دیوید بارکلی یانگزبری: تاجر، بانکدار و پیشگام آزادی بردگان

David Barclay of Youngsbury
📅 25 خرداد 1405 📄 1,152 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

دیوید بارکلی یانگزبری (۱۷۲۹–۱۸۰۹)، تاجر، بانکدار و نیکوکار انگلیسی کوییکر بود. او به خاطر آزادسازی بردگانش در جامائیکا و تأمین آینده بهتر برای آن‌ها در پنسیلوانیا، و همچنین نقش بنیادینش در تأسیس بانک مدرن بارکلیز شناخته می‌شود.

دیوید بارکلی یانگزبری

دیوید بارکلی یانگزبری (۱۷۲۹–۱۸۰۹) که با نام‌های دیوید بارکلی والتامستو نیز شناخته می‌شود، تاجر، بانکدار و نیکوکار انگلیسی پیرو فرقه کوییکر بود. او بیشتر به خاطر آزمایش «آزادسازی بدون قید و شرط» شهرت دارد؛ در این طرح، او بردگان مزرعه‌اش در جامائیکا را آزاد کرد و برای تأمین آینده‌ای بهتر برایشان در پنسیلوانیا برنامه‌ریزی کرد. میراث او به عنوان یکی از بنیان‌گذاران بانک امروزی بارکلیز، یک قرن پیش از تأسیس رسمی این بانک با این نام، و همچنین فعالیت‌هایش در صنعت آبجوسازی به یادگار مانده است.

پیشینه خانوادگی

او پسر دیوید بارکلی چپساید (۱۶۸۲–۱۷۶۹)، بانکدار و تاجر اسکاتلندی، و پریسیلا فریم، دختر بانکدار جان فریم بود. پدرش نیز دومین پسر رابرت بارکلی، نویسنده برجسته کوییکر بود.

بانک خانوادگی بارکلی

ریشه‌های بانک فریم، که بارکلی و برادرش جان از طریق مادرشان سهمی از آن را به ارث بردند، حداقل به ربع اول قرن هجدهم بازمی‌گردد. نام این بانک مرتباً تغییر می‌کرد، اما از اواسط دهه ۱۷۷۰ عموماً با نام بارکلی، بوان و شرکا شناخته می‌شد. بوان همان سیلوانوس بوان سوم بود؛ پسر تیموتی بوان و برادرزاده سیلوانوس بوان دوم (داروساز). مادرش الیزابت، خواهر ناتنی بارکلی بود.

امور مربوط به آمریکا

بارکلی با مستعمرات آمریکا تجارت می‌کرد و به ویژه در پنسیلوانیا ارتباطاتی داشت. شرکت دیوید بارکلی و پسرانش حدود سال ۱۷۶۰ با بازرگانان نیویورک و فیلادلفیا در ارتباط بود و ارتش بریتانیا در آمریکای شمالی را تأمین می‌کرد. در سال‌های پیش از جنگ استقلال آمریکا، بارکلی از بنجامین فرانکلین استفاده کرد. برادران بارکلی از درک خود از وضعیت آمریکای شمالی به عنوان راهنمای استراتژی تجاری بهره بردند؛ ابتدا از فروش کمیسیونی خارج شدند و سپس وابستگی خود به صادرات فراآتلانتیکی را کاهش دادند. در پایان جنگ، آن‌ها تجارت قدیمی پارچه کتان خود را تعطیل کردند.

رابطه فرانکلین با بانکداران کوییکر به ۲۰ سال قبل، یعنی اولین سفر او به انگلستان به عنوان نماینده پنسیلوانیا بازمی‌گشت: در آن زمان او با شرکت هنتون براون کار می‌کرد. براون در سال ۱۷۵۴ با رابرت هانتر موریس، فرماندار جدید پنسیلوانیا دیدار کرد. در سال ۱۷۵۵، او به همراه بارکلی، بوان، فادرگیل و کاپل هانبری، به عضویت کمیته‌ای درآمد که به منافع انجمن دوستان (کوییکرها) آنجا می‌پرداخت. در سال ۱۷۵۶، بارکلی برای توماس پن تفنگ سفارش داد و همچنین به عنوان نماینده لندن برای ویلیام آلن فعالیت کرد.

