خط گریز هلندی-پاریسی
خط گریز هلندی-پاریسی (Dutch-Paris escape line) یک شبکه مقاومت در دوران جنگ جهانی دوم بود که با مقاومت هلند، بلژیک و فرانسه در ارتباط بود. مأموریت اصلی آنها نجات جان افراد از چنگ نازیها از طریق پنهان کردن آنها یا انتقالشان به کشورهای بیطرف بود. همچنین به عنوان یک سرویس پیک مخفی نیز فعالیت میکردند. در سال ۱۹۷۸، یاد واشم (Yad Vashem) کار غیرقانونی هلندی-پاریسی در نجات یهودیان را با اعطای عنوان «در میان نیکوکاران» به رهبر شبکه، ژان ویدنر (Jean Weidner)، به رسمیت شناخت.
خلاصه فعالیتها
هلندی-پاریسی شبکهای فراملیتی بود که بیش از ۳۳۰ مرد، زن و نوجوان را در فرانسه، بلژیک و هلند اشغالی و همچنین سوئیس بیطرف در بر میگرفت. بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴، آنها حدود ۳۰۰۰ نفر را از چنگ نازیها نجات دادند که عمدتاً شامل یهودیان، مبارزان مقاومت، فراریان از خدمت سربازی و خلبانان سقوط کرده متفقین بودند. آنها به برخی از این افراد در پنهان شدن کمک میکردند و دیگران را به سوئیس یا اسپانیای بیطرف قاچاق میکردند. هلندی-پاریسی همچنین به عنوان یک سرویس پیک مخفی در سراسر اروپای غربی برای دولت در تبعید هلند، گروههای مقاومت دیگر، کلیساها و خانوادهها فعالیت میکرد. این شبکه هیچ وابستگی ملی، سیاسی یا مذهبی خاصی نداشت.
در سال ۱۹۷۸، یاد واشم کل خط گریز هلندی-پاریسی را در شخص رهبر آن، ژان ویدنر (معروف به یوهان هندریک ویدنر و جان هنری ویدنر)، به عنوان «در میان نیکوکاران» مورد تقدیر قرار داد.
تاریخچه
هلندی-پاریسی در بهار و تابستان ۱۹۴۲، همزمان با آغاز اخراج یهودیان از هلند، بلژیک و فرانسه توسط مقامات اشغالگر نازی، به صورت عملیاتهای نجات مردمی در شهرهای مختلف آغاز شد. گروههای محلی خود را در بروکسل، پاریس و لیون سازماندهی کردند تا به یهودیانی که قصد رفتن به سوئیس را داشتند، کمک کنند.
فعالیتها در بروکسل
در بروکسل، اعضای جامعه مهاجران هلندی که عمدتاً بازرگانان و دانشجویان بودند، کمیتهای برای حمایت از قربانیان جنگی هلند در بلژیک (Comité tot Steun voor Nederlandsche Oorlogsschlactoffers in België) تأسیس کردند که مکانهای اختفا برای یهودیان پیدا میکرد و با پول، مدارک جعلی و کارت جیره غذایی از آنها حمایت میکرد. دسته دیگری از پناهندگان معروف به Engelandvaarder (هلندیهایی که راهی انگلستان میشدند) نیز از این کمیته برای رسیدن به اسپانیا کمک میگرفتند. برخی از افرادی که کمیته به آنها کمک میکرد، خودشان درخواست کمک میکردند و برخی دیگر توسط گروههای مقاومت دیگر در بلژیک و هلند به آنها معرفی میشدند. به عنوان مثال، یکی از رهبران کمیته، بنو نایکرک، خزانهدار کمیته دفاع از یهودیان در بلژیک (Comité de Défense des Juifs en Belgiquë) نیز بود.
فعالیتها در پاریس
در پاریس، چندین مهاجر هلندی به طور مستقل یا در گروههای جداگانه به یهودیان هلندی و Engelandvaarders کمک میکردند. یکی از این گروهها توسط هرمان لاتزمن، یک مقام جزئی در سفارت هلند، رهبری میشد.
