ماه عسل با یک غریبه

Honeymoon with a Stranger
📅 8 تیر 1405 📄 842 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ماه عسل با یک غریبه، فیلمی مهیج و معمایی محصول ۱۹۶۹ است. داستان زنی به نام ساندرا را روایت می‌کند که همسر میلیاردرش ناپدید می‌شود و فردی دیگر جای او را می‌گیرد. اما در پایان، یک فاش‌سازی شوکه‌کننده، نقشه قتل او را توسط خود ساندرا برملا می‌کند.

ماه عسل با یک غریبه

«ماه عسل با یک غریبه» فیلمی تلویزیونی در ژانر معمایی-مهیج است که در سال ۱۹۶۹ در آمریکا ساخته شد. بازیگرانی چون جانت لی، روسانو براتسی، چزاره دانووا، اریک برادن و باربارا استیل در آن ایفای نقش کرده‌اند. جان پیزر کارگردان این اثر است و فیلم‌نامه بر اساس نمایشنامه فرانسوی «تله‌ای برای مردی تنها» اثر رابرت توماس نوشته شده است. این فیلم برای اولین بار در ۲۳ دسامبر ۱۹۶۹ از شبکه ABC پخش شد.

داستان فیلم

ارنستو دی کاردی، مردی میلیاردر، به همراه ساندرا، عروس جدید آمریکایی‌اش، به ویلای باشکوه خود در باترس اسپانیا می‌رسند. پیشخدمت پیر، خوانیتو، آن‌ها را خوش‌آمد می‌گوید. ساندرا از وسعت ویلای زناشویی‌شان خیره می‌شود، اما انفجارهای مداوم برای باز کردن جاده کوهستانی، آرامش آن‌ها را به هم می‌زند. ساندرا می‌خواهد تنها با همسرش باشد؛ به همین دلیل، ارنستو به خوانیتو اجازه می‌دهد به مزرعه‌اش برگردد. آن‌ها شبی پر از مستی را می‌گذرانند و سپس به خواب می‌روند. اما در نیمه‌شب، ماشین رولزرویس ارنستو از ویلای خارج می‌شود.

ساندرا وقتی بیدار می‌شود، ارنستو را هیچ‌کجا نمی‌یابد. پس از چند روز، به اداره پلیس کوچک شهر مراجعه می‌کند. گروهبانی موضوع را به کاپیتان سویا گزارش می‌دهد. سویا با وکیل ارنستو، فدریکو، تماس می‌گیرد. فدریکو می‌گوید ارنستو سابقه رابطه با زنان و ترک آن‌ها پس از چند هفته را دارد، هرچند ساندرا اولین زنی است که با او ازدواج کرده است. فدریکو قول می‌دهد با کارلا، خواهر ارنستو، تماس بگیرد تا او را پیدا کند.

وقتی «ارنستو» به ویلا برمی‌گردد، ساندرا اصرار می‌کند که این مرد یک جاعل است. ارنستو می‌گوید ازدواجشان یک تصمیم ناگهانی بوده و اکنون از آن پشیمان است. پس از بحث و جدل، ساندرا از سویا دعوت شام می‌گیرد. سویا پس از شام به او می‌گوید که فردا فدریکو پیشنهاد توافق مالی برای ابطال ازدواج را خواهد داد.

در همین حین، گروهبان از سویا می‌خواهد که برای ماشین پلیس چراغ گردان و آژیر بخرد تا به اعتبار و هیبت پلیس اضافه شود. سویا از سر لجبازی با او موافقت می‌کند.

فدریکو در ازای ابطال ازدواج، ۲۵ هزار دلار پیشنهاد می‌دهد، اما ساندرا نمی‌پذیرد. او خوانیتو را به یاد می‌آورد و می‌خواهد از او برای اثبات جعلی بودن ارنستو استفاده کند؛ اما وقتی خوانیتو را می‌آورند، با گرمی ارنستو را سلام می‌کند. سویا می‌گوید کارلا، خواهر ارنستو، در راه است و می‌تواند هویت او را تأیید کند.

