مرغ مینای بالقرمز (Agelaius phoeniceus)
مرغ مینای بالقرمز یکی از پرندگان رایج در خانواده ایلکتریده (Icteridae) است که در بخش اعظم آمریکای شمالی و مرکزی یافت میشود. این پرنده از آلاسکا و نیوفاندلند تا فلوریدا، خلیج مکزیک، مکزیک و گواتمالا زاد و ولد میکند و جمعیتهای پراکندهای در السالوادور غربی، هندوراس شمال غربی و کاستاریکای شمال غربی نیز دارد. این پرنده در زمستان ممکن است تا پنسیلوانیا و بریتیش کلمبیا نیز مهاجرت کند، اما جمعیتهای شمالی آن عموماً مهاجر هستند و به سمت مکزیک و جنوب ایالات متحده حرکت میکنند.
ادعا شده است که این پرنده، پرشمارترین پرنده خشکی زنده در آمریکای شمالی است. سرشماریهای زمستانه این پرنده نشان میدهد که گلههای آن میتوانند بیش از یک میلیون پرنده در هر گله داشته باشند و تعداد جفتهای زادآور در کل آمریکای شمالی و مرکزی در سالهای اوج ممکن است از ۲۵۰ میلیون فراتر رود. همچنین، این گونه یکی از پرمطالعهترین گونههای پرندگان وحشی در جهان محسوب میشود.
مرغ مینای بالقرمز از نظر جنسی دوشکل است؛ نرها کاملاً سیاه با شانههای قرمز و نوار بال زرد هستند، در حالی که مادهها قهوهای تیره و بدون نقش و نگار مشخصی میباشند. رژیم غذایی این پرنده عمدتاً از دانهها و حشرات تشکیل شده است.
طبقهبندی (Taxonomy)
مرغ مینای بالقرمز یکی از پنج گونه در سردهٔ Agelaius و متعلق به خانواده ایلکتریده است که شامل پرندگان گنجشکسان ساکن آمریکای شمالی و جنوبی میشود. این پرنده اولین بار در سال ۱۷۶۶ توسط کارل لینه به عنوان Oriolus phoeniceus توصیف شد، اما بعدها توسط لویی ژان پیر ویلو در سال ۱۸۱۶ به سردهٔ Agelaius منتقل شد. لینه محل نمونهگیری را «آمریکا» مشخص کرد، اما این محدوده در سال ۱۹۲۸ به چارلستون، کارولینای جنوبی محدود شد. نام سرده از یونانی باستان به معنای «اجتماعی» گرفته شده است. صفت خاص phoeniceus لاتین به معنای «قرمز» یا «شرابی» است. مرغ مینای بالقرمز گونه خواهر مرغ مینای بالقرمز (Agelaius assimilis) است که بومی کوبا است. این دو گونه با هم خواهر سهرنگ مرغ مینای سهرنگ (Agelaius tricolor) هستند که در منطقه ساحل اقیانوس آرام کالیفرنیا و باخا کالیفرنیای علیا در مکزیک یافت میشود.
بسته به منبع، بین ۲۰ تا ۲۴ زیرگونه شناسایی شدهاند که عمدتاً از نظر ظاهری بسیار شبیه به هم هستند. با این حال، دو جمعیت مجزای مرغ مینای دو رنگ وجود دارد که کاملاً متمایز هستند: A. p. californicus در کالیفرنیا و A. p. gubernator در مکزیک مرکزی. روابط طبقهبندی و ارتباط بین این دو جمعیت و مرغ مینای بالقرمز هنوز نامشخص است. با وجود شباهتها در بیشتر اشکال مرغ مینای بالقرمز، در زیرگونهٔ فلات مکزیک، A. p. gubernator، رگههای ماده به شدت کاهش یافته و به گلو محدود میشود؛ بقیه پرها بسیار قهوهای تیره هستند و همچنین در خانوادهای متفاوت از مرغ مینای سرخ اروپایی و مرغ مینای معمولی دنیای قدیم که از خانوادهٔ توکایان (Turdidae) هستند. در زیرگونههای کالیفرنیایی، A. p. californicus و A. p. mailliardorum، رگههای نمونههای ماده نیز سطح کمتری را پوشش میدهند و پرها قهوهای تیره هستند، اگرچه نه در حد gubernator؛ و همچنین نوار ابرویی آن غایب یا بدوی است. زیرگونههای نر mailliardorum، californicus، aciculatus، neutralis و gubernator فاقد نوار زرد روی بال هستند که در بیشتر اعضای نر زیرگونههای دیگر وجود دارد. مرغ مینای بالقرمز قبلاً به عنوان زیرگونهای از مرغ مینای بالقرمز در نظر گرفته میشد. آنها در سال ۱۹۹۷ توسط انجمن پرندهشناسان آمریکا از هم جدا شدند.
زیرگونههای شناسایی شده (تا ژانویه ۲۰۱۴)
- گروه phoeniceus:
- A. p. arctolegus – از جنوب شرقی آلاسکا و یوکان تا شمال مرکزی ایالات متحده؛ مهاجرت به جنوب مرکزی ایالات متحده.
- A. p. fortis – از مونتانا تا جنوب شرقی نیومکزیکو (شرق کوههای راکی)؛ مهاجرت به تگزاس.
- A. p. nevadensis – از جنوب شرقی بریتیش کلمبیا تا آیداهو، جنوب شرقی کالیفرنیا و جنوب نوادا؛ مهاجرت به جنوب آریزونا.
- A. p. caurinus – از سواحل جنوب غربی بریتیش کلمبیا تا شمال غربی کالیفرنیا؛ مهاجرت به کالیفرنیای مرکزی.
- A. p. aciculatus – کوههای جنوب مرکزی کالیفرنیا (شهرستان کران مرکزی شرقی).
- A. p. neutralis – از سواحل جنوب کالیفرنیا (شهرستان سن لوئیس اوبیسپو) تا شمال غربی باخا کالیفرنیا.
- A. p. sonoriensis – از جنوب شرقی کالیفرنیا تا شمال شرقی باخا کالیفرنیا، جنوب نوادا، مرکز آریزونا و شمال غربی مکزیک.
- A. p. nyaritensis – دشتهای ساحلی جنوب غربی مکزیک (نایاریت).
- A. p. grinnelli – دامنه اقیانوس آرام از غرب گواتمالا تا شمال غربی کاستاریکا (گواناکاسته).
- A. p. phoeniceus – از جنوب شرقی کانادا تا تگزاس و جنوب شرقی ایالات متحده.
- A. p. littoralis – سواحل خلیج از جنوب شرقی تگزاس تا شمال غربی فلوریدا.
- A. p. mearnsi – جنوب شرقی بسیار دور گرجستان و شمال فلوریدا.
- A. p. floridanus – جنوب فلوریدا (اورگلیدز تا کی وست).
- A. p. megapotamus – از مرکز تگزاس و دره پایین ریو براوو تا شرق مکزیک (شمال وراکروز).
- A. p. richmondi – دامنه کارائیب از مکزیک (جنوب وراکروز) تا بلیز و شمال گواتمالا.
- A. p. pallidulus – جنوب شرقی مکزیک (شمال شبه جزیره یوکاتان).
- A. p. nelsoni – جنوب مرکزی مکزیک (از مورلوس و گررو مجاور غرب پوئبلا و چیاپاس).
- A. p. matudae – جنوب شرقی استوایی مکزیک (همیشه شناخته شده نیست).
- A. p. arthuralleni – شمال گواتمالا.
- A. p. brevirostris – دامنه کارائیب هندوراس و جنوب شرقی نیکاراگوئه (گاهی اوقات در richmondi گنجانده میشود).
- A. p. bryanti – شمال غربی باهاما.
- گروه californicus/ mailliardorum:
- A. p. mailliardorum – سواحل مرکزی کالیفرنیا.
- A. p. californicus – دره مرکزی کالیفرنیا.
- گروه gubernator:
- A. p. gubernator – فلات مکزیک (دورانگو تا زاکاتکاس، مکزیک و تلاکسکالا).
توصیف ظاهری
نام رایج این پرنده از لکههای قرمز متمایز روی شانه نر بالغ گرفته شده است که به «اِپلت» (epaulets) معروف هستند و هنگام پرواز یا نمایش دیده میشوند. در حالت استراحت، نر همچنین یک نوار بال زرد کمرنگ را نشان میدهد. لکههای نر کمتر از یک سال، که معمولاً تابع هستند، کوچکتر و نارنجیتر از نر بالغ است. مادهها قهوهای مایل به سیاه و در قسمت پایین روشنتر هستند. مادهها کوچکتر از نرها هستند؛ طول آنها حدود ۱۷ تا ۲۱ سانتیمتر و وزنشان ۱۸ تا ۳۰ گرم است، در حالی که طول نرها ۲۲ تا ۲۸ سانتیمتر و وزنشان ۳۸ تا ۵۵ گرم است. کوچکترین مادهها ممکن است تنها ۱۸ گرم وزن داشته باشند در حالی که بزرگترین نرها میتوانند تا ۵۵ گرم وزن داشته باشند. طول هر بال بین ۳۰ تا ۳۶ سانتیمتر، دم ۱۸ تا ۲۳ سانتیمتر، منقار ۲ تا ۲.۵ سانتیمتر و پای آن ۳ تا ۴ سانتیمتر است.
سطح بالایی پرهای ماده قهوهای است، در حالی که سطح پایینی توسط رگههای سفید و تیره شدید پوشیده شده است؛ همچنین یک نوار ابرویی سفید مایل به سفید دارد. طبق گفته کرافورد (۱۹۷۷)، مادهها در سن یک سالگی لکهای صورتی مایل به صورتی روی شانهها و رنگ صورتی روشن در صورت و زیر آن نشان میدهند، در حالی که مادههای مسنتر لکهای معمولاً قرمزتر روی شانهها و رنگ صورتی تیرهتر در صورت و زیر آن نشان میدهند. مشاهدات در مادههای در اسارت نشان میدهد که مقدار کمی رنگدانه زرد پس از خروج از لانه در شانههای آنها وجود دارد، که غلظت رنگدانه با اولین پرریزی زمستانی پس از تعویض پرها افزایش مییابد و انتقال از زرد به نارنجی معمولاً در تابستان دوم با دستیابی به دومین پرریزی زمستانی صورت میگیرد، پس از آن دیگر تغییر رنگ پر رخ نمیدهد. ناحیه رنگی روی بال با افزایش سن ماده افزایش مییابد و شدت آن از قهوهای تا قرمز-نارنجی روشن مشابه نرها در سال اول آنها متغیر است.
پرندگان جوان شبیه ماده هستند، اما در قسمت پایین روشنترند و حاشیههای پر کرمی دارند. هر دو جنس دارای منقاری نوکتیز هستند. دم طول متوسط و گردی دارد. چشمها، منقار و پاها همگی سیاه هستند. برخلاف اکثر گنجشکسانان آمریکای شمالی که در سال اول زندگی پرهای بالغ خود را به دست میآورند به طوری که فرد یک ساله و قدیمیترین فرد در فصل زاد و ولد قابل تشخیص نیستند، مرغ مینای بالقرمز اینطور نیست. پرهای بالغ خود را تنها پس از فصل زاد و ولد سال بعد از تولد، زمانی که بین ۱۳ تا ۱۵ ماه سن دارد، به دست میآورد. نر جوان مرحله انتقالی را طی میکند که در آن لکههای بال رنگ نارنجی دارند قبل از دستیابی به شدیدترین رنگ مشخصه نر بالغ.
