خانواده برودی
خانواده برودی، خانوادهای داستانی در سریال ریور سیتی (River City) هستند که از سال ۲۰۱۰ به بعد در این سریال ظاهر شدند.
خلقت و معرفی
در ۱ سپتامبر ۲۰۱۰، شبکه خبری ATV اعلام کرد که یک خانواده چندنژادی جدید به سریال ریور سیتی خواهد پیوست. گینور هولمز، تهیهکننده اجرایی سریال، این خانواده را معرفی کرد و آنها در طول اکتبر و نوامبر به روی پرده رفتند. اعضای این خانواده عبارتند از: مایکل برودی (اندی کلارک) به عنوان رئیس خانواده؛ فرزندانش کانر (ریان جان گوردون) و نیکول (هالی جک)؛ همسرش لیلا (مریم حمیدی)؛ پسر لیلا، ادیب (تاریام بوید)؛ و برادران مایکل، یعنی گابریل (گری سویینی) و لئو (نیک ریس). هولمز درباره این خانواده گفت:
ما بینهایت خوشحالیم که اندی کلارک، گری سویینی، نیک ریس و مریم حمیدی به ریور سیتی میپیوندند. آنها قطعاً با داستانهای هیجانانگیز پیش رو، اوضاع را در شیلدینچ به هم میریزند. این نشاندهنده محبوبیت سریال است که همچنان بازیگران قدرتمندی را جذب میکند.
گابریل برودی
گری سویینی نقش گابریل برودی، برادر مایکل و لئو را بازی میکند. او اولین بار در ۵ اکتبر ۲۰۱۰ ظاهر شد. سویینی درباره انتخابش گفت:
بخشی از بازیگران بودن و ایفای نقش شخصیتی به این درشت و زنده مثل گابریل لذتبخش است. بازی در این نقش خیلی جذاب است؛ همیشه در حال شیطنت و دوری از دردسر است، اما قلبی واقعاً مهربان دارد.
گابریل به شیلدینچ میآید و به آدرس ۱۱ خیابان مونتگو نفوذ میکند تا یادداشتی روی یخچال بگذارد که روی آن نوشته: «پیدایت کردم». بعداً، او دکانی بیرون فروشگاه «ورسوس» دایر میکند و فرازر کروزیر، مستاجر احتمالی را آزار میدهد. گابریل برای جابهجایی اجناسش به داخل فروشگاه نفوذ کرده و با مشاور املاک تماس میگیرد. او بعداً از استلا واکر میخواهد خودش را داخل قفل کند تا بتواند با مشاور املاک دیدار کند، اما مشاور املاک از ورود او جلوگیری میکند. فرازر به دلیل اختلافی دیگر، گابریل را به فروش کالاهای سرقتی گزارش میدهد، اما پلیس متوجه میشود اجناس فرازر قبلاً سرقت شده و اجناس گابریل کاملاً قانونی است.
گابریل ودیعه فروشگاه ورسوس را میپردازد. او در اواخر ۲۰۱۵ سریال را ترک کرد، اما برای مراسم تشییع مالکوم همیلتون در مارس ۲۰۱۶ بازگشت. در آپریل دوباره رفت، اما تابستان برای کمک به استیو برنز بازگشت و در جولای به عنوان شخصیت ثابت ماند، زیرا کلی ماری آدامز اعلام کرد که از او باردار است. گابریل توسط الکس مورداک مورد حمله قرار میگیرد اما زنده میماند. در سال ۲۰۱۹، گابریل پس از اصابت گلوله داگی پترسون جان میدهد. سالها بعد، گابریل به عنوان فرشتهای بازمیگردد وقتی که استیو اوهارا قصد خودکشی دارد. او در یک رؤیای چندجهانی که بین باب و آنگوس مشترک است، دوباره بازمیگردد و در آنجا با ایلین ازدواج کرده است.
