کورت دالوگه
کورت ماکس فرانتس دالوگه (۱۵ سپتامبر ۱۸۹۷ – ۲۴ اکتبر ۱۹۴۶) از مقامات ارشد اساس و پلیس آلمان نازی بود. او از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۳ بهعنوان رئیس پلیس نظم (Ordnungspolizei) و از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳ بهعنوان معاون حاکم بوهمیا و موراویا فعالیت میکرد.
دالوگه در جنگ جهانی اول در هر دو جبهه ارتش پروس خدمت کرد. او بهشدت زخمی شد و بهخاطر شجاعتش صلیب آهنین درجه دو دریافت کرد. پس از جنگ، به فریکورپس گرهارد روسباخ پیوست. در ۱۹۲۲، به حزب نازی ملحق شد و بهزودی وارد سازمان اسآ (SA) شد و در نهایت رهبر اسآ در برلین گردید. در ۱۹۳۰ به اساس منتقل شد و بعداً بهعنوان نماینده رایشستاگ انتخاب گردید. در ۱۹۳۳، هرمان گورینگ، دالوگه را به وزارت کشور پروس منصوب کرد و ریاست نیروهای پلیس پروس را به او سپرد. او در این جایگاه، نقش مهمی در اجرای «شب دشنههای بلند» ایفا کرد؛ عملیاتی که در آن ارنست روم و دیگر رهبران ارشد اسآ پاکسازی شدند. تا اواخر ۱۹۳۴، اختیارات او به تمام آلمان گسترش یافت و دو سال بعد، هاینریش هیملر پس از سازماندهی مجدد نیروی پلیس، او را رئیس پلیس نظم (اورپو) نامید.
با آغاز جنگ جهانی دوم، اورپوی دالوگه بیش از ۱۲۰ هزار نیروی فعال داشت. این سازمان در سراسر مناطق اشغالی آلمان در امور پلیسی، تبعیدها و قتلعامها مشارکت داشت و نقشی محوری در اجرای هولوکاست ایفا کرد. پس از ترور راینهارت هایدریش در ۱۹۴۲، دالوگه بهعنوان معاون حاکم بوهمیا و موراویا منصوب شد و اقدامات تلافیجویانه آلمان، از جمله کشتار لیدیتسه را هدایت کرد. در پایان جنگ، دالوگه دستگیر و به چکسلواکی تحویل داده شد؛ آنجا بهخاطر جنایت علیه بشریت محاکمه و محکوم شد و در اکتبر ۱۹۴۶ اعدام گردید.
اوایل زندگی و پیشه
دالوگه، پسر یک مقام دولتی پروسی، در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۷ در شهر کوچک کرویتسبورگ (امروزه کلوتزبورک) در سیلزیای علیا زاده شد. در ۱۹۱۶ وارد ارتش پروس شد و در هنگ پیادهنظام گارد هفتم خدمت کرد. او در جبهه شرق جنگید. در اکتبر ۱۹۱۷، برای آموزش افسری به دوبریتس رفت. در جبهه غرب، سر و شانهاش بهشدت زخمی شد. او بستری شد و ۲۵ درصد از کارافتادگیاش تأیید گردید. دالوگه نشان صلیب آهنین درجه دو (۱۹۱۸) و نشان زخم سیاه (۱۹۱۸) را دریافت کرد.
دهه ۱۹۲۰
پس از جنگ جهانی اول، دالوگه رهبر سازمان دفاع شخصی سیلزیای علیا (SSOS) شد؛ سازمانی از کهنهسربازان که در آن منطقه با لهستانیها میجنگیدند. در ۱۹۲۱، همزمان با تحصیل در رشته مهندسی در دانشگاه فنی برلین، در فریکورپس روسباخ نیز فعال بود و در نهایت مدرک مهندسی عمران گرفت. دو سال بعد به حزب نازی پیوست و شماره عضویت ۳۱۹۸۱ را دریافت کرد. او در همان سال به حزب کارگران آلمان بزرگتر نیز ملحق شد. از ۱۹۲۴، به سازماندهی جبههباند برلین کمک کرد؛ سازمانی که عمدتاً پوششی برای اسآ بود، زیرا در آن زمان اسآ و حزب نازی در پروس ممنوع شده بودند. در ۱۹۲۶ مستقیماً به اسآ پیوست و در نهایت هم رهبر اسآ برلین و هم معاون یوزف گوبلز (گاولایتر برلین) شد. دالوگه از ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۹، فرماندهی بخش برلین-براندنبورگ اسآ را بر عهده داشت.
