این‌شالله (فیلم ۲۰۱۲)

Inch'Allah (2012 film)
📅 25 خرداد 1405 📄 738 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

فیلم درام کانادایی «این‌شالله» به کارگردانی آنایس باربو-لاوالت، داستان کلوی، پزشک کانادایی هلال‌احمر را روایت می‌کند. او که میان کلینیکش در رام‌الله و خانه‌اش در اورشلیم در رفت‌وآمد است، با دیدن تأثیرات درگیری‌های فلسطین و اسرائیل بر دوستان و بیمارانش، دچار تقابل وفاداری می‌شود.

معرفی فیلم این‌شالله

«این‌شالله» یک فیلم درام کانادایی است که در سال ۲۰۱۲ اکران شد. آنایس باربو-لاوالت نویسندگی و کارگردانی این اثر را بر عهده داشت و ائولین بروشو در نقش کلوی، پزشک کانادایی سازمان هلال‌احمر ایفای نقش می‌کند. کلوی زمان خود را میان کلینیکش در رام‌الله (کرانه باختری) و اورشلیم تقسیم می‌کند. او با مشاهده تأثیرات درگیری فلسطین و اسرائیل بر دوستان، همکاران و بیمارانش در هر دو سوی مرز، می‌بیند که وفاداری‌هایش دستخوش تضاد شده است. این فیلم در نخستین دوره جوایز سینمایی کانادا، نامزد دریافت پنج جایزه از جمله بهترین فیلم سینمایی شد.

داستان فیلم

فیلم با بمب‌گذاری در یک کافه خیابانی در اسرائیل آغاز می‌شود. کلوی (ائولین بروشو) متخصص زنان کانادایی است که در کلینیک هلال‌احمر در رام‌الله کار می‌کند، اما در اورشلیم زندگی می‌نماید. آوا، دوست اسرائیلی کلوی که سرباز نیروهای دفاعی اسرائیل است، در همان ساختمان سکونت دارد. کلوی هر روز برای رفت‌وآمد میان خانه و رام‌الله، از ایست‌های بازرسی عبور می‌کند.

یکی از بیماران کلوی، زن باردار فلسطینی به نام راند (سابرینا اوازانی) است که همسرش زیاد در زندان اسرائیل منتظر محاکمه است. کلوی با فیسل (برادر بزرگ‌تر راند)، صافی (برادر کوچکتر) و مادرشان سورایدا نیز دوست می‌شود. فیسل در یک چاپخانه کار می‌کند که پوسترهای تبلیغاتی فلسطین را چاپ می‌نماید.

پس از آنکه تیراندازان به شهرک اسرائیلی بیت شومرون حمله کرده و دو غیرنظامی را زخمی می‌کنند، سربازان اسرائیلی مردان اردوگاه پناهندگان را دستگیر و بازجویی می‌کنند. آوا در اورشلیم به کلوی اعتراف می‌کند که از جنبه‌های غیرانسانی وظیفه در ایست بازرسی آزار می‌بیند، اما نمی‌تواند کارش را ترک کند. بعداً، کلوی با راند و صافی همراه می‌شود که در زباله‌دانی نزدیک دیوار جداسازی، به دنبال لوازم می‌گردند. یکی از کودکان محلی سعی می‌کند به کامیون زرهی اسرائیل حمله کند، اما زیر چرخ‌ها می‌ماند و کشته می‌شود. این کودک در طول مراسم تشییع جنازه، به عنوان یک شهید ستایش می‌شود.

مرگ پسر تأثیر عمیقی بر کلوی می‌گذارد و او با آوا درباره توجه نامتناسب مقامات اسرائیلی به تیراندازی شهرک‌نشینان درگیری لفظی پیدا می‌کند. آوا مدافعانه پاسخ می‌دهد که آن دو شهرک‌نشین به شدت مجروح شده‌اند. کلوی با گذراندن زمان در کنار خانواده فیسل و راند در رام‌الله، با تأثیرات اشغال نظامی اسرائیل آشنا می‌شود. با رشد دوستی‌شان، کلوی بیشتر با میزبانان فلسطینی خود همدردی کرده و به فیسل در چسباندن پوسترهای تبلیغاتی کمک می‌کند.