فعالیتها در لیون
در لیون، ژان ویدنر، یک مهاجر هلندی، همراه با همسرش، الیزابت کارتیه، یک خط گریز برای یهودیان ایجاد کرد. آنها پناهندگان را از طریق شهر آنسی و از مرز سوئیس در نزدیکی روستای کولونژ-سو-سالو (Collonges-sous-Salève) عبور میدادند. کارتیه اطمینان حاصل میکرد که همه پناهندگانشان مجوز قانونی اقامت در سوئیس را به عنوان پناهنده داشته باشند.
تأمین مالی و گسترش شبکه
یافتن پول کافی برای حمایت از افرادی که کمک میکردند، همواره برای همه این امدادگران یک مشکل بود. در پاییز ۱۹۴۳، سفیر هلند در سوئیس که به دولت در تبعید هلند در لندن وفادار بود، با ویدنر توافقنامهای بست. دولت هلند هزینههای عملیات نجات ویدنر را تأمین میکرد، به شرطی که او (۱) خط گریز خود را از هلند تا اسپانیا و همچنین سوئیس گسترش دهد و (۲) یک شبکه پیک برای انتقال میکروفیلمها بین مقاومت هلند و نماینده هلند در ژنو (Swiss Way) ایجاد کند. در عوض، ویدنر موظف بود برخی از شهروندان هلندی را از هلند به اسپانیا منتقل کند تا بتوانند به انگلستان سفر کرده و به دولت در تبعید هلند یا نیروهای متفقین بپیوندند. ویدنر، با این حال، کنترل کاملی بر عملیات مخفی در سرزمینهای اشغالی حفظ میکرد. او این پیشنهاد را پذیرفت.
ویدنر و معاونانش، ژاک رنس و ادموند «مون» شایت، شبکه را از طریق بلژیک و به داخل هلند گسترش دادند و با کمیته در بروکسل و مبارزان هلندی در پاریس ارتباط برقرار کردند. آنها به دلیل پیشنهاد پول که به شدت به آن نیاز داشتند، و همچنین مسیر امنی برای Engelandvaarders و خلبانان متفقین به اسپانیا، موافقت کردند که به شبکه جدید بپیوندند. ویدنر، رنس و شایت تولوز را به عنوان پایگاه خود برای سفر از طریق پیرنه به اسپانیا انتخاب کردند. اما از آنجایی که گروه مقاومت هلندی در تولوز وجود نداشت، ویدنر و همکارانش با مبارزان فرانسوی که قبلاً پناهندگان را به اسپانیا میبردند، همکاری کردند.
خط گریز کامل معروف به هلندی-پاریسی، از نوامبر ۱۹۴۳ شروع به انتقال پناهندگان از هلند از طریق بلژیک و فرانسه به اسپانیا و سوئیس کرد. در ژانویه ۱۹۴۴، آنها شروع به انتقال خلبانان سقوط کرده متفقین کردند. این خط تا زمان آزادسازی بلژیک در سپتامبر ۱۹۴۴ به فعالیت خود ادامه داد، اما بدون مشکلات جدی نبود.
دستگیریها
کمک به خلبانان سقوط کرده متفقین، خطر را برای همه افراد درگیر در هلندی-پاریسی افزایش داد، زیرا توجه پلیس حرفهای و موفق آلمان در Abwehr (اطلاعات نظامی آلمان) را جلب کرد. پلیس آلمان و فرانسه در سال ۱۹۴۳ ویدنر و برخی از همکارانش را در مورد فرار یهودیان بازجویی کردند، اما بدون عواقب جدی. با این حال، در فوریه ۱۹۴۴، پلیس فرانسه که متعلق به یک واحد همکاریکننده در زمان جنگ بود، یک زن جوان هلندی را که به عنوان پیک و راهنما با هلندی-پاریسی همکاری میکرد، دستگیر کرد. پلیس فرانسه او و یکی از همکارانش را در پاریس به آلمانها تحویل داد. آلمانیها او را شکنجه کردند و والدینش را تهدید کردند. او تحت فشار جسمی و روانی شکست و به سوالات آنها پاسخ داد. دو هفته بعد، واحدهای پلیس آلمان در پاریس یک حمله هماهنگ به تمام آدرسهای هلندی-پاریسی در شهر که با مسیر فرار خلبانان به اسپانیا مرتبط بود، انجام دادند.
