فرهنگ بلغارستان، میراثی است که از تلاقی تمدنهای کهن چون تراکیها، یونانیان باستان، سکاها، سلتیها، رومیان باستان، گوتها (استروگوتها و ویزیگوتها)، اسلاوها (شرقی و غربی)، وارانژیها و خود بلغارها شکل گرفته است. این تنوع تأثیرات، سنتهای منحصربهفردی را در فرهنگ، تاریخ و میراث بلغارستان به ارمغان آورده است.
میراث باستانی
آثار تراکیها شامل معابد متعدد، مقبرهها، گنجینههای طلایی و آیینها و رسوم باستانی است، در حالی که بلغارها ردپای خود را در دولتداری، معماری اولیه، موسیقی و رقصها به جا گذاشتهاند. رسوم تراکی مانند تریفون زارزان (موسوم به سنت تریفون کامپسادا)، کوکری و مارتِنییتسا، تا به امروز در فرهنگ مدرن بلغارستان زنده نگه داشته شدهاند. قدیمیترین گنجینه طلای کارشده در جهان که متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد است، از گورستان وارنا به دست آمده است.
مرکز فرهنگی اسلاو
بلغارستان در بخش بزرگی از قرون وسطی، مرکز فرهنگی اروپای اسلاوی بود و از طریق مکاتب ادبی پرِیسلاو و اُخرِید، نفوذ ادبی و فرهنگی قابل توجهی بر جهان اسلاو ارتدکس شرقی داشت. بلغارستان همچنین الفبای سیریلیک، دومین الفبای پرکاربرد و ششمین سیستم نوشتاری پرکاربرد در جهان را به جهانیان هدیه داد که در قرن دهم از این دو مکتب سرچشمه گرفت.
سهم بلغارستان در دوران معاصر
مشارکت بلغارستان در بشریت در قرون نوزدهم و بیستم ادامه یافت. افرادی مانند جان آتاناسوف، شهروند آمریکایی با اصالت بلغاری و بریتانیایی، که پدر کامپیوتر دیجیتال شناخته میشود، از جمله این مفاخر هستند. همچنین، خوانندگان مشهور اپرا (نیکولای گیاوروف، بوریس کریستوف، راینا کابایوانسکا، گنا دیمیتراوا، آنا توموا-سینتو، وسلینا کاسارووا)، پیانیست آلکسیس وایسنبرگ، و هنرمندان موفقی چون کریستو، پاسکین و ولادیمیر دیمیتریف، فرهنگ بلغارستان را در خارج از کشور محبوب کردند.
موسیقی
بلغارستان دارای سنت موسیقی دیرینه از اوایل قرون وسطی است. یکی از اولین آهنگسازان شناختهشده اروپای قرون وسطی، یوان کوکوژل (حدود ۱۲۸۰–۱۳۶۰)، به خاطر اثرش «پولیلیون زن بلغاری» مشهور شد. حدود ۹۰ اثر از او باقی مانده است. کوکوژل همچنین سیستم نگارش موسیقی بیزانس را اصلاح کرد و به دلیل تواناییهای آوازیاش «خوشصدا» نامیده شد.
سنت آواز کلیسایی در بلغارستان بیش از هزار سال قدمت دارد. در کلیسای ارتدکس بلغارستان، دو سنت آواز کلیسایی وجود دارد: آواز تکصدایی شرقی و آواز گروهی (پلیفونیک). آواز تکصدایی شرقی، سنت موسیقی یونان و بیزانس و همچنین الزامات کانون هشتصدایی پلیفونیک کلیسای ارتدکس شرقی را رعایت میکند. سنت دوم، موسیقی کر کلیسایی است که در قرن نوزدهم، همزمان با ورود تأثیر موسیقی کر پلیفونیک روسی به بلغارستان، تأسیس شد. بسیاری از آهنگسازان بلغاری (دوبرّی خریستوف، پتر دینوف و غیره) آثار خود را به روح پلیفونی روسی خلق کردند. امروزه موسیقی ارتدکس زنده است و هم در مراسم عبادی کلیسا و هم در کنسرتها توسط گروههای کر و سولیستهای سکولار اجرا میشود. گروههای کر و خوانندگان معاصر بلغاری که در سطح جهانی شناخته شدهاند و موسیقی ارتدکس بخشی دائمی از برنامه آنهاست عبارتند از: گروه کر یوان کوکوژل، گروه کر پسران پلوودیو «استفکا بلاگوا»، گروه کر پسران صوفیه، گروه کر مادریگال صوفیه، گروه کر ارتدکس صوفیه، گروه کر کشیش صوفیه و غیره. همچنین خوانندگان مشهور اپرا بوریس کریستوف و نیکولا گیوسلو از این دستهاند.
