ویلیام بیستون

William Beeston
📅 22 خرداد 1405 📄 726 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ویلیام بیستون، بازیگر و مدیر تئاتر انگلیسی قرن هفدهم، فرزند و جانشین کریستوفر بیستون بود. او با وجود چالش‌های فراوان از جمله زندان و تعطیلی تئاترها در دوران پاک‌دینی، تلاش کرد گروه بازیگران «پسران بیستون» را زنده نگه دارد و احتمالاً نخستین مدیری بود که از دکور صحنه‌ای استفاده کرد.

دوران آغازین

ویلیام بیستون (حدود ۱۶۰۶ – ۱۶۸۲) بازیگر و مدیر تئاتر اهل انگلستان بود. او پسر و جانشین کریستوفر بیستون، مدیر مشهورتر تئاتر، به شمار می‌رفت. ویلیام در محیط تئاتری پدرش بزرگ شد؛ خودش به بازیگری پرداخت و در مدیریت تئاترهای کاکپیت (Cockpit) و رد بول (Red Bull) و گروه‌های بازیگران وابسته به آن‌ها، از جمله گروه بازیگران جوانتر که در محاوره «پسران بیستون» (Beeston's Boys) نامیده می‌شد، به پدرش کمک می‌کرد.

پس از مرگ پدرش در سال ۱۶۳۸، ویلیام امپراتوری تئاتری خانوادگی را به ارث برد؛ هرچند مدیریت او به اندازه پدرش موفقیت‌آمیز نبود. در ۵ مه ۱۶۴۰، ویلیام به زندان مارشالسی (Marshalsea) افتاد؛ زیرا نمایشی از گروه «پسران بیستون» که روز قبل اجرا شده بود، سر هنری هربرت، استاد تشریفات سلطنتی، را خشمگین کرده بود. این نمایش احتمالاً گدا دربار (The Court Beggar) اثر ریچارد بروم بود که چند تن از محبوبان ملکه هنریتا ماریا، از جمله سر جان سوکلینگ و سر ویلیام داوننت را هجو کرده بود. البته نمایش ملکه و صیغه (The Queen and Concubine) از بروم نیز به عنوان اثر توهین‌آمیز معرفی شده است. کنترل تئاترها و بازیگران بیستون با حکم سلطنتی مورخ ۲۷ ژوئن ۱۶۴۰ به داوننت واگذار شد. اما داوننت با مسائل سیاسی و انقلاب پیش رو سرگرم بود و بیستون توانست در اواخر سال ۱۶۴۱ جایگاه خود را پس بگیرد؛ هرچند این بازگشت دیری نپایید و سال بعد با آغاز جنگ داخلی انگلستان، تئاترها تعطیل شدند.

شاید به دلیل همین سختی‌ها یا واکنش‌های بیستون به آن‌ها بود که او به فردی بی‌پروا و بدنام در معاملات مشکوک شهرت یافت. استفاده او از نام مستعار «هاتچینسون» در منابع متعدد تأیید شده است. پدرش نیز از این نام استفاده می‌کرد؛ شاید هاتچینسون نام اصلی خانوادگی بوده و بیستون تنها نام مستعار و صحنه‌ای آن‌ها بوده است. اسناد کلیسای سنت ژیل در فیلدز، محله‌ای در لندن که تئاتر کاکپیت در آن قرار داشت، ازدواج‌های بیستون را ثبت کرده‌اند؛ یکی تحت نام «هاتچینسون». بیستون در ۲۸ اکتبر ۱۶۳۳ با مارگارت هاوسون ازدواج کرد و «ویلیام هاتچینسون ملقب به بیستون» در ۱۵ ژوئیه ۱۶۴۲ با آلیس بوون پیوند زناشویی بست. اسناد این کلیسا همچنین غسل تعمید و خاکسپاری هشت نوزاد خانواده بیستون را بین سال‌های ۱۶۳۷ تا ۱۶۴۷ نشان می‌دهد.