در بحران دهه ۱۷۷۰، بارکلی کمیته بازرگانان آمریکای شمالی را در کارزار خود برای لغو قانون تمبر ۱۷۶۵ رهبری کرد. با این حال، او با مخالفت‌های افراطی مستعمره‌نشینان موافق نبود. در نوامبر ۱۷۷۴، او در لندن با بنجامین فرانکلین دیدار کرد تا درباره تشدید تنش‌ها در روابط فراآتلانتیکی گفتگو کند. فرانکلین به همراه بارکلی و جان فادرگیل، طرحی را برای حل بن‌بست پس از مهمانی چای بوستون در سال قبل تدوین کردند. بارکلی در سال ۱۷۷۵ با لرد نورث دیدار کرد تا با اقدامات علیه دسترسی آمریکایی‌ها به شیلات مخالفت کند، اما موفقیتی حاصل نشد، در حالی که فادرگیل نیز در پشت صحنه تلاش می‌کرد.

پس از جنگ، هیئت‌های الغای بردگی کوییکرهای آمریکایی به لندن رفتند. بارکلی آن‌ها را عموماً بسیار ناشکیبا و از نظر سیاسی ساده‌لو می‌دید که گمان می‌کردند راه اعمال فشار بر پارلمان، از طریق پادشاه است. او برنامه لغو بردگی را به سمت شنیدن دلایل الغای برده‌داری توسط سیاستمداران هدایت کرد و در این کار موفق بود.

شرکت بارکلی، پرکینز و شرکا

در سال ۱۷۸۱، یک کنسرسیوم به رهبری بارکلی و دیگران، کارخانه آبجوسازی آنکور در سات‌وارک را خریدند که بخشی از املاک هنری تریل بود. بارکلی یک ماه پس از مرگ او، با پیشنهاد خرید سهام در این کسب‌وکار با بیوه‌اش، هستر تریل، تماس گرفت؛ این پیشنهاد برای او بسیار مطلوب‌تر از پیشنهاد جان پرکینز، کارمند ارشد کارخانه بود. این معامله که نیازمند مهندسی مالی بود، یک کار خانوادگی شامل برادرزاده‌هایش بود: رابرت بارکلی (پسر الکساندر، برادر ناتنی بارکلی) و سیلوانوس بوان (که پرکینز از طریق همسرش با او مرتبط بود). دیوید بارکلی مبلغ ۱۳۵ هزار پوند برای شرکت تأمین کرد. هنری پرکینز، پسر جان، بیشتر یک دانشمند بود اما علاقه‌ای به کارخانه آبجوسازی داشت. نام «شرکت ه. تریل» در سال ۱۷۹۸ به «شرکت بارکلی پرکینز» تغییر کرد و این شرکت در سال ۱۹۵۵ با کارخانه آبجوسازی کورج ادغام شد.

یانگزبری

بارکلی در سال ۱۷۶۹ عمارت یانگزبری در هرتفوردشایر را خرید و خانه آنجا را بزرگتر کرد. طرحی که کاپابیلیتی براون در سال ۱۷۷۰ برای بارکلی آماده کرد، یک دریاچه مارپیچ به عمارت اضافه کرد. او پس از مرگ همسر دومش در سال ۱۷۹۳، آن را به ویلیام کانلیف شاو فروخت و در سال ۱۷۹۶ به دنیل جایلز، فرماندار بانک انگلستان رسید.

بارکلی با جان اسکات آمول آشنا شد؛ روستای او چند مایل آن‌سوتر وِیر قرار داشت. اسکات نیز یک کوییکر بود که بارکلی او را هم در کمیته‌های جاده‌های عوارضی و هم در جلسات دوستان ملاقات می‌کرد. پس از اینکه بارکلی در سال ۱۷۸۱ از طریق معامله کارخانه تریل با ساموئل جانسون آشنا شد (جانسون به عنوان مجری وصیت نقش داشت)، در سال ۱۷۸۴ از او خواست تا زندگی‌نامه اسکات را بنویسد؛ اسکات از نظر سیاسی و مسائل دیگر با جانسون اختلاف داشت. آن‌ها دیدار کردند و جانسون اختلافات را ناچیز شمرد، اما سال بعد درگذ و در وصیت‌نامه‌اش پولی به بارکلی遗留 داد. بارکلی برای نوشتن زندگی‌نامه به جان هول روی آورد.