در کافه، کارلا هم ارنستو را مانند خود واقعی‌اش می‌شناسد. ساندرا این سه نفر را به توطئه متهم می‌کند. در ویلا، آن‌ها پیشنهاد جدیدی می‌دهند و ویلای ارنستو را هم به پول اضافه می‌کنند. ساندرا باز هم مخالفت می‌کند و فدریکو او را با بستری شدن در آسایشگاه تهدید می‌کند. ارنستوی جعلی حقیقت را فاش می‌کند و اعتراف می‌کند که ارنستوی واقعی یک زن را به شدت مجروح کرده و او، آنتونیو، به عنوان طعمه‌ای در برابر افراد کینه‌دار جانشین شده است. کارلا تصمیم می‌گیرد ویلای خود را نگه دارد و پیشنهاد توافق پس گرفته می‌شود.

سویا شب‌هنگام که در خیابان قدم می‌زند، ماشین رولزرویس ارنستو را می‌بیند و مجسمه «روح لذت» روی موتور آن را می‌شناسد. پیش‌تر گروهبان با مجسمه‌ای که یک کارگر راه‌سازی پیدا کرده و داده بود، ورق‌ورق می‌کرد.

مجموعه سه‌نفره قرارداد جدیدی به ساندرا پیشنهاد می‌دهند، اما ساندرا مخالفت کرده و قرارداد را پاره می‌کند. آنتونیو با سیگار روشن به ساندرا تهدید می‌کند، اما ساندرا ناگهان شروع به خنده می‌کند. او می‌داند که توافق بی‌ارزش است، چون خودش ارنستو را به قتل رسانده است! ساندرا توضیح می‌دهد که یک سال ارنستو را مطالعه کرده و می‌دانست چگونه زنان را ترک می‌کند. او خود را سخت‌گیر نشان داد تا ارنستو جذب شود. در شب ناپدید شدن، او شامپاین ارنستو را مخدردار کرد. ارنستو را در رولزرویس گذاشت، به جاده کوهستانی برد و ماشین را از پرتگاه هل داد. برنامه‌اش این بود که ماشین در دره منفجر شود و مرگ ارنستو شبیه تصادف در مستی به نظر برسد، اما ماشین در خاک فرو رفت و زیر آوار انفجارهای جاده‌سازی پنهان شد. او از آنتونیو بی‌خبر بود، اما از نقاب سه‌نفره سوءاستفاده کرد؛ چون می‌دانست این بازی او را باورپذیرتر می‌کند و اگر او را لو بدهند، خودشان متهم قتل خواهند شد. همچنین با عاشق کردن سویا، یک متحد برای خود ساخته بود. او یک میلیون دلار باج می‌خواهد و آن‌ها با اکراه می‌پذیرند.

سویا با عجله به ویلا می‌آید و می‌گوید پرونده را حل کرده است. او معتقد است مجسمه‌ی جدا شده، نشان‌دهنده دو ماشین رولزرویس و در نتیجه دو ارنستوی مختلف است. او فردا صبح قرار است در محل آوار به دنبال جسد ارنستوی واقعی بگردد. ساندرا که می‌ترسد برنامه‌اش لو برود، شامپاین مخدردار به سویا می‌دهد. وقتی سویا بیهوش می‌شود، او را در ماشین پلیس می‌گذارد تا او را هم از صخره به پایین بیندازد. چرخ ماشین به سنگی گیر می‌کند. وقتی ساندرا می‌خواهد سنگ را کنار بزند، سویای نیمه‌هوشیار آژیر تازه‌خریداری‌شده را روشن می‌کند. گروهبان صدای آژیر را می‌شنود و به دنبال صدا می‌رود. سویا بیدار می‌شود و در لبه جاده با او روبرو می‌شوند. ساندرا فرو می‌ریزد، اما سویا او را از لبه پرتگاه برمی‌گرداند و دستگیرش می‌کند.

بازیگران

  • جانت لی در نقش ساندرا لاتهام
  • روسانو براتسی در نقش کاپیتان سویا
  • جوزف لنزی در نقش ارنستو شماره ۱
  • چزاره دانووا در نقش ارنستو شماره ۲
  • خوان الیسس در نقش خوانیتو
  • اریک برادن در نقش فدریکو کاپریو
  • باربارا استیل در نقش کارلا

جمع‌بندی

ماه عسل با یک غریبه با پیچش‌های خیره‌کننده‌اش، مرز میان قربانی بودن و مقصر بودن را می‌شکند. این فیلم نشان می‌دهد که چگونه طمع و فریب می‌تواند افراد را در تاریک‌ترین نقاط ذاتشان گرفتار کند و هیچ رازی برای همیشه پنهان نمی‌ماند.