دکتر نو: آغاز افسانه جیمز باند

Dr. No (film)
📅 9 اسفند 1404 📄 6,717 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

«دکتر نو» (۱۹۶۲) اولین فیلم از سری جیمز باند است که با بازی شان کانری، داستان مأمور 007 را در مواجهه با دانشمندی شرور که قصد اختلال در پرتاب موشک‌های فضایی را دارد، روایت می‌کند. این فیلم با بودجه کم، موفقیت تجاری بزرگی کسب کرد و پایه‌گذار ژانر فیلم‌های جاسوسی شد.

«دکتر نو»: آغازگر دوران فیلم‌های جاسوسی

«دکتر نو» فیلمی در ژانر جاسوسی محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی ترنس یانگ است. این اثر، اولین قسمت از مجموعه فیلم‌های جیمز باند محسوب می‌شود و شان کانری در نقش مأمور 007، در کنار اورسولا آندرِس، جوزف وایزمن و جک لرد به ایفای نقش پرداخته‌اند. فیلم‌نامه این اثر بر اساس رمانی به همین نام از ایان فلمینگ، توسط ریچارد مایبام، جوهانا هاروود و برکلی مَثِر نوشته شده است. تهیه‌کنندگان این فیلم، هری سالتزمن و آلبرت آر. براکلی بودند که همکاری آن‌ها تا سال ۱۹۷۵ ادامه یافت. این فیلم با «از روسیه با عشق» در سال ۱۹۶۳ دنبال شد.

در این فیلم، جیمز باند برای تحقیق درباره ناپدید شدن یکی از مأموران بریتانیایی به جامائیکا فرستاده می‌شود. تحقیقات او را به پایگاه زیرزمینی دکتر جولیوس نو می‌کشاند. دکتر نو قصد دارد با استفاده از یک سلاح پرتو رادیویی، پرتاب زودهنگام یکی از موشک‌های فضایی آمریکا از کیپ کاناورال را مختل کند.

دکتر نو، با وجود اینکه اولین فیلم اقتباسی از مجموعه کتاب‌های باند بود، ششمین رمان از این مجموعه به شمار می‌رفت که با «کازینو رویال» آغاز شده بود. فیلم ارجاعات اندکی به خطوط داستانی رمان‌های قبلی و همچنین رمان‌های بعدی دارد، مانند سازمان جنایتکار SPECTRE که در رمان «گلوله آتشین» (۱۹۶۱) معرفی شد. «دکتر نو» با بودجه‌ای محدود ساخته شد اما به موفقیت مالی چشمگیری دست یافت. اگرچه در زمان اکران با واکنش‌های متناقض منتقدان روبرو شد، اما به مرور زمان به عنوان یکی از بهترین قسمت‌های این مجموعه شناخته شده است. این فیلم همچنین ژانر فیلم‌های مأمور مخفی را که در دهه ۱۹۶۰ شکوفا شد، پایه‌گذاری کرد. برای تبلیغات و بازاریابی فیلم، اقتباسی کمیک بوکی و آلبومی از موسیقی متن آن نیز منتشر شد.

بسیاری از جنبه‌های یک فیلم استاندارد جیمز باند در «دکتر نو» پایه‌گذاری شد. فیلم با معرفی شخصیت از طریق نمای «لوله تفنگ» و یک توالی عنوان‌بندی بسیار خاص آغاز می‌شود که هر دو توسط موریس بایندر خلق شده‌اند. همچنین موسیقی متن نمادین فیلم برای اولین بار در این اثر معرفی شد. کن آدام، طراح صحنه، سبک بصری باشکوهی را بنا نهاد که یکی از ویژگی‌های برجسته مجموعه فیلم‌های باند شد.

خلاصه داستان

جان استرانگ‌ویز، رئیس ایستگاه MI6 در جامائیکا، به همراه منشی‌اش ماری، توسط سه قاتل کشته می‌شود و خانه‌اش مورد بازرسی قرار می‌گیرد. هنگامی که خبر مرگ استرانگ‌ویز به M، رئیس MI6، می‌رسد، او افسر اطلاعاتی جیمز باند را مأمور رسیدگی به این پرونده می‌کند تا مشخص شود آیا این حادثه به همکاری استرانگ‌ویز با CIA در مورد اختلال در پرتاب موشک‌ها از طریق پارازیت رادیویی مربوط است یا خیر. باند پس از ورود به جامائیکا، با مردی روبرو می‌شود که خود را راننده معرفی می‌کند اما در واقع مأمور دشمن است که قصد کشتن او را دارد. باند بر او غلبه می‌کند، اما پیش از بازجویی، مأمور با گاز گرفتن سیگار آغشته به سیانور خودکشی می‌کند. باند پس از بازدید از مقر دولتی، از دبیر ارشد، پلیدل اسمیت، درباره اقدامات دنت سؤال می‌کند. بعدها، در خانه استرانگ‌ویز، باند با قایقرانی روبرو می‌شود که استرانگ‌ویز با او آشنایی داشته است. قایقران که کوارل نام دارد، فاش می‌کند که به CIA کمک می‌کند و باند را با فلیکس لایتر، مأمور CIA که او نیز در حال تحقیق درباره مرگ استرانگ‌ویز است، آشنا می‌کند.

باند از فلیکس می‌فهمد که CIA سیگنال پارازیت رادیویی را تا جامائیکا ردیابی کرده است (که تا سال ۱۹۶۲ مستعمره بریتانیا بود) و استرانگ‌ویز به تعیین منبع دقیق آن کمک می‌کرده است. کوارل فاش می‌کند که پیش از مرگ استرانگ‌ویز، آن‌ها نمونه‌های معدنی را از جزیره‌ای به نام Crab Key جمع‌آوری کرده‌اند که رفتن به آنجا برای مردم ممنوع است. باند با یافتن رسید زمین‌شناسی محلی، پروفسور آر. جی. دنت، درباره نمونه‌ها و Crab Key از او سؤال می‌کند، اما به پاسخ‌هایش مشکوک می‌شود زمانی که ادعا می‌کند نمونه‌ها عادی بوده‌اند. پس از ملاقات، دنت برای ملاقات با صاحب منزوی جزیره، که برای او کار می‌کند، به Crab Key سفر می‌کند تا از بازدید باند مطلعش سازد. دنت طبق دستورات اکید، تلاش می‌کند باند را با یک رتیل بکشد. اما باند عنکبوت را می‌کشد و تله‌ای برای دنت می‌گذارد. باند سه قاتل نابینا را غافلگیر می‌کند و سپس منشی فاسد آقای پلیدل اسمیت، خانم تارو، را دستگیر می‌کند. هنگامی که زمین‌شناس می‌رسد، باند او را با اسلحه تهدید می‌کند و فاش می‌کند که معتقد است دنت خواسته شده بود تا نمونه‌های استرانگ‌ویز را بررسی کند تا ببیند آیا رادیواکتیو هستند یا خیر، سپس او را می‌کشد.

پس از بررسی قایق کوارل با دستگاه شمارشگر گایگر، باند نتیجه می‌گیرد که استرانگ‌ویز باید مشکوک بوده که پارازیت رادیویی از Crab Key می‌آمده است، بنابراین کوارل را متقاعد می‌کند او را به آنجا ببرد. روز بعد، پس از رسیدن، باند با هانی رایدر، غواص صدف، ملاقات می‌کند. هنگامی که نگهبانان مسلح با قایق می‌رسند، باند و کوارل رایدر را با خود می‌برند و به سمت باتلاق فرار می‌کنند. هنگام غروب، گروه با یک تانک شعله‌افکن که به شکل اژدها استتار شده بود تا مردم محلی را بترساند، روبرو می‌شوند که کوارل را می‌کشد. باند و رایدر دستگیر شده و به پایگاهی مخفی برده می‌شوند و به دلیل آلودگی رادیواکتیو باتلاق، به سرعت تحت پاکسازی قرار می‌گیرند. پس از انتقال به اتاق‌های خصوصی که برایشان آماده شده بود، با قهوه مسموم بیهوش می‌شوند.

