«داستان اوایل بهار» (به ژاپنی: 早春物語 - Sōshun Monogatari) فیلمی درام عاشقانه محصول سال ۱۹۸۵ کشور ژاپن به کارگردانی شینیچیرو سوای است.
خلاصه داستان
داستان فیلم درباره هیتومی اوکینو، دختر ۱۷ سالهای است که چهار سال پیش مادرش را از دست داده و پدرش اخیراً دوباره ازدواج کرده است. این مسئله باعث نگرانی هیتومی شده که نکند پدرش خاطره مادرش را فراموش کند. در تعطیلات بهاری، هیتومی مشغول عکاسی برای باشگاه عکاسی مدرسه است که با مردی میانسال به نام کاجیکاوا برخورد میکند. ماشین کاجیکاوا جلوی کادر عکاسی او را گرفته است. بعدها، در ترافیک، هیتومی دوباره او را میبیند و در یک شام، خود را به دروغ دانشجوی ۲۰ سالهای معرفی میکند.
چند روز بعد، هیتومی به توکیو و محل کار کاجیکاوا میرود و او را در مهمانی شبانه همراهی میکند. در سالگرد مرگ مادرش، هیتومی در عکسی قدیمی از مادرش که در حال کوهنوردی است، کاجیکاوا را میبیند و متوجه میشود که مادرش و کاجیکاوا زمانی عاشق هم بودهاند، اما این کاجیکاوا بوده که به رابطه پایان داده است.
هیتومی دوباره با کاجیکاوا روبرو میشود و او را به مکانی که عکس گرفته شده میبرد و تلاش میکند به شکلی نامحسوس خاطرات او را درباره آنجا کشف کند، اما بینتیجه است. بعداً سر شام، هیتومی بیش از حد مینوشد و تلاش میکند او را اغوا کند. کاجیکاوا متوجه میشود که هیتومی هرگز کسی را نبوسیده و او را به خانه بازمیگرداند. هیتومی که مصمم به دانستن درباره مادرش است، عکس را در کیف کاجیکاوا میگذارد. او همچنین از پدرش میفهمد که ازدواج آنها (پدر و مادرش) قرار گذاشته شده بوده است.
در جلسهای کاری، کاجیکاوا تماسی از هیتومی دریافت میکند که میپرسد آیا عکس را دیده است. او عکس را بیرون میآورد، متوجه موضوع میشود و بعداً در کافهای با هیتومی ملاقات میکند. هیتومی در نهایت به او میگوید که دختر آن زن (مادرش) است و مادرش فوت کرده است. کاجیکاوا درباره رابطه گذشتهشان صحبت میکند و حاضر به عذرخواهی برای اقداماتش یا پیش رفتن در زندگیاش نیست.
بعدها، هیتومی کاجیکاوا را با زنی دیگر وارد هتلی میبیند و او را تا آسانسور دنبال میکند. زن دیگر بلافاصله متوجه رابطهای بین هیتومی و کاجیکاوا میشود و آنها را مجبور به همراهی با خود میکند. در هتل، هیتومی دوباره تلاش میکند کاجیکاوا را اغوا کند و میگوید که مانند مادرش خواهد بود، اما کاجیکاوا او را رد کرده و از او میخواهد برود و خود را در حمام قفل میکند. وقتی هیتومی نمیرود و در تخت هتل دراز میکشد، کاجیکاوا شروع به کشیدن پتوها میکند که هیتومی را میترساند. هیتومی به سمت حمام میدود، کاجیکاوا لباسهایش را به سمت او پرت میکند و هر دو در ماشین او هتل را ترک میکنند. هیتومی که آرامتر شده، اصرار دارد که در هتلهای مختلف توقف کنند و وقتی کاجیکاوا این کار را نمیکند، فرمان را میگیرد که باعث تصادف میشود.
در بیمارستان، پس از رسیدگی به جراحات جزئی هیتومی، او از کاجیکاوا میخواهد که او را ببوسد، نه به جای مادرش، بلکه به عنوان خودش. کاجیکاوا این کار را میکند و بوسه به رابطهای پرشور تبدیل میشود. کاجیکاوا با پدر هیتومی ملاقات میکند تا هم رابطه خود را به او اطلاع دهد و هم عکس را بازگرداند. پدر هیتومی به کاجیکاوا میگوید که او مردی است که پدر هیتومی هرگز نتوانسته فراموش کند.
یک داستان فرعی درباره رابطه یکی از همکلاسیهای هیتومی با معلمشان با خودکشی آن دانشآموز به پایان میرسد. در مراسم خاکسپاری، هیتومی و کاجیکاوا دوباره صحبت میکنند. کاجیکاوا شغلش را رها کرده و به آمریکا بازمیگردد، جایی که به او پیشنهاد پیوستن به شرکت یکی از دوستانش داده شده است.
هیتومی در آخرین لحظه برای بدرقه کاجیکاوا به فرودگاه میآید، کاری که مادرش انجام نداده بود. کاجیکاوا اعتراف میکند که عاشق او شده است. هیتومی تشکر کرده و خداحافظی میکند و از میان فرودگاه دور میشود.
روی تصویری ثابت از عکسی که هیتومی در اولین برخورد با کاجیکاوا گرفته بود، صدای هیتومی شنیده میشود که با همان دوستی صحبت میکند که فیلم با او آغاز شده بود. دوستش میگوید که او اکنون زنی است که تجربه دارد، به طوری که هیتومی پاسخ میدهد که تجربه، زن نمیسازد؛ بلکه درد عشق است که زن میسازد و او اکنون زنی است که گذشتهای برای خود ساخته است.
جوایز و نامزدیها
نهمین دوره جایزه آکادمی ژاپن
- برنده: بهترین کارگردان - شینیچیرو سوای
هفتمین دوره جشنواره فیلم یوکوهاما
- برنده: بهترین بازیگر زن - تامویو هارادا
- برنده: بهترین فیلم پنجم
منابع
- فیلمهای ۱۹۸۵
- فیلمهای به کارگردانی شینیچیرو سوای
- فیلمهای درام عاشقانه ژاپنی
- فیلمهای زبان ژاپنی دهه ۱۹۸۰
- فیلمهای با موسیقی جو هیسایشی