معرفی فیلم «مرداب اهریمن»
«مرداب اهریمن» (Demon Pond)، تولیدی سینمایی از نمایشنامهای به همین نام اثر کیشی ناگاتسوکا است که خود برداشتی از نمایشنامه سال ۱۹۱۳ اثر ایزومی کیوکا محسوب میشود. این اثر که کارگردانی آن را تاکاشی میکه بر عهده داشته، در حضور تماشاگران فیلمبرداری شده و در تاریخ ۲۵ مه ۲۰۰۵ در کشور ژاپن به صورت دیویدی منتشر گردید.
داستان فیلم
داستان با «گاکوئه یامازاوا»، مردی از توکیو آغاز میشود که هنگام بازگشت از یک سفر علمی تابستانی، از دهکدهای کوهستانی عبور میکند. منبع تنها رودخانه این دهکده کوچک، «مرداب اهریمن» است. بومیان معتقدند که اژدهایی در آنجا ساکن است و آب آن خاصیت سمی دارد. در این دهکده، یامازاوا با «یوری هاگیوارا» زنی روبرو میشود که از او میخواهد داستانی برایش تعریف کند. داستان دوم او موجب ناراحتی یوری میشود و زن مانع ماندن او میشود، اما همسرش، «آکیرا»، که دوست قدیمی یامازاوا از توکیو است، از خواب بیدار شده و او را به گرمی میپذیرد.
آکیرا برای جمعآوری داستان از مناطق روستایی به آنجا رفته بود، اما اکنون احساس میکند خودش به بخشی از داستانها تبدیل شده است. او وظیفه نواختن ناقوس دهکده را در زمانهای مختلف شبانهروز بر عهده گرفته است، به جای گشت و گذار و لذت بردن از آزادیاش. او این قول را به مردی در حال مرگ به نام «یاتابهی» داده بود که پنجاه سال این وظیفه را به عهده داشته است. یاتابهی بر این باور بود که اگر ناقوس در زمانهای مقرر نواخته نشود، آب مرداب اهریمن مناطق مسکونی دره کوتوهیکی، زیر قله سه ولایتی اِچیزن را سیل خواهد برد. آکیرا اکنون خود را یاتابهی مینامد، با یوری ازدواج کرده و علیرغم اصرار یامازاوا، حاضر به بازگشت به توکیو نیست. یامازاوا تصمیم میگیرد به مرداب اهریمن صعود کند و آکیرا او را همراهی میکند و یوری را مسئول نواختن ناقوس میگذارد.
«کانیگورو»، خرچنگ غولپیکر، و «کویشیچی»، ماهی کارپ، از سوی «بانوی بیکران»، پرستار «شیرایوکی»، شاهزاده خانم مرداب اژدها، به سوی دهکده فرستاده میشوند تا به دهقانان اطلاع دهند که علیرغم نذوراتشان از ظروف شکسته و سر گربهها و سگها، بارانی نخواهد بارید. کویشیچی حکایت میکند که شاهزاده خانم عاشق شاهزاده مرداب مار در دامنه کوه هاکوسان است، اما اگر به سوی او پرواز کند، سیل ویرانگری رخ خواهد داد که دهقانان را از بین میبرد. بنابراین، او تا زمانی که ناقوس در زمانهای مناسب نواخته شود، در مرداب اهریمن باقی میماند.
«کشیش گربهماهی» به نام «بلک» که نماینده شاهزاده مرداب مار است، نامهای از سوی شاهزاده برای شاهزاده خانم مرداب اهریمن میآورد. او در زمان زندانی بودنش دستور دریافت این نامه را گرفته بود و از این رو میترسد که نامه حاوی دستوراتی برای شاهزاده خانم مبنی بر خوردن او باشد. کانیگورو، خرچنگ غولپیکر، نامه را برایش باز میکند، اما درون جعبه نامه کوچک، تنها آب وجود دارد.
شاهزاده خانم شیرایوکی دلشکسته مصمم است به دیدن شاهزاده برود، اما بانوی بیکران، پرستارش، توضیح میدهد که او به عهدی باستانی از سوی اجدادش مقید است و نمیتواند آنجا را ترک کند، مادامی که ناقوس در زمانهای مقرر نواخته شود؛ در غیر این صورت، خدایان و بوداها او و خویشاوندانش در مرداب را نفرین کرده و باعث نابودی آنها و انسانها خواهند شد. شاهزاده خانم شیرایوکی به سمت نابودی ناقوسی که او را زندانی کرده بود هجوم میبرد، اما درست زمانی که قصد ضربه زدن به آن را دارد، صدای آواز لالایی یوری را برای عروسک نوزادش «تارو» میشنود، زیرا دلتنگ آکیرا است. شاهزاده خانم شیرایوکی از اینکه لالایی میتواند درد دلتنگی یوری را تسکین دهد، شگفتزده میشود و تصمیم میگیرد ناقوس را نابود نکند و پرواز نکند، زیرا این کار یوری را نیز نابود خواهد کرد.