پس از بیدار شدن، این دو نفر برای شام با صاحب پایگاه، دکتر جولیوس نو، همراهی می‌شوند: دانشمندی جنایتکار چینی-آلمانی که به دلیل قرار گرفتن در معرض تشعشع، دست‌های فلزی پروتزی دارد. باند می‌فهمد که نو قبلاً عضوی از یک سازمان جنایتکار چینی به نام «تونگ» بوده است، تا اینکه ۱۰ میلیون دلار طلا را دزدیده و اکنون برای سازمان مخفی SPECTRE (کمیته اجرایی ویژه ضد اطلاعات، تروریسم، انتقام و اخاذی) کار می‌کند. پارازیت رادیویی که توسط نو انجام می‌شود، برای مختل کردن پرتاب فضایی پروژه مرکوری در کیپ کاناورال با استفاده از پرتو رادیویی برنامه‌ریزی شده است، که او آن را نمایشی از قدرت SPECTRE اعلام می‌کند. وقتی باند از پیوستن به SPECTRE امتناع می‌کند، نو رایدر را می‌برد و باند را مورد ضرب و شتم قرار داده و زندانی می‌کند. با این حال، باند موفق می‌شود از سلولش از طریق دریچه هوا فرار کند و خود را به شکل یک کارگر درآورد، قبل از اینکه به مرکز کنترل پایگاه نفوذ کند.

باند کشف می‌کند که پرتو رادیویی که برای مختل کردن پرتاب آماده شده است، توسط یک راکتور هسته‌ای تأمین می‌شود و با آغاز پرتاب، آن را بیش از حد بارگذاری می‌کند. دکتر نو تلاش می‌کند او را متوقف کند، اما به داخل استخر راکتور می‌افتد و در اثر جوشیدن می‌میرد. با تخلیه پرسنل پایگاه، باند رایدر را پیش از فرار هر دو با قایق از جزیره، لحظاتی قبل از نابودی پایگاه، نجات می‌دهد. فلیکس پس از اتمام سوخت قایقشان، باند و رایدر را در دریا سرگردان می‌یابد و آن‌ها را برای نجات به یک کشتی نیروی دریایی سلطنتی منتقل می‌کند. با این حال، هنگامی که رایدر او را به شدت می‌بوسد، باند طناب یدک‌کش را رها می‌کند تا او را در آغوش بگیرد.

بازیگران

  • شان کانری در نقش جیمز باند، مأمور MI6 بریتانیا با نام رمز 007.
  • اورسولا آندرِس در نقش هانی رایدر، غواص صدف محلی که با فروش صدف‌های دریایی جامائیکایی به دلالان در میامی امرار معاش می‌کند. (صدای او توسط نیکی ون در زیل دوبله شد.)
  • جوزف وایزمن در نقش دکتر جولیوس نو، عضو منزوی SPECTRE.
  • جک لرد در نقش فلیکس لایتر، مأمور CIA که برای هماهنگی با جیمز باند در کینگستون فرستاده شد. (این تنها حضور لرد در نقش لایتر بود.)
  • برنارد لی در نقش M: رئیس سرویس اطلاعاتی بریتانیا.
  • جان کیت‌میلر در نقش کوارل، ساکن جزایر کیمن که توسط جان استرانگ‌ویز استخدام شده بود تا مخفیانه به Crab Key برود و نمونه‌های سنگ جمع‌آوری کند؛ او همچنین قبل از ورود باند با فلیکس لایتر همکاری می‌کرد.
  • آنتونی داوسون در نقش پروفسور آر. جی. دنت، زمین‌شناس با مطبی در کینگستون که مخفیانه برای دکتر نو نیز کار می‌کرد.
  • زنا مارشال در نقش میس تارو، منشی آقای پلیدل اسمیت در مقر دولتی کینگستون. او در واقع یک مأمور دو جانبه برای دکتر نو بود.
  • اونیس گیسون در نقش سیلویا ترنچ، زنی که باند در یک بازی باکارات در کلوپ لِ سِرکل لندن با او ملاقات می‌کند.
  • لوئیس مکسول در نقش میس مانی‌پنی، منشی M.
  • پیتر برتون در نقش سرگرد بوثرویید، رئیس بخش Q.

تولید

ایان فلمینگ ابتدا «دکتر نو» را به عنوان طرح کلی تلویزیونی برای تهیه‌کننده فیلم، هنری مورگنتائو سوم، نوشت تا صنعت گردشگری جامائیکا را ترویج دهد. پس از شکست این پروژه، فلمینگ با هری سالتزمن، تهیه‌کننده کانادایی، برای ساخت اقتباس سینمایی ملاقات کرد. اگرچه فلمینگ طرفدار ژانر «رئالیسم سینک آشپزخانه» که سالتزمن برای آن شناخته شده بود، نبود، اما پس از دیدن فیلم «شنبه شب و یکشنبه صبح»، حقوق تمام رمان‌های جیمز باند به جز «کازینو رویال» و «گلوله آتشین» را به مبلغ ۵۰,۰۰۰ دلار به او فروخت. پس از اینکه سالتزمن حقوق رمان را به دست آورد، در تأمین مالی پروژه با مشکل مواجه شد. فیلمنامه‌نویس، ولف مانکویتز، سالتزمن را به آلبرت آر. «کابی» براکلی معرفی کرد که خواهان حقوق رمان‌ها بود و تلاش کرد آن‌ها را از سالتزمن بخرد. سالتزمن تمایلی به فروش حقوق به براکلی نداشت و در عوض، آن‌ها برای ساخت فیلم‌ها شریک شدند. تعدادی از استودیوهای فیلم هالیوود حاضر به تأمین مالی فیلم‌ها نبودند، زیرا آن‌ها را «بیش از حد بریتانیایی» یا «بیش از حد آشکارا جنسی» می‌دانستند. سرانجام، این دو از United Artists مجوز تولید «دکتر نو» را دریافت کردند که قرار بود در سال ۱۹۶۲ منتشر شود. سالتزمن و براکلی دو شرکت تأسیس کردند: Danjaq، که قرار بود حقوق فیلم‌ها را در اختیار داشته باشد، و Eon Productions، که قرار بود آن‌ها را تولید کند. همکاری براکلی و سالتزمن تا سال ۱۹۷۵ ادامه یافت، زمانی که تنش‌ها در طول فیلمبرداری «مردی با تفنگ طلایی» منجر به جدایی خصمانه شد و سالتزمن سهم خود را از Danjaq به United Artists فروخت.

در ابتدا براکلی و سالتزمن قصد داشتند هشتمین رمان باند، «گلوله آتشین» (۱۹۶۱)، را به عنوان اولین فیلم تولید کنند، اما اختلاف حقوقی در جریان بین کو-آرتیست فیلم‌نامه، کوین مک‌کلوری، و ایان فلمینگ وجود داشت. در نتیجه، براکلی و سالتزمن «دکتر نو» را انتخاب کردند: زمان‌بندی مناسب بود، با ادعاهایی مبنی بر اینکه آزمایش‌های موشکی آمریکا در کیپ کاناورال با مشکل انحراف موشک‌ها مواجه شده بود.