مایکل برودی
مایکل «مایک» برودی با بازی اندی کلارک، همسر لیلا و پدر کانر و نیکول است. او اولین بار در ۵ اکتبر ۲۰۱۰ ظاهر شد و پزشک عمومی محله در سریال میشود. پروفایل این شخصیت در وبسایت رسمی ریور سیتی، او را «سختگیر و منظم» توصیف میکند. کلارک درباره انتخابش گفت:
خیلی خوشحالم که به جمع بازیگران ریور سیتی میپیوندم. برای یک بار که نقش آدم خوبی را بازی میکنم عالی است، چون من همیشه نقش آدمهای بدی را بازی کردهام. مایکل واقعاً خانوادهدوست است و جالب خواهد بود که ببینیم شخصیت او چطور رشد میکند.
مایکل به شیلدینچ میآید و خانهای که خریده را در ۱۱ خیابان مونتگو بازرسی میکند. او به گابریل میگوید که به دنبال دردسر نیست چون خانواده شروعی تازه دارد، و سپس برای جمعآوری وسایل خانواده به خانه برمیگردد. مایکل تماسی از همسر سابقش کلوی میگیرد و او به مایکل میگوید که به کانادا مهاجرت میکند و کانر و نیکول باید پیش مایکل بمانند. مایکل بعداً متوجه میشود نیکول با چارلی بووی دیدار میکند و با عصبانیت با او روبرو میشود، اما نیکول اعتراف میکند که چارلی پس از فهمیدن سن واقعیاش از دیدن او امتناع کرده است. مایکل به اسکارلت مولن سرطان تخمدان تشخیص میدهد. وقتی اسکارلت این موضوع را به خانوادهاش نمیگوید، مایکل پرونده پزشکی او را روی زمین اتاق عمل میاندازد و از مادرش، مولی اوهارا، میخواهد آن را تمیز کند. مولی پرونده را پیدا کرده و میخواند. وقتی اسکارلت بیمار میشود، مایکل به او کمک کرده و همراهش به بیمارستان میرود.
لیلا برودی
لیلا برودی با بازی مریم حمیدی، همسر مایکل و مادر ادیب است. او اولین بار در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰ ظاهر شد. شبکه ATV او را «مسلمان مدرن» و همچنین «مقتدر» توصیف میکند. حمیدی درباره انتخابش گفت:
روابط خانوادگی در جامعه ما هرگز ساده نیستند و امیدوارم سفری که خانواده جدیدمان آغاز میکند، برای بسیاری از خانوادههای مدرن و چندفرهنگی آشنا باشد. من از انرژی و روحیه ریور سیتی لذت میبرم، اما امیدوارم برودیها کمی کلاس و ظرافت به شیلدینچ هدیه دهند.
لیلا به همراه مایکل و ادیب به شیلدینچ میآید. او به مایکل میگوید که مشکلی با ترک دانشگاه برای کار به عنوان منشی او در مرکز بهداشت ندارد. لیلا وقتی مولی را به اشتباه پزشک میپندارد، با او درگیر میشود و توضیح میدهد که با پیشینه قومی او مشکلی ندارد. لیلا از دیدن گابریل وحشت میکند و به مایکل میگوید که او به مایکل وابسته است. لیلا در کارش در مطب دچار مشکل میشود و دستهای از پروندههای بیماران را روی زمین میاندازد. هنگام جمع کردن آنها، یادداشتی که پرستار روث کارول درباره حساسیتهای مربوط به تزریق آنفلوآنزا نوشته بود را نمیبیند. وقتی آقای استوارت، یکی از بیماران، بر اثر تزریق بیمار میشود، مهارت روث زیر سؤال میرود و مایکل او را مرخص میکند. لیلا یادداشت را روی زمین پیدا میکند اما آن را پنهان میکند. وقتی روث و لیلا به گریسون که در خیابان بیهوش شده کمک میکنند، روث که سعی دارد او را درمان کند، دچار وحشت میشود. او به لیلا میگوید نگران است دوباره اشتباه کند، اما لیلا به او میگوید که بیهوش شدن آقای استوارت تقصیر او نبوده است. روث از لیلا میپرسد چرا این اتفاق تقصیر او نبوده و لیلا اعتراف میکند که یادداشت را از پرونده پیدا کرده اما به مایکل چیزی نگفته است. او همچنین به مایکل میگوید که این اتفاق تقصیر روث نبوده است.