نر بین ۱۷ تا ۲۲ سانتیمتر طول دارد، در حالی که ماده ۱۷ تا ۲۱ سانتیمتر طول دارد. طول بالهای آنها تقریباً بین ۲۴ تا ۳۲ سانتیمتر است. هم نر و هم ماده، پاها، چنگالها و چشمهای سیاه دارند؛ در ماده منقار قهوهای تیره است و در نیمه بالایی به سمت پایین روشنتر است، و دم آن طول متوسط و گرد است. مانند سایر گونههای تکهمسر، مرغ مینای بالقرمز دوشکلی قابل توجهی هم در پرها و هم در اندازه نشان میدهد، نرها بین ۶۵ تا ۸۰ گرم وزن دارند و مادهها حدود ۳۵ گرم. نرها ۵۰٪ سنگینتر از مادهها، ۲۰٪ بزرگتر در ابعاد خطی و ۲۰٪ بزرگتر نسبت به طول بالهایشان هستند. گرایش به دوشکلی بیشتر در اندازه گونههای ایلتریدی غیرتکهمسر نشان میدهد که اندازه بزرگتر نرها به دلیل انتخاب جنسی تکامل یافته است.
نرها به جز در غرب دور ایالات متحده، جایی که مرغ مینای سهرنگ وجود دارد، غیرقابل اشتباه هستند. نر این گونه دارای اپلت قرمز تیرهتری است که با سفید، نه زرد، حاشیه دارد. مادههای مرغ مینای سهرنگ، مرغ مینای دو رنگ، مرغ مینای بالقرمز و مرغ مینای بالقرمز میتوانند شناسایی دشوار باشند در مناطقی که بیش از یک فرم وجود دارد. در پرواز، زمانی که علائم میدانی به راحتی دیده نمیشوند، مرغ مینای بالقرمز را میتوان از ایلتریدهای کمتر مرتبط مانند گلاکر معمولی و مرغ مینای سر قهوهای با سیلوئت و پرواز موجدار متفاوتش تشخیص داد.
نقش لکههای بال
این علائم در دفاع از قلمرو حیاتی هستند. نرها با لکههای بزرگتر در دور کردن رقبا و موفقیت بیشتر در رقابتها مؤثرترند. هنگامی که لکههای قرمز شانه به عنوان بخشی از یک آزمایش سیاه رنگ شدند، ۶۴٪ از نرها قلمرو خود را از دست دادند، در حالی که تنها ۸٪ از سوژههای کنترل این اتفاق را تجربه کردند. با این حال، نرها با بالهایی که قبل از جفتگیری رنگ شده بودند، همچنان توانستند مادهها را جذب کرده و با موفقیت تولید مثل کنند. در مرغ مینای بالقرمز، لکهها روی بالها نشانهای از تهدید در میان نرها هستند و نقش ناچیزی در برخورد بین جنسیتی دارند. بنابراین، لکهها احتمالاً در پاسخ به فشارهای مرتبط با انتخاب درونجنسی تکامل یافتهاند. علاوه بر این، نه اندازه و نه رنگآمیزی آنها به موفقیت تولید مثلی نرها با مادههایی که جفت آنها نیستند، یعنی کسانی که با آنها جفتگیری میکنند، مرتبط نیست. پیشنهاد شده است که در مورد مادهها نیز، بهترین توضیح برای تکامل رنگآمیزی متغیر در لکههای شانه این است که شدت آنها وضعیت بدنی آنها را در درگیریهای تهاجمی بین آنها نشان میدهد.
این واقعیت که مادههای مرغ مینای بالقرمز به طور مداوم از تنوع در اندازه و رنگ لکههای بال نر هنگام انتخاب جفت استفاده نمیکنند، با نقش کلاسیک رنگدانههای کاروتنوئیدی در پرهای زینتی که عمدتاً برای جذب جفت استفاده میشود، در تضاد است. از طرفی، استفاده از آن به عنوان نشانه پرخاشگری و وضعیت اجتماعی در برابر نرها، در زیورآلات کاروتنوئیدی یک ویژگی رایج نیست. از سوی دیگر، زیورآلاتی با غلبه ملانین تمایل به ایفای نقش مهمی به عنوان شاخص وضعیت در جمعیت پرندگان دارند، بنابراین لکههای مرغ مینای بالقرمز بیشتر به عنوان زیورآلات ملانینی عمل میکنند تا کاروتنوئیدی.
صداها (Vocalizations)
صداهای مرغ مینای بالقرمز شامل صدای «چک» گلو و سوت کشیده و بلند «چیک» است. آواز نر که با نمایش لکههای قرمز شانه همراه است، «چِک» خراشیدهای است، به جز اینکه در بسیاری از پرندگان غربی، از جمله مرغ مینای دو رنگ، «چِک» است. ماده نیز آواز میخواند، معمولاً یک «چتر» شکاری.
تغییر پر (Feather molt)
حیاتیترین دوره تغییر پر از اواخر اوت تا اوایل سپتامبر است. هنگام مشاهده در پرواز، آنها ظاهری نامنظم یا «بیدزده» و معمولاً سفری کندتر و دشوارتر دارند. تحرک آنها به دلیل از دست دادن چندین پر اولیه یا دم یا عدم تجدید کامل آنها کاهش مییابد. بیشتر مرغهای مینای بالقرمز تا ماه اکتبر تقریباً به طور کامل مهاجرت کردهاند. تا آن زمان، برخی از پرندگان هنوز پرهای ناحیه سر و دم مرکزی را به طور کامل تغییر ندادهاند و پرهای ثانویه داخلی به سختی از غلاف بیرون آمدهاند. تقریباً تمام افراد تا اواسط اکتبر پرریزی خود را کامل کردهاند.
پرندگان تا زمانی که دو پر اولیه بیرونی و دو پر دم داخلی یا مرکزی حداقل دو سوم رشد خود را کامل نکرده باشند، مهاجرت خود را به مناطق زمستانگذرانی آغاز نمیکنند. بنابراین، همبستگی بین پرریزی، به ویژه تعویض پرهای اولیه و دم، و مهاجرت پاییزی در مرغ مینای بالقرمز وجود دارد.
توالی پرها و پرریزیها
- پَرَشِ جوان (Juvenile plumage): در نر و ماده، پرش جوان از نظر رنگ و الگو شبیه به ماده بالغ است، به جز رنگ زرد قسمت پایینی بدن و کنارههای سر. لکههای شانه به صورت لکهدار و قهوهای و زرد یا قهوهای و کرمی ظاهر میشوند. منابع دیگر پرش جوان نر را به شرح زیر توصیف میکنند: بالا، شامل کنارههای سر، بالها، دم و پوشانندههای کوچک (پرهای «شانه»)، سیاه قهوهای مات – در این مرحله هیچ قرمزی دیده نمیشود – با پرهای حاشیهدار کرمی، روشنتر و باریکتر در پرهای اولیه، دم، سر و شکم و عمیقتر در کتفها و ثانویه؛ پایین، کرمی صورتی، زرد اخرایی بالای چانه، متراکم رگهدار – به جز چانه – با نوارهای سیاه قهوهای؛ نوار ابرویی کرمی زرد اخرایی نامشخص. ماده قهوهایتر در بالا با کرم کمتر در پایین و چانه متراکم رگهدار توصیف شده است.
- اولین پرریزی پایه (First pre-basic molt) (یا پرریزی پس از جوانی): معمولاً ۴۵ تا ۶۰ روز پس از خروج افراد از لانه آغاز میشود. پرریزی در ماه اوت آغاز میشود و زمان شروع آن بین دستههای اولیه و دیررس متفاوت است. این یک پرریزی کامل است، به جز نگهداری در برخی افراد از چند پر کرکی زیر بال.
- ظاهر در پاییز و زمستان اولین پرش پایه (First basic plumage) (همچنین پرش زمستان اول یا پرش نابالغ نامیده میشود): در نر، سیاه است، با پرهای قسمت بالایی حاشیهدار قهوهای یا کرمی و پرهای قسمت پایینی حاشیهدار کرمی یا سفید. پر سپس ظاهری لکهدار دارد. لکه شانه معمولاً نارنجی با خالهای سیاه است، به خصوص در نوار زرد. برخی نرهای نابالغ لکه قرمز مانند بالغها دارند، اما با خالهای سیاه روی نوار زرد. برخی دیگر لکه سیاه مایل به سیاه روی شانه دارند. منابع دیگر پرش زمستان اول نر را به شرح زیر توصیف میکنند: تمام پرها، شامل بالها و دم، سبز مایل به سیاه، بسیاری از آنها با لبههای کرمی و زنگ زده، روشنتر در زیر و ضعیف یا غایب در پرهای اولیه و دم؛ پوشانندههای کوچک بال – «شانه» – نارنجی کدر، هر پر با نوارهای یا خالهای سیاه در زیر انتها؛ پوشانندههای متوسط کرمی، زرد اخرایی، معمولاً لکهدار با سیاه در نواحی زیر انتها، به خصوص در ریشههای قسمت داخلی پرها؛ خارهای معمولاً سیاه.
- مادهها در بالا تیره هستند با پرهای حاشیهدار کرمی یا زنگ زده. قسمت پایینی نوارهای سیاه و سفید نشان میدهد، اما با کرم بیشتر روی سینه و گاهی در پهلوها نسبت به پرش زادآوری. پرهای پوشاننده متوسط و ثانویه به طور قابل توجهی با کرمی حاشیهدار هستند. آنها معمولاً فاقد رنگ صورتی روی چانه و گلو – که ممکن است کرمی، زرد یا صورتی روشن باشد – و لکه بال قرمز – که ممکن است زنگ زده، نارنجی یا خاکستری باشد – مشخصه پرش زمستان دوم هستند.
- ظاهر در بهار و تابستان اولین پرش پایه (First basic plumage) (همچنین پرش زادآوری اول یا پرش نیمه بالغ نامیده میشود): نرها که هنوز معمولاً از قلمرو خود دفاع نمیکنند، رنگ سیاه کدر به دست آمده از سایش لبههای پرها را نشان میدهند. لکه بال ممکن است به دلیل سایش نوارهای سیاه زیر انتها، که معمولاً فقط به شکل خالهای سیاه باقی میمانند، بیشتر از پرش زمستان اول قابل توجه باشد. لکههای بال لکهدار مشخصه پرندگان جوان هستند و میزان نارنجی بسیار متغیر است. مادهها که معمولاً در حال زاد و ولد هستند، پرهای شبیه به پرش زمستان اول را نشان میدهند، اما در بالا به دلیل سایش لبههای کرمی یا زنگ زده روی پرها تیرهتر هستند. سینه کرم کمتری دارد و دارای رگههای سیاه و سفید است.
- دومین و بعدی پرریزی پایه (Second and subsequent prebasic molts) (یا پرریزی پس از زادآوری): دومین پرریزی پایه تقریباً یک سال پس از اولین اتفاق میافتد. پرریزیهای پس از زادآوری پرریزیهای کامل هستند، به جز نگهداری احتمالی چند پر کرکی زیر بال.
- ظاهر در پاییز و زمستان دومین و بعدی پرش پایه (Second and subsequent basic plumages) (همچنین پرش زمستان بالغ یا پرش زمستان دوم نامیده میشود): نر دیگر ظاهر لکهدار مشخصه ظاهر پاییز و زمستان اولین پرش پایه را نشان نمیدهد. قسمت پایینی تقریباً بدون لکه و شبیه به پرش زادآوری است. پرهای سر و پشت و پوشانندههای ثانویه با قهوهای و کرمی حاشیهدار هستند. لکه بال به رنگ قرمز روشن شرابی در میآید، در حالی که رنگ زرد اخرایی عمیق روی پوشانندههای متوسط ظاهر میشود. منابع دیگر پرش زمستان بالغ نر را به شرح زیر توصیف میکنند: سیاه براق سبز مایل به سیاه؛ پرهای سر، پشت، پوشانندههای بزرگ بال و پرهای سومین کم و بیش حاشیهدار، بسته به فرد، کرمی و زنگ زده؛ در پایین، لبههای روشنتر یا غایب. پر ماده شبیه به ظاهر پاییز و زمستان اولین پرش پایه است، به جز اینکه لکه بال معمولاً قرمز است و چانه و گلو صورتی.
