کنت ان. استیونز: پیشگام علم آواشناسی و پردازش گفتار
کنت نوبل استیونز (Kenneth Noble Stevens)، که از ۲۴ مارس ۱۹۲۴ تا ۱۹ اوت ۲۰۱۳ زندگی کرد، استاد برجسته مهندسی برق و علوم کامپیوتر در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و همچنین استاد علوم بهداشت و فناوری در آزمایشگاه تحقیقات الکترونیک این موسسه بود. استیونز ریاست گروه ارتباطات گفتار در آزمایشگاه تحقیقات الکترونیک MIT (RLE) را بر عهده داشت و به عنوان یکی از برجستهترین دانشمندان جهان در زمینه آواشناسی آکوستیک شناخته میشد.
او در سال ۱۹۹۹ از دستان رئیسجمهور بیل کلینتون، مدال ملی علوم ایالات متحده را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۴، جایزه IEEE James L. Flanagan Speech and Audio Processing Award به وی اهدا شد. استیونز در سال ۲۰۱۳ به دلیل عوارض بیماری آلزایمر درگذشت.
تحصیلات
تحصیلات اولیه
کن استیونز در ۲۳ مارس ۱۹۲۴ در تورنتو متولد شد. برادر بزرگترش، پیت، در انگلستان به دنیا آمده بود؛ کن چهار سال بعد، اندکی پس از مهاجرت خانواده به کانادا، متولد شد. آرزوی دوران کودکی او تبدیل شدن به یک پزشک بود، زیرا عموی پزشکش را تحسین میکرد. او دوران دبیرستان خود را در مدرسهای وابسته به دپارتمان آموزش دانشگاه تورنتو گذراند.
استیونز در دانشکده مهندسی دانشگاه تورنتو با استفاده از بورسیه کامل به تحصیل پرداخت. او در تمام دوران کارشناسی در خانه زندگی میکرد. اگرچه استیونز به دلیل نارسایی بینایی نتوانست در جنگ جهانی دوم شرکت کند، اما برادرش تمام طول جنگ را دور از خانه بود و والدینشان هر شب اخبار را از بیبیسی دنبال میکردند. استیونز در دانشگاه در رشته فیزیک مهندسی تحصیل کرد و موضوعاتی از طراحی ماشینآلات موتوری تا فیزیک پایه را که توسط دپارتمان فیزیک تدریس میشد، پوشش داد. در تابستانها او در صنایع دفاعی کار میکرد، از جمله یک تابستان در شرکتی که در زمینه توسعه رادار فعالیت داشت. او در سال ۱۹۴۵ هر دو مدرک کارشناسی (S.B.) و کارشناسی ارشد (S.M.) خود را دریافت کرد.
استیونز از دوران دانشجویی خود معلم بود و بخشهایی از درس اقتصاد خانگی را که جنبههایی از فیزیک داشت، تدریس میکرد. پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد، او به عنوان مدرس در دانشگاه تورنتو باقی ماند و به تدریس دورههایی برای مردان جوانی که از جنگ بازمیگشتند، از جمله برادر بزرگتر خودش، پرداخت. او از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶ عضو بنیاد انتاریو بود و سپس تا سال ۱۹۴۸ به عنوان مدرس در دانشگاه تورنتو مشغول به کار شد.
در طول تحقیقات دوره کارشناسی ارشد، استیونز به نظریه کنترل علاقهمند شد و در دورههای دپارتمان ریاضیات کاربردی شرکت کرد. یکی از اساتید او به وی توصیه کرد که برای تحصیلات دکترا در MIT اقدام کند.
تحصیلات دکترا
اندکی پس از پذیرش استیونز در MIT، استادی جدید به نام لئو برانِک متوجه شد که استیونز دوره آکوستیک را گذرانده است. برانِک با استیونز در تورنتو تماس گرفت تا از او بپرسد آیا تمایل دارد به عنوان دستیار آموزشی در دوره جدید آکوستیک برانِک فعالیت کند و استیونز پذیرفت. کمی بعد، برانِک دوباره با استیونز تماس گرفت تا به او موقعیت تحقیقاتی در یک پروژه جدید گفتار را پیشنهاد دهد، که استیونز آن را نیز پذیرفت. آزمایشگاه تابش (Radiation Laboratory) در MIT (ساختمان ۲۰) پس از جنگ به آزمایشگاه تحقیقات الکترونیک (RLE) تبدیل شد؛ RLE در کنار آزمایشگاههای دیگر، آزمایشگاه آکوستیک جدید برانِک را در خود جای داده بود.
