیجو شبکه‌ای مشتری‌مدار را ایجاد کرد که در آن منابع دولتی را برای حفظ کنترل بر کامرون متنوع بازتوزیع می‌کرد. هنگامی که کامرون شروع به دریافت درآمدهای نفتی کرد، رئیس جمهور کنترل وجوه را در دست داشت. مردم در ازای وفاداری، مشاغل، مجوزها، قراردادها و پروژه‌ها را از طریق اهیجو دریافت می‌کردند.

نقش موسیقی

در دوران ریاست جمهوری اهیجو، موسیقی نقشی در حفظ وحدت ملی و توسعه ایفا کرد. موسیقیدانان آهنگ‌هایی با مضامین استقلال، وحدت و اهیجو به عنوان پدر ملت می‌نوشتند. در تعطیلات رسمی، مدارس با سرودن آهنگ‌های میهنی به افتخار اهیجو رقابت می‌کردند. آهنگ‌هایی که از سیاستمداران انتقاد می‌کردند، نادر بودند. موسیقیدانانی مانند مدزو مه نسوم مردم کامرون را تشویق می‌کردند تا در انتخابات شرکت کرده و به اهیجو رأی دهند.

پس از ریاست جمهوری، اواخر عمر و مرگ

اهیجو در ۴ نوامبر ۱۹۸۲، ظاهراً به دلایل سلامتی، استعفا داد و دو روز بعد پل بیا، نخست وزیر، جانشین او شد. اینکه او به نفع بیا، یک مسیحی از جنوب و نه یک مسلمان از شمال مانند خودش، کنار رفت، غافلگیرکننده تلقی شد. اهداف نهایی اهیجو نامشخص بود؛ ممکن است او قصد داشت پس از بهبود سلامتی‌اش در مقطعی دیگر به ریاست جمهوری بازگردد، و احتمال دیگر این است که او قصد داشت مایگاری بِلّو بوُبا، مسلمان هم‌تبار از شمال که پس از بیا نخست وزیر شد، جانشین نهایی او به عنوان رئیس جمهور باشد، در حالی که بیا عملاً نقش سرپرست را ایفا می‌کرد. اگرچه کمیته مرکزی حزب حاکم «اتحاد ملی کامرون» (CNU) اهیجو را برای ماندن در ریاست جمهوری ترغیب کرد، اما او نپذیرفت، اما موافقت کرد که به عنوان رئیس CNU باقی بماند. با این حال، او همچنین ترتيب داد تا بیا معاون رئیس CNU شود و امور حزب را در غیاب او مدیریت کند. در چند ماه اول دولت بیا، همکاری بین بیا و اهیجو وجود داشت. در ژانویه ۱۹۸۲، اهیجو چهار عضو CNU را که مخالف ریاست جمهوری بیا بودند، برکنار کرد. علاوه بر این در آن ماه، اهیجو و بیا هر دو تورهای سخنرانی جداگانه‌ای به بخش‌های مختلف کامرون داشتند تا به نگرانی‌های عمومی رسیدگی کنند.

اختلاف با پل بیا و تبعید

اواخر همان سال، اما، یک اختلاف عمده بین اهیجو و بیا به وجود آمد. در ۱۹ ژوئیه ۱۹۸۳، اهیجو به فرانسه تبعید شد و بیا شروع به حذف حامیان اهیجو از پست‌های قدرت و حذف نمادهای اقتدار او کرد، عکس‌های رسمی اهیجو را از اماکن عمومی برداشت و نام اهیجو را از سرود CNU حذف کرد. در ۲۲ اوت، بیا اعلام کرد که طرحی که ظاهراً اهیجو در آن دخیل بوده، کشف شده است. اهیجو نیز به شدت از بیا انتقاد کرد و ادعا کرد که بیا از قدرت خود سوء استفاده می‌کند، از توطئه‌های علیه خود در ترس زندگی می‌کند و تهدیدی برای وحدت ملی است. این دو، علی‌رغم تلاش‌های چندین رهبر خارجی، قادر به آشتی نبودند و اهیجو در ۲۷ اوت اعلام کرد که از ریاست CNU استعفا می‌دهد. اهیجو در تبعید، در فوریه ۱۹۸۴، همراه با دو نفر دیگر، به دلیل مشارکت در طرح کودتای ژوئن ۱۹۸۳، به صورت غیابی به اعدام محکوم شد، اگرچه بیا این حکم را به حبس ابد تبدیل کرد. اهیجو هرگونه دخالت در این توطئه را رد کرد. یک تلاش نافرجام و خشونت‌آمیز برای کودتا در آوریل ۱۹۸۴ نیز به طور گسترده‌ای توسط اهیجو سازماندهی شده تلقی می‌شد.

مرگ و بازگرداندن بقایا

در سال‌های باقی مانده عمرش، اهیجو زمان خود را بین فرانسه و سنگال تقسیم کرد. او در ۳۰ نوامبر ۱۹۸۹ در داکار بر اثر حمله قلبی درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. او در دسامبر ۱۹۹۱ با تصویب قانونی رسماً اعاده حیثیت شد. بیا در ۳۰ اکتبر ۲۰۰۷ گفت که مسئله بازگرداندن بقایای اهیجو به کامرون «یک مسئله خانوادگی» است. توافقنامه‌ای برای بازگرداندن بقایای اهیجو در ژوئن ۲۰۰۹ حاصل شد و انتظار می‌رفت که در سال ۲۰۱۰ بازگردانده شوند. با این حال، تا سال ۲۰۲۱، اهیجو در داکار، در کنار همسرش که در آوریل همان سال درگذشت، به خاک سپرده شده است.

جمع‌بندی

احمدو اهیجو، با وجود رویکردهای اقتدارگرایانه، نقشی محوری در شکل‌گیری کامرون مدرن ایفا کرد. او با اتحاد بخش‌های مختلف کشور و ایجاد ثبات سیاسی، پایه‌های توسعه اقتصادی را بنا نهاد. میراث او به عنوان اولین رئیس جمهور و معمار وحدت ملی، همچنان در تاریخ کامرون ماندگار است.