معرفی
کیریل ویکنتیویچ لموخ، که با نام کارل یوهان لموخ نیز شناخته میشود، نقاش روسیِ ژانر و عضو آکادمی هنرهای امپراتوری بود. او میان سالهای ۱۸۴۱ تا ۱۹۱۰ میزیست و بخشی از نسلی از هنرمندان روس بود که واقعگرایی را در برابر سلیقه کلاسیک آکادمیهای رسمی تقویت کردند.
لموخ نشان میدهد که هنر واقعگرا میتواند هم آموزشپذیر باشد، هم اجتماعی و هم در خدمت زندگی روزمره بماند.
زندگینامه و آموزش
پدر لموخ، معلم موسیقیای اهل آلمان بود. او از ۱۸۵۱ تا ۱۸۵۶ در مدرسه نقاشی، مجسمهسازی و معماری مسکو تحصیل کرد و در ۱۸۵۸ به آکادمی هنرهای امپراتوری روسیه راه یافت.
در آکادمی، لموخ نقاشی تاریخی را نزد پیوتر باسین و الکسی تاراسوویچ مارکف آموخت؛ اما بهزودی مسیر هنریاش از چارچوبهای کلاسیک فاصله گرفت و به سمت نگاه واقعگرایانه حرکت کرد.
اعتراض چهاردهنفر و آغاز مسیر مستقل
در ۱۸۶۳، لموخ به اعتراض چهاردهنفر پیوست؛ اعتراضی که از سوی هنرمندانی شکل گرفت که واقعگرایی را بر سبک کلاسیک مورد حمایت آکادمی ترجیح میدادند. در نتیجه، او همراه با معترضان دیگر آکادمی را ترک کرد و با مدرک هنرمند درجه دو از آن جدا شد.
پس از آن، به آرتل هنرمندان پیوست؛ گروهی که ایوان کرامسکوی رهبریاش میکرد. پنج سال بعد، لموخ در رقابتی آکادمیک شرکت کرد و عنوان هنرمند درجه یک را گرفت. از آن پس، معیشت خود را از راه آموزش طراحی به خانوادههای اشرافی تأمین میکرد و در خوورینو کارگاهی ساخت که تابستانها را در آن به نقاشی میگذراند.
همکاری با گروه سیار هنرمندان
در ۱۸۷۰، لموخ با گریگوری میاسویدوف در شکلگیری پریدویژنیکی، یا همان گروه سیار هنرمندان، همکاری کرد. این گروه آثار خود را در شهرهای مختلف روسیه نمایش میداد و هنر را از فضای محدود پایتخت و نخبگان بیرون میآورد.
لموخ برای مدتی کوتاه، بهدلیل ارائه نکردن آثار در زمان مقرر، از انجمن اخراج شد؛ اما در ۱۸۷۹ دوباره به آن پیوست. او بعدها به عضویت هیئت مدیره درآمد و مسئولیت خزانهداری را نیز بر عهده گرفت.
آموزش دربار و سالهای پایانی
لموخ در همان سالهایی که عضو آرتل هنرمندان بود، دعوتی برای آموزش خصوصی طراحی به فرزندان الکساندر سوم، تزار آینده روسیه، پذیرفت و سالها این کار را ادامه داد. در میان شاگردان او، اولگا آلکساندروونا جایگاهی ویژه داشت و تا پایان عمر به هنر علاقهمند ماند.
او در ۱۸۹۳ به عضویت آکادمی درآمد، مستمری مادامالعمر دریافت کرد و تا زمان بازنشستگی در ۱۹۰۹، سرپرستی مجموعه هنری موزه روسی را بر عهده داشت.
آثار و جایگاه هنری
اهمیت لموخ تنها در عضویتهای رسمی او نیست؛ جایگاه او بیشتر به انتخاب موضوعهای انسانی و روزمره بازمیگردد. نقاشی ژانر در روسیه سده نوزدهم، ابزاری برای نشان دادن زندگی مردم عادی، دغدغههای اجتماعی و فاصله گرفتن از اسطورهپردازی کلاسیک بود.
با وجود آنکه نام بسیاری از آثار او در فهرستهای عمومی کمتر تکرار میشود، مسیر حرفهای لموخ نشان میدهد که او میان آموزش، مدیریت هنری و تولید آثار واقعگرا پل برقرار کرده بود.
منابع و مطالعه بیشتر
- ان. ام. بیکوفسکی، «کیریل ویکنتیویچ لموخ؛ در یادِ دوستی دیرینه»، هفتهنامه موسکوفسکی، مسکو، ۱۹۱۰، شماره ۱۴، صفحههای ۲۳ تا ۳۰.
- یو. دی. مینچنکوف، «خاطراتی از پریدویژنیکی»، چاپ پنجم، سن پترزبورگ، انتشارات خودوژنیکِ ر.س.ف.س.آر، ۱۹۶۴، صفحههای ۶۸ تا ۷۶.
پیوندهای بیرونی
- درگاه کیریل (کارل) لموخ در وبسایت «عصر یکشنبه».
- مدخل کارل لموخ در «دائرةالمعارف نقاشی و گرافیک؛ آرتکاتالوگ».
برچسبهای موضوعی
- زادگان ۱۸۴۱
- درگذشتگان ۱۹۱۰
- نقاشان ژانر روس
- نقاشان سده نوزدهم امپراتوری روسیه
- نقاشان مرد روس
- هنرمندان مرد سده نوزدهم امپراتوری روسیه
- دانشآموختگان مدرسه نقاشی، مجسمهسازی و معماری مسکو