خیریه و نیکوکاری

ورین شپرد، مورخ جامائیکایی مطالعات دیاسپورا، مورد بارکلی و نحوه انتخاب او برای آزادسازی بردگانش در آن مستعمره در سال ۱۷۷۴ را برجسته می‌کند. او و برادرش مزرعه یونیت ولی پِن، یک مزرعه چرای گوسفند در منطقه سنت آن، را بابت یک بدهی به دست آورده بودند و از اینکه صاحب حدود ۳۰ برده شدند، ناراحت بودند. بارکلی نوشت که وقتی برادرش درگذشت:

من مصمم شدم تا آزمایش آزادسازی بردگانم را انجام دهم، با این باور قوی که نگه داشتن هم‌نوعانم در بردگی نه تنها با آموزه‌های مسیحیت ناسازگار است، بلکه حقوق طبیعی انسانی را نابود می‌کند...
او کشتی‌ای اجاره کرد تا آن‌ها را به آمریکا ببرد؛ به نماینده‌اش، ویلیام هولدن، دستور داده شد که آن‌ها را به فیلادلفیا ببرد و به عنوان افراد آزادشده به جان اشلی، نماینده بارکلی آنجا تحویل دهد. انجمن الغای بردگی پنسیلوانیا آموزش حرفه‌های دستی و خدمات خانگی را برای این گروه تأمین کرد.

در کسب‌وکار بانکداری‌اش، بارکلی با تأمین مالی تجارت برده مخالفت کرد، اما نتوانست از چنین تأمین مالی جلوگیری کند که این امر، نگرش اخلاقی او را در دیدگاه‌های امروزی متناقض می‌سازد.

بارکلی از جان وایتهد با یک مستمری حمایت کرد. او در تأسیس مدرسه اک‌ورث، یک مدرسه کوییکر در یورکشایر، برای کمیته لندن نقش فعالی داشت.

خانواده

او دو بار ازدواج کرد و تنها یک فرزند داشت که تا بزرگسالی زنده ماند:

  • با مارتا هادسون؛ دخترشان آگاتا با ریچارد گورنی ازدواج کرد و مادر هادسون گورنی و آگاتایی شد که با سمپسون هانبوری ازدواج کرد.
  • با ریچل لوید، دختر سمپسون لوید دوم و خواهر چارلز لوید؛ او در سال ۱۷۹۲ در یانگزبری درگذشت.

بارکلی از تحصیل نوه‌اش هادسون گورنی حمایت کرد که از سال ۱۷۸۷ تا ۱۷۹۲ همراه با هم‌صحبتی‌اش، توماس یانگ (دو سال بزرگتر)، در یانگزبری انجام شد. یانگ همچنین در خانه لندنی بارکلی می‌ماند و در آنجا به کلاس‌های برایان هیگینز دسترسی داشت.

خانواده بزرگ بارکلی بسیار گسترده بود: دیوید بارکلی آن را حدود ۳۰۰ نفر تخمین زد که او را عمو یا پسرعمو خطاب می‌کردند.

در سال‌های پایانی عمر، بارکلی در والتامستو زندگی می‌کرد.

جمع‌بندی

دیوید بارکلی نمونه‌ای از تضادهای اخلاقی در دوران خود بود؛ از یک سو در تجارت و بانکداری درگیر منافع اقتصادی زمانه بود و از سوی دیگر، با آزادسازی بردگان و مخالفت با تأمین مالی تجارت برده، قدم‌های مهمی در مسیر الغای بردگی برداشت. میراث او در بانکداری و کارهای خیر ماندگار شد.