صدای متمایز موسیقی فولکلور بلغارستان تا حدی به دلیل ریتمهای نامتقارن، هارمونی و پلیفونی آن است، مانند استفاده از فواصل نزدیک مانند دوم بزرگ و آواز خواندن با همراهی یک صدای بم در زیر ملودی، که بهویژه در آهنگهای منطقه شوپلوک در غرب بلغارستان و منطقه پیرین رایج است.
موسیقی فولکلور بلغارستان در هارمونیهای پیچیده و ریتمهای بسیار نامنظم خود منحصربهفرد است. این نوع ریتمها که ضربهای ناهموار یا میزانهای نامتقارن نیز نامیده میشوند، تنها در سال ۱۸۸۶ زمانی که معلم موسیقی آناستاس استویان برای اولین بار ملودیهای فولکلور بلغاری را منتشر کرد، به موسیقیشناسان معرفی شد. نمونههایی از این ضربها عبارتند از: 2/4، 5/8، 7/8، 9/8 و 11/8، یا ترکیبی مانند 5/16 + 7/16 و 9/16 + 7/16. هر منطقه از بلغارستان سبک موسیقی و رقص خاص خود را دارد. موسیقی فولکلور بلغارستان الهامبخش موسیقیدانانی مانند کیت بوش و جورج هریسون بوده و در آثار آنها استفاده شده است.
سبک آوازی بلغاری دارای کیفیتی خاص در گلو است، در حالی که خود خوانندگان به خاطر دامنه صوتیشان مشهورند. صداهای آنها بم و سوپرانو است و کودکان نیز به آواز خواندن و هر چیز هنری علاقهمندند. مقیاسهای دیاتونیک غالب هستند، اما در کوههای رودوپ، به عنوان مثال، مقیاسهای پنتاتونیک یافت میشوند، در حالی که در تراکیه مقیاسهای کروماتیک با فواصل افزوده (مشابه موسیقی یونان باستان) وجود دارند. همچنین، نواخت و صدا، کاملاً با کوک برابر غربی مدرن متفاوت است. بسته به اینکه ملودی بالا یا پایین حرکت کند، یک فاصله میتواند با یک ربع پرده افزایش یا کاهش یابد.
سازهای موسیقی (که برای کل منطقه بالکان نیز مشخصه است) شامل گایدا (نیانبان)، کاوال (فلوت لبهدار)، زورنا یا زورلا (ساز بادی دیگر، شبیه به ابوا که در میان کولیها رایج است)، تامبورا (لوت دسته بلند)، گادولکا (ساز زهی عمودی) است.
گایدای بلغارستان شایسته بخش ویژه خود است. در بلغارستان، گایدا نماد طولانی کشور و میراث آن بوده و یکی از شناختهشدهترین سازهای کشور است. رایجترین گایدا، گایدای تراکی است. در کوههای رودوپ، گایدای کابا با صدای بم وجود دارد. در شمال، که در دوبروجا و در میان ولاخها رایج است، گایدای ژورا یافت میشود. همچنین در منطقه استرانجا در نزدیکی مرز ترکیه، گایدای استرانجا وجود دارد. کیسه خود از پوست بز که از داخل برگردانده شده ساخته میشود و اغلب لبههای قسمتهای مختلف ساز - لوله ملودی و لوله بم - با قطعهای از شاخ مزین شده است.
رقصها دارای گامهای پیچیدهای هستند که با ریتمها مطابقت دارند و اغلب سریع هستند. بیشتر آنها رقصهای دایرهای یا خطی به نام هورو هستند؛ اما برخی به صورت انفرادی یا دو نفره انجام میشوند.
اگرچه موسیقی و رقص سنتی در میان جوانان شهری بلغار محبوب نیستند، اما اغلب در عروسیها و بهطور کلی در جشنوارههای روستایی اجرا میشوند. آنها همچنین توسط هنرمندان و گروههای کر آماتور و حرفهای در بلغارستان و خارج از کشور اجرا میشوند.
سبکهای موسیقی فولکلور منطقهای در بلغارستان فراوانند. بلغارستان شمالی، دوبروجا، شوپلوک، تراکیه، استرانجا، مقدونیه و رودوپ - همگی صداهای متمایزی دارند. بسیاری از موسیقیهای فولکلور سنتی حول تعطیلاتی مانند کریسمس، روز سال نو، اواسط تابستان، و جشن سنت لازار، و همچنین آیینهای غیرمعمول نستینارستوو منطقه استرانجا در ۲۱ مه میچرخیدند.