- ظاهر در تابستان و بهار دومین و بعدی پرش پایه (Second and subsequent basic plumages) (یا پرش عروسی بالغ): این پر از طریق سایش پرها به دست میآید. شبیه به ظاهر در بهار و تابستان اولین پرش پایه است، اما لکههای بال هر دو جنس رنگ شدیدتری دارند و چانه و گلو ماده. لبههای کرمی و قهوهای پرهای نر ناپدید میشوند.
با وجود اینکه نوکهای قهوهای یا سفید روی پرهای نرها درست بعد از پرریزی بزرگتر هستند و در طول سال سایش مییابند، افراد از نظر اندازه این نوکهای غیرسیاه روی پرها در بهار به طور قابل توجهی متفاوت هستند.
پرهای بال
تعویض کامل پرهای بال حدود هشت هفته طول میکشد. با این حال، پرندگان در سال اول اغلب برخی از پوشانندههای زیر بال و پرهای اولیه ثانویه جوان را پس از پرریزی پس از جوانی حفظ میکنند. از هفتاد نر نابالغ که در هفته آخر اکتبر مورد بررسی قرار گرفتند، ۷۰٪ از پوشانندههای اولیه پایینی قدیمیتر را حفظ کردند. در بیشتر موارد که تعویض جزئی پرهای پوشاننده رخ میدهد، پوشانندههای نزدیک به بدن هستند که پرنده حفظ میکند.
پرهای اولیه (Remiges)
پرهای اولیه یکی از اولین پرهایی هستند که تغییر میکنند. پرریزی این پرها به طور منظم از داخلیترین پر اولیه – پر اولیه I – تا خارجیترین – پر اولیه IX – پیش میرود. تا اول اکتبر، بیشتر پرندگان یا سه پر اولیه خارجی جدید – VII، VIII و IX – را به دست آوردهاند یا در مرحله پیشرفتهای از رشد هستند. میانگین تاریخهای تکمیل رشد پرهای اولیه جدید عبارتند از: ۱۵ اوت برای پر اولیه I؛ ۱ سپتامبر، پرهای اولیه II-IV؛ ۱۵ سپتامبر، پرهای اولیه V و VI؛ و ۱ اکتبر، پرهای اولیه VII-IX.
پرریزی پرهای ثانویه از خارجیترین – پر ثانویه I – آغاز شده و به سمت داخل تا پر ثانویه VI پیش میرود. غلاف پر ثانویه I تقریباً همزمان با تعویض تمام پوشانندههای ثانویه ظاهر میشود و به ندرت قبل از اواسط اوت. این پرها تا اوایل اکتبر به طور کامل تجدید نمیشوند.
پرریزی پرهای سومین تقریباً همزمان با پرهای ثانویه آغاز میشود. پر سومین میانی ابتدا میریزد، و سپس پر سومین داخلی. هر دو پر اغلب قبل از اینکه پر سومین خارجی از غلاف خارج شود، دوباره رشد میکنند.
پوشانندهها و آلوُلا (Cover feathers and alula)
پوشانندههای اصلی اولیه همراه با پرهای اولیه مربوطه تغییر میکنند. برخلاف پوشانندههای اصلی اولیه، پوشانندههای اصلی ثانویه زودتر از پرهای ثانویه تغییر میکنند. پرریزی این پرها سریع است و چندین پر در یک مرحله از رشد به طور همزمان قرار دارند. پیشرفت پرریزی در این پرها از بیرون به داخل است، همانطور که در پرهای ثانویه دیده میشود. بیشتر پرندگان تا ۱۵ اوت تغییر پوشانندههای ثانویه را کامل کردهاند، تقریباً همزمان با غلاف پر ثانویه I قابل مشاهده است.
پرریزی پوشانندههای کوچک زود آغاز میشود و اغلب اولین پرهایی هستند که میریزند. شروع پرریزی در نر جوان به ویژه قابل توجه است زیرا شامل تعویض پوشانندههای کوچک است و منجر به ظاهر شدن لکه بال قرمز یا نارنجی میشود. لکه بال جدید به شدت با پرهای قهوهای زرد جوان در این ناحیه بال تضاد دارد. جابجایی پوشانندههای کوچک معمولاً تا ۱ سپتامبر تکمیل شده است.
پرهای آلوُلا تقریباً همزمان با سه پر اولیه آخر رشد خود را کامل میکنند. پوشانندههای حاشیهای در سطح بالایی یا خارجی ساعد، که زیر آلوُلا قرار دارند، تقریباً همزمان با تعویض پر اولیه VI میریزند.
اولین پرهای زیر بال که تغییر میکنند، پوشانندههای حاشیهای، زیر ساعد هستند. ریزش این پرها تقریباً همزمان با ریختن پر اولیه IV آغاز میشود و با ریزش پوشانندههای اولیه میانی پایین و پوشانندههای ثانویه میانی پایین دنبال میشود. پیشرفت پرریزی پوشانندههای ثانویه میانی پایین از بیرون به داخل است، در حالی که پوشانندههای اولیه میانی پایین نامنظم یا تقریباً همزمان به نظر میرسد. پوشانندههای میانی پایین قبل از پرهای اولیه VIII و IX تغییر میکنند. پوشانندههای اولیه پایین و پوشانندههای ثانویه پایین آخرین بار تغییر میکنند. پیشرفت پرریزی این پرهای آخر همانند پرهای اولیه و ثانویه است، یعنی از داخل به بیرون و از بیرون به داخل.
پرهای دم و سر
پرهای دمی شامل پرهای سکان یا دم و پوشانندههای بالایی و پایینی دم است. پوشانندههای دم قبل از پرهای دم شروع به ریزش میکنند. به طور کلی، پوشانندههای دم بالایی ابتدا شروع به ریزش میکنند. پرندگان خاصی برخی از پرهای دم را تا پایان هفته سوم اوت از دست میدهند. پرهای دم مرکزی آخرین پرهای دم هستند که تجدید میشوند.
پرریزی در ناحیه سر شامل تغییر پرهای تاج سر و کنارههای سر است. این یکی از آخرین قسمتهای بدن است که تعویض پر را آغاز میکند، اما تجدید بیشتر پرهای سر قبل از پرهای ثانویه، پرهای دم و پرهای زیر بال کامل میشود. شروع پرریزی در این ناحیه همزمان با شروع رشد پرهای اولیه V یا VI است. برخی افراد از اواسط اوت شروع به تعویض پرهای سر کردهاند. پرریزی از تاج سر آغاز میشود و آخرین نواحی ناحیه سر که آن را کامل میکنند، نوار چشم و گونهها (ناحیه گونهای) است.
پرهای دیگر
در برخی پرندگان، اولین علائم پرریزی در پرهای شکمی در روزهای پایانی ژوئیه ظاهر میشود، زمانی که پرهای قسمت جلویی پهلوها شروع به ریزش میکنند. از آنجا، پرریزی به سمت عقب در امتداد پهلوها و به سمت جلو به سمت گلو و چانه پیش میرود. آخرین پرهای شکمی که تعویض میشوند، پرهای نزدیک به مرکز شکم هستند. پرریزی پرهای پشتی حدود هفته اول اوت آغاز میشود. از شکم شروع شده، به پشت بالایی و سپس به ناحیه گردنی پیش میرود.
اولین شواهد پرریزی در پرهای شانه با آخرین روزهای ژوئیه مطابقت دارد. پرریزی از ناحیه جلویی به عقب میآید. تغییر پرهای ران دیرتر از پرهای شانه آغاز میشود. با این حال، پیشرفت مشابه است. تعویض پرهای پر معمولاً قبل از ۱۵ اوت آغاز نمیشود. پیشرفت معمولاً از انتهای پروگزیمال درشتنی تا ناحیه متاتارس است.
پراکندگی و زیستگاه
مرغ مینای بالقرمز به طور گسترده در سراسر آمریکای شمالی پراکنده است، به جز در مناطق بیابانی خشک، رشته کوههای بلند و مناطق قطبی یا جنگلهای انبوه. این پرنده از مرکز شرقی آلاسکا و یوکان در شمال غربی، و نیوفاندلند در شمال شرقی، تا شمال کاستاریکا در جنوب، و از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام زاد و ولد میکند. جمعیتهای شمالی به جنوب ایالات متحده مهاجرت میکنند، اما جمعیتهایی که در آنجا، در مکزیک و در آمریکای مرکزی زاد و ولد میکنند، ساکن هستند. مرغهای مینای بالقرمز در مناطق شمالی محدوده خود مهاجر هستند و زمستانها را در جنوب ایالات متحده و آمریکای مرکزی میگذرانند. مهاجرت در سپتامبر یا اکتبر آغاز میشود، اما گاهی اوقات از اوت. در غرب و آمریکای مرکزی، جمعیتها عموماً غیرمهاجر هستند.
مرغ مینای بالقرمز در مناطق چمنزار باز زندگی میکند. این پرنده معمولاً تالابها را ترجیح میدهد و هم در تالابهای آب شیرین و هم آب شور زندگی میکند، به ویژه اگر نیزار وجود داشته باشد. همچنین در مناطق خشک مرتفع یافت میشود، جایی که در مراتع، دشتها و مزارع قدیمی زندگی میکند. در بخش بزرگی از منطقه پراکندگی آن، این پرنده فراوانترین پرنده گنجشکسان در باتلاقهایی است که در آن لانه میسازد. همچنین در مناطقی بدون آب زیاد وجود دارد، جایی که در مزارع باز – اغلب مناطق کشاورزی – و جنگلهای پراکنده برگریز زندگی میکند.
در زمستان ۱۹۷۵-۱۹۷۶، در نزدیکی میلان در غرب تنسی، مرغهای مینای بالقرمز در یک لانه مشترک مشاهده شدند که در ژانویه و اوایل فوریه در یک مزرعه ۴.۵ هکتاری کاج زرد (Pinus taeda) با پوشش گیاهی کم، ۱۱ میلیون فرد را در خود جای داده بود. این پرندگان در طول روز در مزارع سویا دیده میشدند، در حالی که این مزارع تنها ۲۱٪ از زیستگاه منطقه را تشکیل میدادند و سایر گونههای پرنده حاضر در لانه به ندرت در این مزارع مشاهده میشدند؛ آنها همچنین در مزارع ذرت رایج بودند. حضور پرنده در مراکز تغذیه دام با پیشرفت زمستان افزایش یافت، اما با کمتر از ۵٪ از ایلتریدها و سارها که در مراکز تغذیه گاو و خوک ثبت شده بودند، در آنجا بسیار نادرتر از مرغ مینای سر قهوهای، گلاکر معمولی و سار معمولی بودند.
ترجیحات زیستگاه در فصل زاد و ولد
در فصل زاد و ولد، تراکم بالغین زادآور در باتلاقها بسیار بیشتر از مزارع مرتفع است. اگرچه بالاترین غلظت مرغهای مینای بالقرمز در حال لانهسازی در باتلاقها یافت میشود، اما بیشتر آنها در زیستگاههای مرتفع لانه میسازند زیرا بسیار فراوانتر هستند. در مطالعهای که بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ در شهرستان وود، اوهایو انجام شد، تراکم نر های قلمرو در زیستگاه تالابی ۲.۸۹ برابر زیستگاه مرتفع یافت شد. اما به دلیل کمبود زیستگاه تالابی، کل جمعیت تخمینی نر های قلمرو در مناطق مرتفع ۲.۱۴ برابر جمعیت تالاب بود. یونجه (Medicago sativa) و سایر محصولات لگوم (علوفه) زیستگاه اصلی مرغهای مینا در شهرستان بودند. علیرغم ترجیح مشخص برای زیستگاههای تالابی، جمعیت بیشتر در مناطق مرتفع نشاندهنده کمیابی تالابها است.