اولین انتخاب تهیه‌کنندگان برای کارگردانی، فیل کارلسون بود که دستمزد بالایی درخواست کرد. آن‌ها «دکتر نو» را به گای گرین، گای همیلتون، وال گست و کن هیوز برای کارگردانی پیشنهاد دادند، اما همه آن‌ها رد کردند. سرانجام ترنس یانگ را که سابقه طولانی در همکاری با Warwick Films براکلی داشت، به عنوان کارگردان انتخاب کردند. براکلی و سالتزمن احساس می‌کردند یانگ قادر خواهد بود تأثیر واقعی بر جیمز باند بگذارد و جوهر شخصیت را از کتاب به فیلم منتقل کند. یانگ بسیاری از انتخاب‌های سبکی را برای شخصیت تحمیل کرد که در طول مجموعه فیلم‌ها ادامه یافت. یانگ همچنین تصمیم گرفت شوخی‌های زیادی را تزریق کند، زیرا معتقد بود «بسیاری از چیزها در این فیلم، جنسیت، خشونت و غیره، اگر جدی گرفته شوند، الف) قابل اعتراض خواهند بود و ب) هرگز از فیلتر سانسور عبور نخواهند کرد؛ اما به محض اینکه مسخره‌شان کنید، زبان در دهان بگذارید، به نظر می‌رسد خلع سلاح می‌کند.»

تهیه‌کنندگان از United Artists درخواست تأمین مالی کردند، اما استودیو تنها ۱ میلیون دلار پرداخت کرد. بعداً، شعبه بریتانیایی United Artists ۱۰۰,۰۰۰ دلار اضافی برای خلق صحنه اوج که پایگاه دکتر نو منفجر می‌شود، فراهم کرد. در نتیجه بودجه کم، تنها یک تدوینگر صدا استخدام شد (معمولاً دو نفر وجود دارند، یکی برای جلوه‌های صوتی و دیگری برای دیالوگ)، و بسیاری از صحنه‌ها به روش‌های ارزان‌تر ساخته شدند، دفتر M دارای نقاشی‌های مقوایی و دری بود که با پلاستیک چرم‌مانند پوشانده شده بود، اتاق دنت و دکتر نو فقط ۷۴۵ پوند هزینه ساخت داشت، و آکواریوم در پایگاه دکتر نو، فیلم استوک بزرگ‌شده‌ای از ماهی قرمز بود. علاوه بر این، هنگامی که طراح صحنه سید کاین متوجه شد نامش در تیتراژ نیست، براکلی یک خودکار طلایی به او داد تا جبران کند و گفت که نمی‌خواهد برای بازسازی تیتراژ هزینه کند. کن آدام، طراح تولید، بعدها در سال ۲۰۰۵ به روزنامه گاردین گفت:

فیلم‌نامه

براکلی در ابتدا ریچارد مایبام و دوستش ولف مانکویتز را برای نوشتن فیلم‌نامه «دکتر نو» استخدام کرده بود، بخشی به دلیل کمک مانکویتز در واسطه‌گری معامله بین براکلی و سالتزمن. آن‌ها می‌خواستند شخصیت دکتر نو را بازنویسی کنند زیرا او را کمتر از یک «فو مانچو با قلاب‌های فولادی» نمی‌دیدند. پیش‌نویس اولیه فیلم‌نامه رد شد زیرا فیلمنامه‌نویسان، دکتر نو را به یک میمون کوچک تبدیل کرده بودند. مانکویتز فیلم را ترک کرد و مایبام سپس نسخه دوم داستان را، که بیشتر با رمان مطابقت داشت، انجام داد. مانکویتز در نهایت پس از مشاهده پیش‌نمایش‌های اولیه نام خود را از تیتراژ حذف کرد، زیرا می‌ترسید فاجعه‌بار شود. جوهانا هاروود و نویسنده تریلر، برکلی مَثِر، سپس روی فیلم‌نامه مایبام کار کردند. ترنس یانگ، هاروود را به عنوان یک «دکتر فیلم‌نامه» توصیف کرد که به تنظیم عناصر با شخصیت بریتانیایی کمک کرد. هاروود در مصاحبه‌ای در ویژه نامه سینما رترو درباره ساخت فیلم گفت که او فیلمنامه‌نویس چندین پروژه هری سالتزمن بوده است؛ او گفت که هر دو فیلم‌نامه‌اش برای «دکتر نو» و فیلم‌نامه‌اش برای «از روسیه با عشق» به شدت از رمان‌های فلمینگ پیروی کرده‌اند.

در طول تاریخ ده‌ها ساله این مجموعه، تنها تعداد کمی از فیلم‌ها به طور قابل توجهی به مواد منبع خود وفادار مانده‌اند؛ «دکتر نو» شباهت‌های زیادی به رمان دارد و از طرح کلی آن پیروی می‌کند، اما چند مورد قابل توجه حذف شده است. عناصر اصلی رمان که در فیلم وجود ندارند شامل مبارزه باند با یک اختاپوس غول‌پیکر و فرار از مجتمع دکتر نو با استفاده از وسیله نقلیه باتلاقی استتار شده به شکل اژدها است. عناصری از رمان که به طور قابل توجهی برای فیلم تغییر یافته‌اند عبارتند از استفاده از یک رتیل (غیر سمی) به جای هزارپا؛ استتار مجتمع مخفی دکتر نو به عنوان معدن بوکسیت به جای معدن گوانو؛ نقشه دکتر نو برای مختل کردن پرتاب‌های فضایی ناسا از کیپ کاناورال با استفاده از پرتو رادیویی به جای مختل کردن آزمایش موشک‌های آمریکا در جزایر ترک؛ روش مرگ دکتر نو با جوشیدن در خنک‌کننده راکتور بیش از حد داغ به جای دفن شدن زیر ریزش گوانو، و معرفی SPECTRE، سازمانی که تا «گلوله آتشین» در کتاب‌ها معرفی نشده بود. معرفی اختلالات دکتر نو در پرتاب‌های ناسا به دلیل این تصور اضافه شد که ایالات متحده در رقابت فضایی از اتحاد جماهیر شوروی عقب افتاده است. علاوه بر این، اگرچه این مجموعه با جنگ سرد مرتبط بود، سالتزمن و براکلی SPECTRE را به عنوان جایگزینی برای اتحاد جماهیر شوروی معرفی کردند تا از اظهار نظر در مورد وضعیت سیاسی بین‌المللی خودداری کنند. اجزای غایب از رمان اما اضافه شده به فیلم شامل معرفی شخصیت باند در یک کازینوی قمار، معرفی دوست دختر نیمه‌منظم باند، سیلویا ترنچ، صحنه مبارزه با راننده دشمن، صحنه مبارزه برای معرفی کوارل، اغوای میس تارو، فلیکس لایتر، متحد همیشگی باند، پروفسور دنت، شریک جنایتکار دکتر نو، و قتل سرد و بی‌رحمانه این شخصیت توسط باند است.

گاهی اوقات قسمت‌هایی از رمان که در روایت تغییر یافته فیلم حفظ شده‌اند، عناصری از پوچی را به طرح اضافه می‌کنند. به عنوان مثال، «فرار» باند از سلولش از طریق شفت هوا، که در اصل به عنوان یک ترفند دکتر نو برای آزمایش مهارت و استقامت باند طراحی شده بود، در فیلم به یک فرار واقعی تبدیل می‌شود. با این حال، ویژگی‌هایی که از مسیر مانع رمان منتقل شده‌اند، مانند سیل آب و سطح داغ، در فیلم‌نامه توجیه منطقی ندارند. چنین ناهماهنگی‌هایی در فیلم‌های بعدی باند نیز تکرار شد.