چندین گروه مشهور جهانی موسیقی فولکلور بلغاری را اجرا میکنند، از جمله گروه دولتی ترانه و رقص فولکلور، که توسط فیلیپ کوتِو (۱۹۰۳-۱۹۸۲) تأسیس شد، تریو بولگارکا و گروه کر آواز زنانه دولتی بلغارستان، که در میان دیگران، در مجموعه آلبومهای «راز صداهای بلغاری» (Le Mystère des Voix Bulgares) حضور دارند، که جلد دوم آن در سال ۱۹۸۹ جایزه گرمی را دریافت کرد.
یکی از هنرمندان شناختهشده بینالمللی، والیا بالکانسکا، آهنگ ایزِل اِ دِلیو هایدوتین را خواند که برای گنجانده شدن در مجموعه «صفحه طلایی وویجر» (Voyager Golden Record) که در سال ۱۹۷۷ به فضا فرستاده شد، انتخاب شد. گروه کر آواز زنانه دولتی بلغارستان که با نام «راز صداهای بلغاری» نیز شناخته میشود، شهرت قابل توجهی کسب کرده است.
رسوم و آیینها
بلغارها اغلب یک مارتِنییتسا (یک تزئین ساخته شده از نخ سفید و قرمز که روی مچ دست بسته میشود یا به لباس سنجاق میشود) را از اول مارس تا پایان ماه به یکدیگر هدیه میدهند. به طور جایگزین، میتوان مارتنییتسا را زودتر برداشت، اگر لکلک (که نشانه بهار تلقی میشود) دیده شود. سپس میتوان مارتنییتسا را به شاخه شکوفه درخت بست. اعضای خانواده و دوستان در بلغارستان به طور سنتی مارتنییتسا را مبادله میکنند، که آن را نماد سلامتی و طول عمر میدانند. نخ سفید نشاندهنده صلح و آرامش است، در حالی که نخ قرمز نشاندهنده چرخههای زندگی است. بلغارها ممکن است به جشن اول مارس به عنوان بابا مارتا (مادربزرگ مارس) نیز اشاره کنند. این سنت باستانی بتپرستی را حفظ میکند. افسانههای بسیاری در مورد تولد این رسم وجود دارد، برخی از آنها به قرن هفتم و زمان خان کوبرات، حاکم بلغارستان کبیر قدیم، بازمیگردند. داستانهای دیگر مارتنییتسا را به باورهای تراکی و زرتشتی مرتبط میکنند. رومانی و برخی مناطق یونان نیز رسم مشابهی دارند. در سال ۲۰۱۷، یونسکو، شیوههای فرهنگی مرتبط با رسم مارتنییتسا را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت کرد.
آیین باستانی بلغاری کوکری، که توسط مردان لباسپوشیده اجرا میشود، به منظور دور کردن ارواح شیطانی و آوردن برداشت خوب و سلامتی برای جامعه است. لباسها، ساخته شده از پوست حیوانات و پشم، تمام بدن را میپوشانند. یک ماسک، مزین به شاخ و تزئینات، سر هر کوکر را میپوشاند، که زنگولههایی نیز به کمر خود آویزان دارند. کوکرها میرقصند، میپرند و فریاد میزنند تا تمام شر را از دهکده دور کنند. برخی از اجراکنندگان نقش پادشاهان، کارگران مزرعه و صنعتگران را بازی میکنند. تزئینات روی لباسها از منطقهای به منطقه دیگر متفاوت است. در سال ۲۰۱۵، این رسم به عنوان بخشی از جشنواره بینالمللی فولکلور سوروا که سالانه در پرنیک برگزار میشود، در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شد.
یکی دیگر از رسوم مشخصه به نام نستینارستوو، یا رقص آتش، در منطقه استرانجا یافت میشود. این رسم باستانی شامل رقصیدن در آتش یا روی اخگرهای داغ است. زنان با پای برهنه بدون احساس درد یا آسیب در آتش میرقصند. در سال ۲۰۰۹، این رسم در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شد.