ترجیحات نوع پوشش گیاهی در فصل زاد و ولد
در همان مطالعه، افراد زادآور در زیستگاههای مرتفع ترجیح جزئی برای چمنهای قدیمی و جدید مانند Phleum pratense، Dactylis glomerata، Poa spp.، Festuca spp. و Bromus spp. نشان دادند. در اوایل فصل زاد و ولد و گیاهان علفی غیر گرامینی جدید در اواسط و اواخر فصل. در تالابها، آنها به طور مداوم مونوکوتهای پهنبرگ قدیمی و جدید را ترجیح میدادند، به ویژه Carex spp.، پهنبرگها و Typha spp.، و به طور مداوم مونوکوتهای باریکبرگ قدیمی و جدید، به ویژه Phalaris arundinacea باریکبرگ و Calamagrostis canadensis، و گیاهان علفی غیر گرامینی را رد میکردند. مرغهای مینای بالقرمز که در ارتفاعات زاد و ولد میکنند، تنها در اوایل فصل زاد و ولد از آوریل تا مه، پوشش گیاهی بلند قدیمی و در طول فصل زاد و ولد پوشش گیاهی جدید و متراکم را ترجیح میدادند. برای آنها، کسانی که در تالابها ساکن بودند، به نظر میرسید که ترجیح جزئی برای پوشش گیاهی بلند قدیمی دارند. در فصل زاد و ولد، این گونه به پوشش گیاهی بلند که دید را محدود میکند، جذب میشود.
ترجیحات اوایل فصل برای چمنزارهای قدیمی در ارتفاعات و مونوکوتهای برگ پهن قدیمی در تالابها، اهمیت پوشش گیاهی عمودی باقیمانده را نشان میدهد. چمنهای ارتفاعات و مونوکوتهای برگ پهن در تالابها تا حدی عمودی باقی میمانند و در اوایل بهار به راحتی قابل مشاهده هستند، برخلاف شبدرها، مونوکوتهای باریکبرگ در تالابها و بیشتر گیاهان علفی غیر گرامینی. گیاهان یونجه قدیمی نیز در اوایل بهار تا حدی عمودی هستند، اما به اندازه چمنهای قدیمی به طور مداوم انتخاب نمیشوند. شروع فعالیت قلمرو با افزایش میزان پوشش گیاهی باقیمانده زودتر است. استحکام ساختاری پوشش گیاهی نیز برای لانهسازی مهم به نظر میرسد زیرا مادهها در طول فصل زاد و ولد به مونوکوتهای برگ پهن در تالابها و گیاهان علفی غیر گرامینی جدید در اواسط تا اواخر فصل تمایل دارند.
در جنوب غربی میشیگان، تراکم ساقههای نیزار در تالابهای مختلف با غلظت افراد زادآور رابطه مثبت داشت. با این حال، مطالعات دیگر ترجیحی برای پوشش گیاهی پراکندهتر را نشان دادند. یک مطالعه نشان داد که مرغهای مینای بالقرمز از مرغ چنگ (Pantaneros chivirenes)، یک شکارچی رایج در لانههای این گونه، اجتناب میکنند و در میان پوشش گیاهی پراکندهتر تولید مثل میکنند که دفاع از آن در برابر چنگ آسانتر بود؛ برعکس، چنگها پوشش گیاهی متراکمتر را ترجیح میدادند، جایی که احتمال اجتناب از پرخاشگری مرغ مینای بالقرمز بیشتر بود؛ این تفاوتها در انتخاب زیستگاه بین یک گونه و گونه دیگر منجر به جداسازی فضایی مناطق زاد و ولد آنها شد. از سوی دیگر، مرغهای مینای بالقرمز تمایل به انتخاب قطعات کوچک پوشش گیاهی و گیاهان با ساقههای ضخیم دارند.
رفتار
مرغ مینای بالقرمز پرندهای قلمروطلب، چندهمسر، اجتماعی و مهاجر در مسافت کوتاه است. نحوه پرواز آن مشخصه است، با بال زدنهای سریع که با دورههای کوتاه پرواز گلایدینگ همراه است. رفتار نرها حضور آنها را به راحتی قابل درک میکند: آنها در مکانهای بلند مانند درختان، بوتهها، حصارها، خطوط تلفن و غیره مینشینند. مادهها تمایل دارند پایین بمانند، در میان پوشش گیاهی گشت بزنند و لانههای خود را بسازند. آنها میتوانند در باغهای خانگی یافت شوند، به خصوص در طول مهاجرت، اگر دانهها روی زمین ریخته شده باشند. پردههای جنگل به عنوان محل استراحت در طول روز عمل میکنند.
برای چندین هفته پس از اولین ظهورشان در اوایل بهار، مرغهای مینای بالقرمز معمولاً در گلههایی متشکل از نرها دیده میشوند. در این روزها، به جز اوایل صبح و اواخر بعد از ظهر، به ندرت در محل زاد و ولد خود دیده میشوند. در بیشتر ساعات باقی مانده روز، آنها از مناطق کشاورزی باز و اغلب مرتفع استفاده میکنند، جایی که عمدتاً از بقایای غلات و مزارع چمن تغذیه میکنند. هنگامی که در هنگام تغذیه آشفته میشوند، به نزدیکترین درختان برگریز پرواز میکنند و بلافاصله پس از فرود آمدن شروع به آواز خواندن میکنند.
تغذیه
مرغ مینای بالقرمز همهچیزخوار است. عمدتاً از مواد گیاهی، از جمله دانههای علفهای هرز و غلات ضایعاتی مانند ذرت و برنج تغذیه میکند، اما حدود یک چهارم رژیم غذایی آن شامل حشرات و سایر حیوانات کوچک است، و به طور قابل توجهی بیشتر در فصل زاد و ولد. حشرات را ترجیح میدهد، مانند سنجاقکها، سنجاقکهای درشت، پروانهها، شاپرکها و مگسها، اما همچنین حلزونها، قورباغهها، تخمها، لاشه، کرمها، عنکبوتها و نرمتنان را مصرف میکند. مرغ مینای بالقرمز با چیدن حشرات از گیاهان یا گرفتن آنها در پرواز، تغذیه میکند. گاهی اوقات حشرات با کاوش در پایههای گیاهان آبی با منقار کوچک خود به دست میآیند و سوراخهایی را برای رسیدن به حشرات پنهان شده در داخل باز میکنند. حشرات آبزی، به ویژه سنجاقکهای در حال خروج، در رژیم غذایی مرغهای مینای بالقرمز که در باتلاقها زاد و ولد میکنند، اهمیت زیادی دارند. این پرندگان معمولاً سنجاقکها را زمانی که لاروها از ساقه گیاه از آب بالا میآیند، پوستاندازی میکنند و به پوشش گیاهی میچسبند در حالی که اسکلت خارجی آنها سخت میشود، شکار میکنند. سالهای خروج سنجاقکهای دورهای، منبع غذایی فراوانی را فراهم میکند. در فصل، آنها همچنین بلوبری، تمشک و سایر میوهها را میخورند. طبق گفته ادوارد هاو فوربش، هنگامی که آنها در بهار به شمال میرسند، در مزارع و مراتع تغذیه میکنند. سپس، آنها شخمزنها را دنبال میکنند و لاروها، کرمهای خاکی و کرمهای ابریشم را که در معرض دید قرار گرفتهاند جمعآوری میکنند، و در صورت وجود آفت کرمهای ابریشم Paleacrita vernata در یک باغ میوه، این پرندگان یک کیلومتر پرواز میکنند تا آنها را برای جوجههای خود بگیرند.
در فصل، بلوبری، تمشک و سایر میوهها را میخورد. این پرندگان را میتوان با مخلوطی از نان و دانه و چربی حیوانی به فیدرهای پرندگان حیاط خلوت جلب کرد. در اواخر تابستان و پاییز، مرغ مینای بالقرمز در مزارع باز، مخلوط با گلاکرها، مرغ میناها و سارها در گلههایی که میتوانند به هزاران نفر برسند، تغذیه میکند. روی ذرت در حال رسیدن تغذیه میکند؛ هنگامی که غلات سخت شدند، نسبتاً از این پرنده در امان است، زیرا منقار و سیستم گوارشی آن برای مصرف غلات ذرت سخت و کامل، برخلاف گلاکر معمولی که منقاری بلندتر و قویتر دارد، سازگار نیست. مطالعات معده افراد هر دو جنس نشان میدهد که نرها نسبت بیشتری از غلات زراعی مصرف میکنند، در حالی که مادهها نسبت بیشتری از دانههای گیاهی و مواد حیوانی را مصرف میکنند. در زمستان ۱۹۷۵-۱۹۷۶، در نزدیکی میلان، تنسی غربی، ذرت و دانههای گیاهی غذاهای اصلی مصرفی مرغ مینای بالقرمز بودند. گیاهان هرز که دانههای آنها معمولاً مصرف میشدند عبارتند از Sorghum halepense، Xanthium strumarium، Digitaria ischaemum، Sporobolus spp.، Polygonum spp. و Amaranthus spp.
زاد و ولد
مرغ مینای بالقرمز در کلونیهای پراکنده لانه میسازد. لانه در نیزارها، جگنها، چمنها، کاجها یا بوتههای آلدر یا بید ساخته میشود. لانه کاملاً توسط ماده در طول سه تا شش روز ساخته میشود. این سبدی از چمنها، جگنها و خزه است که با گل پوشانده شده و به چمنها یا شاخههای اطراف بسته شده است. این لانه ۱ تا ۲ متر بالاتر از آب قرار دارد.
یک دسته شامل سه یا چهار، به ندرت پنج، تخم است. تخمها بیضی، صاف و کمی براق هستند و اندازهشان ۱۸ تا ۲۵ میلیمتر است. آنها سبز مایل به آبی روشن هستند، با لکههای قهوهای، بنفش و/یا سیاه، با بیشتر لکهها در اطراف انتهای بزرگتر تخم. اینها توسط ماده به تنهایی انکوبه میشوند و در ۱۱ تا ۱۲ روز جوجهریزی میکنند. مرغهای مینای بالقرمز کور و برهنه متولد میشوند، اما ۱۱ تا ۱۴ روز پس از تولد آماده ترک لانه هستند.
مرغهای مینای بالقرمز چندهمسر هستند، با نر های قلمرو که تا ۱۰ ماده را دفاع میکنند. با این حال، مادهها به طور مکرر با نر های غیر از جفت اجتماعی خود جفتگیری میکنند و اغلب دستههایی با پدران مختلط میگذارند. جفتها دو یا سه دسته در هر فصل، در یک لانه جدید برای هر دسته، پرورش میدهند.
فصل زاد و ولد مرغ مینای بالقرمز تقریباً از پایان آوریل تا پایان ژوئیه ادامه دارد. از سوی دیگر، در ایالتهای مختلف تخمین زده شده است که دوره زمانی که لانههای فعال حاوی تخم بودند، بین اواخر آوریل و اواخر اوت قرار داشت؛ و در شمال لوئیزیانا لانههایی یافت شد که از اواخر آوریل تا اواخر ژوئیه حاوی جوجه بودند. اوج فصل لانهسازی (زمان با بیشترین تعداد لانههای فعال) بین نیمه اول ماه مه و اوایل ژوئن در مکانهای مختلف ثبت شده است. مطالعهای در شرق انتاریو نشان داد که اگرچه مرغهای مینای بالقرمز در سالهایی با بهارهای گرم، که با مقادیر کم زمستان در شاخص نوسان اقیانوس اطلس شمالی مرتبط بود، زودتر شروع به لانهسازی کردند، اما تاریخ تخمگذاری بدون تغییر باقی ماند. سطح تستوسترون نر در اوایل فصل زاد و ولد به اوج خود میرسد، اما در طول فصل بالا باقی میماند. مادهها تا ده سال تولید مثل میکنند.
بسیاری از جنبههای قلمروطلبی (به عنوان مثال، تعداد آوازها و نمایشهای نر، و تعداد تجاوز به قلمروهای خارجی) قبل از جفتگیری به اوج خود میرسد. پس از این، فراوانی بسیاری از رفتارهای قلمروطلبانه کاهش مییابد و نرها عمدتاً نگران دفاع از مادهها، تخمها و جوجهها در برابر شکارچیان هستند. آزمایشها در حذف سیستماتیک پرندگان از قلمروهایشان نشان میدهد که جمعیت اضافی نرها که قبل از جفتگیری در باتلاقها وجود دارد، پس از جفتگیری ناپدید میشود.