در نوامبر ۱۹۴۹، دفتر مجاور دفتر کن به یک دانشجوی دکتری مهمان از سوئد به نام گونار فانت (Gunnar Fant) داده شد. استیونز با فانت دوستی و همکاریای را آغاز کرد که بیش از نیم قرن به طول انجامید. استیونز در تحقیقات دوره دکترای خود بر مطالعه واکهها تمرکز کرد؛ در سال ۱۹۵۰ مقالهای کوتاه منتشر کرد و استدلال نمود که میتوان از خودهمبستگی (autocorrelation) برای تمایز واکهها استفاده کرد، در حالی که پایاننامه دکترای او در سال ۱۹۵۲ نتایج ادراکی واکههای سنتز شده با استفاده از مجموعهای از تشدیدکنندههای الکترونیکی را گزارش کرد. فانت استیونز را متقاعد کرد که مدل خط انتقال مجرای صوتی انعطافپذیرتر از مدل تشدیدکننده است و این دو این کار را در سال ۱۹۵۳ با هم منتشر کردند.
کن، فانت را به خاطر ارتباط بین دپارتمان زبانشناسی و آزمایشگاه تحقیقات الکترونیک در MIT اعتبار میبخشد. رومن یاکوبسن (Roman Jakobson)، آواشناس دانشگاه هاروارد، از سال ۱۹۵۷ دفتری در MIT داشت، در حالی که موریس هال (Morris Halle) به دپارتمان زبانشناسی MIT پیوست و در سال ۱۹۵۱ به RLE منتقل شد. همکاریهای استیونز با هال با آکوستیک آغاز شد، اما به تمرکز بر نحوه سازماندهی سیستمهای صوتی زبان توسط آکوستیک و مفصلبندی (articulation) گسترش یافت.
استیونز پایاننامه دکترای خود را در سال ۱۹۵۲ دفاع کرد؛ کمیته دکترای او شامل استاد راهنمایش لئو برانِک، و همچنین جی. سی. آر. لایکلایدر (J. C. R. Licklider) و والتر ای. روزنبلث (Walter A. Rosenblith) بود. پس از دریافت دکترا، استیونز در شرکت Bolt, Beranek and Newman (که اکنون BBN Technologies نامیده میشود) در هاروارد اسکوئر مشغول به کار شد. در اوایل دهه ۱۹۵۰، برانِک تصمیم گرفت از هیئت علمی MIT بازنشسته شود تا تمام وقت در BBN کار کند. او میدانست که استیونز عاشق تدریس است، بنابراین استیونز را تشویق کرد تا برای موقعیت هیئت علمی MIT اقدام کند. استیونز این کار را انجام داد و در سال ۱۹۵۴ به هیئت علمی پیوست.
تحقیق، تدریس و خدمت
مشارکتهای علمی
استیونز بیشتر برای مشارکتهایش در زمینههای آواشناسی (Phonology)، ادراک گفتار (Speech Perception) و تولید گفتار (Speech Production) شناخته شده است. معروفترین کتاب استیونز، آواشناسی آکوستیک (Acoustic Phonetics)، بر اساس ویژگیهای متمایز سیستم آواشناسی استیونز سازماندهی شده است.
مشارکتها در آواشناسی
استیونز شاید بیشتر برای ارائه نظریهای شناخته شده باشد که به این سوال پاسخ میدهد: چرا صداهای زبانهای جهان (واژگان یا مقاطع آوایی آنها) تا این حد به یکدیگر شبیه هستند؟ هنگام یادگیری یک زبان خارجی، فرد تحت تاثیر تفاوتهای چشمگیری قرار میگیرد که میتواند بین سیستم صوتی یک زبان و زبان دیگر وجود داشته باشد. استیونز درک دانشجو را دگرگون کرد: به جای پرسیدن اینکه چرا زبانها متفاوت هستند، او پرسید، اگر سیستم صوتی هر زبان کاملاً اختیاری باشد، چرا زبانها تا این حد شبیه هستند؟ پاسخ او نظریه کوانتومی گفتار (Quantal Theory of Speech) بود. نظریه کوانتومی با نظریهای در مورد تغییر زبان که با همکاری ساموئل جی. کیزر (Samuel Jay Keyser) توسعه یافته است، پشتیبانی میشود و وجود ویژگیهای افزونه یا تقویتی را فرض میکند.