میراث جهانی یونسکو
بلغارستان دارای نه سایت میراث جهانی یونسکو است که بخشی از نقشه گردشگری مسیر ملی ۱۰۰ سایت گردشگری اتحادیه گردشگری بلغارستان هستند:
- نقش برجسته بزرگ صخرهای اوایل قرون وسطی، سوارکار مادارا
- دو مقبره تراکی (یکی در سِوشتاری و دیگری در کازانلاک)
- سه بنای فرهنگی بلغارستان قرون وسطی (کلیسای بویانا، صومعه ریلا و کلیساهای سنگی ایوانوو)
- دو نمونه از زیبایی طبیعی: جزیره ماهیگیران (Fisherman Momerioland) و ذخیرهگاه طبیعی سِرِبورنا
- شهر باستانی نِسه بِر — ترکیبی منحصربهفرد از تعامل فرهنگی اروپایی، و همچنین از نظر تاریخی، یکی از مهمترین مراکز تجارت دریایی در دریای سیاه
«سوروا» - جشنواره بینالمللی کوکری در پرنیک، بلغارستان. یکی از بزرگترین جشنوارههای نمایشهای سنتی در بالکان و اروپای شرقی. در سه روز پایانی ژانویه برگزار میشود. جشنواره کوکری یا سوروا (بازیهای مأموران) در شهر پرنیک، باشکوهترین رویداد «کوکری» در بلغارستان است. در اواخر ژانویه هزاران شرکتکننده «کوکری» از مناطق مختلف بلغارستان و همچنین از سراسر جهان برای این رویداد سه روزه در پرنیک گرد هم میآیند. جشنوارهای که در پرنیک برگزار میشود، قدیمیترین جشنواره نمایشهای سنتی در بلغارستان است. اولین دوره آن در ۱۶ ژانویه ۱۹۶۶ افتتاح شد. در سال ۱۹۹۵، فدراسیون بینالمللی شهرهای کارناوال، شهر پرنیک را به عنوان عضو کامل خود پذیرفت. در سال ۲۰۰۹، پرنیک به عنوان پایتخت اروپایی سوروا و مامورها معرفی شد. خبر گنجانده شدن سنت کوکری و جشنواره سوروا در پرنیک در فهرست میراث فرهنگی ناملموس تحت حفاظت یونسکو، پیش از مراسم افتتاحیه بیستمین دوره جشنواره ماموران در سال ۲۰۱۵ اعلام شد.
باستانشناسان محلی فرض میکنند که تعداد سایتهای باستانشناسی پس از ایتالیا و یونان، در رتبه سوم اروپا قرار دارد.
تئاتر
طبق گزارش مؤسسه آمار بلغارستان در سال ۲۰۰۵، ۷۵ سالن تئاتر در بلغارستان وجود داشت، از جمله اپرا و باله ملی بلغارستان با حدود ۳۰,۰۰۰ صندلی در مجموع.
اولین رویدادهای تئاتری در بلغارستان به مراکز اجتماعی مرتبط است که در اواسط قرن نوزدهم مرکز زندگی معنوی و اجتماعی کشور بودند.
اولین تولید تئاتری در سال ۱۸۵۶ در شومن ارائه شد. این اثر، کمدی «میهال موسوئد» اثر ساوا دوبروپلودنی است که در آن زمان معلمی در شومن بود.
نام دوبرّی واینیکوف با آغاز تئاتر بلغارستان گره خورده است. او را پدر درام و تئاتر بلغارستان مینامند. این تعریف، اگرچه نادرست است، اما بر اساس این واقعیت است که اولین اثر دراماتیک در بلغارستان کمدی «گردشگر عاشق یا بلا دوشیزه شکارچی ساهاتچیا» اثر تئودوسیوس ایکونوموف است که در سال ۱۸۶۳ منتشر شد اما در سال ۱۸۵۷ تدوین شده بود. اولین اجراهای تئاتری روی صحنه بلغارستان نیز «سربازان» نیستند. اینها عبارتند از کمدی «میهال»، ترجمه شده از یونانی و اقتباس شده برای مخاطبان بلغاری توسط ساوا دوبروپلودنی، که اجرای آن را در شومن سازماندهی کرد، و درامهای «جنواویا و جمع کثیر» و «بلیساریوس» که توسط کراستیو پیشورکا در لوم به صحنه رفتند. هر سه عنوان برای اولین بار در سال ۱۸۵۶ اجرا شدند.
وازوف از تئاتر در دهه ۱۸۷۰ صحبت میکند. تا آن زمان، دهها نمایش تئاتری و پیشاتئاتری اجرا شده بود. اولین آنها در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ شروع به سازماندهی کردند. حتی در آن زمان نیز ردپای تلاشهای صحنهپردازی در کشور ما وجود دارد.
