جرج چاوورث ماسترز: کاوشگر بریتانیایی و پادشاه پاتاگونیا

George Chaworth Musters
📅 24 خرداد 1405 📄 603 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

جرج چاوورث ماسترز، افسر نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا و کاوشگر مشهور قرن نوزدهم بود که به دلیل سفرهای جسورانه‌اش در پاتاگونیا و زندگی صمیمانه با بومیان، به «پادشاه پاتاگونیا» شهرت یافت.

زندگی نامه

جرج چاوورث ماسترز (۱۸۴۱–۱۸۷۹)، افسر نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا و جهانگردی بود که به «پادشاه پاتاگونیا» معروف شد. او در ۱۳ فوریه ۱۸۴۱ و در زمان سفر والدینش در شهر ناپل زاده شد. پدرش، جان جرج ماسترز از وایورتون هال واقع در ناتینگهام‌شایر، پیش‌تر در هنگ دهم هوسارهای سلطنتی خدمت می‌کرد. مادرش امیلی، دختر فیلیپ هموند از وست‌ایکرِ نورفک بود. پدربزرگ پدری‌اش، جان ماسترز از کالویک هال، به عنوان «پادشاه شکارچیان جنتلمن» شناخته می‌شد. او در سال ۱۸۰۵ با مری آن چاوورث، وارث آنسلی هال ازدواج کرد؛ زنی که الهام‌بخش شعر «رویا» اثر لرد بایرون بود. جرج یکی از سه فرزند خانواده محسوب می‌شد.

پدرش در سال ۱۸۴۲ و مادرش در ۱۸۴۵ درگذشت؛ در نتیجه، عموهای مادری‌اش او را بزرگ کردند. یکی از این عموها، رابرت هموند، بود که همراه با دریاسالار رابرت فیتزروی بر روی کشتی بیگل سفر کرده بود. ماسترز تحصیلات خود را در مدرسه ساکسبی در جزیره وایت، مدرسه گرین در سندگیتِ کنت و سپس آکادمی برنی در گاسپورت گذراند تا برای شغل دریانوردی آماده شود.

خدمت نظامی و ماجراجویی

ماسترز در سال ۱۸۵۴ به کشتی ۷۴ توپخی اچ‌ام‌اس الجزایر پیوست و در جریان جنگ کریمه در دریای سیاه خدمت کرد. او پیش از رسیدن به ۱۵ سالگی، مدال‌های جنگ کریمه از انگلیس و عثمانی را دریافت کرد. در اکتبر ۱۸۵۶ به اچ‌ام‌اس گورگون منتقل شد و در سال‌های ۱۸۵۷ تا ۱۸۵۸ در اچ‌ام‌اس چساپیک و در فاصله ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ در اچ‌ام‌اس مارلبورو خدمت کرد. او در سال ۱۸۶۱ با رتبه اول در آزمون‌ها موفق شد؛ به قایق بادبانی سلطنتی ویکتوریا و آلبرت منتقل شد، در ۴ سپتامبر ۱۸۶۱ به درجه ستوان ارتقا یافت و به ناوچه اچ‌ام‌اس استرامبولی به فرماندهی کاپیتان فیلیپس منصوب گشت. او از دسامبر ۱۸۶۱ تا زمان تعطیلی کشتی در ژوئن ۱۸۶۶، در سواحل آمریکای جنوبی خدمت کرد. در زمان اقامت در ریودوژانیرو (۱۸۶۲)، او و یکی از ملوانان کشتی، به عنوان شوخی، کوه شکرلو را صعود کردند و پرچم بریتانیا را بر قله آن برافراشتند.

سفر به پاتاگونیا

در زمان خدمت در آمریکای جنوبی، ماسترز زمینی خرید و در مونته‌ویدئو به پرورش گوسفند مشغول شد. پس از دریافت نیم‌حقوق، طرح سفر در آمریکای جنوبی را عملی کرد که سال‌های ۱۸۶۹ تا ۱۸۷۰ را به خود اختصاص داد. او با اقوام بومی تئوئلچه ارتباط صمیمانه‌ای برقرار کرد؛ با یکی از گروه‌های بومی از تنگه ماژلان تا رود ریونگرو سفر کرد و سپس بخش شمالی پاتاگونیا را از شرق به غرب و به مسافت ۱۴۰۰ مایل پیمود. انجمن سلطنتی جغرافیای لندن در سال ۱۸۷۲ یک ساعت طلایی به او اهدا کرد. پس از بازگشت به انگلیس، او اغلب ترجیح می‌داد در باغ خانه با پوشیدن یک پتو بخوابد.

ماسترز متعاقباً به جزیره ونکوور سفر کرد. در بازگشت به آمریکای جنوبی، قصد داشت شیلی و پاتاگونیا را از غرب به شرق طی کند، اما مجبور به بازگشت به والپارایسو شد. او در سال ۱۸۷۳ به انگلیس بازگشت، ازدواج کرد و به همراه همسرش برای سکونت در بولیوی عازم آمریکای جنوبی شد. از فوریه ۱۸۷۴ تا سپتامبر ۱۸۷۶، سفرهای متعددی در بولیوی و کشورهای همسایه انجام داد. گزارش سفرهای او همراه با نقشه‌ها توسط جان برچ مینچین منتشر شد. پس از بازگشت به وطن، عمدتاً در وایورتون نزد برادرش زندگی کرد.

در اکتبر ۱۸۷۸، ماسترز برای آماده‌سازی سفر به موزامبیک، جایی که به مقام کنسول منصوب شده بود، به لندن رفت. او در ۲۵ ژانویه ۱۸۷۹ درگذشت؛ در حالی که به عنوان کاوشگر بی‌باک و انسانی با تدبیر و رفتار جذاب شناخته می‌شد.

آثار

ماسترز سفر پاتاگونیایی خود را در کتابی با عنوان زندگی در میان پاتاگونی‌ها؛ یک سال سرگردانی در خاک‌های ناپیموده از تنگه ماژلان تا ریونگرو توصیف کرد که در سال ۱۸۷۱ در لندن منتشر و در سال ۱۸۷۳ تجدید چاپ شد.

خانواده

ماسترز در سال ۱۸۷۳ با هرمینیا، دختر جرج ویلیامز از سوکره بولیوی، ازدواج کرد.

جمع‌بندی

جرج ماسترز با ترکیب شجاعت در دریا و جسارت در کاوش خشکی، نام خود را در تاریخ اکتشافات آمریکای جنوبی جاودانه کرد. زندگی کوتاه اما پرهیجان او، از جنگ کریمه تا قله کوه شکرلو و صحراهای پاتاگونیا، نشان‌دهنده روح بی‌قرار و ماجراجوی او بود؛ روحی که در نهایت در مسیر اعزام به مقام کنسولی در موزامبیک به خاموشی گرایید.