روششناسی استیونز در تحقیق صداهای گفتار به سه مرحله سازماندهی شده است. مرحله اول استفاده از فیزیک (عمدتاً مدلهای لولهای) برای مدلسازی شکل اندامهای مفصلبندی (مانند شکل حفره جلویی و عقبی، گرد شدن یا عدم گرد شدن لبها و غیره) است. بر اساس مدلهای لولهای مفصلبندی، فرکانسهای تشدید (resonant frequencies) قابل محاسبه هستند که همان فرکانسهای فورمنت (formant frequencies) هستند. پس از محاسبه فرکانسهای تشدید، دادههای گفتاری جمعآوری و تجزیه و تحلیل میشوند تا با محاسبات نظری مقایسه شوند. این مرحله دوم عمدتاً تجربی است، جایی که نمونههای مورد علاقه معمولاً یا به صورت جداگانه، و/یا در یک عبارت حامل کنترل شده ضبط میشوند، که معمولاً توسط چندین گوینده بومی زن و مرد آن زبان بیان میشوند. کلید جمعآوری داده، کنترل عوامل تا حد امکان است تا بتوان شواهد آکوستیک مورد علاقه را با حداقل میزان خطا بررسی کرد. آخرین مرحله تحقیق، مقایسه نتایج دادهها با پیشبینیهای نظری و توضیح تفاوتهای رخ داده است. تفاوتها گاهی اوقات میتوانند با این واقعیت توضیح داده شوند که مدلهای لولهای معمولاً سادهسازی میشوند تا اتلاف انرژی ناشی از نرمی دیوارههای صوتی را در نظر نگیرند (اگرچه میتوان مقاومتکنندهها را به مدل نظری اضافه کرد). سیستم زیر گلو (subglottal system) نیز ممکن است بر سیستم تولید مجرای صوتی تأثیر بگذارد، زمانی که دهانه گلو بزرگ است (لطفاً برای اطلاع از اثرات تشدید زیر گلو بر گفتار به تحقیقات مربوطه مراجعه کنید).
پیشبینیهای مدل نظری میتوانند پیشبینیهای کلی در مورد آنچه انتظار میرود در گفتار واقعی یافت شود، ارائه دهند، و شواهد حاصل از گفتار واقعی نیز میتواند به اصلاح مدل اصلی کمک کند و بینش بهتری در مورد تولید صداهای گفتار ارائه دهد.
نظریه کوانتومی هدفش توصیف (با استفاده از فیزیک) و سازماندهی زیبا تمام ویژگیهای آکوستیک تمام صداهای ممکن در یک ماتریس است. (به فصل پنج کتاب آواشناسی آکوستیک مراجعه کنید). محدودیت نهایی بر تمام صداهای گفتار، خود سیستم مفصلبندی فیزیکی است، بنابراین ادعای اینکه تنها مجموعه محدودی از صداها در میان زبانها وجود دارد، تأیید میشود. دلیل اینکه مجموعه صداهای گفتار محدود است این است که در حالی که حرکت اندامهای مفصلبندی پیوسته است، تنها پیکربندیهای خاصی تمایل به ثبات مفصلبندی و/یا آکوستیکی دارند، که منجر به فرکانسهای ثابت برای فورمنتها میشود که صداهایی را تشکیل میدهند که نسبتاً جهانی برای همه زبانها هستند (یعنی واکهها و همخوانها). بنابراین، هر صدای آکوستیک را میتوان با تعدادی ویژگی تعریفکننده (معمولاً دوتایی) توصیف کرد. به عنوان مثال، گرد بودن لب (روشن یا خاموش) یک ویژگی است. ارتفاع زبان (بالا یا پایین) ویژگی دیگری است. علاوه بر این ویژگیهای تعریفکننده که به عنوان توصیف اساسی صداهای آکوستیک عمل میکنند، ویژگیهای تقویتی نیز وجود دارند که به قابل تشخیصتر شدن صداها کمک میکنند. برای هر یک از این ویژگیها، میتوان از روششناسی استیونز استفاده کرد تا ابتدا از یک مدل لولهای برای مدلسازی اندامهای مفصلبندی استفاده شود و فرکانسهای تشدید را پیشبینی کرد، سپس دادهها را برای بررسی خواص آکوستیک آن ویژگی جمعآوری کرد، و در نهایت با مدل نظری تطبیق داد و خواص آکوستیک آن ویژگی را خلاصه کرد.