بازیگران

جیمز باند

در حالی که تهیه‌کنندگان براکلی و سالتزمن در ابتدا به دنبال کری گرانت برای این نقش بودند، این ایده را کنار گذاشتند زیرا گرانت تنها به یک فیلم بلند متعهد بود و تهیه‌کنندگان تصمیم گرفتند به دنبال کسی باشند که بتواند بخشی از یک مجموعه باشد. ریچارد جانسون ادعا کرده است که اولین انتخاب کارگردان بوده، اما او آن را رد کرده است زیرا قبلاً با MGM قرارداد داشت و قصد داشت آنجا را ترک کند. بازیگر دیگری که گفته می‌شود برای این نقش در نظر گرفته شده بود، پاتریک مک‌گوهان بود که بر اساس بازی او در نقش جاسوس جان دریک در سریال تلویزیونی «Danger Man» انتخاب شد: مک‌گوهان این نقش را رد کرد. یکی دیگر از باندهای بالقوه، دیوید نیون بود که بعدها در سال ۱۹۶۷ در فیلم پارودی «کازینو رویال» نقش این شخصیت را بازی کرد.

درباره اینکه ایان فلمینگ شخصاً چه کسی را می‌خواسته، داستان‌های متعددی وجود دارد. گزارش شده است که فلمینگ بازیگر ریچارد تاد را ترجیح می‌داد. پاول مورگان، ناپسری فلمینگ، ادعا می‌کند که فلمینگ ادوارد آندردان را ترجیح می‌داد. در زندگی‌نامه خود «زمانی که برف آب می‌شود»، کابی براکلی گفت که راجر مور در نظر گرفته شده بود، اما «خیلی جوان، شاید کمی زیادی زیبا» تلقی می‌شد. در زندگی‌نامه خود، «کلام من، سند من»، مور می‌گوید که تا سال ۱۹۷۲، برای فیلم «زندگی کن و بگذار بمیرد» برای بازی در نقش باند با او تماس گرفته نشد. مور در سریال تلویزیونی «سنت» در نقش سایمون تمپلار بازی کرد که اولین بار در ۴ اکتبر ۱۹۶۲ در بریتانیا پخش شد، تنها یک روز قبل از اولین نمایش «دکتر نو».

در نهایت، تهیه‌کنندگان به شان کانری ۳۱ ساله برای پنج فیلم مراجعه کردند. اغلب گزارش می‌شود که کانری از طریق مسابقه‌ای که برای «یافتن جیمز باند» راه‌اندازی شده بود، این نقش را به دست آورد. در حالی که این درست نیست، خود مسابقه وجود داشت و شش فینالیست توسط براکلی، سالتزمن و فلمینگ انتخاب و تست بازیگری شدند. برنده مسابقه، پیتر آنتونی، مدل ۲۸ ساله بود که طبق گفته براکلی، کیفیتی شبیه گرگوری پک داشت، اما نتوانست از پس این نقش برآید. هنگامی که کانری برای ملاقات با براکلی و سالتزمن دعوت شد، با ظاهری نامرتب و لباس‌های چروکیده ظاهر شد، اما کانری «نمایشی اجرا کرد و نتیجه داد» زیرا در جلسه با نگرشی مردانه و بی‌خیال عمل کرد. هنگامی که او رفت، سالتزمن و براکلی از پنجره او را تماشا کردند که به سمت ماشینش می‌رفت و هر دو موافقت کردند که او مرد مناسبی برای باند است. پس از انتخاب کانری، ترنس یانگ بازیگر را به خیاط و آرایشگر خود برد و او را با زندگی پر زرق و برق، رستوران‌ها، کازینوها و زنان لندن آشنا کرد. به گفته ریموند بنسون، نویسنده رمان‌های ادامه دار باند، یانگ بازیگر را «در راه‌های برازنده بودن، شوخ‌طبعی و بالاتر از همه، خونسردی» آموزش داد. انتخاب بازیگران در ۳ نوامبر ۱۹۶۱ اعلام شد.

بازیگران مکمل

برای اولین دختر باند، هانی رایدر، جولی کریستی در نظر گرفته شد، اما رد شد زیرا تهیه‌کنندگان احساس می‌کردند او به اندازه کافی برجسته نیست. مارتین بسویک نیز به دلیل کم‌تجربگی به عنوان بازیگر رد شد، در حالی که گابریلا لیکودی به دلیل جوانی رد شد. تنها دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری، اورسولا آندرِس پس از دیدن عکسی از او که توسط جان درک، همسر وقت آندرِس، گرفته شده بود، برای نقش هانی انتخاب شد. کرک داگلاس آندرِس را در مهمانی که توسط درک میزبانی می‌شد، متقاعد کرد که این نقش را بپذیرد. برای اینکه به عنوان یک جامائیکایی باورپذیرتر به نظر برسد، به آندرِس رنگ برنزه زده شد و در نهایت به دلیل لهجه سنگین آلمانی سوئیسی او، دیالوگ‌هایش توسط نیکی ون در زیل، صداپیشه، دوباره دوبله شد. برای شخصیت شرور دکتر نو، ایان فلمینگ دوست خود، نوئل کاوارد را می‌خواست و کاوارد با «نه! نه! نه!» به این دعوت پاسخ داد. فلمینگ برادرزاده ناتنی خود، کریستوفر لی، را برای نقش دکتر نو مناسب می‌دانست، اگرچه تا زمانی که فلمینگ به تهیه‌کنندگان گفت، آن‌ها قبلاً جوزف وایزمن را برای این نقش انتخاب کرده بودند. هری سالتزمن وایزمن را به دلیل بازی او در فیلم «داستان کارآگاهی» (۱۹۵۱) انتخاب کرد و این بازیگر از گریم ویژه‌ای برای تداعی میراث چینی نو استفاده کرد. بازیگر سوئدی، مکس فون سیدو، نیز نقش دکتر نو را دریافت کرد، اما آن را رد کرد. او بعدها در فیلم غیررسمی جیمز باند «هرگز دوباره هرگز» در نقش ارنست استاورو بلوفلد بازی کرد.

نقش اولین فلیکس لایتر به جک لرد داده شد. این اولین برخورد باند و لایتر در فیلم است و لایتر در رمان حضور ندارد. لایتر برای بسیاری از ماجراجویی‌های بعدی باند بازمی‌گردد و در بازسازی سال ۲۰۰۶ مجموعه فیلم‌ها، «کازینو رویال»، لایتر و باند دوباره برای اولین بار با هم ملاقات می‌کنند. این تنها حضور لرد در نقش لایتر بود، زیرا او برای بازگشت در نقش لایتر در «گلدفینگر» پول بیشتر و اعتبار بهتری درخواست کرد و متعاقباً جایگزین شد.