یک واقعیت تئاتری مهمتر در طول دوره رنسانس، تأسیس تئاتر مردمی سویِشتوف بود. اجراهای بلغاری در این شهر در دهه ۱۸۷۰ آغاز شد، زمانی که دو تئاتری مشتاق - دیمیتار شیشمانوف و نیکولای پاولویچ - به کشور خود بازگشتند. اولی کارگردان و دومی نقاش تئاتر محلی بود. اجراهای سویِشتوف روی صحنهای مخصوص اجرا میشد که طراحی هنری آن به ان. پاولویچ سپرده شد. و او احتمالاً توانست سطح تئاتر بلغاری آن زمان را ارتقا دهد.
در دوره ۱۹۰۰–۱۹۱۷، تئاتر بلغارستان وارد مرحله جدیدی از توسعه خود شد - مرحله حرفهای شدن واقعی هنر بازیگری، اروپایی شدن ظاهر نمایش و تثبیت دائمی تئاتر ملی به عنوان یک موسسه فرهنگی نماینده ملی.
تئاتر بلغارستان تا سال ۱۹۸۹ دارای جهتگیری ایدئولوژیک-حزبی بود. در خدمت رئالیسم سوسیالیستی قرار داشت.
هنر «وسیله آموزش» و «رئالیسم سوسیالیستی - تنها روش خلاقیت هنری» نامیده میشد. تغییرات در جامعه، فرهنگ، هنر، تئاتر همهجاگیر بود. تحمیل رئالیسم سوسیالیستی از طریق برنامه نمایشی، درام جدید بلغاری و همچنین شیوههای صحنهپردازی صورت میگرفت.
توسعه پویا تئاتر بلغارستان پس از سال ۱۹۸۹، پدیدههای تئاتری را برای دورهای طولانی نزدیک به ۲۵ سال مشخص میکند و روندها، ویژگیهای اساسی و جنبشهای نوآورانه را برجسته میسازد.
بازیگران مشهور تئاتر بلغارستان عبارتند از: گئورگی کالویانچف، استویانکا موتفوا، روزا پاپووا، واسیلی گِندوف، گئورگی پارسالف، ولکو کانو، پاول پوپانداف، ماریا ساپونجیوا، یوسیف سورچادژیف و دیگران.
نمایشنامهنویسان مشهور بلغاری شامل: پِیو یاوُروف، نِدیالکو یُردانوف، اسلاو استراتیف، رَنگِل ایگناتوف و دیگران هستند.
هنرهای تجسمی
بلغارستان دارای میراث غنی در هنرهای تجسمی، بهویژه در نقاشیهای دیواری، مینیاتورها و آیکونها است. مقبره تراکی کازانلاک نمونههای عالی از هنر تراکی باستانی را که به خوبی حفظ شدهاند، ارائه میدهد. هنر مقبره یکی از مهمترین منابع اطلاعات در مورد سبک زندگی و فرهنگ تراکیها است. هنرهای تجسمی در سرزمینهای بلغاری در کل دوره قرون وسطی شکوفایی داشت. سرداب کلیسای جامع الکساندر نِوسکی، نمایشگاهی از مجموعه بزرگی از آیکونهای قرون وسطی را در خود جای داده است. قدیمیترین آنها مربوط به حدود قرن نهم است. مکتب هنری تارنُوو، جریان اصلی هنرهای زیبا و معماری بلغارستان بین قرون ۱۳ و ۱۴، نام خود را از پایتخت و مرکز فرهنگی اصلی امپراتوری دوم بلغارستان، تارنُوو گرفته است. اگرچه تأثیر برخی گرایشهای رنسانس پالایولوژ در امپراتوری بیزانس را نشان میدهد، نقاشی تارنُوو ویژگیهای منحصربهفرد خود را داشت که آن را به یک مکتب هنری مجزا تبدیل کرده است.
مورخان هنر محصولات آن را به دو دسته طبقهبندی میکنند:
- نقاشی دیواری: تزئین دیواری کلیساها
- آیکونوگرافی: نقاشی روی پایه (ایزل)
آثار این مکتب درجهای از واقعگرایی، فردگرایی پرتره و روانشناسی را نشان میدهند.
پرترههای منحصربهفرد و واقعگرایانه در کلیسای بویانا به عنوان پیشگامان رنسانس طبقهبندی میشوند.