رهبر اساس و پلیس
در ژوئیه ۱۹۳۰، بهدستور هیتلر، دالوگه از اسآ استعفا داد و با رده اساس-اوبرفورر و شماره عضویت ۱۱۱۹ به اساس پیوست. وظیفه اصلی او جاسوسی از اسآ و مخالفان سیاسی حزب نازی بود. مقر اساس برلین بهطور استراتژیک در تقاطع خیابانهای لوتسو و پوتسدامر، روبروی مقر اسآ قرار داشت.
در اوت ۱۹۳۰، هنگامی که والتر اشتنس، رهبر اسآ برلین، مردانش را به حمله به مقر حزب در برلین فرستاد، مردان اساس دالوگه بودند که از آن دفاع کرده و حمله را سرکوب کردند. مدتی بعد، هیتلر در نامهای سرگشاده به دالوگه اعلام کرد:
«مرد اساس، افتخار تو وفاداری است!»سپس، شعار «افتخار من وفاداری است» بهعنوان شعار رسمی اساس پذیرفته شد. هیتلر، دالوگه و هاینریش هیملر را به رده اساس-اوبرگروپنفورر ارتقا داد؛ دالوگه رهبر اساس در شمال آلمان شد و هیملر، علاوه بر رهبری کل اساس، یگانهای جنوبی را از مونیخ هدایت میکرد.
در آوریل ۱۹۳۲، دالوگه بهعنوان نماینده حزب نازی در لندتاگ پروس انتخاب شد و تا انحلال آن در اکتبر ۱۹۳۳ در این جایگاه ماند. در ژوئن ۱۹۳۳، بهعنوان نماینده تامالاختیار پروس در رایشسرات منصوب شد و تا فوریه ۱۹۳۴ در این سمت بود. در ژوئیه ۱۹۳۳، گورینگ او را به شورای دولتی پروس منصوب کرد. در سپتامبر ۱۹۳۳، گورینگ، دالوگه را به وزارت کشور پروس منتقل کرد تا ریاست پلیس غیرسیاسی را با رده ژنرالمایور پلیس محلی بر عهده بگیرد. در نوامبر ۱۹۳۳، او بهعنوان نماینده حوزه انتخابیه پوتسدام دوم در رایشستاگ انتخاب شد و تا ۱۹۴۵ این کرسی را حفظ کرد. دسیسههای گورینگ، هیملر و هایدریش علیه ارنست روم، سبب شد دالوگه نقش مهمی در «شب دشنههای بلند» بازی کند. در این عملیات، روم و دیگر رهبران ارشد اساس بین ۳۰ ژوئن تا ۲ ژوئیه ۱۹۳۴ کشته شدند و بدین ترتیب اسآ بیاثر شد و توازن قدرت در حزب به نفع اساس تغییر یافت.
بیرحمی دالوگه تنها به دسیسه علیه همرزمان سابقش محدود نمیشد؛ در سخنانش درباره کسانی که تهدیدی برای جامعه میدانست نیز مشهود بود. او یکبار استدلال کرد که «دشمنان آگاهِ ضداجتماعیِ مردم» باید با مداخله دولت حذف شوند «اگر امیدوار است از شیوع فساد اخلاقی کامل جلوگیری کند.» جورج برادر، مورخ، ادعا میکند دالوگه «افتخار میکرد که مؤسسه پلیس برای آموزش کارآگاهان بهویژه بر اساس دیدگاههای نازی سازماندهی شده است» و پیشرفت در این سازمان، تا حد زیادی مشروط به درونیسازی ایدئولوژی نازی بود.
