کارلا کارلی مازوکاتو
کارلا کارلی مازوکاتو (متولد ۲ نوامبر ۱۹۳۵)، هنرمند ایتالیایی قرن بیستمی است که نقش پررنگی در بازتعریف جنبش «اکسپرسیونیسم مدرن» ایفا کرد. نقاشیهای او با پالت رنگی جسورانه و سبک بیبدیلش، از سوی منتقدان «پویا»، «ظریف» و «جاودانه» توصیف شدهاند و بارها به شاهکارهای شاگال، رنوار، مونه و ونگوگ تشبیه شدهاند.
آثار مازوکاتو در مجموعههای بیشماری در اروپا، آمریکای شمالی و آسیا جای گرفتهاند. تابلوی سفارشیاش با نام «شب در اپرا» در تالار اپرای دیترویت آویزان است و تفسیر معاصر او از مصائب مسیح در چهارده تابلوی نقاشی، در مجموعه اسقفنشین کاتولیک روم در کلیسای کورپوس دومینی بولزانو ایتالیا نگهداری میشود. در سال ۲۰۰۰، موسسه هنرهای زیبای سوهو در نیویورک، مازوکاتو را به عنوان یکی از پیشگامان هنر معاصر به رسمیت شناخت.
کودکی و سالهای آغازین
کارلا کارلی مازوکاتو در ۲ نوامبر ۱۹۳۵ در آپیانو، شهری کوچک و دنج در کوههای آلپ شمال ایتالیا چشم به جهان گشود. او دومین فرزند آنا بلا و ویجیلیو کارلی بود؛ پدری که زمینهای وسیع از باغهای میوه را اداره میکرد و با صادرات سیب و سایر میوهها به اتریش و یوگسلاوی، کسبوکاری موفق بنا نهاده بود. به همین دلیل، کارلا بخش عمدهای از کودکیاش را در آغوش طبیعت گذراند؛ همراه پدر در قدمزدهایی روستایی و در مسیرهای جنگلی کوهستانی که دره حاصلخیز رودخانه آدیجه را احاطه کرده بودند.
جنگ جهانی دوم
آغاز جنگ جهانی دوم، آرامش کودکی کارلا را به هم ریخت. شهر آپیانو در مسیر رودخانه آدیجه و در میان گذرگاه برنر در آلپ قرار داشت؛ دقیقاً بر سر راه اصلی ورود به ایتالیا از اتریش و آلمان. هواپیماهای متفقین اغلب خطوط آهن این مسیر را بمباران میکردند تا خطوط تأمین نازیها را مختل کنند. در هفت سالگی، روزهای کارلا بیشتر در تاریکی پناهگاههای بمب ساختهشده در دل کوهها میگذشت.
اگرچه ایتالیا در سال ۱۹۴۳ با نیروهای متفقین آتشبس امضا کرد، اما آلمان با الحاق منطقه آلتو آدیجه، جنگ در این منطقه را تا ۱۹۴۵ طولانی کرد. پایان جنگ، دوران بازسازی را رقم زد، اما برای کارلا جوان، این پایان کودکیاش بود. پدرش در ۱۹۴۷ درگذشت و مادرش نیز اندکی بعد از دنیا رفت.
کارلا برای کمک به خانوادهاش به کار پرداخت. تحصیل را بهصورت مستقل ادامه داد و سرانجام راهی آکادمی کا فوسکاری در ونیز و دانشگاه کاتولیکا در میلان شد. در سال ۱۹۶۲، با برادر یکی از همکلاسیهایش آشنا شد و مدت کوتاهی پس از آن، برای ساختن زندگی جدیدی در کنار همسرش، جوزپه مازوکاتو، عازم آمریکا شد.
افقهای تازه
کارلا زندگی جدیدش را در شیکاگو هایتس ایالت ایلینوی آغاز کرد. آنجا زبان انگلیسی آموخت، خانواده تشکیل داد و دست به نقاشی زد. اگرچه آثار اولیهاش بیشتر متکی بر آموزشهای کلاسیکش بود، اما نقاشیهای ژرژ روآ، اکسپرسیونیست فرانسوی، تأثیر عمیقی بر او گذاشت. سبک شخصیاش تکامل یافت و تا زمان نقل مکان به حومه دیترویت میشیگان در سال ۱۹۶۶، هنر او ویژگیهای هر دو مکتب اکسپرسیونیسم و امپرسیونیسم را در هم آمیخت.
آثار مازوکاتو نخستین بار در سال ۱۹۶۹ به نمایش درآمد. او در سال ۱۹۷۷ گالری هنری در گراس ایل میشیگان تأسیس کرد؛ جایی که علاوه بر آموزش، آثار هنرمندان دیگر و نقاشیهای خودش را به نمایش و ترویج میگذاشت.