دو روز بعد، واحدهای پلیس آلمان اعضای دیگری از هلندی-پاریسی را در لیون، آنسی و بروکسل دستگیر کردند. در فرانسه، دستگیریها به صورت پراکنده تا ژوئن ۱۹۴۴ ادامه یافت. بسیاری از مردان و زنانی که دستگیر شدند، شکنجه شدند و اکثر آنها به اردوگاههای کار اجباری تبعید شدند.
با این حال، آلمانیها نتوانستند رهبران هلندی-پاریسی، ویدنر، رنس و شایت را دستگیر کنند. همچنین افرادی را که در پنهان کردن و/یا فرار یهودیان نقش داشتند، پیدا نکردند. هلندی-پاریسی توانست شبکههای خود را بازسازی کند و به حمایت از افراد در پنهان ادامه دهد، اگرچه پس از فوریه ۱۹۴۴ تعداد کمتری پناهنده را به اسپانیا منتقل میکردند.
به طور جداگانه و به دلیل اشتباه گرفتن هویت، Milice (نیروهای شبهنظامی همدست) فرانسوی، ویدنر، رنس و پیکری به نام پل ویرمان را در تولوز در می ۱۹۴۴ دستگیر کردند. هر سه موفق به فرار شدند. با این حال، ویرمان در ژوئن ۱۹۴۴ برای کار اجباری در خیابانهای بروکسل دستگیر شد و تا پایان جنگ در آلمان نگهداری شد. یکی دیگر از مبارزان هلندی-پاریسی در بروکسل، هانس ویسبورن، نیز از خیابان دستگیر و به عنوان کار اجباری تبعید شد.
حداقل ۴۰ پناهنده – یهودیان، مبارزان، خلبانان – در حالی که تحت مراقبت هلندی-پاریسی بودند، دستگیر شدند. برخی از آنها در اردوگاههای کار اجباری جان باختند. از بیش از ۳۲۰ عضو هلندی-پاریسی، ۶۵ نفر شناخته شده دستگیر شدند. اکثر آنها شکنجه شدند. برخی فرار کردند یا آزاد شدند. سی و هشت نفر به عنوان زندانیان سیاسی به اردوگاههای کار اجباری تبعید شدند. کمیته در بروکسل توانست ترتیب دهد که مبارزان دستگیر شده در خانه امن در خیابان فرانکلین در فوریه ۱۹۴۴ به جای تبعید، در بلژیک بازداشت شوند. چهارده مرد و زن از هلندی-پاریسی در بازداشت آلمان جان باختند.
مسیرهای گریز
به عنوان یک شبکه، هلندی-پاریسی در بروکسل آغاز به کار کرد، اما آنها با تعدادی از گروههای محلی هلندی متحد همکاری میکردند که مردان و زنان هلندی و خلبانان سقوط کرده متفقین را از مرز هلند به بلژیک میآوردند. بسیاری از خلبانان با کمک گروه Groep Vrij از مرز نزدیک ماستریخت عبور میکردند. بسیاری از یهودیان با گروه van der Heijden-Smit از مرز نزدیک هیلورسبیک عبور میکردند. و دو پیک هلندی-پاریسی، ویلی هایمانس و پیتر هنری، Engelandvaarders را از مرز نزدیک پوت در بلژیک عبور میدادند.
هلندی-پاریسی یک خانه امن در خیابان فرانکلین در بروکسل داشت که در آن پناهندگان را برای ادامه سفر به فرانسه آماده میکردند. یو یعقوبشتال با گروههای مقاومت دیگر در بلژیک ارتباط برقرار کرد تا خلبانان متفقین را در پنهان پیدا کند، آنها را به بروکسل بیاورد و برای سفر بعدی آماده کند. آنها بیشتر آنها را با قطار شبانه بینالمللی به پاریس میبردند.
