ریچارد ورنی، یازدهمین بارون ویلوبی دبروک

Richard Verney, 11th Baron Willoughby de Broke
📅 23 خرداد 1405 📄 257 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ریچارد ورنی، یازدهمین بارون ویلوبی دبروک و نوزدهمین بارون لاتیمر (۱۶۲۲-۱۷۱۱)، از اشراف‌زادگان انگلستان بود که سمت‌های مهمی چون کلانتر اعظم و نماینده پارلمان را بر عهده گرفت. او پس از مرگ زودهنگام برادرزاده‌اش، ریاست خانواده ورنی را به دست آورد و بارون‌های خفته را احیا کرد.

ریچارد ورنی، یازدهمین بارون ویلوبی دبروک

ریچارد ورنی، یازدهمین بارون ویلوبی دبروک و نوزدهمین بارون لاتیمر به حکم قانون (۲۸ ژانویه ۱۶۲۲ – ۱۸ ژوئیه ۱۷۱۱)، از اشراف‌زادگان انگلستان، کلانتر اعظم و نماینده پارلمان بود.

او در سال ۱۶۲۲ چشم به جهان گشود و دومین پسر سر گرویل ورنی، هفتمین بارون ویلوبی دبروک (۱۵۸۶–۱۶۴۲) و کاترین ساوت‌ول از کامپتون ورنیِ وارویک‌شایر بود. در اوت ۱۶۸۳ و پس از مرگ زودهنگام برادرزاده‌اش ویلیام ورنی (ده ساله)، ریاست خانواده ورنی به او رسید. از آنجا که ویلیم تنها نواده ذکوری برادر بزرگترش گرویل بود، ریچارد ملک خود را در راتلند رها کرد و در کامپتون ورنی سکونت گزید.

ریچارد ورنی در ۱۶۸۲ به کلانتر اعظم راتلند و در ۱۶۸۳ به کلانتر اعظم وارویک‌شایر منصوب شد. او در ۱۶۸۵ به عنوان نماینده شوالیه‌های وارویک‌شایر راهی پارلمان شد. در ۱ آوریل ۱۶۸۵، زمانی که پیام تبریک انتخاب‌کنندگانش را به مناسبت جلوس پادشاه جیمز دوم تقدیم کرد، لقب شوالیه گرفت. او در ۱۶۸۹ نیز دوباره به پارلمان راه یافت.

در ۱۶۹۴، او رسماً ادعای مالکیت بارون‌های خفته را مطرح کرد. با حکم مساعد مجلس لردها، در ۱۶۹۵ عناوین یازدهمین بارون ویلوبی دبروک و نوزدهمین بارون لاتیمر را بر خود نهاد. دو بار ازدواج کرد؛ نخست با مری پرتیمن، دختر سر جان پرتیمن از لسترشایر، و سپس با فرانسیس داو، دختر توماس داو از آپتونِ نورث‌همپتون‌شایر. از همسر اول چهار فرزند (مری، جان، جورج و توماس) و از همسر دوم یک دختر (دایانا) داشت.

پس از درگذشتش در ۱۸ ژوئیه ۱۷۱۱، در نمازخانه کامپتون ورنی به خاک سپرده شد. عنوان اشرافی‌اش به پسر دومش جورج رسید، چرا که جان، پسر ارشدش و نماینده پارلمان لسترشایر، در ۱۷۰۷ بی‌فرزند از دنیا رفته بود.

جمع‌بندی

ریچارد ورنی با گذر از دوران پرالتهاب سیاسی انگلستان، نه‌تنها سمت‌های کلانتری و نمایندگی پارلمان را تجربه کرد، بلکه موفق شد عنوان‌های اشرافی خانواده‌اش را پس از سال‌ها احیا کند. زندگی او روایتی از پایبندی به ریشه‌های خانوادگی و ایفای نقش مؤثر در ساختار قدرت قرن هفدهم است.