عنوان نمایش
شخصیتی به نام فولندورف با جملهای نمادین میگوید: «آیا ببر کراوات میبندد؟ این کار برخلاف طبیعت ماست. ما مثل ببرها گوشت خام خوردهایم و به آن عادت کردهایم.»
کلایو بارنز در نقد نیویورکتایمز نوشت: «ببر کراوات نمیبندد، چون برخلاف طبیعتش است—همانطور که اصلاح برای معتادانی مثل بیکم غیرممکن است.»
داستان
این درام نژادی، زندگی معتادان نوجوان را در مرکزی واقع بر جزیرهای در کنار شهر صنعتی به تصویر میکشد. معلمی انگلیسی تلاش میکند آیندهای بهتر برایشان بسازد، اما با موانع سیستم روبرو میشود.
بیکم، نوجوانی سرسخت، در جستجوی پدرش به آرایشگاهی کثیف میرسد. در مقابل، کنراد، معتادی آفریقاییآمریکایی، آرزوی ازدواج با لیندا را دارد اما به خانه خواهر معتادش بازمیگردد.
تولید
کارگردانی اثر برعهده مایکل شولتس بود و با حمایت هانتینگتون هارتفورد تولید شد. اجرای اصلی در تئاتر بلاسکو با ۳۹ شب اجرا برگزار شد.
تاثیر
نمایش معتادان را قربانی محیطهای بیعاطفه میداند. بدون ارائه راهحل، قضاوت را به تماشاگر واگذار میکند.