این بازیگران همچنین شامل تعدادی بازیگر بودند که به ستون‌های فیلم‌های آینده تبدیل شدند، از جمله برنارد لی، که نقش مافوق باند، M، را برای ده فیلم دیگر بازی کرد، و لوئیس مکسول، که نقش منشی M، مانی‌پنی، را در چهارده قسمت از این مجموعه بازی کرد. مکسول پس از شروع جستجو برای نقش‌های فیلم برای حمایت از خانواده‌اش، زمانی که همسرش پیتر ماریوت دچار حمله قلبی شدید شد و انتظار می‌رفت بمیرد، این نقش را دریافت کرد. لی به دلیل «نقش پدری نمادین» و مکسول پس از اینکه فلمینگ او را کاملاً مناسب توصیف شخصیتش دانست، انتخاب شد. مکسول در ابتدا بین نقش‌های مانی‌پنی یا سیلویا ترنچ گزینه‌ای داشت و مانی‌پنی را انتخاب کرد زیرا نقش ترنچ، که شامل حضور در لباس نامناسب بود، را بیش از حد جنسی می‌دانست. اونیس گیسون در نقش سیلویا ترنچ انتخاب شد و قرار بود او یک دوست دختر تکراری برای باند در طول شش فیلم باشد، اگرچه او فقط در «دکتر نو» و «از روسیه با عشق» ظاهر شد. او این نقش را از ترنس یانگ، کارگردان، که با او در «زاراک» کار کرده بود، دریافت کرد و گیسون را با گفتن «تو همیشه در فیلم‌های من برای من شانس می‌آوری» دعوت کرد، اگرچه او همچنین به دلیل اندام برجسته‌اش انتخاب شد. یکی از نقش‌هایی که به یک بازیگر ثابت آینده داده نشد، نقش سرگرد بوثرویید، رئیس بخش Q، بود که به پیتر برتون داده شد. برتون برای فیلم بعدی، «از روسیه با عشق»، در دسترس نبود و این نقش توسط دزموند لولین گرفته شد.

آنتونی داوسون، که نقش پروفسور دنت را بازی کرد، زمانی که به عنوان بازیگر تئاتر در لندن کار می‌کرد، با ترنس یانگ، کارگردان، ملاقات کرد، اما تا زمان فیلمبرداری فیلم، داوسون به عنوان خلبان و سمپاش محصولات کشاورزی در جامائیکا کار می‌کرد. داوسون همچنین ارنست استاورو بلوفلد، رئیس SPECTRE، را در «از روسیه با عشق» و «گلوله آتشین» به تصویر کشید، اگرچه چهره او هرگز دیده نشد و صدایش توسط اریک پولمن، بازیگر اتریشی، دوبله شد. زنا مارشال، که نقش میس تارو را بازی کرد، عمدتاً جذب عناصر طنز فیلم‌نامه شد و نقش خود را «این زن اغواگر جذاب، و در عین حال من جاسوس، یک زن بد» توصیف کرد که یانگ از او خواست «نه به عنوان یک چینی، بلکه به عنوان یک زن با لهجه میانه اقیانوس اطلس که مردان درباره‌اش رویا می‌بینند اما واقعی نیست» بازی کند. نقش تارو قبلاً توسط مارگوریت لوآرس، دوشیزه جامائیکا ۱۹۶۱ که در فرودگاه کینگستون کار می‌کرد، رد شده بود، زیرا نیاز به «پیچیده شدن در حوله، دراز کشیدن در تخت، بوسیدن مردی غریبه» داشت. تالیتا پول، لینا مارگو و ویولت مارسو نیز برای این نقش در نظر گرفته شده بودند.

فیلمبرداری

«دکتر نو» در لندن، جامائیکا و Crab Key، جزیره‌ای خیالی در سواحل جامائیکا، فیلمبرداری شده است. فیلمبرداری در مکان در فرودگاه پالیسادز در کینگستون، جامائیکا، در ۱۶ ژانویه ۱۹۶۲ آغاز شد. صحنه‌های اصلی در آنجا نماهای خارجی Crab Key و کینگستون بود، جایی که سید کاین ناشناس به عنوان مدیر هنری عمل کرد و همچنین تانک اژدها را طراحی کرد. فیلمبرداری چند یارد دورتر از عمارت گلدن‌آی فلمینگ انجام شد و نویسنده به طور منظم با دوستانش از فیلمبرداری بازدید می‌کرد. فیلمبرداری در مکان عمدتاً در اوراکابسا، با صحنه‌های اضافی در نوار پالیسادز و پورت رویال در سنت اندرو انجام شد. در ۲۱ فوریه، تولید جامائیکا را ترک کرد در حالی که فیلمبرداری به دلیل تغییر آب و هوا هنوز به پایان نرسیده بود. پنج روز بعد، فیلمبرداری در استودیوهای پاین‌وود، باکینگهام‌شر، انگلستان، با مجموعه‌های طراحی شده توسط کن آدام آغاز شد، که شامل پایگاه دکتر نو، کانال تهویه و داخل مقر سرویس اطلاعاتی بریتانیا بود. این استودیو در اکثر فیلم‌های بعدی باند مورد استفاده قرار گرفت. بودجه اولیه آدام برای کل فیلم فقط ۱۴,۵۰۰ پوند بود، اما تهیه‌کنندگان متقاعد شدند که ۶,۰۰۰ پوند اضافی از بودجه خودشان به او بدهند.

پس از ۵۸ روز فیلمبرداری، عکاسی اصلی در ۳۰ مارس ۱۹۶۲ به پایان رسید. برایان ترنچارد-اسمیت، فیلمساز، که با انجمن فیلم کالج ولینگتون خود در طول فیلمبرداری فیلم از پاین‌وود بازدید کرد، خاطرنشان کرد که بیدار شدن باند و اولین مشاهده هانی، یک شات برداشتی بود که در فضایی به طول سه متر در استیج صدای خالی فیلمبرداری شد، و مجموعه آدام برای راکتور هسته‌ای «بسیار کوچکتر از آنچه در صفحه به نظر می‌رسد بود. این امر با دیدن فیلم نهایی یک سال بعد، چشم مرا به قدرت لنزها باز کرد.» تسسا پرندِرگاست، طراح لباس، بیکینی هانی را از کمربند تجهیزات ارتش بریتانیا طراحی کرد.

صحنه‌ای که یک رتیل روی باند راه می‌رود، در ابتدا با پین کردن یک تخت به دیوار و قرار دادن شان کانری روی آن، با یک شیشه محافظ بین او و عنکبوت، فیلمبرداری شد. کارگردان یانگ از نتایج نهایی خوشش نیامد، بنابراین صحنه‌ها با فیلم جدیدی که رتیل را روی بدلکار باب سیمونز نشان می‌داد، در هم آمیخته شدند. سیمونز، که برای فیلم تیتراژ نداشت، این صحنه را ترسناک‌ترین بدلکاری که تا به حال انجام داده توصیف کرد. مطابق با کتاب، قرار بود صحنه‌ای هانی را در حالی که به زمین بسته شده و در معرض حمله خرچنگ‌ها قرار گرفته، نشان دهد، اما از آنجایی که خرچنگ‌ها از کارائیب یخ‌زده ارسال شده بودند، در طول فیلمبرداری کم حرکت می‌کردند، بنابراین صحنه تغییر یافت تا هانی به آرامی غرق شود. سیمونز همچنین به عنوان طراح صحنه مبارزه فیلم خدمت کرد و از سبک مبارزه خشن استفاده کرد. خشونت قابل توجه «دکتر نو»، که شامل شلیک دنت در خونسردی توسط باند نیز می‌شد، باعث شد تهیه‌کنندگان برای دریافت رتبه «A» – که به افراد زیر سن قانونی اجازه ورود همراه با بزرگسال را می‌داد – از هیئت طبقه‌بندی فیلم بریتانیا، تغییراتی ایجاد کنند.

هنگامی که باند قرار است با دکتر نو شام بخورد، از دیدن «پرتره دوک ولینگتون» اثر گویا شگفت‌زده می‌شود. این نقاشی درست قبل از شروع فیلمبرداری توسط یک سارق آماتور ۶۰ ساله در لندن از گالری ملی به سرقت رفته بود. کن آدام با گالری ملی در لندن تماس گرفته بود تا اسلایدی از تصویر را به دست آورد و کپی آن را در طول آخر هفته نقاشی کرد، قبل از شروع فیلمبرداری در دوشنبه بعدی.