هلندی-پاریسی Engelandvaarders و خلبانان را در چندین مکان در پاریس پنهان میکرد، از جمله زیرزمین آزمایشگاههای فیزیک École Normale Supérieure، هتلها و مزارع خارج از شهر در نزدیکی گیزران. آنها از قطارها برای انتقال پناهندگان به سوئیس یا اسپانیا استفاده میکردند.
برای رسیدن به سوئیس، هلندی-پاریسی با قطار به لیون و سپس به آنسی میرفتند. از آنسی، آنها معمولاً پناهندگان را با اتوبوس به مرز میبردند، اما از تاکسی و حتی آمبولانس نیز استفاده میکردند. هلندی-پاریسی از مرز سوئیس در دره ژنوآ، نزدیک ژنو عبور میکرد. زمین در آنجا به اندازه کافی مسطح بود که حتی کودکان و سالمندان نیز اگر مراقب گشتها بودند، میتوانستند از آن عبور کنند.
عبور از مرز به اسپانیا از طریق پیرنه در Haute-Garonne بسیار دشوارتر بود. اگر همه چیز خوب پیش میرفت، حداقل دو شب پیادهروی در تاریکی از کوهها و عبور از مرز به اسپانیا طول میکشید. معمولاً به دلیل آب و هوا یا تمرکز بالای پلیس و نیروهای مرزی در منطقه، همه چیز به خوبی پیش نمیرفت. در فوریه ۱۹۴۴، نیروهای کوهستانی اتریشی یک کلبه در Col du Portet d'Aspet را محاصره کردند، جایی که کاروانی از هلندی-پاریسی شامل خلبانان و Engelandvaarders از طوفان برف پناه گرفته بودند. نیمی از مردان دستگیر و بیشتر آنها به اردوگاههای کار اجباری یا اسرا فرستاده شدند. از آنجایی که سفر از طریق پیرنه به دانش و ارتباطات محلی نیاز داشت، هلندی-پاریسی به سه passeur (راهنمای کوهستانی) محلی برای رساندن کاروانها به اسپانیا متکی بود.
به عنوان یک اقدام احتیاطی، رهبران هلندی-پاریسی خانههای امن و مسیرهای خاص خود را بین شهرها داشتند. آنها همچنین انتقال میکروفیلمها را از خطوط گریز جدا کرده بودند. اما همان شخص اغلب به عنوان پیک برای میکروفیلمها و پیامرسان در مسیرهای گریز عمل میکرد، زیرا افراد کافی برای جداسازی کامل وظایف شبکه نداشتند.
قاچاق اسناد
در طول اشغال نازیها، ارتباطات بینالمللی سانسور شده و غیرقابل اعتماد بود. برای خانوادهها حتی ارسال نامه به یکدیگر بسیار دشوار بود. برای مبارزان مقاومت، ارتباط با یکدیگر به جز صحبت حضوری، بسیار خطرناک بود. همچنین ارسال پول به صورت قانونی از مرزها غیرممکن بود. بنابراین، هلندی-پاریسی مجبور بود از پیکها برای ترتیب دادن عملیات نجات خود استفاده کند. پیکها اغلب موافقت میکردند که پیامها و اسناد را از افراد و گروههای مقاومت در طول سفرهایشان حمل کنند. ناخواسته، آنها به یک سرویس پیک بینالمللی مخفی تبدیل شدند که نامههای شخصی، پول نقد و اسناد مقاومت مانند نقشههای تأسیسات نظامی و لیست نام و آدرس کودکان یهودی که در بروکسل پنهان شده بودند را حمل میکرد.
به طور رسمیتر، هلندی-پاریسی همچنین بخشی از Swiss Way بود – مسیری که اطلاعات را بین مقاومت هلند در هلند و دولت در تبعید هلند در لندن قاچاق میکرد. کشیش ویلم ویسر 'ت هوفت بر Swiss Way نظارت داشت. این اسناد رسمیتر به میکروفیلم تبدیل شده و در خودکارها، چراغ قوهها و موارد مشابه پنهان میشدند. مسیر Swiss Way از خط گریز جدا بود و از مکانها و رمزهای عبور متفاوتی استفاده میکرد. اما به دلیل ضرورت، پیکهای هلندی-پاریسی که میکروفیلم حمل میکردند، پیامهایی را نیز برای خط گریز حمل میکردند. مبارزان کافی برای انجام کارهای دیگر وجود نداشت.
