جان پِلی (۱۸۷۱-۱۹۰۷)
جان پِلی، نویسنده و سردبیر ییدیشزبان، در ۶ فوریه ۱۸۷۱ در شهر پلشچانیتسی، استان مینسک، امپراتوری روسیه، چشم به جهان گشود. او در ۲۳ دسامبر ۱۹۰۷ در بروکلین، نیویورک، درگذشت.
اوایل زندگی
پِلی در خانواده هیمن پِلی و چایِه چورتوف متولد شد. پدرش بعدها به عنوان مدیر یک مدرسه ییدیش در روچستر، نیویورک، مشغول به کار شد.
تحصیلات
پِلی دوران تحصیل سنتی را زیر نظر پدرش گذراند. در سیزده سالگی وارد حوزه علمیه ولوزین شد. سپس دو سال را در شهر لیپایا گذراند و در آنجا به تحصیلات سکولار پرداخت. پس از آن به کاوناس رفت و در حوزه علمیه خاخام ییتزاک الچنان اسپکتور تحصیل کرد. او بعدها به مسکو نقل مکان کرد و به عنوان مدیر یک شرکت تجاری مشغول به کار شد. گفته میشود که او در مقطعی به مسیحیت گروید، اما در سال ۱۸۸۸ به نیویورک مهاجرت کرد و دوباره به دین یهودیت بازگشت.
فعالیت حرفهای
اولین رمان پِلی با عنوان «Die Russische Helden» (قهرمانان روس) در روزنامه «Folksadvocat» منتشر شد. او سپس به کادر تحریریه این روزنامه پیوست و بعدها سردبیر آن شد. در سال ۱۸۹۲، او سردبیر روزنامه «Yiddishe Presse» در فیلادلفیا شد. در سال ۱۸۹۴، پِلی یکی از بنیانگذاران و ناشران روزنامه «Folksvechter» در نیویورک بود. پس از فروش این روزنامه، او به کادر روزنامه «Yiddishes Tageblatt» پیوست و تا زمان مرگش با این نشریه همکاری داشت. تحت مدیریت او، این روزنامه با گرایشهای سوسیالیستی مخالفت میکرد.
پِلی به خاطر روشهای خلاقانه و گاهی جنجالیاش در روزنامهنگاری شناخته شده بود. او داستانهایی را برای روزنامه خود «ساخت»؛ برای مثال، در طول جنگ آمریکا و اسپانیا، او رویدادهایی از دوران تفتیش عقاید اسپانیا را یافت و طوری منتشر کرد که گویی به تازگی رخ دادهاند. در یک مورد، او یک دورهگرد یهودی را فریب داد تا با او صدف سرخ کرده بخورد و سپس به او گفت که غذای غیرکوشر خورده است. این اتفاق باعث شد دورهگرد دچار تهوع شود و چند روزی بیمار در بستر بماند. روز بعد، پِلی داستانی درباره گروهی از یهودیستیزان منتشر کرد که صدف را به گلوی یک دورهگرد یهودی فرو کرده بودند و او بر اثر خفگی جان باخته بود. هنگامی که حقیقت فاش شد، او الحادگرایان را متهم کرد که قصد تخریب او را دارند. کارفرمای او در آن زمان، کاسریل ساراسون بود.
پِلی همچنین نمایشنامههایی با عناوین «The Russian Nihilist» (نیهیلیست روس)، «Life in New York» (زندگی در نیویورک)، «Die Schwarze Chevrah»، «Uriel Acosta»، «Mysteries of the East Side» (رازهای ایست ساید)، «The Erev Rav»، «Yichus und Verbrechen» و «Das Leben in New York» نوشت.
زندگی شخصی
پِلی با سوفیا امچینتزکی ازدواج کرده بود.
مرگ
جان پِلی در ۲۳ دسامبر ۱۹۰۷ در خانهاش در بروکلین، در اثر خفگی با گاز درگذشت. پلیس در ابتدا مرگ او را خودکشی اعلام کرد، اما بازرس پزشکی علت مرگ را حادثهای تشخیص داد. او در قبرستان واشنگتن به خاک سپرده شد.