ادیب برودی
ادیب برودی با بازی تاریام بوید، پسر لیلا است. او اولین بار در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰ ظاهر شد. شبکه ATV او را «کودک باهوشی» توصیف میکند که میراث عراقی پدر بیولوژیکیاش را جدی میگیرد.
ادیب به همراه لیلا و مایکل به شیلدینچ میآید. وقتی او وقت بیشتری را با لپتاپش میگذراند، لیلا تصور میکند که او در حال تماشای پورنوگرافی است. ادیب به مایکل توضیح میدهد که میخواهد به عراق نقل مکان کند چون احساس میکند در اسکاتلند جایگاهی ندارد. مایکل موضوع را به لیلا میگوید و او موافقت میکند که ادیب را برای تعطیلات به عراق ببرد.
نیکول برودی
نیکول برودی با بازی هالی جک، دختر مایکل و خواهر کانر است. او اولین بار در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰ ظاهر شد. شبکه ATV او را «۱۴ سالهای که ۴۰ ساله رفتار میکند» توصیف میکند. هالی جک درباره انتخابش گفت:
فکر میکنم وقتی من این نقش را گرفتم، پدر و مادرم از خودم هم خوشحالتر بودند. مادرم در تلفن جیغ میکشید. فکر میکنم نزدیک بود سکته کند.
نیکول در حال خرید در بوتیک هولا است که با چارلی آشنا میشود؛ مردی که او را بزرگتر از سن واقعیاش میپندارد. نیکول با او پارتی میدهد و شمارهاش را میدهد. بعداً از مدرس غیبت میکند و به دیدن چارلی میرود و با او قرار میگذارد، پیش از آنکه به مایکل بگوید برای رفتن به مدرسه خیلی بیمار است. وقتی نیکول چارلی را میبوسد، آنی سوباکز او را متوقف میکند و به چارلی میگوید که نیکول هنوز دانشآموز است. نیکول به آپارتمان چارلی میرود و او به نیکول میگوید که میداند هنوز مدرسه میرود. نیکول به چارلی میگوید که میتوانند رابطه مخفیانه داشته باشند و سن مهم نیست. وقتی مایکل از نیکول میپرسد که آیا با کسی رابطه دارد، نیکول به او میگوید که با چارلی دیدار میکرده است. مایکل با عصبانیت با چارلی روبرو میشود و او را منحرف میپندارد، اما چارلی توضیح میدهد که گمان کرده نیکول دانشجوی کالج است. وقتی مایکل حقیقت را میخواهد، نیکول اعتراف میکند که چارلی پس از فهمیدن سنش از دیدن او امتناع کرده است.