شکار تخمها و جوجهها بسیار رایج است. شکارچیان لانه شامل مارهایی مانند راسو، راکون، و پرندگان دیگر، حتی پرندگانی به کوچکی مرغ چنگ هستند. مرغ مینای بالقرمز گاهی قربانی انگلهای زادآوری، به ویژه مرغ مینای سر قهوهای میشود. از آنجایی که شکار لانه رایج است، سازگاریهای متعددی در این گونه تکامل یافته است. لانهسازی گروهی یکی از این ویژگیها است که با افزایش تعداد والدین هوشیار، خطر شکار فردی را کاهش میدهد. لانهسازی بر روی آب احتمال شکار را کاهش میدهد، همانطور که صداهای هشدار نیز چنین میکنند. لانهها، به ویژه، یک مزیت استراتژیک نسبت به شکارچیان ارائه میدهند زیرا اغلب در نیزارهای متراکم کنار آب پنهان شده و در ارتفاع یک تا دو متری قرار دارند. نرها اغلب به عنوان نگهبان عمل میکنند و از صداهای مختلفی برای نشان دادن نوع و شدت خطر استفاده میکنند. اوباشگری، به ویژه توسط نرها، نیز برای ترساندن شکارچیان ناخواسته استفاده میشود، اگرچه اوباشگری اغلب حیوانات بزرگ و دستگاههای ساخته شده توسط بشر را به اشتباه هدف قرار میدهد. رنگ قهوهای ماده نیز ممکن است به عنوان یک ویژگی ضد شکار عمل کند زیرا میتواند استتار او و لانه او را هنگام انکوباسیون فراهم کند.
شکارچیان و انگلها
شکارچیان مرغ مینای بالقرمز شامل گونههایی مانند راکون، راسو آمریکایی، راسو دمدراز، زاغی نوکسیاه، گلاکر معمولی، جغدها، عقاب دمقرمز، عقاب دمکوتاه و مارها (مانند مار آبی نوکسیاه و مار غاردار دشت) هستند. کلاغها و علفخوارانی مانند مرغ چنگ از تخمها (و حتی جوجههای کوچک) تغذیه میکنند، اگر لانه بدون مراقبت رها شود، تخمها را از بین میبرند، گاهی از آنها مینوشند و جوجهها را تا حد مرگ نوک میزنند.
اهمیت نسبی شکارچیان مختلف لانه بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت است: شکارچیان برتر در مناطق مختلف شامل مرغ چنگ در بریتیش کلمبیا، زاغیها در واشینگتن و راکونها در انتاریو هستند. میزان شکار توسط پرندگان در لانههای مرغ مینای بالقرمز در جمعیتهای غربی بیشتر از جمعیتهای شرقی است.
به دلیل نرخ بالای شکار، به ویژه تخمها و جوجهها، مرغ مینای بالقرمز سازگاریهای مختلفی برای محافظت از لانههای خود ایجاد کرده است. یکی از آنها لانهسازی در گروهها است که خطر را با افزایش تعداد والدین هوشیار کاهش میدهد. لانهسازی بر روی آب نیز شانس حمله را کاهش میدهد. لانهها به ویژه یک مزیت استراتژیک دارند زیرا اغلب در میان نیزارهای انبوه ساحلی، در ارتفاع یک یا دو متری پنهان شدهاند. نرها اغلب به عنوان نگهبان عمل میکنند و از مجموعهای از صداها استفاده میکنند. نرها به ویژه شکارچیان بالقوه را شکار میکنند تا آنها را دور کنند، حتی زمانی که با حیوانات بسیار بزرگتر روبرو میشوند. پرخاشگری مرغ مینای بالقرمز نسبت به مرغ چنگ، که در باتلاقها نیز لانه میسازد، باعث یک قلمروطلبی بینگونهای جزئی میشود. از سوی دیگر، شکارچیان شبانه مانند راکون و راسو آمریکایی توسط بالغین مورد حمله قرار نمیگیرند. رنگ ماده میتواند برای استتار آن خدمت کند و هنگام انکوباسیون از آن و لانه آن محافظت کند.
مرغ مینای بالقرمز میتواند میزبان انگلهای خارجی مانند انواع مختلف شپشها (Phthiraptera)، Ischnocera Philopterus agelaii و Brueelia ornatissima، و کنههای خونخوار، مانند Ornithonyssus sylviarum، و انگلهای داخلی مانند Haemoproteus quiscalus، Leucocytozoon icteris، Plasmodium vaughani، نماتدها، ترماتودها و کرمهای نواری باشد.
قلمروطلبی
مرغ مینای بالقرمز قلمرو خود را به شدت از سایر حیوانات دفاع میکند و به پرندگان بسیار بزرگتر حمله خواهد کرد. در طول فصل زاد و ولد، نرها به انسانهایی که به قلمرو لانهسازی آنها نزدیک میشوند، حمله میکنند. نر های مرغ مینای بالقرمز همچنین رفتارهای قلمروطلبانه مهمی از خود نشان میدهند که بسیاری از آنها وفاداری لازم را برای سالهای آینده برای آنها فراهم میکند. چند عامل مهم برای پایبندی نر های مرغ مینای بالقرمز به قلمروها شامل غذا، فضاهای پنهان از شکارچیان، انواع همسایگان و واکنشها به شکارچیان است. علاوه بر این، مطالعهای در سال ۱۹۸۷ در مورد وفاداری به مکان و الگوهای حرکت توسط Les D. Beletsky و Gordon H. Orians انجام شد که بسیاری از رفتارهای قلمروطلبانه نرها را پس از مهاجرت و استقرار در قلمرو خود توضیح داد. شواهد کافی نشان داده است که نرها متعهد به ماندن در قلمرو خود برای مدت طولانی هستند و به دلیل تجربه محدود دانش برای موفقیت، احتمال تغییر قلمرو در سنین پایینتر ندارند. مطالعات همچنین نشان داد که بیشتر نر هایی که برای اولین بار به قلمرو جدیدی نقل مکان کردهاند بین دو تا سه سال سن داشتهاند. اکثریت نر هایی که نقل مکان کردهاند جوان و بیتجربه بودند. بعداً آنها به سمت قلمروهای در دسترستر حرکت کردند. اگر نرها قلمرو خود را برای موفقیت تولید مثلی ترک میکردند، به عنوان مثال، این کار را در مسافت کوتاهی انجام میدادند. نر هایی که مسافتهای کوتاهتری را طی کردند در تولید مثل موفقتر از کسانی بودند که مسافتهای طولانیتری را طی کردند. مطالعات بیشتر نشان داد که وقتی نرها دورتر از قلمرو خود نقل مکان میکردند، احتمال موفقیت در جوجهریزی کاهش مییابد.
حداکثر طول عمر مرغ مینای بالقرمز در طبیعت ۱۵.۸ سال است.
مهاجرت
مرغهای مینای بالقرمز که در بخش شمالی محدوده خود، یعنی کانادا و ایالتهای مرزی در ایالات متحده زاد و ولد میکنند، برای زمستان به سمت جنوب مهاجرت میکنند. با این حال، جمعیتهای نزدیک به سواحل اقیانوس آرام و خلیج آمریکای شمالی و جمعیتهای آمریکای میانه، ساکنان تمام سال هستند. مرغهای مینای بالقرمز هم در شمال ایالات متحده و هم در کانادا زندگی میکنند، که از شبه جزیره یوکاتان در جنوب تا بخش جنوبی آلاسکا امتداد دارد. این گسترشها بخش عمدهای از قاره را از سواحل اقیانوس آرام کالیفرنیا و کانادا تا سواحل شرقی پوشش میدهند. بسیاری از جمعیتهای آمریکای میانه غیرمهاجر هستند. در طول پاییز، جمعیتها شروع به مهاجرت به سمت جنوب ایالات متحده میکنند. حرکت مرغهای مینای بالقرمز میتواند از اوت تا اکتبر آغاز شود. مهاجرت بهاری بین اواسط فوریه تا اواسط مه آغاز میشود. تعداد زیادی پرنده از بخشهای شمالی ایالات متحده، به ویژه منطقه دریاچههای بزرگ، بین فصل زاد و ولد و زمستان حدود ۱۶۰۰ کیلومتر مهاجرت میکنند. مناطق قلمرو زمستانی بر اساس موقعیت جغرافیایی متفاوت است. سایر جمعیتهایی که تمام سال مهاجرت میکنند شامل جمعیتهای واقع در آمریکای میانه یا در غرب ایالات متحده و ساحل خلیج هستند. مادهها معمولاً مسافتهای طولانیتری نسبت به نرها مهاجرت میکنند. این جمعیتهای ماده که در نزدیکی دریاچههای بزرگ قرار دارند، حدود ۸۰۰ کیلومتر بیشتر مهاجرت میکنند. مادههای سالانه نیز بیشتر از نر های بالغ مهاجرت میکنند، در حالی که تقریباً مسافت مشابهی را با سایر مادههای بالغ طی میکنند. مرغهای مینای بالقرمز عمدتاً در طول روز مهاجرت میکنند. به طور کلی، گلههای مهاجر نرها زودتر از مادهها در بهار و بعد از مادهها در پاییز میرسند.
تأثیرات اکولوژیکی و اقتصادی
طبق گفته پرندهشناس آمریکایی آرتور کلیولند بنت، در مناطق شمالی محدوده خود، مرغ مینای بالقرمز شرقی از نظر اقتصادی تقریباً کاملاً مفید است و شکایات نسبتاً کمی از خسارت شدید محصولات زراعی وجود دارد. رژیم غذایی آنها تقریباً به طور کامل از حشرات، که تعداد کمی از آنها گونههای مفید هستند، و دانههای گیاهی تشکیل شده است. با این حال، خساراتی به دانههایی که در بهار جوانه میزنند و به ذرت شیرین در تابستان، در حالی که دانهها هنوز نرم هستند، وارد میکند، با پاره کردن پوشش برگ گوشها و خراب کردن آنها از نظر تجاری. همچنین به طور محدودی به سایر غلات حمله میکند، اما بیشتر آنچه مصرف میکند ضایعات باقیمانده در زمین است. در غرب میانه، جایی که این پرندگان بسیار فراوانتر هستند و غلات بیشتر از شمال کشت میشوند، مرغهای مینای بالقرمز و سایر ایلتریدها، در اواخر تابستان و پاییز، خسارات زیادی به مزارع غلات، هم در هنگام رسیدن و هم هنگام برداشت وارد میکنند. با این حال، ادعا شده است که حتی آنجا نیز مفید هستند زیرا لاروهای خارج شده از کورنکابها و گیاهان چغندر میتوانند آفات کرم ابریشم را خنثی کنند. در ایالتهای جنوبی، آنها به شدت به برنج آسیب میرسانند با کندن نهالها در بهار و خوردن دانههای هنوز نرم در هنگام رسیدن، و از این نظر تقریباً به اندازه بابولینک مضر هستند. از سوی دیگر، آنها در مصرف دانههای علفهای هرز که در غیر این صورت محصول را بیارزش میکنند، مفید هستند.
به عنوان یکی از پرشمارترین پرندگان قاره، نقش مهمی در پراکندگی سایر گونهها ایفا میکند. از آنجایی که مرغهای مینای بالقرمز در چنین تعداد زیادی جمع میشوند و استراحت میکنند، بقای گونههای خاصی که به گلههای آنها میپیوندند احتمالاً تحت تأثیر همراهی آنها قرار میگیرد. آنها همچنین میتوانند منبع غذایی مهمی برای حیواناتی مانند راکون و راسو باشند. به همین ترتیب، جمعیتهایی که در باتلاقها لانه میسازند و استراحت میکنند میتوانند اثر شکار بر گونههای اردک و سایر حیوانات را تعدیل کنند. به طور خلاصه، این پرندگان آنقدر زیاد و فعال هستند که صرف حضور و رفتار طبیعی آنها برای تأثیرگذاری قابل توجه بر محیط زیست کافی است.