تا نوامبر ۱۹۳۴، اختیارات دالوگه بر پلیس یکنواخت فراتر از پروس و شامل تمام آلمان شد. این بدان معنا بود که او فرماندهی نیروهای پلیس شهرداری، ژاندارمری روستایی، پلیس ترافیک، گارد ساحلی، پلیس راهآهن، سرویس حفاظت پستی، آتشنشانی، خدمات پدافند هوایی، خدمات فنی اضطراری، پلیس رادیویی، پلیس حفاظت از کارخانه، اجرای مقررات ساختمانی و پلیس تجاری را بر عهده داشت.
در ۱۹۳۶، کل نیروی پلیس آلمان سازماندهی مجدد شد و کارکردهای اداری که پیشتر در اختیار ایالتهای فدرال بود، بهطور اسمی به وزارت کشور رایش و عملاً به کنترل اساس هیملر داده شد. دالوگه با استفاده از تخصص پلیسیاش، همزمان با انتصابش، کتابی با عنوان مبارزه ملی-سوسیالیستی با مجرمان نوشت و منتشر کرد. همان سال، هیملر، دالوگه را رئیس پلیس نظم (اورپو) نامید؛ مقامی که اختیارات اداری، هرچند نه اجرایی، بر بیشتر نیروهای پلیس یکنواخت در آلمان نازی را به او داد. او تا ۱۹۴۳ اورپو را فرماندهی کرد و به رده اساس-اوبرستگروپنفورر و ژنرالکلونل پلیس ارتقا یافت.
راینهارت هایدریش، که همزمان با دالوگه کنترل پلیس امنیتی (سیپو) را به دست گرفت، دالوگه را چندان مهم نمیدانست؛ زیرا او رقیب پیشین در مبارزات قدرت اولیه بود و هایدریش با تمسخر او را «دومی-دومی» یا «ابله» میخواند.
تا اوت ۱۹۳۹، نیروی اورپو تحت فرمان دالوگه به بیش از ۱۲۰ هزار نیروی فعال رسید.
گزارشی مورخ ۵ سپتامبر ۱۹۳۹، روشهای بهکاررفته در عملیاتهای آرامسازی در لهستان، نشاندهنده بیرحمی دالوگه است. درباره گردانهای پلیس یکنواخت برای اقدامات تلافیجویانه در اطراف شهر چنستوخووا، دستورالعمل زیر صادر شد:
«فرمانده این گردان دستور دارد شدیدترین اقدامات و تدابیر مانند مناطق صنعتی سیلزیای علیا، از جمله آویختن تکتیراندازان لهستانی از تیرهای برق را بهعنوان نمادی آشکار برای تمامی مردم اجرا کند.»
در طول جنگ ۱۹۴۱، او در تیراندازی دستهجمعی ۴۴۳۵ یهودی توسط گردان ۳۰۷ پلیس نزدیک برست-لیتوفسک و تیراندازی دستهجمعی یهودیان در مینسک حضور یافت. علاوه بر این، در اکتبر ۱۹۴۱، دالوگه دستورات تبعید یهودیان از آلمان، اتریش و حاکمیت بوهمیا و موراویا به ریگا و مینسک را امضا کرد. در ژوئیه ۱۹۴۲، در کنفرانسی به رهبری هیملر شرکت کرد که در آن «توسعه» عملیات راینهارد (طرح مخفیانه نازیها برای قتلعام یهودیان لهستان در منطقه حکومت عمومی لهستان اشغالی) و سایر مسائل مربوط به سیاستهای اساس و پلیس در شرق مورد بحث قرار گرفت.