برای آشنایی با دنیای علم گفتار، میتوان ابتدا کتاب "زنجیره گفتار" (The Speech Chain) نوشته دنیس پی. و پینسون ای. را مطالعه کرد، که در آن مروری کلی بر تولید و انتقال گفتار ارائه میشود. در این کتاب با طیفنگارها (spectrograms) و فرکانسهای فورمنت که توصیف اصلی آکوستیک مقاطع صوتی هستند، آشنا میشویم.
حنجره (The Glottis)
هنگامی که تارهای صوتی مرتعش میشوند، تودههای هوا از طریق مجرای صوتی فیلتر شده و صدا تولید میکنند. این منبع صدا به عنوان یک منبع جریان در مداری که تولید صدا را مدلسازی میکند، مدلسازی میشود. تغییرات در مجرای صوتی باعث تغییر در صدای تولید شده میشود.
فرکانس ارتعاش تارهای صوتی زنان معمولاً بالاتر از مردان است، که باعث میشود صدای زنان زیرتر از صدای مردان باشد.
تحقیقات (Hanson, H.M. 1997) نشان داده است که تفاوتهایی بین نحوه ارتعاش تارهای صوتی زنان و مردان وجود دارد؛ در حنجره زنان پراکندگی بیشتری وجود دارد که باعث میشود صدای زنان کیفیتی نفسدارتر از صدای مردان داشته باشد.
سیستم زیر گلو (The Subglottal System)
سیستم زیر گلو به سیستمی گفته میشود که در بدن انسان زیر حنجره قرار دارد. این سیستم شامل نای، برونشها و ریهها است. این سیستم اساساً یک سیستم ثابت است و برای هر گوینده منفرد تغییر نمیکند. نتایج تحقیقات نشان داده است که در طول فاز باز چرخه گلوت (زمانی که گلوت باز است)، به دلیل سیستم زیر گلو، جفتشدگی (coupling) معرفی میشود که به صورت جفتهای قطب/صفر (pole/zero pairs) در حوزه فرکانس ظاهر میشود. این جفتهای قطب/صفر که توسط جفتشدگی معرفی میشوند، فرض میشود که به عنوان نواحی ممنوعه یا ناپایدار در طیفها عمل میکنند و به عنوان مرزهای طبیعی برای ویژگیهای واکه مانند +جلویی یا +عقبی عمل میکنند.
برای مردان بالغ، فرکانسهای تشدید سیستم زیر گلوی آنها (با استفاده از روشهای تهاجمی) ۶۰۰، ۱۵۵۰ و ۲۲۰۰ هرتز اندازهگیری شده است. (آواشناسی آکوستیک، ص ۱۹۷، Ishizaka et al., Crane & Boves). فرکانسهای تشدید زیر گلوی زنان به دلیل ابعاد کوچکترشان کمی بالاتر است. یک روش غیرتهاجمی برای اندازهگیری این قلهها، استفاده از شتابسنجی است که بالای شکاف جناغ (sternal notch) قرار داده میشود (Henke) تا شتاب پوست در طول تولید صدا را ثبت کند. این ارتعاش، فرکانسهای تشدید زیر حنجره (سیستم زیر گلو) را ثبت میکند.
مجرای صوتی (The Vocal Tract)
مجرای صوتی به مسیر عبوری گفته میشود که بالای حنجره، تا دهانه لبها امتداد دارد. معمولاً از یک مدل دو لولهای برای مدلسازی مجرای صوتی استفاده میشود، که یکی ابعاد (سطح مقطع و طول) حفره عقبی و دیگری حفره جلویی را مدلسازی میکند. فرکانسهای تشدید محاسبه شده از مدل لولهای، فرکانسهای فورمنت هستند. برای تولید واکه شوا (schwa) /ə/، مجرای صوتی از حنجره تا دهان نسبتاً باز است، بنابراین مدل لولهای را میتوان به عنوان یک لوله باز نسبتاً یکنواخت در نظر گرفت و فرکانسهای تشدید (یا فورمنتها) را به طور مساوی از هم جدا کرد. تابش در دهان باعث میشود این فرکانسهای تشدید حدود پنج درصد کمتر شوند. (آواشناسی آکوستیک، ص ۱۳۹). مجاری صوتی زنان (به طور متوسط ۱۴.۱ سانتیمتر) به طور متوسط کوتاهتر از مجاری صوتی مردان (به طور متوسط ۱۷.۷ سانتیمتر) هستند، بنابراین فرکانسهای فورمنت بالاتری نسبت به مردان دارند.