دوران میان‌دو حکومت (Interregnum)

در دوران میان‌دو حکومت و با وجود ممنوعیت رسمی فعالیت‌های تئاتری، بیستون تلاش کرد گروه «پسران بیستون» را دوباره تشکیل دهد. در سال ۱۶۵۰، او ۲۰۰ پوند برای بازسازی تئاتر کاکپیت پرداخت کرد و سپس گروهی از «شاگردان و خدمتکاران مقید را برای آموزش بازیگری و آماده‌سازی برای صحنه» جمع کرد؛ همان‌طور که یک سال بعد در یک دادگاه شهادت داد. تلاش او عمدتاً به دلیل مخالفت مداوم مقامات پاک‌دین با تئاتر حرفه‌ای شکست خورد. با این حال، بیستون دست از تلاش برنداشت؛ در سال ۱۶۵۲ مالکیت بقایای تئاتر سالزبری کورت را به دست آورد و در آوریل ۱۶۶۰ آن را بازسازی کرد. این تئاتر با از سرگیری اجراهای نمایشی در آغاز دوران رستوراسیون دوباره به کار افتاد. ویلیام بیستون توانست گروه «پسران بیستون» را برای مدتی دوباره شکل دهد؛ او از سر هنری هربرت حکم اخذ کرد و گروهش در تابستان ۱۶۶۰ به اجرای نمایش پرداخت. اما این موفقیت دوام نیاورد و بسیاری از اعضای گروه به شرکت تازه‌تأسیس جورج جولی پیوستند. پس از آن، بیستون خودش دوباره به بازیگری روی آورد.

در خصوص شهرت بد بیستون، می‌توان به اجرای سرکوب‌شده نمایش کلاریسیلای توماس کیلیگرو در سال ۱۶۵۳ اشاره کرد.

فرانسیس کرکمن در سال ۱۶۵۲ ترجمه خود از کتاب عشق‌ها و ماجراجویی‌های کلریو و لوزیا را به بیستون تقدیم کرد. کرکمن در این تقدیم‌نامه، «آموزش، قضاوت و سلیقه» بیستون را ستوده و او را «خوش‌اقبال‌ترین مفسر و داور نمایش‌های صحنه انگلستان» خوانده است. البته کرکمن که در آغاز مسیر حرفه‌ای خود بود، از بیستون چیزی می‌خواست؛ او بیستون را «حامی و پشتیبان خود» معرفی کرده و به همین دلیل، ستایشش ممکن است جای شک داشته باشد؛ هرچند انتخاب بیستون به عنوان حامی بالقوه، دست‌کم امری درخور توجه است.

سال‌های پایانی

بیستون توانست در آغاز دوران رستوراسیون نسخه جدیدی از گروه «پسران بیستون» را سازماندهی کند؛ اما این گروه تنها چند سال دوام آورد و توسط انحصار حاکمِ شرکت‌های پادشاهی (King's Company) و دوک (Duke's Company) از صحنه روزگار محو شد.

از نظر میراث، ویلیام بیستون احتمالاً نخستین مدیر تئاتر عمومی در عصر خود بود که از دکور صحنه‌ای استفاده کرد. او همچنین منبع اطلاعات آنتیکوار و زندگی‌نامه‌نویس، جان آبری بود. بیستون منبع آبری در خصوص شکسپیر بود و به انتقال سنت‌هایی درباره این شاعر که در نسل تئاتری خودش رواج داشت، کمک کرد؛ مثلاً اینکه شکسپیر «لاتین را خیلی خوب می‌فهمید؛ چرا که در جوانی در روستا معلم مدرسه بوده است» و نظایر آن.

جمع‌بندی

میراث ویلیام بیستون فراتر از مدیریت تئاتر است؛ او احتمالاً نخستین کارگردانی بود که از دکور صحنه‌ای در تئاتر عمومی استفاده کرد و همچنین منبع مهمی برای جان آبری، زندگی‌نامه‌نویس، در خصوص شکسپیر بود. هرچند شهرت او زیر سایه پدرش ماند، اما پشتکارش در دوران بحران، نام او را در تاریخ تئاتر انگلستان ثبت کرد.