از نیویورک تا فراتر از آن
در سال ۱۹۸۲، آثار مازوکاتو بهطور مداوم در نیویورک به نمایش درآمد. نقاشیهایش از سوی عموم و منتقدان با استقبال گرمی روبهرو شد؛ منتقدانی که مینوشتند:
«این هنرمند جدی و مستعد، گسترهای چشمگیر از بیان را در هنری که آمیخته از نیروهای قدرتمند است، به نمایش میگذارد.»
مازوکاتو و هنرش به سفر سراسر آمریکا پرداختند. نمایشگاههایی در دالاس، شیکاگو و پالم اسپرینگز، آثارش را به حامیان پرشور هنر معرفی کردند و او به عنوان هنرمندی پیشرو شناخته شد. دربارهاش مینویسند:
«هنر او، خوشبینی نهایی به سرشت انسان را منتقل میکند؛ چهرههایش گویی به سوی افقی نامحدود قدم برمیدارند، به امید یافتن لحظهای از حقیقت و آرامش.»
در سال ۱۹۹۰، نخستین سفارش بزرگ مازوکاتو تکمیل شد؛ مجموعهای از چهارده نقاشی رنگ روغن از مصائب مسیح که برای اسقفنشین کاتولیک روم خلق و در کلیسای کورپوس دومینی بولزانو نصب شد.
سفرهای فراوان، بخشی از روش او برای غوطهور شدن در هنر بود. از اسپانیا و فرانسه گذشت، لهستان و روسیه تازهظهور را پیمود و تصاویر و تأثراتی را نقاشی کرد که خود از نزدیک شاهدشان بود:
«در تمام نقاشیهای مازوکاتو، روح شگفتی، سکوت و راز در منظرهها میپیماید؛ در سمفونی فصیحی از فرمهای حسی و رنگ. گذشته، حال و آینده در هم میآمیزند و در یک لحظه اسیر میشوند.»
او آثار متولدشده از سفرهایش را در سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ در بولونیا و پراتو ایتالیا به نمایش گذاشت و در ۱۹۹۶ و ۱۹۹۸ به دعوت از نمایشگاههایی در منطقه سوهو نیویورک پاسخ مثبت داد. دربارهاش مینویسند:
«کارلا کارلی مازوکاتو، پیش از هر چیز با خود صادق است. نقاشیهایش از درک خودش از زندگی سرچشمه میگیرند؛ تأثراتش بیتأثیر از هرگونه الگوی تحمیلی اجتماعی. او جریان رایج را دنبال نمیکند؛ هنرش آزاد است، فرسنگها دور از هر سنت تعیینشده. او جهانی معاصر را با رنگها و تناژهای شدیدی نقاشی میکند که سرشار از تابش خوشبینی است. منظرهها، ترکیببندیها و گلها؛ همگی زاده حقیقتی هستند که به واسطه استعداد ذاتی مازوکاتو تفسیر شدهاند.»
در سال ۱۹۹۹، نقاشی سفارشی او با نام «شب در اپرا» در مراسمی باشکوه در تالار اپرای دیترویت میشیگان رونمایی شد و همانجا به نمایش خود ادامه میدهد.
سالهای پایانی فعالیت
نمایش آثار مازوکاتو در هزاره جدید نیز استمرار یافت. انجمن منطقهای هنرهای آپیانو ایتالیا، در سال ۲۰۰۱ نمایشگاه «بازگشت به خانه» را با ۶۱ تابلوی هنرمند برگزار کرد که خودش نیز در آن حضور یافت. موزه باورز در سانتا آنا کالیفرنیا آثارش را در ۲۰۰۵ به نمایش گذاشت و گالری پریسما در بولزانو نیز در ۲۰۰۶ میزبان نقاشیهای تازه او بود.
آرشیو گستردهای از آثار مازوکاتو بهصورت آنلاین در دسترس است و مجموعههای مختلفی از آنها در قالب کتاب منتشر شدهاند. کتاب «آمریکا — جشن» که در سال ۲۰۱۱ چاپ شد، ۶۱ تابلوی مجموعه آمریکای هنرمند را به عنوان ادای احترامی به ایالات متحده، کشورِ پذیرای او، ارائه میکند.
مستندی با نام «سفر یک هنرمند» در سال ۲۰۰۷، زندگی و هنر کارلا کارلی مازوکاتو را به تصویر میکشد و خودزندگینامه او با نام «فصلها» در سال ۲۰۲۱ منتشر شده است.