تأمین مالی
نجات مردم از چنگ نازیها هزینه زیادی داشت. همه چیزهایی که پناهندگان نیاز داشتند – مدارک جعلی، کارت جیره غذایی، غذا، سرپناه، مراقبتهای پزشکی – باید در بازار سیاه خریداری میشد. همچنین برای یک مبارز تمام وقت که دائماً مشغول کار غیرقانونی نجات بود، داشتن شغل یا ماندن در یک خانه دائمی غیرممکن بود. آنها همچنین به مدارک جعلی، غذا، سرپناه و بلیط قطار نیاز داشتند. هنگامی که مبارزان در بروکسل، پاریس و لیون در سال ۱۹۴۲ شروع به کمک به قربانیان کردند، هزینهها را از جیب خود یا با پول کسانی که کمک میکردند، پرداخت میکردند. هلندی-پاریسی هرگز کسی را به دلیل نداشتن پول رد نکرد. اما در نهایت مبارزان پول خود را تمام کردند. آنها با درخواست پول از دایره اجتماعی خود یا طرحهایی مانند فروش مدارک جعلی، بودجه جمعآوری میکردند.
در اوایل سال ۱۹۴۳، ژان ویدنر به سوئیس (به طور غیرقانونی) رفت تا از سفیر هلند در آنجا درخواست بودجه برای کمک به شهروندان هلندی در فرانسه اشغالی کند. سفیر دلسوز بود اما مجبور بود با دولت در تبعید هلند در لندن مشورت کند. در همین حال، کشیش ویلم ویسر 'ت هوفت، دبیرکل شورای جهانی کلیساها در حال شکلگیری، به ویدنر پول و ارتباطاتی برای کمک به پناهندگان داد. پس از اینکه سفیر در برن اجازه را از لندن گرفت، دولت در تبعید هلند بیشتر هزینههای هلندی-پاریسی را پرداخت کرد. وابستگان نظامی بریتانیا و آمریکا هزینههای سفر بازگشت پرسنل خود را از طریق وابستگان نظامی خود پرداخت کردند. به طور متوسط، ۳۰,۰۰۰ فرانک فرانسه هزینه داشت تا یک خلبان از هلند به اسپانیا برسد.
با این حال، مشکل تبدیل ارز به پول نقد محلی برای استفاده در ایستگاههای قطار، هتلها، رستورانها، کفاشیها و غیره ادامه داشت. نازیها جریان ارز را به شدت کنترل میکردند. مبارزان هلندی-پاریسی چندین طرح مبتکرانه برای جابجایی پول در سراسر اروپا ابداع کردند که بسیاری از آنها شامل حسابهای بانکی شخصی یا تجاری آنها در کشورهای مختلف میشد.
موفقیتها
هلندی-پاریسی به طور قابل توجهی برای یک خط گریز طولانیمدت بود و در نجات مردم بسیار موفق بود. آنها به حدود ۳۰۰۰ مرد، زن و کودک کمک کردند تا از آزار و اذیت نازیها جان سالم به در ببرند.
معروفترین افرادی که آنها به اسپانیا بردند، برام ون در استوک (Bram van der Stok) و گریت یان ون هوون گودهارت (Gerrit Jan van Heuven Goedhart) بودند. ون هوون گودهارت یک حقوقدان هلندی و مبارز برجسته هلندی بود که جایزه بزرگی برای سرش تعیین شده بود. پس از جنگ، او اولین کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان شد. ون در استوک یک خلبان هلندی بود که در نیروی هوایی سلطنتی پرواز میکرد. او بخشی از «فرار بزرگ» معروف از اردوگاه اسرای جنگی Stalag Luft III بود.
