زندگینامه
آن مکالی (۱۱ مارس ۱۹۲۴ – ۱۹۹۸)، موسیقیشناس، نویسنده و استاد دانشگاه اسکاتلندی بود. او در ایتِرنی منطقه فایف اسکاتلند، در نزدیکی سنگافزارهای لوندین دیده به جهان گشود؛ آخرین فرزند الیسون و سر دیوید راسل. خانوادهاش اندکی بعد به سیلوربرن در مجاورت لوندین لینکس نقل مکان کرد. پدرش در دوران رکود بزرگ، کسبوکار کاغذسازی را مدیریت میکرد و به دین، باستانشناسی، صنعت و ارزشهای خانوادگی علاقهمند بود.
آن در جریان جنگ جهانی دوم در مدرسه سنت لئوناردز شهر سنت اندروز تحصیل کرد و پس از آن راهی دانشگاه ادینبرو شد؛ اما اندکی بعد، برای رفتن به آفریقای جنوبی تحصیل را رها کرد و در آنجا خلبانی آموخت. در همین حدود، برادرش پاتریک راسل درگذشت و آن، پدرش را در سفر به استانبول همراهی کرد؛ جایی که پدرش هزینه کاوشهای باستانشناسی را تأمین کرده بود. در همین شهر بود با بیل مکالی، سرپرست موزه هنر گلاسکو و کارشناس موزاییک و هنر بیزانس آشنا شد؛ مردی که پدرش بسیار به او ارادت داشت. این دو در سال ۱۹۵۳ ازدواج کردند و در خانه جانزبرن واقع در بالرنو، نزدیک تپههای پنتلند ساکن شدند. آنها پنج فرزند داشتند که آخرین آنها در سال ۱۹۵۷ متولد شد.
آن به گیتار کلاسیک علاقهمند شد و نواختن آن را در سطحی بالا آموخت. همین علاقه، او را به ریاضیات فیثاغورسی و پیوند آن با موسیقی کشاند. از همین نقطه بود که شیفته حلقههای سنگی و هندسه پیشاتاریخی شد و آثار الکساندر تام را با ولع خواند. در چند سال پس از آن، بخش عمدهای از نقشهبرداریهای تام را بازبینی کرد و برای یافتن شواهدی تازه از نظریات او، سفرهای گستردهای به ترکیه، مالت، مصر، یونان و سراسر جزایر بریتانیا انجام داد.
پس از جدایی از بیل در سال ۱۹۷۱، هفده سال از عمرش را صرف نظمدهی به پژوهشها و حجم انبوه دادههای ثبتشده کرد. آثار او میان دانشگاهیان و موسیقیدانانی چون پروفسور جی کاپراف، کیت کریچلاو، اندرو گلازوسکی و پل سگویا شهرت یافت. او در کنفرانسها و همایشهای ایالات متحده و بریتانیا سخنرانی کرد و در سال ۱۹۹۴، همکار افتخاری دانشگاه ادینبرو شد.
حوزههای پژوهشی مکالی شامل خاستگاه الفبا، تاریخ گیتار، خدای آپولو و اسرار فیثاغورسی بود. او از مدیران مرکز سالیسبوری در ادینبرو بود و برای سازمان پژوهش دانش گمشده (RILKO) سخنرانی میکرد. او در سال ۱۹۹۸ درگذشت، اما خانوادهاش دربارهاش گفتند:
او بخت یار بود که با بسیاری از عالمان راههای کهن قدم زد و حقیقت را به سادگی نوشیدن یک فنجان چای آشکار ساخت.
اندازهها و ریتمهای مگالیتی
آثار مکالی پس از مرگش، در سال ۲۰۰۶ توسط ویوین تی. لیناکر (نقشهبردار پرثی و رئیس انجمن وزنها و مقیاسهای بریتانیا) و ریچارد ای. بچلر (پژوهشگر افتخاری دانشگاه سنت اندروز، زمینشناس و کاوشگر هندسه فایف) گردآوری، ویرایش و منتشر شد. این کتاب، باز ارزیابی انتقادی هندسه بهکاررفته در بیش از ۱۸۰ حلقه سنگیِ نقشهبرداریشده توسط الکساندر تام (که بیش از ۲۰۰ مورد را بررسی کرده بود) را در بر میگیرد؛ همراه با اندازهگیری آنها با «یارد مگالیتی» و «عصای مگالیتی».
مکالی با تکیه بر مطالعات پروفسور فرنی در سال ۱۹۸۱ درباره «نقشه برجسته سنجششناسی» در موزه اشمولین آکسفورد (که مکالی آن را با نام پیشین «سنگ آروندل» میشناخت)، ادعا کرد که شباهتی میان «قاچ یونانی» و عصای مگالیتیِ ۲.۰۷۲ متری وجود دارد. او همچنین پیشنهاد کرد که بسیاری از مگالیثها با طول «یارد سوم» معادل یک «پای یونانی» طراحی شدهاند؛ اندازهای که در نقشه برجسته سنجششناسی برابر ۰.۲۹۶ متر، یا یکهفتم عصای مگالیتی نشان داده شده است. درباره این ادعا، جی کاپراف نوشت: «با این حال، طبق مستندات باستانشناسی، هیچ واحد استانداردی به نام 'پا' در یونان باستان وجود نداشته است.»
مکالی دریافت که قویترین شاهد مستقیم برای استفاده از واحد اندازهگیری باستانی در بریتانیای مگالیتی، در مجموعه ردیفهای سنگی مید کلیث قرار دارد. داگلاس هگی نیز یافته بود که این مکان، قویترین شاهد را برای یک واحد اندازهگیری کهن در میان تمام محوطههای بریتانیا ارائه میدهد. با این حال، هگی درباره وجود یارد مگالیتی بسیار مردد بود و بیان کرد که تحلیل دقیق او «شاهد کمی برای یک واحد بسیار دقیق» و «توجیه اندکی برای ادعای استفاده از چنین واحدی» نشان میدهد.
مکالی پیشنهاد کرد که فرهنگ والایی از باردها (یا دروئیدها) پس از ورود تکنیکهای کشاورزی هندواروپایی به بریتانیا در پنجمین هزاره پیش از میلاد شکل گرفت. این فرهنگ توانست ریاضیات فیثاغورسی را از طریق آکوردهای سهصداییِ هماهنگِ نواختهشده با چنگهای باستانی کشف کند. سپس این ریاضیات در ساخت حلقههای سنگی به کار رفت و از طریق تجارت قلع، دوباره به یونان صادر شد.