پیتر آر. هانت، تدوینگر، از تکنیک تدوین نوآورانه، با استفاده گسترده از کات‌های سریع، و به کارگیری حرکت سریع و جلوه‌های صوتی اغراق‌آمیز در صحنه‌های اکشن استفاده کرد. هانت گفت که قصد او «حرکت سریع و پیش بردن مداوم آن، ضمن دادن سبکی خاص به آن» بود و افزود که سرعت بالا به مخاطبان کمک می‌کند تا مشکلات فیلم‌نامه را متوجه نشوند. هنگامی که موریس بایندر، هنرمند تیتراژ، در حال خلق تیتراژ بود، ایده‌ای برای معرفی که در تمام فیلم‌های بعدی باند ظاهر شد، یعنی توالی بشکه تفنگ جیمز باند، به ذهنش رسید. این صحنه به صورت سپیا با قرار دادن یک دوربین سوراخ سوزنی در داخل لوله تفنگ کالیبر ۳۸ فیلمبرداری شد، و باب سیمونز نقش باند را بازی کرد. بایندر همچنین یک توالی عنوان‌بندی بسیار خاص طراحی کرد، تمی که در فیلم‌های بعدی تولید شده توسط Eon باند تکرار شده است. بودجه بایندر برای توالی عنوان‌بندی ۲۰۰۰ پوند بود.

موسیقی متن

مونتی نورمن برای نوشتن موسیقی متن فیلم دعوت شد زیرا براکلی از کار او در تولید تئاتر «بل» در سال ۱۹۶۱، موزیکالی درباره قاتل هاولی هاروی کرایپن، خوشش آمده بود. نورمن مشغول ساخت موزیکال‌ها بود و تنها پس از اینکه سالتزمن به او اجازه داد همراه با گروه فیلمبرداری به جامائیکا سفر کند، با موسیقی «دکتر نو» موافقت کرد. مشهورترین اثر در موسیقی متن، «تم جیمز باند» است که در توالی بشکه تفنگ و در یک مدلی کالیپسو بر روی تیتراژ عنوان شنیده می‌شود و توسط نورمن بر اساس اثری قبلی او نوشته شده است. جان بری، که بعدها موسیقی یازده فیلم باند را ساخت، تم باند را تنظیم کرد اما به جز اعتبار ارکسترش که قطعه نهایی را نواخت، نامش ذکر نشد. گاهی اوقات پیشنهاد شده است که بری، نه نورمن، «تم جیمز باند» را ساخته است. این بحث موضوع دو پرونده قضایی بوده است، که اخیرترین آن در سال ۲۰۰۱، به نفع نورمن رأی داد. این تم، همانطور که توسط نورمن نوشته و توسط بری تنظیم شده بود، توسط دیوید آرنولد، آهنگساز دیگر فیلم باند، به عنوان «حال و هوای بوب-سوئینگ همراه با آن گیتار الکتریک خشن، تاریک و تحریف شده، قطعاً سازی از راک اند رول... نمایانگر همه چیزهایی بود که درباره شخصیت می‌خواستید: مغرور، خودنما، با اعتماد به نفس، تاریک، خطرناک، تحریک‌آمیز، سکسی، تسخیرناپذیر. و او آن را در دو دقیقه انجام داد.»

موسیقی صحنه آغازین، نسخه کالیپسوی آهنگ کودکانه «سه موش کور» است، با اشعار جدید برای بازتاب نیت سه قاتل استخدام شده توسط دکتر نو. دیگر آهنگ‌های برجسته در فیلم عبارتند از آهنگ «جامپ آپ»، که در پس‌زمینه پخش می‌شود، و آهنگ سنتی جامائیکایی کالیپسو «زیر درخت انبه»، که به طور مشهور توسط دیانا کوپلند (همسر وقت نورمن)، صداپیشه هانی رایدر، هنگام خروج از اقیانوس در Crab Key خوانده می‌شود. بایرون لی و اژدهاها در فیلم ظاهر شده و «جامپ آپ» را اجرا کردند و همچنین بخشی از موسیقی را در آلبوم موسیقی متن بعدی اجرا کردند. لی و دیگر موسیقی‌دانان جامائیکایی که در موسیقی متن حضور دارند، از جمله ارنست رانگلین و کارلوس مالکم، توسط کریس بلک‌ول، صاحب لیبل کوچک Island Records که در فیلم به عنوان مسئول شناسایی مکان کار می‌کرد، به نورمن معرفی شدند. آلبوم موسیقی متن اصلی توسط United Artists Records در سال ۱۹۶۳ و همچنین چندین کاور از «تم جیمز باند» در Columbia Records منتشر شد. یک تک‌آهنگ از «تم جیمز باند» در سال ۱۹۶۲ وارد جدول تک‌آهنگ‌های بریتانیا شد و در طول یازده هفته حضور در جدول، به اوج جایگاه سیزدهم رسید. رانگلین، که به عنوان تنظیم‌کننده در چندین قطعه فعالیت کرده بود، و مالکم از Eon به دلیل دستمزد پرداخت نشده شکایت کردند، هر دو خارج از دادگاه توافق کردند؛ مالکم و گروهش سال بعد در اولین نمایش فیلم در کینگستون اجرا کردند.

انتشار

تبلیغات

از اواخر سال ۱۹۶۱، United Artists کمپین بازاریابی خود را برای تبدیل جیمز باند به نامی آشنا در آمریکای شمالی آغاز کرد. روزنامه‌ها مجموعه‌ای از کتاب‌های باند، به همراه جزوه‌ای درباره شخصیت باند و تصویری از اورسولا آندرِس دریافت کردند. Eon و United Artists قراردادهای مجوز انحصاری حول علایق شخصیت، با همکاری‌های تجاری با شرکت‌های نوشیدنی، تنباکو، پوشاک مردانه و خودرو منعقد کردند. این کمپین همچنین بر نام ایان فلمینگ به دلیل موفقیت جزئی کتاب‌ها تمرکز داشت. پس از موفقیت «دکتر نو» در اروپا، شان کانری و ترنس یانگ در مارس ۱۹۶۳ تور سراسری در ایالات متحده برگزار کردند که شامل نمایش‌های پیش‌نمایش فیلم و کنفرانس‌های مطبوعاتی بود. این تور با یک نمایش اولیه پر سر و صدا در کینگستون، جایی که بیشتر فیلم در آن اتفاق می‌افتد، به اوج خود رسید. بخشی از کمپین بر جذابیت جنسی فیلم تأکید داشت، با آثار هنری پوستر، اثر میچل هوکس، که شان کانری و چهار زن با لباس کم را به تصویر می‌کشید. این کمپین همچنین شامل لوگوی 007 طراحی شده توسط جوزف کاروف با تفنگ به عنوان بخشی از عدد هفت بود.

«دکتر نو» اولین نمایش جهانی خود را در لندن پاویون، در ۵ اکتبر ۱۹۶۲، داشت و سه روز بعد به بقیه بریتانیا گسترش یافت. اولین نمایش آمریکای شمالی در ۸ مه ۱۹۶۳ کم‌حاشیه‌تر بود و در ۴۵۰ سینما در مناطق غرب میانه و جنوب غربی ایالات متحده اکران شد. در ۲۹ مه در لس آنجلس و نیویورک اکران شد – در اولی به عنوان یک فیلم دوگانه با «The Young and the Brave» و در دومی با عنوان «Premiere Showcase» در سینماهای United Artists، در ۸۴ پرده در سراسر شهر برای جلوگیری از سینماهای گران‌قیمت برادوی.