پایههای دیواری و قوسها اغلب دارای تصاویر نیمتنه مقدسین به شکل مدالیون بودند. نمونههای باشکوهی از اینها در کلیسای مقدسین پطرس و پولس در تارنُوو باقی مانده است. همراه با صحنههای سنتی مانند «رنج مسیح» و «چرخه جشن» در لایه دوم؛ «مسیح پانْتوکراتور» در گنبد و مریم با کودک مسیح در محراب، تصاویر و صحنههای خاص نیز ظاهر میشوند. در دوره حکومت عثمانی (۱۳۹۶–۱۸۷۸)، مقامات هنر بلغارستان را سرکوب کردند. بسیاری از کلیساها تخریب شدند و کلیساهای تازه ساخته شده تا حدودی ساده باقی ماندند. در پایان قرن هجدهم، امپراتوری اسلامی عثمانی به آرامی شروع به زوال کرد و بدین ترتیب احیای ملی بلغارستان در قرون ۱۸ و ۱۹ را ممکن ساخت. بلغارستان در هر حوزه فرهنگی شاهد احیا بود. پس از آزادی در سال ۱۸۷۸، هنرهای زیبا به سرعت بهبود یافتند و تحت تأثیر جریانهای هنری اروپایی مانند رمانتیسیسم اواخر قرار گرفتند.
پس از سال ۱۸۷۸ تا اواسط قرن بیستم، فرآیندی بسیار فشرده از ادغام هنر بلغارستان در فرهنگ هنری معاصر اروپایی وجود داشت. توسعه هنر بلغارستان مسیری را از صحنههای ژانر قومنگاری و توصیفی، که توسط هنرمندانی پس از آزادی نقاشی شدهاند، مانند ایوان مارکویچکا، آنتون میتوف، ایوان آنجلوف، یاروسلاو وِشین در مناظر بدیع و پرترههای ظریف مشخصه اوایل قرن بیستم توسط نیکولا پتروف، نیکولا مارینوف، استفان ایوانوف، النا کارامخایلووا همراه با تزئینات گویا در دهه ۱۹۲۰ (ایوان میلوف، ایوان پنکوف، پنچو گئورگیف...) تا استعدادهای خلاق بسیار غنی و جستجوهای پلاستیکی متنوع در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ توسط ولادیمیر دیمیتریف - استاد، زلاتیو بویاجیف، دچکو اوزونوف، ننکو بالکانسکی، سیراک اسکیتنیک، ورا ندکوا، ایوان نِروف، بنچو ابرِشکوف، با هنرمندان مختلف از نقاط مختلف کشور دنبال میکند.
کاریکاتور، تصویرسازی و طرحبندی کتاب با سه هنرمند بزرگ که اولین بار به عنوان الکساندر بوزینوف، ایلییا بشکوف، رائکو آلکسیف، کیریل بویوکلییسکی، الکساندر ژِندوف، استویان وِنِف، سیراک اسکیتنیک شناخته میشوند، ظاهر شدند. مجسمهسازی بلغارستان نیز در حال توسعه است: بوریس شاز و ژِکو اسپیرِیدونوف، آندری نیکولوف و ایوان لازاروف، لیوبومیر دالچف، واسکا امانوئیلووا، مارکو مارکوف، ایوان فونهف به آن بنیان نهادند. اما توسعه هنر بلغارستان همچنان با شدت و استقلال در زمان حال ما نیز ادامه دارد.
غذا
آب و هوای نسبتاً گرم و جغرافیای متنوع، شرایط رشد عالی را برای انواع سبزیجات، گیاهان دارویی و میوهها فراهم میکند؛ آشپزی بلغاری (bulgarska kuhnya) تنوع زیادی را ارائه میدهد.
آشپزی بلغاری که به خاطر سالادهای غنیاش که در هر وعده غذایی مورد نیاز است، مشهور است، همچنین دارای محصولات لبنی متنوع و با کیفیت و انواع شرابها و نوشیدنیهای الکلی محلی مانند راکیا، ماستیِکا و مِنتا است. آشپزی بلغاری همچنین انواع سوپهای گرم و سرد، برای مثال تاراتور را ارائه میدهد. شیرینیهای مختلف بلغاری نیز وجود دارد، مانند بانیتسا، یک شیرینی سنتی که با لایهلایه کردن مخلوطی از تخممرغهای همزده و تکههای پنیر بلغاری با خمیر فیلو تهیه شده و سپس در فر پخته میشود.
به طور سنتی، آشپزهای بلغاری در مناسبتهای خاص، بهویژه در شب کریسمس، روز اول کریسمس یا شب سال نو، طلسمهای شانس را در شیرینیهای خود قرار میدهند. این طلسمها ممکن است شامل سکه یا اشیاء نمادین کوچک (مانند تکه کوچکی از شاخه چوب سگ، نماد سلامتی یا طول عمر) باشند. در سالهای اخیر، مردم شروع به نوشتن آرزوهای خوششانسی روی تکههای کوچک کاغذ کرده و آنها را در فویل قلع میپیچند. پیامها ممکن است شامل آرزوهای شادی، سلامتی، طول عمر یا موفقیت در طول سال جدید باشد.
