جوان پرنتیس؛ زنی که به جادوگری متهم شد

Joan Prentice
📅 8 تیر 1405 📄 301 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

جوان پرنتیس زن انگلیسی بود که در سال ۱۵۸۹ به اتهام جادوگری در چلمزفورد اعدام شد. او به داشتن حیوان خانگی عجیبی به نام شیطان اعتراف کرد و سرانجام با حکم قانون جادوگری ۱۵۶۳ به دار آویخته شد.

زندگی و اتهامات

جوان پرنتیس (یا جوان پرنتیس) زنی انگلیسی بود که در سال ۱۵۸۹، به همراه جوان کانی و جوان آپنی در چلمزفوردِ اسکس، به اتهام جادوگری اعدام شد. او در یک آسایشگاه در سیبل هدینگهام زندگی می‌کرد.

پرنتیس در بازجویی‌ها از حیوان خانگی‌اش گفت؛ راسویی به نام «شیطان» یا «بید». او اعتراف کرد این حیوان از او خوراک خواسته و او نیز چندین بار این درخواست را برآورده کرده است. طبق گفته‌هایش، این حیوان با گاز گرفتن و مکیدن خون از گونه چپش تغذیه می‌کرد.

در جریان بازجویی، پرنتیس دو زن دیگر به نام‌های الیزابت ویل و الیزابت مات را نیز متهم کرد و ادعا کرد آن‌ها از حیوان جادویی‌اش (بید) استفاده کرده‌اند. با این حال، این اتهامات هیچ پیامد قانونی برای آن دو زن نداشت.

محاکمه و حکم اعدام

اتهامات پرنتیس بر اساس «قانون جادوگری ۱۵۶۳» مطرح شد؛ قانونی که مجازات‌های محکومان به جادوگری را مشخص می‌کرد. در نهایت، ۳۱ نفر به این جرم محکوم شدند که تنها یک نفر آن‌ها مرد بود. طبق قانون ۱۵۶۳ در انگلستان، مجازات اعدام تنها در صورتی صادر می‌شد که متهم باعث مرگ شخص دیگری شده باشد.

در مورد پرنتیس، او اعتراف کرد که از حیوان جادویی‌اش خواسته تا به کودکی آسیب برساند، اما حیوان از دستور او سرپیچی کرده و کودک جان باخته است. این بهانه برای صدور حکم اعدام کافی بود.

مرگ و میراث

پرنتیس در ۵ ژوئیه ۱۵۸۹ اعدام شد. او به همراه جوان کانی و جوان آپنی که به جرایم مشابهی محکوم شده بودند، در چلمزفورد به دار آویخته شد. اویس، دختر جوان کانی، نیز گناهکار شناخته شد اما به دلیل بارداری، از اعدام فوری در امان ماند.

جزئیات زندگی و مرگ پرنتیس امروزه در دسترس است؛ چرا که پرونده دادگاه او هنوز موجود است و نسخه‌ای از یک نشریه آن دوران با عنوان «دستگیری و اعتراف سه جادوگر بدنام که در چلمزفورد محاکمه، محکوم و اعدام شدند» نیز به جا مانده است.

جمع‌بندی

داستان جوان پرنتیس نمادی از تاریکی‌های دادگاه‌های جادوگری در انگلستان قرن شانزدهم است. اعترافات او به حیوان جادویی‌اش و اتهامات مطروحه، نشان‌دهنده ترس عمیق جامعه از جادو و بی‌رحمی قوانین آن زمان است. بقای اسناد دادگاه او، امروزه پنجره‌ای رو به تاریخ پرالتهاب آن دوران گشوده است.