ویدئوی خانگی

«دکتر نو» بر روی CED Videodisc (۱۹۸۱)، VHS (۱۹۸۲، بدون سانسور)، Betamax (۱۹۸۲، بدون سانسور)، LaserDisc، DVD، Blu-ray، پخش جریانی چند فرمتی و فرمت‌های دیگر توزیع شده است.

بازخورد

واکنش منتقدان

در زمان اکران، «دکتر نو» با استقبال متناقض منتقدان روبرو شد. مجله تایم، باند را «یک قلدر پرحرف» و «یک مارشمالوی بزرگ و پشمالو» توصیف کرد که «تقریباً همیشه کمی مضحک به نظر می‌رسد». استنلی کافمن در «The New Republic» گفت که احساس می‌کند فیلم «هرگز تصمیم نمی‌گیرد که تعلیق است یا پارودی تعلیق.» او همچنین از کانری یا رمان‌های فلمینگ خوشش نیامد. واتیکان «دکتر نو» را محکوم کرد و آن را «ترکیبی خطرناک از خشونت، ابتذال، سادیسم و جنسیت» توصیف کرد، در حالی که کرملین گفت باند تجسم شر سرمایه‌داری بود – هر دو جنجال به افزایش آگاهی عمومی از فیلم و حضور بیشتر در سینما کمک کردند. با این حال، لئونارد موسلی در «The Daily Express» گفت که «دکتر نو تمام مدت سرگرم‌کننده است، و حتی جنسیت هم بی‌ضرر است»، در حالی که پنه‌لوپه گیلیات در «The Observer» گفت که «پر از خود-پارودی پنهان» است. منتقد گاردین، «دکتر نو» را «تیز و خوش‌دوخت» و «یک تریلر مرتب و جذاب» خواند.

در سال‌های پس از انتشار، محبوبیت آن افزایش یافت. دنی پری، در سال ۱۹۸۶، «دکتر نو» را به عنوان «اقتباسی هوشمندانه از رمان جاسوسی لذت‌بخش ایان فلمینگ... فیلم دارای جنسیت، خشونت، شوخ‌طبعی، صحنه‌های اکشن فوق‌العاده و فضایی رنگارنگ است... کانری، آندرِس و وایزمن همگی اجراهای به‌یادماندنی ارائه می‌دهند. یک بخش کند در میانه وجود دارد و «دکتر نو» به یک دستیار خوب نیاز دارد، اما در غیر این صورت، فیلم به طرز شگفت‌انگیزی کار می‌کند.» پری با توصیف «دکتر نو» به عنوان «نوع متفاوتی از فیلم»، اشاره می‌کند که «با نگاهی به گذشته، می‌توان درک کرد چرا اینقدر هیجان ایجاد کرد.»

در سال ۱۹۹۹، این فیلم در لیست ۱۰۰ فیلم برتر بریتانیایی BFI که توسط مؤسسه فیلم بریتانیا تهیه شده بود، رتبه ۴۱ را به خود اختصاص داد. مجموعه «۱۰۰ سال» مؤسسه فیلم آمریکا در سال ۲۰۰۵ نیز خود شخصیت جیمز باند در این فیلم را به عنوان سومین قهرمان بزرگ سینمایی شناخت. او همچنین در لیست مشابهی توسط امپایر در رتبه یازدهم قرار گرفت. پریمییر نیز باند را به عنوان پنجمین شخصیت بزرگ سینمایی تاریخ معرفی کرد.

در وب‌سایت تجمیع‌کننده نقد و بررسی Rotten Tomatoes، «دکتر نو» امتیاز ۹۵٪ بر اساس ۶۰ نقد، با میانگین امتیاز ۷.۸۰/۱۰ را دارد. اجماع منتقدان سایت می‌خواند: «با ارائه بسیاری از شوخی‌ها، اکشن و هیجان‌های گریزناپذیر که این مجموعه به خاطر آن‌ها شناخته خواهد شد، «دکتر نو» با سبکی خاص، فرنچایز باند را آغاز می‌کند.»

واکنش عمومی

در بریتانیا، «دکتر نو» که در ۱۶۸ سینما اکران شد، در عرض دو هفته ۸۴۰,۰۰۰ دلار فروش کرد و پنجمین فیلم محبوب سال در آنجا شد. نتایج گیشه در اروپای قاره‌ای نیز مثبت بود. این فیلم در نهایت ۶ میلیون دلار فروش کرد و در مقایسه با بودجه ۱ میلیون دلاری خود، موفقیت مالی بزرگی کسب کرد. درآمد اولیه ناخالص در آمریکای شمالی ۲ میلیون دلار بود که پس از اولین بازنشر آن در سال ۱۹۶۵، به عنوان یک فیلم دوگانه با «از روسیه با عشق»، به ۶ میلیون دلار افزایش یافت. بازنشر بعدی در سال ۱۹۶۶ در کنار «گلدفینگر» بود، تا این واقعیت را جبران کند که فیلم بعدی باند تنها در سال بعد منتشر می‌شد. فروش کل «دکتر نو» در نهایت ۵۹.۶ میلیون دلار در سراسر جهان بود. IGN آن را ششمین فیلم برتر باند در تمام دوران نامید، Entertainment Weekly آن را در رتبه هفتم در میان فیلم‌های باند قرار داد، و نورمن ویلنر از MSN آن را دوازدهمین بهترین فیلم معرفی کرد. وب‌سایت تجمیع‌کننده نقد و بررسی Rotten Tomatoes ۵۶ نقد را نمونه‌برداری کرد و ۹۵٪ از نقدها را مثبت ارزیابی کرد. رئیس جمهور جان اف. کندی از طرفداران رمان‌های ایان فلمینگ بود و درخواست نمایش خصوصی «دکتر نو» را در کاخ سفید کرد.

در سال ۲۰۰۳، صحنه خروج آندرِس از آب در بیکینی، در صدر لیست صد صحنه سکسی تاریخ سینما در کانال ۴ قرار گرفت. این بیکینی در سال ۲۰۰۱ در حراجی به قیمت ۶۱,۵۰۰ دلار فروخته شد. Entertainment Weekly و IGN او را در رتبه اول لیست ده «دختران باند» برتر قرار دادند.

معرفی جیمز باند

شخصیت جیمز باند در اواخر، اما نه در ابتدای فیلم، در «صحنه معروف کلاب شبانه با حضور سیلویا ترنچ»، که او «معرفی جاودانه» خود را به او ارائه می‌دهد، معرفی می‌شود. معرفی شخصیت در Le Cercle در Les Ambassadeurs، یک کلوپ قمار سطح بالا، از معرفی باند در اولین رمان، «کازینو رویال»، گرفته شده است، که فلمینگ از آن استفاده کرده بود زیرا «مهارت در قمار و دانش رفتار در کازینو... به عنوان ویژگی‌های یک جنتلمن دیده می‌شد.» پس از باختن دستی از Chemin de Fer به باند، ترنچ نام او را می‌پرسد. «مهم‌ترین ژست [در]... نحوه روشن کردن سیگارش قبل از اینکه لذت پاسخ دادن را به او بدهد. «باند، جیمز باند.»» هنگامی که کانری خط خود را می‌گوید، تم باند مونتی نورمن پخش می‌شود «و پیوند ناگسستنی بین موسیقی و شخصیت ایجاد می‌کند.» در صحنه کوتاه معرفی باند، «ویژگی‌های قدرت، اکشن، واکنش، خشونت – و این قمارباز شیک، کمی بی‌رحم با پوزخند کنجکاوی که در مقابل ما می‌بینیم و وقتی حالش را دارد به زنی پاسخ می‌دهد» به تصویر کشیده شده است. ریموند بنسون، نویسنده رمان‌های ادامه دار باند، اظهار داشته است که با بالا رفتن موسیقی در صحنه، «ما یک قطعه سینمای کلاسیک داریم.»