شبی دهقانان به خانه یوری حمله میکنند، زیرا قصد دارند زیباترین دختر دهکده را به عنوان قربانی برای گاو نر، جهت آوردن باران، تقدیم کنند. آنها یوری را میبندند، اما آکیرا او را نجات میدهد و توضیح میدهد که یامازاوا با شنیدن لالایی یوری تصمیم گرفته به خانوادهاش بازگردد، بنابراین سفرشان لغو شده و آکیرا نیز به خانه بازگشته است. دهقانان اجازه نمیدهند آکیرا یوری را ببرد، زیرا معتقدند او غریبه است و یوری متعلق به دهکده است. یامازاوا وارد میشود و دهقانان را برای نیتهایشان سرزنش میکند و خود را کشیش فرقه «هونگانجی» و استاد دانشگاه توکیو معرفی میکند. او استدلال میکند که ژاپن به دلیل پایبندی به سنتهای منسوخ مانند «بوشیدو» در حال پسرفت است. آنها یوری را میخواهند، اما آکیرا با داس خود از آنها دفاع میکند و به آنها میگوید که شاهزاده خانم شیرایوکی زمانی «یوکی» نام داشت که قربانی گاوی شد و برای انتقام، آتش به کاه روی پشت آن ریخت و آن را به سوی دهکده فرستاد تا آن را بسوزاند. رهبر دهکده به «دنکیچی» دستور میدهد با آکیرا بجنگد و آنها با چاقوی بلند دنکیچی و داس آکیرا نبرد میکنند. هنگامی که آکیرا زخمی میشود، «هاتسوئو»، یکی از دهقانانی که یوری را تحسین میکند، داس را برمیدارد و با دنکیچی میجنگد تا اینکه یوری داس را میگیرد و خودکشی میکند. آکیرا او را همانطور که قول داده بود، حمل میکند و از یامازاوا میخواهد که ناقوس را بنوازد. یامازاوا قبول میکند و وارد برج ناقوس میشود، درست زمانی که شاهزاده خانم اژدها با موجی از ویرانی از راه میرسد. آکیرا به یوری میگوید که او همیشه درست میگفته است، سپس با داس خودکشی میکند. شاهزاده خانم اژدها، یوری را بیدار میکند تا با او آهنگی بخواند و سپس میرود. آخرین نما، یامازاوا را به عنوان ناقوسنواز جدید نشان میدهد، در حالی که هاتسوئو در خانه یوری عروسک تاروی او را در دست دارد.
عوامل و بازیگران
- شینجی تاکدا در نقش آکیرا هاگیوارا
- توموکو تاباتا در نقش یوری هاگیوارا
- ریوهی ماتسودا در نقش گاکوئه یامازاوا
- یاساکو ماتسویوکی در نقش شاهزاده خانم شیرایوکی
- کنایچی اندو در نقش خرچنگ غولپیکر / نماینده
- کیتارو در نقش گربهماهی / تاکوزن
- تتسوروه تامبا در نقش یاتابهی
تولید
«مرداب اهریمن» اولین اثر صحنهای میکه بود. اثر صحنهای بعدی او «میکه تاکاشی × آیکاوا شو: زاتوایچی» بود که در سال ۲۰۰۷ فیلمبرداری و در سال ۲۰۰۸ منتشر شد.
موسیقی متن این اثر توسط کوجی اندو، همکار همیشگی میکه، ساخته شده است. اندو پیش از این نیز با او در آثار متعددی از جمله «سگ بارانی» (۱۹۹۷)، «یاکوزای تمام فلزی» (۱۹۹۷)، «مردم پرنده در چین» (۱۹۹۸)، «تئوهای جوان: نوستالژی» (۱۹۹۸)، «خطوط زندگی» (۱۹۹۹)، «خودکشی» (۱۹۹۹)، «مرده یا زنده» (۱۹۹۹)، «مرد، دختر طبیعی بعدی: ۱۰۰ شب در یوکوهاما» (۱۹۹۹)، «شهر ارواح گمشده» (۲۰۰۰)، «بازدیدکننده کیو» (۲۰۰۱)، «محرک» (۲۰۰۱)، «خوشبختی کاتاکوریها» (۲۰۰۱)، «مرده یا زنده: فینال» (۲۰۰۲)، «سابو» (۲۰۰۲)، «قبرستان افتخار» (۲۰۰۲)، «مرد سفید» (۲۰۰۳)، «گوزو» (۲۰۰۳)، «یک تماس از دست رفته» (۲۰۰۳)، «زبرا-من» (۲۰۰۴)، «سه… افراطی» (۲۰۰۴) و «ایزو» (۲۰۰۴) همکاری کرده بود.
عرضه خانگی
نسخه دیویدی این اجرای صحنهای فیلمبرداری شده، در تاریخ ۲۵ مه ۲۰۰۵ در ژاپن عرضه شد. این نسخه شامل مصاحبهای با کارگردان، تاکاشی میکه، به عنوان ویژگی ویژه است.
بازخوردها
بیورن بخر، منتقد وبسایت filmstarts.de، به این فیلم ۳ از ۵ ستاره داد و نیمه اول آن را سرشار از طنز و نیمه دوم را دراماتیکتر توصیف کرد.
مایکل دن بوئر از 10kbullets.com در نقدی مثبت نوشت: «مرداب اهریمن مانند گلی کمیاب است که شایسته دیده شدن توسط مخاطبان بیشتری است» و «قویترین نقطه قوت این اثر، بازیگری است که از ابتدا تا انتها خیرهکننده است».
آدام سیمچاک از asianmoviepulse.com بیان کرد که فیلم «تنوع میکه را به عنوان یک کارگردان نشان میدهد و بزرگترین نقطه قوت همیشگی میکه را به نمایش میگذارد: توانایی انطباق با هر ژانری و استفاده از قدرت بازیگران و جلوههای بصری برای موفقیت موضوعاتش».
نیکلاس شفُ از fulvuedrive-in.com به فیلم نمره B− داد و آن را «یکی از بهترین آثار میکه تا به امروز» نامید.
آلوارو آربونِس از skywaspink.com نوشت که این فیلم گویی برای میکه ساخته شده است، با «برخورد دنیای واقعی و دنیای فانتزی، سیاست و کمدی، تئاتر و سینما».