نیکول بعداً شیفته همکلاسیاش شان میشود، اما دوستش کارمن هم او را دوست دارد. وقتی نیکول کارمن را جلوی شان خجل میکند، کارمن به زورگیری علیه او دست میزند. نیکول که آسیبپذیر، ترسیده و تنهاست، برای حمایت عاطفی به سراغ نیک موریسون، عضو شورا میرود. علاقه نیکول به نیک پس از اینکه او نیکول را از حمله فیزیکی زورگیرها نجات میدهد، به عشق تبدیل میشود. نیکول مراقبتهای مهربانانه او را با عشق متقابل اشتباه میگیرد و سعی میکند او را ببوسد، اما نیک او را پس میزند. مایکل و لیلا در نهایت از رابطه این دو باخبر میشوند و عصبانی میشوند؛ این موضوع نیکول را بیشتر از خانواده دور میکند، زیرا از اینکه پدرش همچنان با او مثل کودک رفتار میکند و با هر پسری که میخواهد ببیند مخالفت میورزد، آزرده است. در نهایت، نیکول از رابطه نامشوشیرخالهاش با عمویش گابریل باخبر میشود و از خانه فرار میکند. او به گروه بدی به رهبری پسری به نام کامی میپیوندد؛ کامی او را فریب داده و برای فروش به مشتریان ثروتمند آماده میکند و دوستش کریستینا را تهدید و تطمیع میکند. یکی از دختران کامی به نیکول کمک میکند و به او توصیه میکند از آنجا برود. نیکول فرار کرده و به خانه برمیگردد. او حقیقت فرارش را به مایکل میگوید که باعث بحث مایکل با لیلا و طرد گابریل میشود. در سال ۲۰۱۳، نیکول دختری به نام گریس را به دنیا میآورد. او در مقام مادر مجرد جوان دچار مشکل میشود و وقتی در کالج آبردین پذیرفته میشود، به فکر فرزندخوانده دادن کودکش میافتد. وقتی گریس به مننژیت مبتلا میشود، نیکول او را برمیدارد و شیلدینچ را ترک میکند.
کانر برودی
کانر برودی با بازی ریان جان گوردون، پسر مایکل و برادر نیکول است. او اولین بار در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰ ظاهر شد. شبکه ATV او را «پسر نوجوانی معمولی» توصیف میکند.
کانر به همراه نیکول به شیلدینچ میآید. وقتی لئو از کانر میپرسد که آیا لیلا ربطی به استعفای مایکل از ارتش دارد، کانر از مایکل میپرسد که چرا هرگز درباره شغل سابقش حرفی نمیزند. کانر لباس کادتی مایکل را به لئو نشان میدهد، اما مایکل میبیند و از او میپرسد که آیا اجازه گرفته است. کانر به مایکل میگوید که امضای او را در فرم رضایت جعل کرده است. مایکل مخالفت میکند و به کانر میگوید که به کادتها نمیپیوندد، اما لئو میگوید که به او افتخار میکند.
لئو برودی
لئو برودی با بازی نیک ریس، برادر کوچکتر مایکل و گابریل است. او اولین بار در ۲ نوامبر ۲۰۱۰ ظاهر شد. شبکه ATV او را «جوانی در شهر» توصیف میکند. ریس درباره انتخابش گفت:
به عنوان جوانی در شهر، قطعاً کسی هست که لئو به او علاقهمند شود، اما باید صبر کنید تا ببینید چه کسی است.ریس بعداً اظهار داشت که لئو یک شخصیت یکبعدی نیست و او را «پیچیده» خواند.
لئو به شیلدینچ میآید و با هیلی مککرون آشنا میشود و میشنود که او گل صلح و دوستی روز یادبود را چسب نمیزند چون نمیخواهد لباسش سوراخ شود. لئو از او میپرسد که آیا این مهم است و او پیش از رفتن به او میگوید که پرداخت پول مسئله اصلی است. لئو بعداً از کانر میپرسد که آیا فکر میکند لیلا ربطی به استعفای مایکل از ارتش داشته است. پیش از آنکه لئو به افغانستان بازگردد، هیلی او را میبوسد، اما فوراً عقب میکشد و اعتراف میکند که این کار اشتباه بود. مایکل تماسی از ارتش دریافت میکند که به او میگویند لئو مجروح شده است.
واکنشها
آندرا مولانی از روزنامه اسکاتسمن گفت که تماشای خانواده برودی که با وسایل شخصیشان وارد یک خانه خالی میشوند، به جای استفاده از وسایل ساکنان قبلی، یک «نوآوری عجیب» بود. او اظهار داشت:
واقعاً کمی تازهبخش بود که دیدیم خانواده جدید در ریور سیتی در خانه خالی جدیدشان قدم میزنند و فکر میکنند وسایلشان را کجا بگذارند وقتی که کامیون اسبابکشی برسد.