جایلز کوری (۱۶ اوت ۱۶۱۱ - ۱۹ سپتامبر ۱۶۹۲) کشاورز انگلیسی و متهم به قتل بود که در جریان دادگاههای جادوگری سالم به همراه همسرش مارتا کوری متهم به جادوگری شد. پس از دستگیری، کوری از بیان دفاعیه خودداری کرد و تحت شکنجه فشردن قرار گرفت. این روش شکنجه، که برای وادار کردن متهم به دفاعیه استفاده میشد، بیسابقه در تاریخ آمریکا بود. کوری پس از سه روز شکنجه جان باخت.
به دلیل خودداری کوری از دفاعیه، املاکش به جای مصادره شدن توسط دولت، به فرزندانش رسید. او در زمینی مجاور زندان که بعدها به گورستان هاوارد استریت در سالم تبدیل شد، دفن شد. محل دقیق گور او ناشناخته است، اما یک پلاک یادبود در گورستان چارتر استریت به او اختصاص دارد.
پیشینه پیش از دادگاه
جایلز کوری در نورثهمپتون، انگلستان متولد شد و در ۱۶ اوت ۱۶۱۱ در کلیسای مقدس سپولکر غسل تعمید داده شد. او پسر جایلز و الیزابت کوری بود. تاریخ دقیق مهاجرت او به آمریکای شمالی مشخص نیست، اما شواهد نشان میدهد او از سال ۱۶۴۰ در سالم تاون زندگی میکرد. کوری ابتدا در سالم تاون ساکن بود، اما بعداً به سالم ویلج (دانورز فعلی) نقل مکان کرد و به کشاورزی پرداخت. او به دلیل جرایم کوچک مانند سرقت، بارها به دادگاه فراخوانده شد.
با وجود این اتهامات، کوری کشاورز ثروتمندی بود و سه بار ازدواج کرد. همسر اول او مارگارت، مادر چهار فرزندش بود. همسر دوم او ماری برایت بود که در سال ۱۶۶۴ با او ازدواج کرد و یک پسر به نام جان داشتند. در سال ۱۶۷۶، کوری به اتهام قتل یکی از کارگران اجباریاش، جیکوب گودال، محاکمه شد، اما به دلیل مجاز بودن تنبیه بدنی برای کارگران اجباری، تنها به استفاده از نیروی «غیرمعقول» متهم و جریمه شد.
دستگیری و مرگ
مارتا کوری در ۱۹ مارس ۱۶۹۲ به اتهام جادوگری دستگیر شد. جایلز ابتدا به اتهامات علیه همسرش اعتقاد داشت، اما خود نیز در ۱۸ آوریل دستگیر شد. او از دفاعیه خودداری کرد و تحت شکنجه فشردن قرار گرفت. در این روش، متهم را برهنه میکردند و تختههای سنگین روی بدنش قرار میدادند. کوری پس از دو روز شکنجه، سه بار از او خواسته شد دفاعیه بدهد، اما هر بار پاسخ میداد: «بیشتر». او در ۱۹ سپتامبر ۱۶۹۲ جان باخت.
«در شکنجه، زبان جایلز کوری از دهانش بیرون زد؛ شریف با عصایش آن را دوباره به داخل دهانش فشار داد.»
میراث
مارتا کوری سه روز پس از جایلز اعدام شد. جایلز در سال ۱۷۱۲ از اتهامات تبرئه شد، اما مارتا همچنان محکوم ماند. داستان کوری در ادبیات و فرهنگ عامه جاودانه شده است. او در نمایشنامه «کورهراه» اثر آرتور میلر و فیلمهای متعددی به تصویر کشیده شده است.