بلغارها بانیتسا را - گرم یا سرد - برای صبحانه با ماست ساده، آیران یا بوزا میخورند. برخی از انواع آن شامل بانیتسا با اسفناج (spanachena banitsa) یا نوع شیرین آن، بانیتسا با شیر (mlechna banitsa) یا کدو حلوایی (tikvenik) است.
لویِتنیتسای بلغاری (lyutenitsa) مخلوطی تند از گوجهفرنگی له شده و پخته شده، بادمجان، سیر، فلفل تند و روغن گیاهی است که با نمک، فلفل و جعفری طعمدار شده است. انواع مختلف لویِتنیتسا در غذاهای ملی اکثر کشورهای بالکان وجود دارد.
سوپ سیرابی (skhembe chorba) بر پایه لایه ضخیم معده تمیز شده گاو تهیه میشود، که با شیر آماده شده و با سرکه، سیر و فلفل تند طعمدار میشود. در دوران حکومت عثمانی، ادعا میشود که سلاطین سوپ سیرابی تهیه شده توسط آشپزهای بلغاری را ترجیح میدادند، که مهارت آنها در تهیه این غذا در بالکان بینظیر باقی ماند. علاوه بر این، بلغارستان به دلیل غذاهای غنی و سنتی خود در کاتالوگ میشلن گنجانده شده است.
صادرات شراب بلغاری به سراسر جهان انجام میشود؛ و تا سال ۱۹۹۰ این کشور دومین صادرکننده کل شراب بطری شده در جهان بود. خاک غنی، آب و هوای عالی و سنت هزاران ساله شرابسازی که به دوران تراکیها بازمیگردد، به تنوع گسترده شرابهای عالی بلغاری کمک میکند. در سال ۲۰۰۷، بلغارستان سالانه ۲۰۰,۰۰۰ تن شراب تولید میکرد و در رتبه ۲۰ جهان قرار داشت.
رسانهها
رسانههای بلغارستان عموماً بیطرف تلقی میشوند، اگرچه دولت همچنان از طریق تلویزیون ملی بلغارستان (BNT)، رادیو ملی بلغارستان (BNR) و خبرگزاری بلغارستان (BTA) بر این حوزه تسلط دارد. رسانههای بلغارستان سابقه گزارشدهی بیطرفانه دارند، اگرچه به دلیل فقدان قوانین حمایتی، در معرض خطر نفوذ سیاسی تلقی میشوند. رسانههای مکتوب هیچ محدودیت قانونی ندارند و انتشار روزنامه کاملاً آزاد است. آزادی گسترده مطبوعات به این معنی است که نمیتوان تعداد دقیقی از نشریات را تعیین کرد، اگرچه برخی تحقیقات تخمینی از حدود ۹۰۰ رسانه چاپی برای سال ۲۰۰۶ ارائه میدهند. پرتیراژترین روزنامههای روزانه شامل دِنِوِن ترود و ۲۴ چاسا هستند.
منابع رسانهای غیرچاپی، مانند تلویزیون و رادیو، تحت نظارت شورای رسانههای الکترونیک (CEM)، نهادی مستقل با اختیار صدور مجوز پخش، هستند. علاوه بر یک کانال تلویزیونی ملی دولتی، ایستگاه رادیویی و خبرگزاری بلغارستان، تعداد زیادی ایستگاه تلویزیونی و رادیویی خصوصی نیز وجود دارد. با این حال، اکثر رسانههای بلغارستان با تعدادی روند منفی مواجه هستند، مانند تخریب عمومی محصولات رسانهای، خودسانسوری و فشار اقتصادی یا سیاسی. اسلاوی شو و گوسپوداری نا افیرا از محبوبترین برنامههای تلویزیونی هستند که هر کدام بیش از ۱,۰۰۰,۰۰۰ بیننده در هر برنامه دارند.
رسانههای اینترنتی به دلیل طیف گسترده نظرات و دیدگاههای موجود، عدم وجود سانسور و محتوای متنوع، محبوبیت فزایندهای دارند.