جنبههای مثبت: کنترل علفهای هرز و حشرات مضر
از طریق کنترل جمعیت حشرات از طریق شکار و گیاهان هرز ناخواسته با مصرف دانههای آنها، آنها اجازه رشد گیاهان و محصولات بزرگتر را میدهند. آنها همچنین روی Anthonomus grandis و Hypera postica، دو گونه سوسک که به ترتیب به پنبه و یونجه آسیب میرسانند، و همچنین کرمهای مضر شاپرک ابریشم اروپایی (Lymantria dispar) و جنس Malacosoma تغذیه میکنند. در برخی مناطق جنوب ایالات متحده، دانههای خار مریم معمولی (Xanthium strumarium)، علف هرز مضر برای سویا و پنبه، به نظر میرسد منبع غذایی مهمی برای این گونه باشد.
در فصل زاد و ولد، تقریباً ۸ میلیون مرغ مینای بالقرمز که در اوهایو لانه میسازند و جوجههایشان احتمالاً بیش از ۳۰۰۰ تن حشره مصرف میکنند، به طور متوسط تقریباً ۱۰۰ گرم در روز. بسیاری از این حشرات، مانند سوسکها (Hypera spp.)، از مزارع یونجه، مراتع، مزارع جو و سایر محصولات میآیند. در مزارع ذرت، مرغهای مینا اغلب روی کرمهای ذرت (Helicoverpa zea) و سوسکهای جنس Diabrotica تغذیه میکنند. در اوایل بهار، مرغهای مینای بالقرمز کرمهای ذرت (Ostrinia nubilalis) را در مزارع با بقایای ذرت مصرف میکنند. با این حال، بندل و همکاران (۱۹۸۱) دریافتند که منفعت اقتصادی کنترل آفات، مانند لاروهای آن حشره پروانهای، توسط مرغ مینای بالقرمز تنها ۲۰٪ از خسارات وارده به محصولات زراعی ناشی از این پرنده را جبران میکرد.
جنبههای منفی: مصرف غلات زراعی
مرغهای مینای بالقرمز میتوانند مزارع کشاورزی را ویران کنند. علیرغم اینکه دانههای علفهای هرز را مصرف میکنند، به دلیل عادت به استراحت در گروههای عظیم و علاقه به محصولات کشاورزی، خسارات زیادی به کشاورزی وارد میکنند. همچنین ممکن است به مزارع ذرت، برنج، آفتابگردان و سورگوم آسیب برسانند، به خصوص در نزدیکی لانه ها. مرغ مینای بالقرمز بزرگترین گونه ایلترید در آمریکای شمالی و مخربترین برای محصولات زراعی است. از ۲۱۵ پرنده مهاجر نئوتروپیک، این گونه با اختلاف زیاد بیشترین زیان اقتصادی را به بار میآورد. در آمریکای شمالی، خسارت به محصولات ذرت توسط این گونه از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۸۰ افزایش یافته است، شاید به دلیل افزایش مساحت تولید غلات، و به دلیل کاهش مناطق کوچک با بقایای ذرت، مزارع علوفه و زمینهای غیرکشت، که به نوبه خود وابستگی پرنده به ذرت را برای تأمین معاش خود تشدید کرده است.
ظاهراً نرها خسارات بیشتری به این غلات وارد میکنند تا مادهها. در برخی مناطق اوهایو، ذرت میتواند تا ۷۵٪ از رژیم غذایی نرها و تنها ۶٪ از رژیم غذایی مادهها را در ماه اوت و سپتامبر تشکیل دهد. در داکوتای جنوبی، در اواخر تابستان، سنگدانههای نر های مورد مطالعه ۲۹٪ ذرت داشتند، در حالی که در مورد ماده این رقم به ۹٪ محدود بود.
وضعیت در غرب میانه
مرغ مینای بالقرمز گونه غالب در غلظتهای بزرگ مرغهای مینا است که در اواخر تابستان یا اوایل پاییز در داکوتاس از مزارع آفتابگردان، ذرت و غلات کوچک در حال رسیدن تغذیه میکنند. در دهه ۱۹۷۰، خسارات وارده به محصولات آفتابگردان و ذرت ناشی از مرغهای مینا در داکوتاس سالانه بیش از ۳ میلیون دلار بود. در بخش شمالی دشتهای بزرگ، منطقهای معروف به منطقه Prairie Pothole، مرغهای مینای بالقرمز در تابستان بسیار فراوان هستند، آنها در گلههای پس از زاد و ولد جمع میشوند که به طور قابل توجهی به محصولات زراعی، به ویژه مزارع آفتابگردان نزدیک خانههایشان آسیب میرسانند. بیشتر خسارات آفتابگردان بین اواسط اوت و اوایل سپتامبر رخ میدهد، زمانی که محتوای کالری دانههای نابالغ کم است و پرندگان باید مقدار بیشتری از آنها را مصرف کنند تا سیر شوند. در طول این مرحله اولیه شکار محصولات آفتابگردان که بیش از ۷۵٪ از کل خسارت را به خود اختصاص میدهد، مرغ مینای بالقرمز ۸۰٪ از مرغهای مینای مشاهده شده در مزارع این بذر را تشکیل میدهد. این دوره قبل از مهاجرت انبوه پرندگان است و بیشتر آنها محلی هستند. بیشتر آنها تا زمانی که پرریزی پرهایشان در اواخر اوت یا اوایل سپتامبر کامل یا تقریباً کامل شود، در فاصله ۱۰۰ کیلومتری محل تولد خود باقی میمانند. خسارات میتواند در مرکز و جنوب شرقی داکوتای شمالی و شمال شرقی داکوتای جنوبی، مناطق با غلظت بالای تولید آفتابگردان و تالابهای فراوان که مرغ مینای بالقرمز را در فصل زاد و ولد جذب میکنند، کاملاً جدی باشد.
تحقیقات انجام شده بین سالهای ۱۹۶۸ و ۱۹۷۹ نشان داد که مرغهای مینا، به ویژه مرغ مینای بالقرمز و گلاکر معمولی، سالانه کمتر از ۱٪ از محصولات ذرت در اوهایو را از بین میبردند که معادل ضرر بین ۴ تا ۶ میلیون دلار بر اساس قیمتهای سال ۱۹۷۹ بود.
تمام شهرستانهای اوهایو درجاتی از شکار محصولات ذرت خود را از سوی مرغهای مینا تجربه میکنند، اما بیشترین آسیب به چند شهرستان وارد میشود که باتلاقهایی که آنها در آنجا استراحت میکنند هنوز فراوان است. شهرستانهای اتاوا، سانداسکی و لوکاس، در سواحل خلیج سانداسکی و دریاچه ایری، بیشترین آسیب را دیدند. این سه شهرستان، در میان ۱۹ شهرستان مورد مطالعه بین سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۶، ۶۲٪ از مزارعی را که خسارات آنها بیش از ۵٪ بود و ۷۷٪ از مزارعی را که خسارات آنها بیش از ۱۰٪ بود، در خود جای داده بودند. سایر شهرستانها با خسارات موضعی گسترده، اری، اشتابولا که در سواحل آبراههای ذکر شده و همیلتون نیز قرار دارند، بودند. تقریباً تمام مزارع با خسارات بیش از ۵٪ در فاصله ۱.۶ کیلومتری از یک لانه مهم مرغ مینای مینا قرار داشتند. در دوره ۱۹۶۸-۱۹۷۶، در سانداسکی شمال شرقی و اتاوا شمال غربی، جایی که لانههای بزرگی تا یک میلیون پرنده در اواخر تابستان و پاییز کشف شد، میانگین خسارات در مزارع ۱.۶ کیلومتری از لانهها بیش از ۹٪ بود، اما آنها کمتر از ۵٪ در فاصله ۳.۲ کیلومتری و کمتر از ۲٪ در فاصله ۶.۴ کیلومتری بودند. در جنوب غربی انتاریو، در تابستان ۱۹۶۴، مشخص شد که بیشترین خسارت به مزارع ذرت توسط مرغ مینای بالقرمز نیز در نزدیکی لانهها در باتلاقها رخ داده است.
کنترل آفات
دو گزینه اصلی که کشاورزان میتوانند برای جلوگیری از حضور پرندگان پس از ورود ذرت به مرحله شیری رسیدن آن انتخاب کنند، استفاده از ماده شیمیایی ۴-آمینوپیریدین و پیادهسازی دستگاههای مکانیکی برای ترساندن پرندگان است. زمان انتخاب شده برای انجام اقدامات پراکنده کردن مرغهای مینا بسیار مهم است زیرا هنگامی که پرندگان مزرعهای را برای تغذیه انتخاب میکنند، احتمالاً برای چندین روز باز خواهند گشت. هرچه بیشتر به آنها اجازه تغذیه بدون مزاحمت داده شود، ترساندن آنها دشوارتر خواهد شد. همچنین، بیشتر خسارات در عرض چند روز، زمانی که دانهها نرم هستند، وارد میشود؛ در نتیجه، تکنیکهای کنترل اگر پس از این دوره اعمال شوند، مفید نخواهند بود.
تاریخچه کنترل آفات
از اوایل سال ۱۶۶۷، مهاجران خلیج ماساچوست قوانینی را برای کاهش جمعیت مرغهای مینا و کاهش خسارات وارده به ذرت وضع کرده بودند. طبق گفته هنری دیوید ثورو، قانونی مقرر داشت که هر مرد مجرد در یک شهر باید شش جفت از این پرندگان را بکشد و به عنوان مجازات عدم انجام این کار، تا زمانی که طرح مذکور را رعایت نکرده بود، نمیتوانست ازدواج کند. بدیهی است که از آنجایی که مرغهای مینا با سرعتی بسیار بیشتر از ازدواج انسانها تولید مثل میکنند، این استراتژی کنترلی یک شکست بود. پیشگامانی که به سمت غرب به منطقه دریاچههای بزرگ سفر میکردند با مشکلات مشابهی روبرو شدند. تا سال ۱۷۴۹، مرغهای مینا در اطراف دریاچه ایری غربی آنقدر فراوان بودند که مردم به نوبت از محصولات غلات در حال رسیدن مراقبت میکردند.
در اوایل قرن بیستم، در برخی مکانها، زمانی که نیزارها خشک میشدند، از این شرایط برای کشتن این پرندگان به روش زیر استفاده میشد. یک گروه در سکوت، در تاریکی شب پنهان شده، به یک لانه نزدیک میشدند و همزمان نیزارها را در نقاط مختلف آتش میزدند، که به سرعت توسط یک شعله بزرگ احاطه میشد. این باعث هیاهوی عظیمی در میان مرغهای مینای بالقرمز شد، که با آتش روشن شده، در حالی که در هوا شناور بودند و در همه جا فریاد میزدند، به تعداد زیاد سرنگون میشدند. گاهی اوقات کاه برای همین منظور استفاده میشد، که قبلاً در نزدیکی نیزارها و بوتههای آلدر (Alnus spp.) که در آنجا برای استراحت جمع میشدند، پراکنده میشد و سوختن آن باعث وحشت زیادی در میان پرندگان میشد. گروه روز بعد بازمیگشت تا شکار صید شده را جمعآوری کند.
آرتور کلیولند بنت میگوید که قبل از ممنوعیت فروش شکار در بازار، مرغهای مینای بالقرمز در پاییز به تعداد زیاد قتل عام شده و در بازارها فروخته میشدند. هنگامی که آنها با رژیم غذایی غلات یا برنج وزن گرفته بودند، بدنهای کوچک آنها به عنوان میانوعدههای خوشمزه در میزهای لذیذ سرو میشدند. تعداد کمی میتوانستند آنها را از بابولینکها (Dolichonyx oryzivorus) تشخیص دهند.