کلوی همچنین آوا را متقاعد می‌کند تا مجوز عبور برای خانواده فیسل و راند صادر کند تا روستای ویران‌شده سورایدا را ببینند. سورایدا سپاسگزار است، اما فیسل از کلوی کینه می‌ورزد که به یادشان آورده چه چیزهایی را از دست داده‌اند. بعداً، کلوی و آوا به یک کلوپ شبانه در تل‌آویو می‌روند. صبح روز بعد، کلوی می‌فهمد راند درد زایمان گرفته و عجله به سوی رام‌الله بازمی‌گردد. کلوی و همراهان فلسطینی‌اش سعی می‌کنند به بیمارستان محلی برسند، اما ایست بازرسی اسرائیل مانعشان می‌شود. در نتیجه، راند مجبور می‌شود در صندلی عقب ون زایمان کند و نوزاد پسرش می‌میرد.

راند از مرگ پسرش و خبری که همسرش زیاد توسط دادگاه نظامی اسرائیل به ۲۵ سال زندان محکوم شده، ویران می‌شود. راند از کلوی کینه می‌ورزد و مرگ کودکش را گردن او می‌اندازد. کلوی که احساس گناه و یأس می‌کند، به اورشلیم بازمی‌گردد. کلوی با یک کوله‌پشتی از ایست بازرسی عبور می‌کند و آن را به مردی در اتوبوس می‌سپارد. متعاقباً، یک حمله انتحاری در همان کافه شلوغ خیابانی رخ می‌دهد که آغاز فیلم بود. پس از حمله، کلوی به چاپخانه فیسل در رام‌الله می‌رود و می‌فهمد راند این بمب‌گذاری انتحاری را انجام داده و به یک «شهید» تبدیل شده است. در حالی که کلوی نامه خداحافظی راند را می‌خواند، تصاویری از صافی که در کنار دیوار جداسازی بازی می‌کند و درخت رو به رشدی را تصور می‌کند، با پایان فیلم در هم می‌آمیزد.

تولید

کارگردان آنایس باربو-لاوالت فیلم‌نامه را به تهیه‌کنندگان micro_scope یعنی کیم مک‌کرا و لوک دِری ارائه داد. مک‌کرا گفت که او و دِری ابتدا تردید داشتند که پس از فیلم «آتش‌سوزی» (۲۰۱۰)، پروژه دوم و پیچیده‌ای در خاورمیانه را بپذیرند، اما موضوع فیلم‌نامه آن‌قدر مهم بود که نمی‌شد نادیده‌اش گرفت. مک‌کرا شخصاً به اردن رفت تا روی فیلم کار کند.

بازخورد

کلودیا کُتّه، پژوهشگر فیلم دانشگاه برلین، نوشت که این فیلم در کنار «آتش‌سوزی» (۲۰۱۰)، «مسیو لازار» (۲۰۱۱) و «جادوگر جنگ» (۲۰۱۲)، نشان‌دهنده شکستن سنت سینمای کبک از تمرکز بر تاریخ محلی به سمت دغدغه‌های جهانی است. نویسندگانی چون گادا محروس، شانتال مایه و دانیل ساله نیز معتقدند فیلم‌های مک‌کرا و دِری، کبک را به عنوان بخشی از دهکده جهانی و پذیرنده اقلیت‌ها، به‌ویژه خاورمیانه‌ای‌ها، به تصویر می‌کشند.

جوایز

باربو-لاوالت در فوریه ۲۰۱۳ توسط سازمان «هنرمندان برای صلح» مستقر در مونترال که آثار هنری با مضامین صلح را گرامی می‌دارد، به عنوان هنرمند سال ۲۰۱۲ انتخاب شد.

جمع‌بندی

فیلم «این‌شالله» با نگاهی عمیق و انسانی، ویرانی‌های روحی و جسمی ناشی از اشغالگری و دیوارهای تسویه‌حساب را به تصویر می‌کشد. کلوی با انتخاب‌های سخت و عواقب شوم آن‌ها روبه‌رو می‌شود و مرگ نوزاد راند به دست انتقام و تبدیل او به یک بمب‌گذار انتحاری، چرخه خشونت را به رخ می‌کشد. این اثر سینمای کبک را از تاریخ محلی به دغدغه‌های جهانی سوق داد.