از آنجایی که دیوارههای مجرای صوتی نرم هستند، انرژی در مجرای صوتی از دست میرود که باعث افزایش پهنای باند فورمنتها میشود.
حفره بینی (The Nasal Cavity)
هنگامی که دریچه نرمکام (velopharyngeal port) در طول تولید صداهایی مانند /n/ و /m/ باز میشود، جفتشدگی به دلیل حفره بینی معرفی میشود که به خروجی کیفیت بینی میبخشد.
مشارکتها در ادراک گفتار
نظریه کوانتومی نشان میدهد که مجموعه آواشناختی یک زبان عمدتاً توسط ویژگیهای آکوستیک هر مقطع صوتی تعریف میشود، با مرزهایی که توسط نگاشت آکوستیک-مفصلبندی مشخص میشوند. این بدان معناست که مقاطع آواشناختی باید نوعی ثبات آکوستیکی داشته باشند. بلومستین و استیونز رابطهای ظاهراً ثابت بین طیف آکوستیک و صدای درک شده را نشان دادند: با افزودن انرژی به طیف انفجار "pa" در فرکانس خاصی، بسته به فرکانس، میتوان آن را به "ta" یا "ka" تبدیل کرد. وجود انرژی اضافی باعث درک همخوان زبانی (lingual consonant) میشود؛ عدم وجود آن باعث درک همخوان لبی (labial consonant) میشود.
کار اخیر استیونز، نظریه ثبات آکوستیکی را به یک مدل ادراکی سلسله مراتبی کمعمق، یعنی مدل نقاط عطف آکوستیک و ویژگیهای متمایز، بازسازی کرده است.
مشارکتها در تولید گفتار
در طول دوره مرخصی علمی در KTH سوئد در سال ۱۹۶۲، استیونز داوطلبانه به عنوان شرکتکننده در آزمایشهای سینهرادیوگرافی (cineradiography) که توسط اسون اوهمن (Sven Öhman) انجام میشد، شرکت کرد. فیلمهای سینهرادیوگرافی استیونز از جمله پرکاربردترینها هستند؛ کپیهایی از آنها بر روی لیزر دیسک وجود دارد و برخی به صورت آنلاین در دسترس هستند.
پس از بازگشت به MIT، استیونز موافقت کرد که سرپرستی تحقیقات جوزف اس. پرکل (Joseph S. Perkell)، دانشجوی دندانپزشکی را بر عهده بگیرد. دانش پرکل در زمینه آناتومی دهان به او اجازه داد تا فیلمهای اشعه ایکس استیونز را روی کاغذ ردیابی کرده و نتایج را منتشر کند.
سایر مشارکتها در مطالعه تولید گفتار شامل مدلی است که با استفاده از آن میتوان شکل طیفی تحریک آشفته گفتار (بسته به ابعاد جت آشفته) را پیشبینی کرد، و کارهایی مربوط به پیکربندی تارهای صوتی که منجر به حالتهای مختلف تولید صدا میشود.
در واقع، خواص طیفی (فورمنتها، پهنای باند فورمنتها، سایر ویژگیهای حنجره) تمام صداهای آوایی ممکن در تمام زبانها را میتوان از نظر تئوری با استفاده از مدلهای تشدیدکننده مبتنی بر فیزیک مدلسازی و پیشبینی کرد. تشدیدکنندههای لولهای پایه را میتوان برای ارائه پیشبینی کلی فورمنتها برای واکهها استفاده کرد. اصلاحات اضافی به مدل پایه با افزودن مقاومتکنندهها و/یا خازنها به مدل برای نشان دادن اتلاف انرژی ناشی از دیوارههای مجرای صوتی استفاده میشود. جفتشدگی آکوستیکی ناشی از سیستم زیر گلو را نیز میتوان با افزودن لولههای اضافی به مدل مجرای صوتی اصلی مدلسازی کرد، که قطب/صفر را در طیفها معرفی میکند که اثرات جفتشدگی زیر گلو را نشان میدهد. (مکان این جفتهای قطب/صفر، فرکانسهای تشدید سیستم زیر گلو هستند). ویژگیهای حنجره مانند زیر و بمی صدا (F0)، نسبت باز بودن (open quotient) (H1-H2) و درجه نفسدار بودن (H1-A3) نیز میتوانند از طیفها مدلسازی و اندازهگیری شوند. (Hanson & Stevens).