کشتار لیدیتسه
در ۱۹۴۲، پس از ترور راینهارت هایدریش، دالوگه معاون حاکم بوهمیا و موراویا شد. بهنظر میرسید هیچ منطقی پشت انتصاب دالوگه توسط هیتلر نبود، جز اینکه او افسر ارشد اساس بود و روز ترور هایدریش برای درمان پزشکی در پراگ حضور داشت. هیتلر در ابتدا میخواست اریش فون دم باخ-زلوسکی را منصوب کند، اما هیملر او را منصرف کرد و استدلال کرد که بهخاطر وضعیت نظامی در جبهه شرق، نمیتواند از باخ-زلوسکی چشمپوشی کند. اگرچه کنستانتین فون نویرات اسمأ حاکم بود، اما در ۱۹۴۱ اختیاراتش سلب شده بود؛ بنابراین دالوگه عملاً حاکم بود. در ژوئن ۱۹۴۲، همراه با کارل هرمان فرانک و دیگر عوامل اساس، دستور تخریب روستاهای لیدیتسه و لژاکی را بهعنوان انتقام مرگ هایدریش صادر کرد. تمام مردان هر دو روستا قتلعام شدند و بسیاری از زنان و کودکان به اردوگاههای کار اجباری نازیها تبعید گردیدند.
زندگی شخصی
در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۶، دالوگه با کته شوارتس (متولد ۲۳ نوامبر ۱۹۰۱) ازدواج کرد که بعداً عضو حزب نازی شد (شماره عضویت ۱۱۸۳۶۳). در ۱۹۳۷، آنها پسری را به فرزندی پذیرفتند. پس از آن، همسر دالوگه سه فرزند بیولوژیکی به دنیا آورد؛ دو پسر در ۱۹۳۸ و ۱۹۴۰ و یک دختر در ۱۹۴۲.
در مه ۱۹۴۳، دالوگه پس از یک حمله قلبی شدید، بهشدت بیمار شد. در اوت، از تمام مسئولیتهای روزمرهاش برکنار شد و بقیه جنگ را در ملکی در پومرانی غربی که هیتلر به او داده بود، زندگی کرد.
دستگیری، محاکمه، محکومیت و اعدام
در مه ۱۹۴۵، دالوگه توسط نیروهای بریتانیایی در لوبک دستگیر و ابتدا در لوکزامبورگ و سپس در نورنبرگ بازداشت شد؛ جایی که بهعنوان «مجرم جنگی بزرگ» متهم گردید. در سپتامبر ۱۹۴۶، پس از تحویل به چکسلواکی، بهخاطر جنایات متعدد علیه بشریت در حاکمیت بوهمیا و موراویا محاکمه شد. در طول محاکمه، دالوگه هیچ پشیمانی نشان نداد، ادعا کرد که «سه میلیون پلیس» او را دوست دارند، تنها از دستورات هیتلر پیروی کرده و وجدانش آسوده است. او از تمام اتهامات محکوم و در ۲۳ اکتبر ۱۹۴۶ به اعدام محکوم شد. دالوگه در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۶ در زندان پانکراک در پراگ به دار آویخته شد.
خلاصه پیشه در اساس
تاریخچه ارتقا
- اساس-اوبرفورر: ۲۵ ژوئیه ۱۹۳۰
- اساس-گروپنفورر: ۱ ژوئیه ۱۹۳۲
- ژنرالمایور پلیس محلی: ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۳
- اساس-اوبرگروپنفورر: ۹ سپتامبر ۱۹۳۴
- ژنراللوئیتنانت پلیس محلی: ۲۰ آوریل ۱۹۳۵
- ژنرال پلیس: ۱۷ ژوئن ۱۹۳۶
- اساس-اوبرستگروپنفورر و ژنرالکلونل پلیس: ۲۰ آوریل ۱۹۴۲
نشانها و تزیینات
- صلیب آهنین، درجه دوم (۱۹۱۸)
- نشان زخم سیاه (۱۹۱۸)
- نشان طلایی حزب (۱۹۳۴)
- صلیب شایستگی جنگی با شمشیر، درجه دوم (۱۹۴۱) و درجه اول (۱۹۴۱)
- صلیب آلمانی نقرهای (۱۰ سپتامبر ۱۹۴۲)
- صلیب شوالیه صلیب شایستگی جنگی، با شمشیر (۷ سپتامبر ۱۹۴۳)