رسیدن به قدرت
محمد عبدالکریم صابون (درگذشته ۱۸۱۵)، از سال ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ سلطان وادی، دولت مسلماننشین در شرق چاد امروزی، بود. او سیاستهای توسعهطلبانهای را دنبال کرد و به بزرگترین فرمانروای وادی تبدیل شد.
عبدالکریم صابون در ماه رجب سال ۱۲۱۹ هجری قمری (مه–ژوئن ۱۸۰۴) بر تخت پادشاهی وادی نشست. او بزرگترین پسر کولاک صالح درت، فرمانروای ناتوان وادی بود. پدرش طی یک توطئه به قتل رسید و صابون قدرت را به دست گرفت. سایر فرزندان پدرش هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند، اما برادرش اسد خطر محسوب میشد.
اسد به دارفور گریخت، اما با این بهانه که حامیانی برای ادعای پادشاهیاش دارد، فریب خورد و بازگردانده شد. سپس او را دستگیر کرده و به پایتخت، واره، بردند و بیناییاش را گرفتند. صابون حاکم دولتی شد که در دوران صالح درت، ناحیه مرکزی-شرقی حوضه چاد، جنوب صحرای بزرگ و شمال بهرالسلامات، میان کنم در غرب و سلطنت دارفور در شرق را کنترل میکرد.
نبردهای نظامی
صابون ارتش خود را با زرههای زنجیری و سلاحهای گرم مجهز کرد و آنها را به غارتگری در برنو و باگویرمی فرستاد.
حدود سال ۱۸۰۵ یا ۱۸۰۶، صابون ازدواج گناهآلود عبدالرحمان گاورانگ یکم، پادشاه باگویرمی، با خواهرش را بهانه حمله قرار داد. او پایتخت، ماسنیا، را تصرف کرد و پادشاه و خانوادهاش را به قتل رساند. صابون غنایم عظیمی شامل ۲۰ هزار برده به دست آورد و یک حاکم دستنشانده در باگویرمی منصوب کرد. سالها پس از این رویداد، ارتشهای وادی همسایه جنوبی خود را به آسانی غارت میکردند.
وادی از دستههای غارتگر دار تاما، دولت دستنشانده دارفور، آسیب میدید. صابون از این غارتها به محمد الفضل، سلطان دارفور، شکایت کرد و پاسخی آشتیجویانه دریافت نمود، اما غارتها ادامه یافت. صابون در نهایت با پشتیبانی ۲۲ تفنگدار از فزان، طرابلس و بنغازی به دار تاما یورش برد. احمد، فرمانروای تاما، ناچار به دارفور پناه برد.
پس از درگیریهای بیشتر، احمد تسلیم صابون شد و پذیرفت سالانه هزار برده و صد اسب باج پرداخت کند. شمار بردگان بعداً به صد نفر کاهش یافت. صابون همچنین دارسیلا و داررونگا را به دولتهای باجده تبدیل کرد.
توسعه تجارت
صابون تجارت و دین اسلام را ترویج میکرد. در دوران فرمانرواییاش، بخش بزرگی از تجارت سودان مرکزی به طرابلی از طریق فزان را تحت کنترل درآورد.
حدود سال ۱۸۱۰، بازرگانی مجبرایی به نام شحیمه از جالو در سیرنایکا، در مسیر سفر به وادی از طریق مزروق در فزان گم شد. گروهی از بیدایات او را یافتند و از طریق اونیانگا به واره، پایتخت قدیمی وادی، بردند. صابون با پیشنهاد شحیمه برای گشایش مسیر کاروانی به بنغازی از مسیر مستقیم کوفره و اجیله/جالو موافقت کرد.
این مسیر جدید، هم فزان و هم دارفور را دور میزد؛ دولتهایی که تا آن زمان تجارت شرقی صحرای بزرگ را کنترل میکردند. نخستین کاروانها بین سالهای ۱۸۰۹ تا ۱۸۲۰ از این مسیر عبور کردند.
میراث
صابون در سال ۱۲۳۰ هجری قمری (۱۸۱۵/۱۸۱۶ میلادی) درگذشت. او در زمان مرگ، آماده حمله به برنو بود. پس از مرگش، نبردی طولانی بر سر جانشینی آغاز شد. در نهایت، برادر کوچکترش، محمد شریف، در سال ۱۸۳۸ با حمایت سلطان دارفور به قدرت رسید.