سید اسماعیل حسین سراجی؛ صدای بیداری مسلمانان بنگال
سید اسماعیل حسین سراجی (۱۸۸۰–۱۹۳۱)، نویسنده و شاعر برجسته بنگالی اهل سراجگانج در بنگلادش کنونی بود. او را یکی از چهرههای کلیدی دوران بیداری مسلمانان بنگال میدانند؛ چرا که با قلم خود همواره از آموزش و پرورش حمایت کرده و میراث غنی اسلامی را ستایش نمود. سراجی نقشی بیبدیل در معرفی نهضت خلافت به مردم بنگال ایفا کرد و در طول جنگهای بالکان، کمکهای پزشکی و دارویی متعددی را به امپراتوری عثمانی رساند. نخستین کتاب شعر او با نام «آنالپراباها» توسط دولت بریتانیا توقیف شد و سراجی به عنوان نخستین شاعر جنوب آسیا که آشکارا خواستار استقلال از راج بریتانیا شد، به زندان افتاد. دولت استعماری در طول حیات او، ۸۲ بار حکم ماده ۱۴۴ را علیه سراجی صادر کرد.
کودکی و نوجوانی
سید اسماعیل حسین در ۱۳ ژوئیه ۱۸۸۰ در یک خانواده مسلمان بنگالی با اصالت سید در منطقه سراجگانج (از توابع پابنا در ریاست بنگال) دیده به جهان گشود. یکی از اجداد او، سید علی اعظم، از شهر شیراز ایران به بنگال مهاجرت کرده و در دربار مغولان به افتخار و احترام رسید. سید علی اعظم ابتدا در املاباری، نادیا ساکن شد و بسیاری از نوادگانش به طب سنتی یونانی روی آوردند. پدر سراجی، مولوی سید عبدالکریم خنداکار (۱۸۵۶-۱۹۲۴)، بازرس فرعی پلیس و طبیب یونانی بود. مادرش، نورجهان خانم، اصالتی پشتون داشت. پسوند «سراجی» را او به احترام زادگاهش به نام مستعار خود افزود.
اسماعیل حسین سراجی در دوران کودکی، عربی و فارسی را در مدرسه ابتدایی محله فرا گرفت و سپس تحصیل خود را در مدرسه انگلیسی جنانادایینی ادامه داد. از آنجا که وضع مالی خانوادهاش چندان روبهراه نبود، سراجی نتوانست به دانشگاه برود؛ با این حال، در خانه به صورت خودآموز دست به مطالعه دستور زبان، ادبیات و واژهنامههای سانسکریت زد. او همچنین آثار نویسندگان مسلمان هندی چون شبلی نعمانی و محمد اقبال را خواند و به شدت تحت تأثیر اندیشههای آنان قرار گرفت.
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
سراجی نویسندهای حرفهای بود که اندکی بعد، خود را در بطن سیاستهای بنگال و جنبش بیداری جامعه مسلمانان این منطقه غرق کرد؛ جامعهای که زیر سایه ستم استعمار به شدت عقب مانده بود. او به عنوان خطیبی توانمند و چیرهدست، شهرت فراوانی یافت و علاوه بر دفاع از حقوق مسلمانان، از اتحاد میان هندوها و مسلمانان نیز دفاع میکرد. در نوزده سالگی، نخستین کتاب شعر خود را با نام «آنالپراباها» (۱۸۹۹) منتشر ساخت. در جریان تقسیم بنگال در سال ۱۹۰۵، از مسلمانان خواست تا به جنبش اعتراضی ضد تقسیم بپیوندند. چاپ دوم این کتاب در سال ۱۹۰۸ منتشر شد، اما دولت استعماری اتهام توطئه و شورش به او وارد کرد. کتاب توقیف گردید و سراجی در مارس ۱۹۱۰ به عنوان نخستین شاعر جنوب آسیا که به خاطر طلب استقلال از راج بریتانیا دستگیر شده بود، راهی زندان شد.
در سال ۱۹۱۲، سراجی به هیئتی پیوست که در طول جنگهای بالکان، کمکهای پزشکی را به نیروهای عثمانی میرساندند. سال بعد، با بازگشت به بنگال، یکی از بنیانگذاران انجمن علمای بنگال شد (این تشکل در سال ۱۹۲۱ به شعبهای از جمعیت علمای هند تبدیل شد). در سال ۱۹۳۰، به دلیل مشارکت در جنبش نافرمانی مدنی بازداشت گردید.
او در احزاب و سازمانهای متعددی چون کنگره ملی هند، لیگ مسلمانان سراسر هند، حزب سواراجیا و کمیته کشاورزان فعالیت چشمگیری داشت. سراجی حتی دهقانان سراجگانج را علیه زمینداران محلی و فئودال سازماندهی و بسیج کرد.
آثار و نوشتهها
سراجی از نویسندگان مجله «کوهینور» بود. او همچنین در نشریات طرفدار عثمانی مانند «اسلام پراچاراک» و همچنین مجلات «الاسلام»، «نوابیوگ»، «پراباسی»، «نابانور»، «سوگات»، «سلطان» و «محمدی» قلم میزد. محور اصلی آثار او، بیداری جامعه مسلمانان محروم بنگال از طریق ستایش سنت، فرهنگ و میراث اسلامی و همچنین حمایت همزمان از آموزش نوین و علوم سنتی اسلامی بود.
اشعار
- آنالپراباها (۱۸۹۹، چاپ دوم ۱۹۰۸)
- آکانکها (۱۹۰۶)
- اوچچاس (۱۹۰۷)
- اودبودان (۱۹۰۷)
- نابا اودیپانا (۱۹۰۷)
- اسپین بیجوی کابیا (۱۹۱۴)
- سانگیت سانجیبانی (۱۹۱۶)
- پریمانجالی (۱۹۱۶)
- مهاشیکشا مهاکابیا (جلد اول ۱۹۶۹، جلد دوم ۱۹۷۱)
رمانها
- رای ناندینی (۱۹۱۵)
- تارا بای (۱۹۱۶)
- فیروزه بیگم (۱۹۱۸)
- نورالدین (۱۹۱۹)
سفرنامه
- توروشکو برومون (۱۹۱۳)
مقالات و رسالهها
- ستری شیکشا (۱۹۰۷) - در حمایت از آموزش زنان مسلمان
- ساجاتی پریم (۱۹۱۶)
درگذشت و میراث فکری
سراجی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۳۱ در ریاست بنگال درگذشت؛ شانزده سال پیش از استقلال. در ۵ مارس ۱۹۴۸، حسین شهید سهروردی درباره او گفت:
او مردی از جنس آتش بود؛ فدایی که جان خود را در راه بیداری امت فدا کرد.
او همسر، پنج پسر و دو دختر از خود به یادگار گذاشت. نماز جنازه او توسط قاضی مولوی متیور رحمان اقامه شد. سراجی نسل بعدی نویسندگان مسلمان بنگالی چون محمد انامول حق و صاحبالادب محمد نجیبالرحمن را به شدت تحت تأثیر قرار داد. در سال ۱۹۶۷، عبدالقادر مجموعه مقالات سراجی را با نام «سراجیر رچانابالی» ویراست و منتشر کرد. دکتر کاظم عبدالمنان نیز پژوهشی روی زندگی سراجی انجام داد و کتاب «سید اسماعیل حسین سراجی» را در سال ۱۹۷۰ به چاپ رساند.