افراد
هلندی-پاریسی شبکهای متشکل از بیش از ۳۳۰ مرد، زن و نوجوان بود که در هلند، بلژیک، فرانسه و سوئیس زندگی میکردند. همه آنها یکدیگر را نمیشناختند و حتی به یک زبان صحبت نمیکردند. آنها ملیت، وابستگی سیاسی یا عقیده مذهبی مشترکی نداشتند. اما همه آنها شجاعت مخالفت با نازیها را داشتند. برخی از مبارزان به این دلیل پیوستند که مشکلی را دیدند و تصمیم به کمک گرفتند. برخی دیگر برای کمک به یکی از اعضای خانواده یا دوست استخدام شدند. و برخی دیگر به این دلیل استخدام شدند که به چیزی که خط نیاز داشت، دسترسی داشتند، مانند اطلاعات در مورد حرکات پلیس، دسترسی به فرمهای اسناد هویتی و ثبت جمعیت، هتلها یا مزارع مناسب برای پنهان شدن، یا غذا.
هلندی-پاریسی از حلقههای در هم تنیده مهاجران هلندی در بلژیک و فرانسه ساخته شده بود. اکثر اعضای تمام وقت شبکه – رهبران، پیکها، راهنمایان – ارتباط شخصی با هلند داشتند و هلندی صحبت میکردند. اما اکثریت مردان و زنان در هلندی-پاریسی بلژیکی و فرانسوی بودند. به همین ترتیب، بسیاری اما نه همه افرادی که هلندی-پاریسی به آنها کمک میکرد، هلندی بودند. این سیاست هلندی-پاریسی بود که به هر کسی که نیاز به کمک داشت، کمک کند. اما از آنجایی که شایعه کمک آنها در میان پناهندگان هلندی پخش شده بود، هر کسی که درخواست کمک میکرد، هلندی بود. ۱۲۰ سرباز متفقین که توسط هلندی-پاریسی کمک شدند، از بریتانیا، ایالات متحده، کانادا و استرالیا بودند.
اعضای برجسته هلندی-پاریسی
- ژان ویدنر (John Weidner): یک تاجر هلندی که به عنوان رهبر هلندی-پاریسی شناخته میشود.
- هرمان لاتزمن (Herman Laatsman): یک دیپلمات هلندی و از رهبران ارشد هلندی-پاریسی.
- بنو نایکرک (Benno Nijkerk): یکی از همکاران اصلی ژان ویدنر، یهودی و بنیانگذار CDJ بلژیک.
- ژاک رنس (Jaques Rens): یک جوان هلندی مسلط به زبان فرانسه.
- دیوید ورلوپ (David Verloop): دانشجوی حقوق باهوش که هلندی-پاریسی را در بلژیک از بروکسل هماهنگ میکرد. پس از دستگیری، خودکشی کرد تا از شکنجه و افشای احتمالی اعضای دیگر جلوگیری کند.
- ادمون شایت (Edmond Chait): پسر یک بازرگان چوب از روتردام، مسلط به زبان فرانسه.
- یان آن ده استگه (Jan aan de Stegge): کشیشی که به هدایت پناهندگان و پرسنل متفقین از تولوز به اسپانیا اختصاص داشت و نقش کلیدی در سازماندهی پناهگاهها و غذا در نزدیکی تولوز ایفا میکرد.
- پل ف. ویرمان (Paul Ph. Veerman): یک قاچاقچی اسناد مهم. در سال ۱۹۴۳ توسط وابسته نظامی هلند در برن برای خدمات اطلاعاتی بین سوئیس، بلژیک و اسپانیا استخدام شد.
- ژف لژون (Jef Lejeune): دانشجوی جرمشناسی در دانشگاه لوون. یکی از رهبران بخش آمستردام-بروکسل، به ویژه در عملیات لاهه.
- هانس ه. ویسبورن (Hans H. Wisburn): پناهندگان را از هلند تحویل میگرفت، آنها را به پناهگاهی در بروکسل اسکورت میکرد و اغلب آنها را تا پاریس میبرد. او نه تنها مسئول حمل و نقل، بلکه غذا، پوشاک و مدارک جعلی نیز بود.
