آرمن اوهانیان (متولد سوفیا پیربوداغیان؛ ۱۸۸۷–۱۹۷۶) رقاص، بازیگر، نویسنده و مترجم برجسته ارمنی بود.
زندگینامه
آرمن اوهانیان در شمخا، که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود (امروزه در جمهوری آذربایجان)، در خانوادهای ارمنی و متمول به دنیا آمد. زلزله ویرانگر سال ۱۹۰۲ خانواده او را مجبور به مهاجرت به باکو کرد، جایی که او در مدرسهای روسی تحصیل کرد. در سال ۱۹۰۵، همزمان با تحصیل، شاهد پوگرومهای ضد ارمنی بود که منجر به مرگ پدرش، امانوئل، شد. او به سرعت با دکتری ایرانی-ارمنی به نام هایک تر-اوهانیان ازدواج کرد، اما این ازدواج پس از یک سال پایان یافت. فعالیت هنری خود را با نام سوفیا تر-اوهانیان در سال ۱۹۰۶ در گروه تئاتر اتحادیه فرهنگی ارامنه باکو آغاز کرد. در سال ۱۹۰۸ به مسکو رفت و در مدرسه نلیدوا به تحصیل هنرهای نمایشی پرداخت و اولین رقصهای خود را در تئاتر مالی به نمایش گذاشت.
پس از تجربهای کوتاه در اپرای تفلیس در سال ۱۹۰۹، که در آن برای اولین بار با نام آرمن اوهانیان ظاهر شد، دوباره به ایران سفر کرد. او در دوران پایانی انقلاب مشروطه ایران به عنوان رقاص و بازیگر فعالیت داشت و از بنیانگذاران تئاتر ملی ایران در تهران بود. در آوریل ۱۹۱۰، با همکاری انجمن خیریه زنان ایرانی، یک نمایشگاه موسیقی و ادبی برگزار کرد. برای اولین بار، زنان ایرانی توانستند بر روی صحنه نمایش ظاهر شوند و فیلم تماشا کنند. در ماه مه ۱۹۱۰، او نمایشنامه بازرس اثر نیکولای گوگول را به زبان فارسی کارگردانی و بازی کرد و نقش ماریا آنتونوا را ایفا نمود.
در طول اقامتش در ایران، او مهارتهای خود را در رقصهای شرقی تکمیل کرد. پس از ترک ایران و سفر به مصر و امپراتوری عثمانی، در سال ۱۹۱۱ برای اجرا در لندن استخدام شد. از آن زمان تا اواخر دهه ۱۹۲۰، او به یکی از چهرههای شناختهشده در صحنه فرهنگی غرب تبدیل شد که تحت تأثیر تب رقصهای عجیب و غریب آن دوران قرار داشت. او با بهرهگیری از روشهای «رقص آزاد» که توسط ایزادورا دانکن، رقاص مشهور آمریکایی، ابداع شده بود، رقصهای خود را بر اساس موسیقی ارمنی و ایرانی طراحی کرد. بسیاری از رقصهای او مانند «سالم»، «در معبد آناهیتا»، «خیانت»، «واسطه ازدواج»، «حشیش»، «خان بزرگ شاماخا»، «به سوی نیروانا» و غیره، تماشاگران اروپایی را مجذوب خود کرد. او در سال ۱۹۱۵ رقصهای شگفتانگیز ایرانی را در نمایش لَکمه در خانه اپرای لندن اجرا کرد. او در شهرهای مختلف اروپا از جمله لندن، پاریس، بروکسل، میلان، صوفیه، مادرید و همچنین در ایالات متحده و مکزیک به طور گسترده اجرا داشت. اجراهای او در مطبوعات به طور گسترده پوشش داده شد و مورد تحسین نویسندگانی چون موریس مترلینک، رنه گیل، کلود آنه و دیگران قرار گرفت.