استیونز به عنوان مربی
استیونز در سال ۱۹۵۴ به عنوان استادیار به MIT پیوست. او در سال ۱۹۵۷ به دانشیاری، در سال ۱۹۶۳ به استادی کامل ارتقا یافت و در سال ۱۹۷۷ به عنوان استاد برجسته Clarence J. Lebel منصوب شد. یکی از همکاران دیرینه او، دنیس کلَت (Dennis Klatt) (که در آزمایشگاه استیونز DECtalk را نوشت)، گفت: "به عنوان یک رهبر، کن به خاطر تعهدش به دانشجویان و توانایی خارقالعادهاش در اداره یک آزمایشگاه پرمشغله در حالی که به نظر میرسد با اصولی از هرج و مرج خیرخواهانه اداره میکند، شناخته شده است."
اولین پایاننامه دکترا که استیونز در MIT امضا کرد، متعلق به همکلاسیاش، جیمز ال. فلاناگان (James L. Flanagan) در سال ۱۹۵۵ بود. فلاناگان در همان سال استیونز در مقطع کارشناسی ارشد در MIT شروع به تحصیل کرد، اما بدون مدرک کارشناسی ارشد قبلی؛ او مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۵۰ تحت نظارت برانِک دریافت کرد و سپس پایاننامه دکترای خود را تحت نظارت استیونز در سال ۱۹۵۵ به پایان رساند.
استیونز در سال ۲۰۰۱ تخمین زد که حدود چهل دانشجوی دکترا را سرپرستی کرده است.
به مناسبت دریافت مدال طلای انجمن آکوستیک آمریکا در سال ۱۹۹۵، همکاران در مورد گروه گفتار استیونز نوشتند که "در طول بیش از چهار دهه فعالیت خود" "در حمایتی که از پژوهشگران زن ارائه داده است، برجسته بوده است، که بسیاری از آنها به سطوح بالای آزمایشگاههای تحقیقاتی در سراسر جهان راه یافتهاند." آزمایشگاه استیونز توسط همکاران "گنجینهای ملی" نامیده شده است.
خدمات حرفهای
استیونز از زمان دانشجوی دکترا در انجمن آکوستیک آمریکا فعال بود. او از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶ عضو شورای اجرایی، از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۲ معاون رئیس و از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۷ رئیس انجمن بود. او عضو انجمن آکوستیک آمریکا (Fellow of the ASA) است. در سال ۱۹۸۳، مدال نقره این انجمن را در ارتباطات گفتار دریافت کرد و در سال ۱۹۹۵، مدال طلای این انجمن را از آن خود کرد.
استیونز همچنین در IEEE فعال بود، جایی که به رتبه IEEE Life Fellow دست یافت. در سال ۲۰۰۴، کن استیونز و گونار فانت مشترکاً اولین برندگان جایزه IEEE James L. Flanagan Speech and Audio Processing Award بودند.
استیونز عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا (Fellow of the American Academy of Arts and Sciences)، عضو آکادمی ملی مهندسی (National Academy of Engineering)، عضو آکادمی ملی علوم (National Academy of Sciences) و در سال ۱۹۹۹ برنده مدال ملی علوم ایالات متحده بود.
منابع
پیوندهای خارجی
زندگینامه استیونز در RLE/MIT
- تولد ۱۹۲۴
- درگذشتگان ۲۰۱۳
- برندگان مدال ملی علوم
- مهندسان از تورنتو
- آواشناسان
- اعضای آکادمی ملی علوم ایالات متحده
- اعضای آکادمی ملی مهندسی ایالات متحده
- مهندسان برق آمریکایی
- دانشمندان کامپیوتر آمریکایی
- پژوهشگران پردازش گفتار
- اعضای همکار IEEE
- همکاران آکادمی هنر و علوم آمریکا
- همکاران انجمن آکوستیک آمریکا
- برندگان مدال طلای ASA
- درگذشتگان ناشی از بیماریهای عصبی در اورگان
- درگذشتگان ناشی از بیماری آلزایمر
- اعضای هیئت علمی دانشکده مهندسی MIT
- مهاجران کانادایی به ایالات متحده