دین
بلغارستان رسماً کشوری سکولار است و قانون اساسی آزادی مذهب را تضمین میکند اما ارتدکس را به عنوان یک دین «سنتی» معرفی میکند. در سرشماری سال ۲۰۰۱، ۸۲.۶٪ از بلغارها خود را مسیحی ارتدکس، ۱۲.۲٪ مسلمان، ۱.۲٪ پیرو سایر فرقههای مسیحی، ۴٪ پیرو سایر ادیان (بودیسم، تائوئیسم، هندوئیسم، یهودیت) و ۰٪ بیخدا اعلام کردند. اکثر شهروندان بلغارستان، حداقل به صورت اسمی، با کلیسای ارتدکس بلغارستان ارتباط دارند. کلیسای ارتدکس بلغارستان که در سال ۸۷۰ میلادی تحت نظر پاتریارکی قسطنطنیه تأسیس شد (که اولین اسقف اعظم، روحانیون و متون الهیاتی خود را از آن دریافت کرد)، از سال ۹۲۷ میلادی دارای جایگاه مستقل (autocephalous) بود. کلیسا دو بار در دورههای سلطه بیزانس (۱۰۱۸ – ۱۱۸۵) و عثمانی (۱۳۹۶ – ۱۸۷۸) تحت سلطه پاتریارکی قسطنطنیه قرار گرفت. این کلیسا ابتدا در سال ۱۸۷۰ به شکل اگزِراخات بلغارستان و سپس در دهه ۱۹۵۰ به شکل پاتریارکی بلغارستان بازسازی شد.
اسلام در اواخر قرن چهاردهم پس از فتح کشور توسط عثمانیها به بلغارستان وارد شد. این دین به تدریج در طول قرون پانزدهم و شانزدهم از طریق ورود مهاجران ترک گسترش یافت. یکی از فرقههای اسلامی، احمدیه، در بلغارستان با مشکلاتی مواجه است. برخی مقامات علیه احمدیها اقدام کردهاند
با این استدلال که کشورهای دیگر نیز حقوق مذهبی احمدیها را که بسیاری از مسلمانان آنها را بدعتگذار میدانند، نقض میکنند.
در قرون شانزدهم و هفدهم، مبلغانی از رم، پولسهای بلغاری را در مناطق پلوودیو و سویِشتوف به کاتولیسیسم رومی تبدیل کردند. نوادگان آنها بخش عمدهای از کاتولیکهای بلغار را تشکیل میدهند که تعدادشان در سال ۲۰۰۱ به ۴۴,۰۰۰ نفر رسید.
مبلغان از ایالات متحده در سال ۱۸۵۷ پروتستانتیسم را وارد قلمرو بلغارستان کردند. فعالیتهای تبلیغی در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم ادامه یافت. در سال ۲۰۰۱، بلغارستان حدود ۴۲,۰۰۰ پروتستان داشت.
بودیسم، هندوئیسم و تائوئیسم در زمان پرسترویکا و بهویژه پس از سقوط رژیم کمونیستی در میان بلغارها محبوب شدند و معمولاً یک دین یا باور همزمان برای بلغارهایی هستند که در غیر این صورت مسیحی (کاتولیک رومی یا ارتدکس) هستند. در میان این ادیان شرقی (آسیایی)، مراکز بودایی به طور رسمی در بلغارستان به عنوان فرقههای مذهبی ثبت شدهاند. تعداد پیروان بودیسم در سالهای اخیر نیز به دلیل هجوم شهروندان ویتنامی (عمدتاً بودایی) به بلغارستان به تدریج افزایش یافته است.
بر اساس آخرین نظرسنجی «یورواستات یوروُبارومتر» در سال ۲۰۰۵،
۴۰٪ از شهروندان بلغار پاسخ دادند که «آنها به خدا اعتقاد دارند»، در حالی که ۴۰٪ پاسخ دادند که «آنها به نوعی روح یا نیروی زندگی اعتقاد دارند»، ۱۳٪ گفتند «آنها به خدا، روح یا نیروی زندگی اعتقاد ندارند» و ۶٪ پاسخ ندادند.
پوشاک
پوشاک سنتی بلغارستان متنوع است و هر منطقه قومنگاری در بلغارستان سبکهای متمایز خود را دارد.
بلغارها لباس سنتی خود را «نوسیا» (nosiya) مینامند.
جستارهای وابسته
- عصر طلایی فرهنگ قرون وسطی بلغارستان
- مکتب هنری تارنُوو
- مکتب ادبی تارنُوو
- معماری مکتب هنری تارنُوو
- زبان بلغاری
- تعطیلات عمومی در بلغارستان
منابع
پیوند به بیرون
- مرکز موسیقی و رقص سنتی
- نیکولوف، ا. ادراک گذشته بلغارستان در دربار پرِیسلاو حدود سال ۹۰۰ پس از میلاد. - در: دولت و کلیسا: مطالعاتی در بلغارستان و بیزانس قرون وسطی. ویرایش شده توسط و. جوزلف و ک. پِتکوف. مرکز تحقیقات آمریکایی در صوفیه: صوفیه، ۲۰۱۱، ۱۷۱-۱۵۷