پس از اقامت در پاریس در سال ۱۹۱۲، اوهانیان اولین گامهای خود را در عالم نویسندگی برداشت و اشعار و خاطرات خود را در مطبوعات منتشر کرد. اولین کتاب او، رقاص شاماخا، در سال ۱۹۱۸ به زبان فرانسوی منتشر شد که مقدمهای از آناتول فرانس داشت. این کتاب به زبانهای انگلیسی، اسپانیایی، آلمانی، سوئدی و فنلاندی ترجمه شد. او بعدها خاطرات دیگری به زبان فرانسوی منتشر کرد، از جمله در چنگال تمدن (۱۹۲۱)، خندههای ماریگیر (۱۹۳۱)، گزارشی از سفرش در سال ۱۹۲۷ به اتحاد جماهیر شوروی با نام در ششمین بخش جهان: سفری به روسیه (۱۹۲۸) و رمانی به نام سولیست اعلیحضرت (۱۹۲۹).
زندگی عاشقانه او در اواخر دوران «بل اپوک» نیز به اندازه دوران هنریاش پرحادثه بود. او روابطی با افراد مختلفی از جمله نقاش امیل برنارد، نویسندگان موریس بارس و آندره ژرمن، و رابطهای کوتاه با نویسنده آمریکایی ناتالی بارنی داشت. او برای دومین بار در سال ۱۹۲۲ با اقتصاددان و دیپلمات مکزیکی، ماکدونیو گارزا، ازدواج کرد و پس از زندگی در هامبورگ، مکزیک، نیویورک، پاریس، مسکو، لندن و مادرید، این زوج در سال ۱۹۳۴ در مکزیک ساکن شدند.
کاهش دوران رقص اوهانیان مانع از پیگیری علایق فرهنگی و سیاسیاش نشد. او که در سفری کوتاه در سالهای ۱۹۲۲–۱۹۲۳ به رقصهای بومی مکزیک علاقهمند شده بود، در سال ۱۹۳۶ مدرسهای برای رقص در مکزیکوسیتی تأسیس کرد. اوهانیان که از اواسط دهه ۱۹۲۰ به کمونیسم علاقهمند شده بود، عضو فعال حزب کمونیست مکزیک بود. او با همکاری همسرش، بسیاری از کتابها را از روسی به اسپانیایی ترجمه کرد و همچنین خود به نویسندهای پرکار در زمینه ادبیات روسیه، شوروی و مکزیک تبدیل شد. در سال ۱۹۴۶، او کتاب ارمنستان شاد را در مورد ارمنستان شوروی به زبان اسپانیایی منتشر کرد که نشاندهنده تجدید علاقه او به میراث ارمنیاش بود. با این حال، در میان آثار ادبی او، شعر «رویای من به عنوان یک تبعیدی»، نوشته شده به زبان ارمنی و منتشر شده در سال ۱۹۵۲ در یک مجله پاریسی، اثر مورد علاقه او بود.
اوهانیان در سالهای ۱۹۴۰–۱۹۴۱ و ۱۹۴۶ به صحنه رقص مکزیک بازگشت و در سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۳، در حالی که در دهه شصت زندگی خود بود، در پاریس به روی صحنه رفت. در طول دومین سفر خود به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۸ به همراه همسرش، آنها سفری کوتاه به ایروان، ارمنستان داشتند، جایی که او بخشی از پروندههای شخصی خود را به موزه ادبیات و هنر اهدا کرد. پس از بازگشت به مکزیک، او تا سال ۱۹۶۹ به نوشتن، ترجمه و انتشار ادامه داد، زمانی که آخرین جلد خاطرات خود را به زبان اسپانیایی منتشر کرد.
جستارهای وابسته
- رقاصان شاماخا
منابع
Bakhchinyan, Artsvi, and Matiossian, Vartan, Շամախեցի պարուհին (The Dancer of Shamakha), Yerevan, 2007.
پیوندهای بیرونی
- The Dancer of Shamakha by Armen Ohanian (full view)