در سال ۱۹۲۶، زمانی که سرویس بیولوژیکی ایالات متحده – پیشین سازمان حفاظت از ماهی و حیات وحش ایالات متحده – اولین گردآوری لانههای ایلتریدهای نامطلوب را انجام داد، در اوهایو، با جمعیت زیاد این پرندگان و پنجمین منطقه بزرگ اختصاص یافته به کشت ذرت در میان ایالتهای آمریکا، تعداد شکایات بالاتری نسبت به هر ایالت دیگری ثبت شد. در طول دهه ۱۹۵۰، کمیتههای کنترل پرندگان در برخی شهرستانها برای رسیدگی به خسارات وارده به ذرت توسط مرغهای مینا سازماندهی شدند و ایستگاه آزمایش کشاورزی اوهایو – اکنون مرکز تحقیقات و توسعه کشاورزی اوهایو – و دپارتمان جانورشناسی و حشرهشناسی دانشگاه ایالتی شروع به تحقیق در مورد این مشکل کردند.
استفاده از تلههای کشنده و مواد شیمیایی
شکار محصولات زراعی منجر به استفاده از تلهها، سموم و سورفکتانتها توسط کشاورزان در تلاش برای کنترل جمعیت مرغهای مینای بالقرمز شده است؛ این خواص اخیر ضد آب بودن پرها را سرکوب میکند و آنها را در برابر سرما بسیار آسیبپذیر میسازد، اما اثربخشی آنها به شرایط جوی خاص، یعنی دمای پایین و بارندگی، بستگی دارد. برنامههایی که در آنها طعمهها مسموم میشدند برای کاهش غلظت ایلتریدها در اواخر تابستان ناموفق بودهاند. در حالی که هزاران پرنده گاهی اوقات میمیرند، تأثیر آن بر گلههای بزرگ مرتبط با لانه که گاهی بیش از یک میلیون فرد را شامل میشوند، کوچک است؛ علاوه بر این، نمونههایی از گونههای دیگر به طور مکرر میمیرند. استفاده از تلههای طعمه بزرگ، که اغلب صدها پرنده در روز را میگیرند، نیز در برابر این گلههای بزرگ مؤثر نیست.
استفاده از ۴-آمینوپیریدین
۴-آمینوپیریدین روی یک در صد ذره از ذرت آسیاب شده که به عنوان طعمه استفاده میشود، اعمال میشود. به طور کلی، ذرت از هواپیماها به مزارع پرتاب میشود که بار حدود ۱۱ کیلوگرم طعمه در هکتار را بر روی یک سوم زمین رها میکنند. از آنجایی که این مقدار ذرت آسیاب شده حاوی حدود ۲۰۵۰۰۰ ذره است، تقریباً ۲۰۵۰ ذره سمی در هکتار تیمار شده توزیع میشود. بلعیدن یک یا چند ذره از این ذرات توسط یک مرغ مینا باعث پرواز نامنظم، صداهای درد و در نهایت مرگ میشود؛ این رفتار اغلب باعث میشود پرندگان باقیمانده در گله میدان را ترک کنند. ماده شیمیایی DRC-1327، که در کاهش خسارات به ذرت در حال رسیدن مفید بوده است، به همین ترتیب عمل میکند: هنگامی که پرنده دانههای یک گوشت ذرت را که به صورت نیمه دستی پوست کنده شده و ماده شیمیایی با اسپری دستی روی آن اعمال شده است، میبلعد، پرواز نامنظم و صداهای درد قبل از مرگ آن که بین پنج تا پانزده دقیقه طول میکشد، گلهها را از مزارع دور میکند.
اولین اعمال ۴-آمینوپیریدین باید در اسرع وقت پس از شروع مرحله شیری فرآیند رسیدن غلات انجام شود. دو اعمال تقویتی دیگر با فاصله پنج تا هفت روز به طور کلی توصیه میشود؛ اغلب فقط یکی کافی است، اما در شرایط فعالیت طولانی مدت پرندگان ممکن است بیش از سه اعمال با فواصل کوتاهتر مورد نیاز باشد. در شهرستان براون (داکوتای جنوبی شمال شرقی)، در سال ۱۹۶۵، طعمههای ۴-آمینوپیریدین که با دست پخش شده بودند و با فواصل تقریبی یک هفتهای پخش میشدند، زیان پیشبینی شده مرغ مینای بالقرمز ناشی از محصولات ذرت در حال رسیدن را ۸۵٪ کاهش دادند. رفتار آزاردهنده ای که افراد تحت تأثیر ماده شیمیایی از خود نشان دادند، باعث ترس قابل توجهی در سایر اعضای گلهها شد و میدانها حتی زمانی که نسبت تخمینی مستقیماً تحت تأثیر کمتر از ۱٪ بود، عاری از مرغ مینای بالقرمز بودند. حتی پیشنهاد شده است که استفاده مداوم از ۴-آمینوپیریدین در طول سالها میتواند باعث تغییر در الگوی مهاجرت به سمت جنوب شود، گویی پرندگان یاد میگیرند از مناطقی که به طور مداوم با ماده شیمیایی تیمار شدهاند اجتناب کنند.
در آزمایش دیگری در همان شهرستان، تعداد مرغهای مینایی که از منطقه تیمار شده استفاده میکردند در طول پنج روز پس از شروع تیمار به شدت کاهش یافت و برای بقیه فصل خسارت به مزارع ذرت کم باقی ماند. نتایج این روش عمدتاً به ایلتریدها محدود بود. اگرچه قرقاول معمولی فراوان بود، هیچ مدرکی مبنی بر تأثیرگذاری بر آنها وجود نداشت و مرگ و میر در سایر گونههای پرنده ناچیز بود.
فراوانی علفهای هرز باید به عنوان محدود کننده شانس یافتن ذرات طعمه پراکنده روی زمین توسط پرندگان در نظر گرفته شود، بنابراین استفاده از این ماده شیمیایی باید با برنامه کنترل علفهای هرز همراه باشد. مشکل کمتر آشکار، حشرات هستند که طعمه را از بین میبرند. اگر جیرجیرکها در مزرعه شناسایی شوند، انتظار میرود ذرت آسیاب شده به سرعت ناپدید شود. جیرجیرکها معمولاً ذرات تیمار نشده را انتخاب میکنند و ذرات سمی را پشت سر میگذارند؛ با این حال، کاهش سریع حجم کل ذرت آسیاب شده روی زمین، جذابیت تغذیه در سطح زمین را برای مرغهای مینا کاهش میدهد. از آنجایی که کنترل جمعیت جیرجیرکها دشوار است، اعمال مکررتر یا سایر تکنیکهای کنترل پرندگان ممکن است در این شرایط مطلوب باشد. مشکل سوم، بارانهای شدید است که طعمه را با خاک میپوشانند یا آن را به شکافهای زمین میکشند. به همین ترتیب، تراکم کم جمعیت ایلتریدها میتواند اثربخشی کنترل آنها را با ۴-آمینوپیریدین کاهش دهد.
روشهای غیرکشنده
انواع دستگاهها برای دفع آنها، از جمله سیستمهای تولید نویز الکترونیکی، بالنهای هلیومی که در مزارع گره خوردهاند، هواپیماهای کنترل از راه دور و انواع مختلف مترسکها، گاهی اوقات در مزارع ذرت استفاده میشوند. روشهایی مانند مترسکها، مواد آتشبازی و توپهای پروپان ممکن است به کاهش شکار خفیف کمک کنند، اما تنها در صورتی مؤثر هستند که مدت دوره خسارت کمتر از مدت عادت کردن پرندگان به این روشها باشد. مرغهای مینای بالقرمز به سرعت به آنها عادت میکنند، به ویژه اگر محصول منبع غذایی اصلی در منطقهای با منابع معیشتی جایگزین کم باشد. اگرچه برداشت در اسرع وقت پس از خشک شدن کافی ذرت میتواند خسارت وارده توسط گلههای چرنده شمالی را محدود کند، اما تنظیم تاریخ برداشت به کشاورزان در کاهش خسارات ناشی از مرغهای مینای بالقرمز در مرحله شیری کمکی نمیکند.
یک رویکرد که در کنترل لانهها در مناطق مرتفع موفق بوده است، پراکنده کردن جمعیتها از طریق تغییر زیستگاه یا آزار و اذیت پرندگان است. این رویهها که توسط زیستشناسان با همکاری شهروندان محلی انجام میشود، در پراکنده کردن یا جابجایی جمعیتهای تا یک میلیون فرد موفق بودهاند. اگرچه این پراکندگی گاهی اوقات مشکل را از مکانی به مکان دیگر منتقل میکند – به ویژه زمانی که منطقه به شدت با ذرت کشت شده و منابع غذایی جایگزین فراوان نیستند – اما اغلب در حل مشکلات موضعی مؤثر بوده است. از آنجایی که غلات جو و گندم در مزارع برداشت شده غذای مهمی برای مرغهای مینا در اواخر تابستان تشکیل میدهند، به تعویق انداختن شخم زدن زمین با بقایای غلات کوچک میتواند فشار وارده از سوی شکار محصولات توسط این پرندگان بر ذرت در حال رسیدن را کاهش دهد. وجود طبیعی یا کاشت گیاهانی مانند ارزن، سورگوم (Sorghum spp.)، گره (Polygonum spp.) و انواع چمنها مانند ارزن (Setaria spp.) که میتواند مفید باشد. به عنوان یک اصل اکولوژیکی، تنوع در انواع زیستگاههایی که میتوان در مناطق فعالیت کشاورزی شدید حفظ کرد، با احتمال بیشتر اینکه خسارات ناشی از آفات به سطوح قابل تحمل اقتصادی محدود شود، مرتبط است.
مطالعات در مزارع ذرت شیرین نشان میدهد که مرغهای مینا اغلب در ابتدا توسط حشرات به محصولات در حال رسیدن جذب میشوند. گلهها میتوانند حدود یک هفته در زمینهای زراعی گشت بزنند و حشرات و دانههای علفهای هرز را مصرف کنند قبل از اینکه به ذرت حمله کنند. سوسکهای Diabrotica ممکن است در این دوره به ویژه جذاب باشند. بنابراین پرندگان به تغذیه در مزارع عادت میکنند و به سرعت از حشرات به ذرت منتقل میشوند، زمانی که ذرت وارد مرحله آسیبپذیر شیری میشود. آزمایشهایی که در آنها جمعیت حشرات در محصولات ذرت شیرین با حشرهکشها در هفته قبل از ورود غلات به مرحله شیری تیمار شدند، نشان داد که پرندگان کمتری از این مزارع بازدید کردند و خسارات کمتری به ذرت در دوره آسیبپذیری بعدی نسبت به زمینهای تیمار نشده مجاور ثبت شد. احتمالاً فراوانی علفهای هرز در مزارع ذرت نیز جذابیت آنها را برای ایلتریدها افزایش میدهد و کنترل آنها منجر به کاهش خسارات ناشی از این پرندگان خواهد شد.
استریلیزاسیون شیمیایی
یک راه جایگزین برای کاهش جمعیت مرغهای مینای بالقرمز، و در نتیجه خساراتی که به محصولات زراعی وارد میکنند، شامل پیادهسازی برنامهای است که هدف آن دخالت در توانایی تولید مثل آنها است، به عنوان مثال، از طریق استفاده از مواد شیمیایی عقیمکننده. به دلیل ماهیت چندهمسر این گونه، پیشنهاد شده است که چنین برنامهای اگر متوجه نرها شود، مؤثرتر شود. با این حال، وقوع پرخاشگری به این معنی است که استریلیزاسیون شیمیایی بخش معینی از نرها از یک جمعیت محلی منجر به کاهش متناسب در دستههای بارور نخواهد شد.
اثرات این روش احتمالاً بسته به نوع زیستگاه که نر های تیمار شده قلمرو خود را در آن ایجاد کردهاند، متفاوت خواهد بود. به طور کلی، باید نسبت بیشتری از دستههای بارور در زیستگاههای متراکم و با تعداد بیشتری از بازسازی لانهها وجود داشته باشد. بازسازی لانهها در باتلاقها بیشتر از مناطق مرتفع است. به نوبه خود، افرادی که در مناطق مرتفع تولید مثل میکنند، احتمالاً بیشتر در قلمرو خود تغذیه میکنند تا کسانی که در باتلاقها تولید مثل میکنند، که احتمالاً پرخاشگری را در نوع اول زیستگاه دشوار میکند. بنابراین، استریلیزاسیون شیمیایی ممکن است در جمعیتهای مرتفع مؤثرتر از جمعیتهای باتلاقی باشد.
