دیهگو دیونیسیو د پنیالوسا بریسنیو ی بردوگو (۱۶۲۱-۱۶۸۷)، سربازی اهل لیما بود که در سالهای ۱۶۶۱ تا ۱۶۶۴ به عنوان فرماندار نیومکزیکو اسپانیایی خدمت کرد. او به دلیل سیاستهای حمایتی از بومیان پوئبلو و احترام به آیینهای مذهبی آنها مشهور شد. این رویکرد، خشم روحانیون کاتولیک را برانگیخت که مصمم به مسیحی کردن اجباری بومیان و بهرهکشی از نیروی کار رایگان آنها بودند.
پنیالوسا پس از متهم شدن به کفرگویی و الحاد توسط دادگاه کاتولیک، به تبعید محکوم شد. او سپس به مخالف فعال منافع اسپانیا تبدیل شد و خدمات خود را به انگلستان و فرانسه، رقبای اسپانیا در استعمار قاره آمریکا، پیشنهاد داد.
زندگینامه
پنیالوسا در لیما، پرو متولد شد و مدتها در دستگاه اداری امپراتوری اسپانیا کار کرد. او همچنین سمت آلکالد (شهردار) را در معاونت پادشاهی پرو بر عهده داشت. با این حال، به دلیل اتهامات سوءرفتار، مجبور به فرار از پرو شد و در نیواسپانیا (مکزیک امروزی) ساکن شد. در آنجا به ارتش پیوست و به درجه ستوانی و سپس کاپیتان ژنرال منطقه رسید.
در سال ۱۶۶۰، معاونت پادشاه نیواسپانیا، او را به عنوان فرماندار نیومکزیکو منصوب کرد. پنیالوسا پس از ورود به نیومکزیکو، به بررسی فساد و سوءاستفادههای فرماندار پیشین، برناردو لوپز د مندیسابال، پرداخت و بیش از ۷۰ شکایت از او دریافت کرد.
سیاستهای جنجالی
پنیالوسا به بومیان اجازه داد فرهنگ و آیینهای خود را حفظ کنند و بردهداری آنها را ممنوع کرد. او قانون وضع کرد که بومیان باید مانند مهاجران اسپانیایی، دستمزد کار خود را دریافت کنند. این سیاستها خشم روحانیون را برانگیخت و سرانجام به درگیری او با فرای آلونسو د پوسادا منجر شد.
پوسادا پنیالوسا را تکفیر کرد و او نیز در واکنش، پوسادا را زندانی کرد. این اقدامات باعث شد پنیالوسا توسط دادگاه تفتیش عقاید تحت تعقیب قرار گیرد. او برای فرار از محاکمه، به مکزیکوسیتی گریخت اما در سال ۱۶۶۵ دستگیر و اموالش مصادره شد.
سالهای پایانی
پس از تبعید از نیواسپانیا، پنیالوسا به لندن رفت و پیشنهاد اتحاد با انگلستان برای حمله به مستعمرات اسپانیا را داد، اما این پیشنهاد رد شد. او سپس به فرانسه رفت و سالها تلاش کرد لوئی چهاردهم را به استعمار مناطق شمالی نیواسپانیا، مانند کویرا، متقاعد کند، اما باز هم ناموفق بود. پنیالوسا در سال ۱۶۸۷ در فرانسه درگذشت.
افسانه سفر به کویرا
بر اساس افسانهای، پنیالوسا در سال ۱۶۶۲ به کویرا سفر کرد تا بر ثروتهای آن سرزمین مسلط شود. او همراه با گروهی از اسپانیاییها و بومیان متحد، به این منطقه رفت. با وجود استقبال اولیه بومیان اسکانزاک، در شب مورد حمله قرار گرفتند و بسیاری از اسپانیاییها کشته شدند. این داستان، هرچند افسانهای، نمادی از آرمانهای پنیالوسا برای یافتن سرزمینی آزاد از ظلم است.