پس از انتشار «دکتر نو»، عبارت «باند... جیمز باند»، به یک عبارت کلیدی تبدیل شد که وارد لغت‌نامه فرهنگ عامه غرب شد؛ نویسندگان کورک و سیوالی درباره معرفی در «دکتر نو» گفتند که «معرفی نمادین به مشهورترین و محبوب‌ترین خط فیلم تبدیل خواهد شد.» در سال ۲۰۰۱، این عبارت به عنوان «محبوب‌ترین تک‌خطی سینما» توسط تماشاگران سینمای بریتانیا انتخاب شد. در سال ۲۰۰۵، مؤسسه فیلم آمریکا به عنوان ۲۲مین نقل قول بزرگ سینما در تاریخ، بخشی از سری ۱۰۰ سال خود، به آن افتخار کرد.

اقتباس کمیک بوکی

حدود زمان انتشار «دکتر نو» در اکتبر ۱۹۶۲، اقتباس کمیک بوکی از فیلم‌نامه، نوشته نورمن جی. نودل، در بریتانیا به عنوان بخشی از سری مجموعه کلاسیک‌های مصور منتشر شد. این اثر بعدها در ژانویه ۱۹۶۳ توسط DC Comics به عنوان بخشی از مجموعه Showcase، در ایالات متحده بازنشر شد. این اولین حضور جیمز باند در کتاب‌های کمیک آمریکایی بود و به عنوان نمونه‌ای نسبتاً نادر از یک کتاب کمیک بریتانیایی که در یک کتاب کمیک نسبتاً پرمخاطب آمریکایی بازنشر شده، قابل توجه است. همچنین یکی از اولین کتاب‌های کمیک بود که به دلایل نژادی سانسور شد (برخی از رنگ پوست و دیالوگ‌ها برای بازار آمریکا تغییر یافتند).

میراث

«دکتر نو» اولین فیلم از ۲۵ فیلم جیمز باند بود که توسط Eon تولید شد، که تنها از طریق فروش گیشه بیش از ۵ میلیارد دلار فروش داشته است و این مجموعه را به یکی از پرفروش‌ترین‌ها تبدیل کرده است. تخمین زده می‌شود که از زمان «دکتر نو»، یک چهارم جمعیت جهان حداقل یک فیلم باند را دیده‌اند. «دکتر نو» همچنین ژانر موفق فیلم‌های «مأمور مخفی» را راه‌اندازی کرد که در دهه ۱۹۶۰ شکوفا شد. انجمن توزیع‌کنندگان فیلم بریتانیا اعلام کرده است که اهمیت «دکتر نو» برای صنعت فیلم بریتانیا را نمی‌توان دست کم گرفت، زیرا این فیلم و مجموعه فیلم‌های بعدی باند، «ستون فقرات صنعت را تشکیل می‌دهند.»

«دکتر نو» – و فیلم‌های باند به طور کلی – همچنین بر تولیدات تلویزیونی تأثیر گذاشت، با سریال NBC «مأمور مخفی» (The Man from U.N.C.L.E.)، که به عنوان «اولین تقلید تلویزیون شبکه‌ای» از باند توصیف شد.

سبک فیلم‌های باند، که عمدتاً از کن آدام، طراح تولید، گرفته شده است، یکی از ویژگی‌های برجسته مجموعه فیلم‌های باند است، و تأثیر کار او بر پایگاه دکتر نو را می‌توان در فیلم دیگری که او در آن کار کرده است، «دکتر استرنج‌لاو»، مشاهده کرد.

به عنوان اولین فیلم در این مجموعه، تعدادی از عناصر «دکتر نو» به فیلم‌های بعدی کمک کردند، از جمله «تم جیمز باند» مونتی نورمن و توالی بشکه تفنگ موریس بایندر، که واریانت‌هایی از آن‌ها در فیلم‌های بعدی ظاهر شدند. این قراردادها همچنین در فیلم‌های پارودی، مانند مجموعه «آستین پاورز» مورد تمسخر قرار گرفتند. اولین فیلم‌های پارودی نسبتاً زود پس از «دکتر نو» اتفاق افتادند، با فیلم «Carry On Spying» در سال ۱۹۶۴ که در آن شخصیت شرور دکتر کرو توسط مأمورانی از جمله چارلی بایند (چارلز هاوترای) و دافنه هانی‌بات (باربارا وینزور) شکست می‌خورد.

فروش رمان‌های فلمینگ پس از انتشار «دکتر نو» و فیلم‌های بعدی به شدت افزایش یافت. در هفت ماه پس از انتشار «دکتر نو»، ۱.۵ میلیون نسخه از این رمان فروخته شد. فروش جهانی تمام کتاب‌های باند در طول دهه ۱۹۶۰ با انتشار «دکتر نو» و فیلم‌های بعدی – «از روسیه با عشق» و «گلدفینگر» – افزایش یافت: در سال ۱۹۶۱، ۵۰۰,۰۰۰ کتاب فروخته شده بود که در سال ۱۹۶۴ به شش میلیون و در سال ۱۹۶۵ به هفت میلیون افزایش یافت. بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷، در مجموع نزدیک به ۲۲.۸ میلیون رمان باند فروخته شد.

این فیلم بر مد بانوان تأثیر گذاشت، به طوری که بیکینی پوشیده شده توسط اورسولا آندرِس به یک موفقیت بزرگ تبدیل شد: «نه تنها فروش لباس شنای دو تکه را به شدت افزایش داد، بلکه آندرِس را به یک ستاره بین‌المللی تبدیل کرد.» خود آندرِس اذعان داشت که «بیکینی مرا به موفقیت رساند. در نتیجه ایفای نقش در «دکتر نو» به عنوان اولین دختر باند، آزادی انتخاب نقش‌های آینده و استقلال مالی به من داده شد.» ادعا شده است که استفاده از لباس شنا در «دکتر نو» «بزرگترین تأثیر را بر تاریخ بیکینی» داشته است.

روز جهانی جیمز باند

در ۵ اکتبر ۲۰۱۲، پنجاه سال پس از اکران فیلم، Eon Productions «روز جهانی جیمز باند» را جشن گرفت، مجموعه‌ای از رویدادها در سراسر جهان. این رویدادها شامل جشنواره فیلمی از نمایش فیلم‌های جیمز باند، مستندی درباره این مجموعه، حراج آنلاین برای خیریه و رویدادهای بیشتر در موزه هنر مدرن و جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو بود. کنسرتی از موسیقی‌های مختلف در لس آنجلس در ارتباط با رویداد نیویورک برگزار شد. این روز همچنین شاهد انتشار «اسکای‌فال»، آهنگ تم فیلم جیمز باند سال ۲۰۱۲ به همین نام بود؛ این آهنگ در ساعت ۰:۰۷ BST منتشر شد.

جستارهای وابسته

  • طرح کلی جیمز باند

منابع

پیوند به بیرون

  • Dr. No at BFI Screenonline
  • Dr. No at Metro-Goldwyn-Mayer

جمع‌بندی

«دکتر نو» نه تنها آغازگر مجموعه فیلم‌های جیمز باند شد، بلکه با معرفی عناصر کلیدی مانند موسیقی متن نمادین، صحنه آغازین بشکه‌ای شکل و شخصیت کاریزماتیک باند، استانداردهای جدیدی را برای فیلم‌های اکشن و جاسوسی تعریف کرد و تأثیر ماندگاری بر فرهنگ عامه گذاشت.