مواد شیمیایی عقیمکننده ممکن است تعداد جوجههای تولید شده توسط یک لانه موفق را کاهش دهد. از آنجایی که دستههای بازسازی شده به طور قابل توجهی کمتر از دستههای اصلی هستند، حتی اگر مادهای که ابتدا با یک نر عقیم جفتگیری کرده سپس دوباره لانه ساخته و با یک نر بارور جفتگیری کند، شاید او جوجههای کمتری نسبت به زمانی که اولین دسته او بارور بود، تولید کند.
تعداد دستههای بارور در قلمرو یک نر ممکن است از طریق عقیمسازی آن نر محدود شود، اما میزان کاهش آن به وضعیت نر های قلمرو بارور همسایه و شاید همچنین به تعداد نر های غیر قلمرو بارور در جمعیت بستگی دارد. مطالعات با تخمهای مصنوعی نشان میدهد که انکوباسیون تخمهای عقیم طولانی خواهد بود، زیرا مادهها به طور معمول تخمهای مصنوعی را برای حدود ۲۰ روز انکوبه میکنند. انکوباسیون طولانی تخمهای غیر قابل حیات منجر به تلاشهای کمتر برای بازسازی لانه و در نتیجه، کاهش فرصت یافتن جفت بارور برای مادهای که در ابتدا با یک نر عقیم جفتگیری کرده بود، میشود.
رابطه با انسانها
مشاهده شده است که کشاورزان از آفتکشهایی مانند پاراتیون در تلاشهای غیرقانونی برای کنترل جمعیت آنها استفاده میکنند. در ایالات متحده، چنین اقداماتی غیرقانونی هستند زیرا هیچ آفتکشی را نمیتوان بر روی موجودات زنده غیر هدف، یا برای هر استفادهای که به صراحت روی برچسب آفتکش ذکر نشده است، استفاده کرد. با این حال، USDA در گذشته عمداً این گونه را مسموم کرده است: در سال ۲۰۰۹، سرویس بازرسی سلامت حیوانات و گیاهان مسمومیت بیش از ۹۵۰,۰۰۰ مرغ مینای بالقرمز را در تگزاس و لوئیزیانا گزارش داد. این مسمومیت به عنوان علت احتمالی کاهش مرغ مینای زنگاردار، گونهای که زمانی فراوان بود و از دهه ۱۹۶۰ ۹۹٪ کاهش یافته و اخیراً در فهرست قرمز IUCN به عنوان «در معرض تهدید» قرار گرفته است، معرفی شده است.
در زبانهای آنیشینابی، گروهی از زبانهای بومی که در سراسر بخش بزرگی از محدوده شرقی پرنده صحبت میشوند، نامهای این پرنده متنوع است. در زبان اوی-کری، شمالیترین زبانهای آنیشینابی، این پرنده jachakanoob نامیده میشود، در حالی که زبان اویجبوا که در شمال غربی انتاریو و تا مانیتوبا در جنوب محدوده اوی-کری صحبت میشود، این پرنده jachakanoo نامیده میشود (با همریشههای cahcakhanoo (Swampy Cree)، cahcahkaloo (coastal Southern East Cree)، cahcahkayoo (inland Southern East Cree)، cahcahkayow (Plains Cree)؛ زبانهای آلگونکی شمالی مرغ مینای بالقرمز را به عنوان نوعی از جونگو یا گراکل طبقهبندی میکنند و نام پرنده را از کلمه آنها برای «لکهدار» یا «نشاندار» مشتق میکنند. در اکثریت قریب به اتفاق سایر گویشهای زبان اویجبوا، این پرنده memiskondinimaanganeshiinh نامیده میشود، که به معنای «پرندهای با تیغه شانه بسیار کوچک قرمز لعنتی» است. با این حال، در زبان ادوا، زبانی آنیشینابی در جنوب غربی انتاریو و میشیگان، این پرنده به جای آن memeskoniinisi («پرندهای با [لکه] قرمز [روی بالش]») یا memiskonigwiigaans («[پرندهای با] بال کوچک و بسیار قرمز [لکه]») نامیده میشود. در N'syilxcn (Colville-Okanagan, Interior Salish language) این پرنده ƛ̓kƛ̓aʕkək نامیده میشود. در زبان هوکانکا به عنوان cooxją́ aporošucra شناخته میشوند، که لکه گرد قرمز روی بال آن را توصیف میکند و همچنین آن را به عنوان یک مرغ مینا شناسایی میکند.
در دشتهای بزرگ، زبان لاکوتا، زبانی بومی دیگر که در بخش بزرگی از محدوده پرنده صحبت میشود، این پرنده wabloša («بالهای قرمز») نامیده میشود. آوازهای آن در لاکوتا به صورت tōke، mat'ā nī («وای! کاش بمیرم!»)، nakun miyē («...و من!»)، miš eyā («من هم!») و cap'cehlī («زخم دویدن سگ آبی») توصیف شده است.
وضعیت حفاظتی
این گونه کمترین نگرانی را دارد. به عنوان یکی از بزرگترین و پراکندهترین پرندگان آمریکای شمالی، برای محافظت از آن در برابر اثرات تخریب زیستگاه و شهرنشینی، اقدامات کمی انجام شده است. این پرنده میتواند در طیف وسیعی از محیطها زنده بماند، بسیاری از جمعیتها موفق به غلبه بر از دست دادن زیستگاههای طبیعی میشوند. با این حال، مرغهای مینای بالقرمز در مناطق تالابی شکوفا میشوند و با تخریب تالابهای طبیعی جمعیت آنها احتمالاً کاهش مییابد. این گونه تحت قانون پیمان پرندگان مهاجر ۱۹۱۸، یک پیمان رسمی بین ایالات متحده و کانادا که بعداً برای شامل شدن مکزیک گسترش یافت، محافظت میشود. این قانون به آنها محافظت قانونی در ایالات متحده میدهد، اما میتوان آنها را «زمانی که در حال شکار یا در آستانه شکار درختان زینتی یا درختان کاشته شده برای سایه، محصولات زراعی، دام یا حیات وحش هستند» کشت.
مطالعهای در ایلینوی نشان داد که جمعیت مرغ مینای بالقرمز بین سالهای ۱۹۰۸ و ۱۹۵۸ دو برابر شده است. این پرنده به طور سنتی در تالابها تولید مثل میکرد و اوهایو عمدتاً در باتلاقهای مرتبط با دریاچهها و رودخانهها زندگی میکرد. با این حال، در قرن بیستم، این پرنده با تغییرات زیستگاه ساخته شده توسط بشر سازگار شد و اکنون اغلب در مزارع علوفه، در امتداد جادهها و خندقها، و در سایر نقاط مرتفع لانه میسازد.
علیرغم سازگاری موفقیتآمیز آن با تغییرات در شیوههای مربوط به استفاده از زمین، جمعیت مرغ مینای بالقرمز در نیمه دوم قرن بیستم عرض محدوده خود را کاهش دادهاند، و تغییرات در فراوانی و کفایت چمنزارها در این امر دخیل بودهاند. در اوهایو، مرغ مینای بالقرمز بین سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۹۶ تحت تأثیر منفی کاهش تولید علوفه، برداشت زودتر علوفه و افزایش محصولات کاشته شده در شیارها قرار گرفت، وضعیتی مشابه با سایر گونههای پرندگان چمنزارهای کمتر فراوان. اگرچه اثر منفی افزایش بهرهوری و کاهش تنوع شیوههای کشاورزی مدرن بر جمعیت مرغ مینای بالقرمز در این ایالت ممکن است توسط تولیدکنندگان ذرت و آفتابگردان به عنوان یک رویداد مثبت تلقی شود، اما شیوههای کشاورزی که منجر به کاهش عددی این گونه شده است، ممکن است پیامدهای شدیدتری برای پرندگان چمنزارهای کمتر رایج، مانند تشنه شن کوهستانی و گنجشک چمنزار داشته باشد.
در اواخر دهه ۱۹۷۰، اوهایو بیشترین تراکم مرغهای مینا را در فصل زاد و ولد در میان تمام ایالتهای ایالات متحده و استانهای کانادا میزبانی میکرد. با این حال، بین سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۹۶، جمعیتهای زادآور در این ایالت کاهش قابل توجهی را نشان دادند. کاهش مساحت زیر کشت علوفه به غیر از یونجه بین همان سالها احتمالاً منجر به کاهش در دسترس بودن زیستگاههای لانهسازی با کیفیت شد. به همین ترتیب، ذرت اگرچه حشراتی را جذب میکند که مرغهای مینا مصرف میکنند و علیرغم اینکه دانههای آن به خودی خود منبع انرژی هستند و سویا که منبع غذایی برای این گونه نیست، که در مجموع از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۶، به طور متوسط ۷۰٪ از مساحت زراعی در اوهایو را تشکیل میدادند، زیستگاه لانهسازی مناسبی را فراهم نمیکنند. به نوبه خود، نوسانات سالانه بزرگ در مساحت زیر کشت علوفه، هم از سالی به سال دیگر و هم در طول همان سال یک فصل زاد و ولد معین، مشابه انتاریو بین سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۹۵، میانگین اندازه حرمسراها در یک سال معین با تولید علوفه سال قبل رابطه مثبت داشت، اگرچه درصد تغییر در اندازه حرمسراها از یک فصل به فصل بعدی به طور خطی با تغییر سالانه در تولید علوفه مرتبط نبود؛ تولید علوفه در این دوره کاهش یافت و اندازه حرمسراها از حدود سه ماده در هر نر به ۱.۶ ماده کاهش یافت.
علاوه بر این در انتاریو، رابطه منفی بین شاخص نوسان اقیانوس اطلس شمالی (NAO) در شش ماه قبل از یک فصل زاد و ولد معین و اندازه حرمسراها یافت شد. اگر مرگ و میر زمستانی به کاهش اندازه حرمسراها کمک کند، نوسانات سالانه در اندازه آنها باید با تغییرات سالانه در نرخ بازگشت نر های قلمرو علامتگذاری شده مرتبط باشد. در واقع، همبستگی مثبتی بین نوسانات اندازه حرمسراها و نرخ بازگشت نرها در سال یافت شد. اگرچه به اندازه چشمگیر نیست، رابطه بین نرخ بازگشت نرها و مقادیر زمستانی NAO مشابه رابطه بین تغییرات در اندازه حرمسرا و NAO بود.
از سوی دیگر، در جنوب غربی کبک، جمعیت مرغ مینای بالقرمز بین سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۸۱ دو برابر شد، ظاهراً در پاسخ به توسعه تولید ذرت. افزایش در دسترس بودن غلات باقیمانده در بهار و تابستان. فصل زاد و ولد احتمالاً نقش اساسی در رشد جمعیت این پرنده ایفا خواهد کرد. به همین ترتیب، در اواسط دهه ۱۹۹۰، جمعیت زادآور داکوتای شمالی که حداقل بین سالهای ۱۹۹۴ و ۲۰۰۲ در خط مقدم در میان تمام ایالتهای آمریکا و استانهای کانادا از نظر تراکم جمعیت این گونه قرار داشت، شروع به افزایش سریع کرد.
نگارخانه
(توجه: بخش نگارخانه در متن اصلی وجود ندارد و در اینجا برای تکمیل ساختار اضافه شده است.)
منابع
(توجه: بخش منابع در متن اصلی وجود ندارد و در اینجا برای تکمیل ساختار اضافه شده است.)
پیوندهای خارجی
- مرغ مینای بالقرمز – eNature.com
- صداهای پرندگان فلوریدا از جمله مرغ مینای بالقرمز – موزه تاریخ طبیعی فلوریدا