کارل فردریک هیل (۱۸۴۹-۱۹۱۱)، نقاش و طراح برجسته سوئدی، بیشتر به خاطر خلق مناظر جوی در سالهای ابتدایی فعالیت هنریاش و سپس طراحی صحنههای خیالی پس از ابتلا به بیماری روانی در اواخر دهه بیست زندگیاش شناخته میشود.
زندگینامه
اوایل زندگی و آموزش
هیل که پسر یک استاد ریاضیات بود، در شهر دانشگاهی لوند در جنوب سوئد بزرگ شد. او برخلاف میل پدرش، به عنوان یک نقاش منظرهساز، مسیر هنری خود را آغاز کرد. پس از تحصیل در آکادمی سلطنتی هنرهای زیبای سوئد، به فرانسه رفت. در تابستان ۱۸۷۴، سفری به روستای باربیزون در جنوب پاریس داشت که آن زمان کلونی پررونقی برای هنرمندان بود. هم مکتب باربیزون و هم آثار کمیل کورو تأثیر تعیینکنندهای بر او گذاشتند.
دوران فعالیت هنری
هیل معتقد بود: «هنر هیچ هدفی جز حقیقت ندارد، نه حقیقت مبتذل طبیعیگرا، بلکه حقیقتِ قلب.» او سوژههای خود را در نقاط مختلف فرانسه، از جمله مونتیگنی-سور-لوینگ، شامپانی و نورماندی جستجو میکرد. او که تحت تأثیر امپرسیونیسم قرار گرفته بود، در سال ۱۸۷۶ رنگهای تیره نقاشیهای اولیه خود را کنار گذاشت و سبکی آزادتر را در پیش گرفت و گاهی با کاردک رنگ را ضخیم به کار میبرد. هیل گفته بود: «جاهطلبی مرا به زیادهروی وامیدارد و به خودم آرامش نمیدهم.» با این حال، تلاشهای او با موفقیت رسمی همراه نشد و آثارش هنگام ارائه در سالن پاریس رد شدند. پس از یک حمله روانپریشی شدید در ژانویه ۱۸۷۸ و بستری شدن متعاقب آن، حرفه او به عنوان نقاش منظرهساز در سن ۲۸ سالگی پایان یافت. او به توهم و پارانویا مبتلا تشخیص داده شد. دوستانش به او کمک کردند تا به سوئد بازگردد و پس از دورهای کوتاه در بیمارستان روانی سنت لازار در لوند، در خانه پدریاش پناه گرفت. او به مدت ۲۸ سال تا زمان مرگش در سال ۱۹۱۱ توسط مادر و خواهرش مورد مراقبت قرار گرفت. هیل در قبرستان شرقی لوند به خاک سپرده شد.
دوره متأخر
در ۲۸ سال پیش از مرگش، آثار خلاقانه هیل وارد مرحله جدیدی شد. تاریخنگار هنر سوئدی، راگنار یوسف، این دوره را «دومین دوره بزرگ زندگی او به عنوان یک نقاش» مینامد. هنر او بدون وقفه ادامه یافت؛ در این سالها او روزی چهار طرح میکشید.
موضوع طرحهای هیل در این دوره از تخیل و خاطره، و همچنین از آثار هنری و تصویرسازیهای قدیمی نشأت میگرفت. برای هیل، طراحی راهی برای کنترل دنیای جدیدی بود که جایگزین دنیای قدیم شده بود. او بر روی کاغذ، دنیای خود را خلق میکرد. طراحی به روشی برای دفع نیروهای شیطانی تبدیل شد که او دائماً خود را در احاطه آنها احساس میکرد. او از مداد به عنوان سلاح خود استفاده میکرد. گونار اکلوف در شعری برای هیل مینویسد: «شاهزاده نجواها... جایی که جهان در نبردی خونین میدرخشد.»
هیل هرگز فرصت ندید که به عنوان یک هنرمند شناخته شود. او هزاران طرح در تکنیکهای مختلف مانند مداد رنگی، مداد، جوهر، مرکب هندی و آبرنگ خلق کرد. تخمین زده میشود که حدود ۳۵۰۰ طرح هنوز وجود دارد که بیش از ۲۶۰۰ مورد از آنها در مجموعه موزه هنر مالمو نگهداری میشود، به همراه ۲۳ نقاشی رنگ روغن او. بزرگترین مجموعه توسط وارثان هیل به موزه هنر مالمو اهدا شده و با هدایای مهم از مجموعههای خصوصی افزایش یافته است.
طرحهای هیل عمدتاً توسط هنرمندان کشف و تحسین شد. به لطف مجموعهدار سوئدی، رولف ده ماره (۱۸۸۸-۱۹۶۴)، آثار هیل در ارتباط با آوانگارد فرانسه در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ شناخته شد. در سال ۱۹۴۹، صد سال پس از تولد هیل، نمایشگاهی سیار در لندن، لوسرن، بازل، ژنو و هامبورگ برگزار شد. این نمایشگاه موفقیتآمیز بود و در سال ۱۹۵۲ موسسه تِسین در پاریس کتابی درباره هیل با مقدمهای از ژاک لاساین منتشر کرد. از آن زمان تاکنون چندین اثر درباره هیل در سوئد منتشر شده و نمایشگاههای هیل، چه در سوئد و چه در خارج از کشور، پی در پی برگزار شدهاند. هیل اکنون به عنوان یکی از مهمترین نقاشان منظره سوئد شناخته میشود و طرحهایی که در دوران بیماریاش در لوند کشیده، او را در خارج از سوئد نیز مشهور کرده است.
آثار منتخب
- قبرستان (۱۸۷۷) - موزه هنر مالمو
- معدن با رد چرخ (۱۸۷۷) - موزه هنر مالمو
- بدون عنوان (آهوی گریان) (۱۸۸۳–۱۹۱۱) - موزه هنر مالمو
- بدون عنوان (منظره) (۱۸۸۳–۱۹۱۱) - موزه هنر مالمو
- بدون عنوان (زن با شیاطین) (۱۸۸۳–۱۹۱۱) - موزه هنر مالمو
- بدون عنوان (یافت شده توسط نیکوکار سامری) (۱۸۸۳–۱۹۱۱) - موزه هنر مالمو