ردپای غذایی، تاثیرات زیستمحیطی ناشی از تقاضای مواد غذایی افراد، سازمانها و نهادهای سیاسی را نشان میدهد. این مفهوم، مشابه دیگر ردپایهای اکولوژیکی، پارامترهایی مانند ردپای کربنی، ردپای آبی و نقشهبرداری از حوزههای غذایی را شامل میشود.
برخی تلاشها در زمینه ردپای غذایی، جنبههای اجتماعی و اخلاقی تولید غذا مانند عدالت برای کارگران مزرعه را نیز دربرمیگیرند. سازمانهایی مانند شبکه روز زمین و شورای دفاع از منابع طبیعی، این مفهوم را به عنوان ابزاری برای آگاهیبخشی به مصرفکنندگان درباره تاثیر انتخابهای غذایی بر محیط زیست مطرح کردهاند.
روششناسی
ردپای غذایی میتواند پارامترهای متعددی را دربرگیرد. نقشهبرداری از حوزههای غذایی برای برآورد مساحت زمین مورد نیاز در یک منطقه جغرافیایی استفاده میشود. همچنین، ردپای آبی و ردپای کربنی برای مقایسه تاثیرات گزینههای غذایی مختلف به کار میروند.
ارزیابی چرخه عمر، یکی از چارچوبهای تحلیلی رایج برای ادغام ابعاد مختلف ردپای غذایی است، اما به دلیل پیچیدگی سیستمهای کشاورزی، با چالشهایی مواجه است.
تحقیقات موجود
پژوهشگران در مقیاس شهری، تحلیلهای ردپای غذایی را برای شهرهایی مانند پاریس و ملبورن انجام دادهاند. همچنین، از مدل ردپای غذایی برای نقشهبرداری از زمین مورد نیاز برای تغذیه ایالات متحده استفاده شده است.
ردپای غذایی همچنین برای پیشبینی تاثیرات الگویهای غذایی بر محیط زیست به کار رفته است. به عنوان مثال، کمیسیون EAT Lancet، الگویهای غذایی را از نظر انتشار گازهای گلخانهای، استفاده از زمین، آب و کود، و تنوع زیستی تحلیل کرده است.
کاربرد در فعالان محیط زیست
سازمانهای مختلفی مفهوم ردپای غذایی را به عنوان ابزاری برای درک تاثیر انتخابهای غذایی بر محیط زیست مطرح کردهاند. سازمانهای غیرانتفاعی مانند FoodPrint، مصرفکنندگان را در مورد مسائل زیستمحیطی سیستمهای غذایی آگاه میکنند و منابعی برای کاهش ردپای شخصی ارائه میدهند.
فعالان پایداری در صنعت غذا نیز به طور فزایندهای به ردپای غذایی اشاره میکنند. به عنوان مثال، ابتکار Zero Foodprint در کالیفرنیا، مبلغی اختیاری به صورتحسابهای رستورانها اضافه میکند تا برای پروژههای مرتبط با سلامت خاک در مزارع شرکتکننده هزینه شود.