رئالیسم معتدل: تعریفی از دیدگاه فلسفی

Moderate realism
📅 8 اسفند 1404 📄 404 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

رئالیسم معتدل، دیدگاهی در فلسفه وجودشناسی است که با نظریه جوهری ارسطو پیوند دارد. این نظریه، وجود مفاهیم کلی را نه در جهانی مجزا (مانند افلاطون) و نه صرفاً در ذهن، بلکه به صورت جزئی‌شده و تکثیرشده در مصادیقشان می‌پذیرد. این رویکرد، حد وسطی بین رئالیسم افلاطونی و نام‌گرایی محسوب می‌شود.

رئالیسم معتدل (Moderate realism)، که با نام رئالیسم درونی (immanent realism) نیز شناخته می‌شود، موضعی در بحث متافیزیکی مربوط به مفاهیم کلی (universals) است که با نظریه جوهری ارسطو (hylomorphic substance theory) پیوند دارد. در این دیدگاه، مفاهیم کلی نه در جهانی جداگانه (برخلاف رئالیسم افلاطونی که وجود اشیاء انتزاعی را به طور مستقل از مصادیقشان تأیید می‌کند) و نه به صورت کلی در مصادیقشان وجود دارند، بلکه مفاهیم کلی به صورت جزئی‌شده (particularised) و تکثیرشده (multiplied) در درون مصادیقشان به صورت واقعی وجود دارند.

مفهوم

رئالیسم معتدل در برابر هر دو نظریه اَشکال افلاطونی (Platonic forms) و نام‌گرایی (nominalism) قرار می‌گیرد. نام‌گرایان وجود مفاهیم کلی را به طور کلی، حتی به صورت جزئی‌شده و تکثیرشده در مصادیق، انکار می‌کنند. در مقابل، رئالیسم معتدل به عنوان نقطه‌ی میانی بین رئالیسم افلاطونی و نام‌گرایی در نظر گرفته می‌شود، زیرا معتقد است که مفاهیم کلی در فضا و زمان قرار دارند، هرچند که جهان‌های مستقلی برای خود ندارند.

ارسطو، توماس آکویناس، بوناونتورا و دانس اسکوتوس (رجوع کنید به رئالیسم اسکوتوسی) از جمله طرفداران شکلی از رئالیسم معتدل بودند. رئالیسم معتدل نسبت به اشیاء انتزاعی رویکردی ضدواقع‌گرایانه دارد، درست مانند مفهوم‌گرایی (conceptualism). تفاوت آن با مفهوم‌گرایی این است که مفهوم‌گرایی وجود مستقل مفاهیم کلی از ذهن را انکار می‌کند، در حالی که رئالیسم معتدل این استقلال را رد نمی‌کند. دیدگاه ارسطو، همانطور که توسط آکویناس شرح داده شده است، وجود جهان مُثُل را انکار می‌کند و معتقد است که دنیای پیرامون ما تنها جهانی است که در آن هیچ چیز دقیقاً مطابق با مفاهیم کلی ما وجود ندارد.

نظریات مدرن

نسخه‌ای جدیدتر و تأثیرگذارتر از رئالیسم درونی توسط ویلیارد ون اورمن کوین (Willard Van Orman Quine) در آثاری مانند "Posits and Reality" (1955) و د. م. آرمسترانگ (D. M. Armstrong) در آثاری چون "Universals: An Opinionated Introduction" (1989) ارائه شده است. از نظر کوین، هر شیئی که توسط یک نظریه پیشنهاد می‌شود، واقعی تلقی می‌شود و او تأکید می‌کند که "هر آنچه را که به آن وجود می‌بخشیم، از منظر توصیف فرایند نظریه‌سازی، یک فرض (posit) است" و این ایده که نظریه آزمایش‌های دقیقی را پشت سر گذاشته است. به گفته آرمسترانگ، مفاهیم کلی مستقل از ذهن هستند و این امر در تبیین علیت و پیوند هنجاری (nomic connection) حیاتی است.

مفاهیم مرتبط

  • شیء انتزاعی (Abstract object)
  • رئالیسم مفهوم‌گرایانه (Conceptualist realism)
  • صورتبندی (Hylomorphism)
  • ساختارگرایی درونی (In re structuralism)
  • اصل مصداق‌یابی (Instantiation principle)
  • رئالیسم قرون وسطی (Medieval realism)
  • رئالیسم وابسته به مدل (Model-dependent realism)
  • نام‌گرایی (Nominalism)
  • شیء (فلسفه) (Object (philosophy))
  • شکل افلاطونی (Platonic form)
  • رئالیسم قوی (Strong realism)
  • کلی (متافیزیک) (Universal (metaphysics))

جمع‌بندی

رئالیسم معتدل با رد جهان مُثُل افلاطونی و نام‌گرایی، راهی میانه در فلسفه مفاهیم کلی ارائه می‌دهد. این دیدگاه، که ریشه‌های آن به ارسطو و متفکران بعدی بازمی‌گردد، بر وجود عینی مفاهیم کلی در مصادیقشان تأکید دارد و پایه‌ای برای نظریات مدرن‌تر فراهم کرده است.