معشوقه (۱۹۸۷)
فیلم تلویزیونی «معشوقه» به نویسندگی جویس الیاسون، داستان زنی به نام ری کلتن (با بازی ویکتوریا پرینسیپل) را روایت میکند. ری، زنی زیبا در اواسط دهه سی زندگیاش، رابطهای پنهانی با مردی ثروتمند و متأهل به نام وین بروکس (دان موری) دارد.
ری ابتدا برای بازیگری به هالیوود آمده بود، اما حرفهاش هرگز شکوفا نشد. او با وین آشنا میشود و عاشق او میگردد. این رابطه نه سال ادامه مییابد و اگرچه وین از نظر مالی از ری حمایت میکند، او امید دارد روزی بتوانند ازدواج کنند و شاید بچهدار شوند. ری با وقت آزاد فراوان، زندگیاش را با کلاسهای بازیگری و دوستی با مارگو، بازیگر دیگری که در پی موفقیت است، پر میکند.
جهان ری با مرگ ناگهانی وین در سفری به باهاما ویران میشود. او متوجه میگردد که همه داراییهایش به نام وین بوده و حالا همسر او مالک همه چیز است. ری تقریباً بیپناه میشود و به خانهای که دوستان مارگو برای فروش گذاشتهاند نقل مکان میکند. اما خانه به سرعت فروخته میشود و او مجبور میشود به یوتا بازگردد و با برک جانسون، همکلاسی سابقش که همیشه عاشق او بوده، رابطهای را آغاز کند.
مادر ری از این رابطه ناامید میشود و به او توصیه میکند به هالیوود بازگردد و دوباره تلاش کند. ری تسلیم فشار میشود و به لسآنجلس برمیگردد. او تلاش میکند برک را به کالیفرنیا بیاورد، اما برک ظاهر نمیشود. ری تنهاتر از قبل، به الکل روی میآورد و تلاش میکند در فروشگاهی کار کند، اما موفق نمیشود.
در نهایت، ری با بن واشبرن آشنا میشود و توافق میکند معشوقه او باشد. اما این رابطه به اندازه رابطهاش با وین رمانتیک نیست. در پایان فیلم، ری و مارگو در حال تحسین یک پالتو خز سیاه هستند و ری داستانی از کودکیاش را تعریف میکند: آهویی که در سیمهای خاردار گیر کرده و مرده بود. او آرزو میکند کاش مانند آن آهو بود.