- ویلم ویسر 'ت هوفت (Willem Visser 't Hooft): برای شورای جهانی کلیساها در ژنو کار میکرد و نقش کلیدی در قاچاق اسناد به لندن و تأمین بودجه هلندی-پاریسی از مقامات هلندی در تبعید ایفا کرد.
- سوزان هیلترمن-سولومیاک (Suzanne Hiltermann-Souloumiac) با نام مستعار توتی: نقشی مهم در حفاظت در داخل پاریس و بازگرداندن خلبانان متفقین (پاریس-تولوز) داشت. نقش او در نسخه فرانسوی ویکیپدیا هلندی پاریس شرح داده شده است. او توسط نازیها دستگیر و به اردوگاه کار اجباری راونزبروک فرستاده شد. پس از نجات توسط «اتوبوسهای سفید» کنت برنادوت، رئیس جمهور ترومن از او با اهدای مدال آزادی قدردانی کرد.
- گابریل ویدنر (Gabrielle Weidner): خواهر ژان ویدنر، به هماهنگی فرارها از پاریس کمک میکرد. در اردوگاه کار اجباری راونزبروک درگذشت.
- ژان میشل کائوبو (Jean Michel Caubo): رئیس دفتر در ایستگاه قطار گارد دو نور در پاریس، جایی که دفتر او پناهگاهی برای پناهندگان ارائه میداد. همسر و دو پسرش در کار مقاومت دخیل بودند. در اردوگاه کار اجباری داوتمرگن درگذشت.
- ویتال دریفوس (Vital Dreyfus): یک پزشک فرانسوی در پاریس که پناهندگان را در عبور از مرز بین فرانسه، سوئیس و اسپانیا راهنمایی میکرد.
- ادمون شایت (Edmond Chait): بلژیکی که عمدتاً بر کمک به یهودیان در پنهان شدن تمرکز داشت.
منابع
آنلاین
- "Jewish Rescue Activities in Belgium and France" by Lucien Steinberg
- "Escape Lines In Europe In WWll - The Royal Air Forces Escaping Society in 1994 - (2003)"
- "The Dutch Escape Lines - WW2 Escape Lines Memorial Society"
- How to Flee the Gestapo – Searching for the Dutch-Paris Escape Line – PhD M. Koreman
- The Weidner Foundation
- “De handen vrij voor het verzet: 1943-1945”
چاپی
- Carper, Janet Holmes. The Weidners in Wartime: Letters of Daily Survival and Heroism under Nazi Rule, Weidner Foundation Books, 2020.
- Chanel, Lionel and Yannick Mouely, Résister à la Nuit, Editions Palanaquée, 2019.
- Koreman, Megan. The Escape Line: How the Ordinary Heroes of Dutch-Paris Resisted the Nazi Occupation of Western Europe, New York: Oxford University Press, 2018.
- Koreman, Megan. Gewone Helden: de Dutch-Paris ontsnappingslijn, Amsterdam: Uitgerverij Boom, 2016 (translation of The Escape Line).
- Koreman, Megan, "War's Long Shadow," Notre Dame Magazine, Spring 2020, pp. 30–35.
- Ford, Herbert. Flee the Captor, Nashville, TN: Southern Publishing Association, 1966.
- Steinberg, Lucien. Le Comité de défense des Juifs en Belgique, 1942-1944. Brussels: Eds. Université de Bruxelles, 1973.
- Weidner, Jean. "De Weg naar de Vrijheid" in Onderdrukking en Verzet: Nederland in Oorlogstijd, ed JJ van Bolhuis. Arnhem: van Loghum Slaterus, 1949–1954, vol. 3, 730–739.
- Zeeman, Pieter Rudolph. Luck Through Adversity: The Memoir of a Dutchman's Flight to Freedom Through the Dutch-Paris Escape Line of WWII, Weidner Foundation Books, 2020.
پیوندهای خارجی
- مستند "Road to Freedom" اثر دیک ورایک (Dick Verkijk) (۱۹۶۷)
جنبشهای مقاومت جنگ جهانی دوم
- مقاومت هلند
- مقاومت بلژیک
- شبکهها و جنبشهای مقاومت فرانسه
- نجات یهودیان در طول هولوکاست