ملتی شکستخورده
«ملتی شکستخورده» یک فیلم مستند کوتاه بریتانیایی محصول ۱۹۴۶ است که توسط واحد فیلم سلطنتی تولید، توسط همفری جنینگز کارگردانی و با صدای ویلیام هارتل روایت شده است. این فیلم وضعیت ویرانشده آلمان را، هم از نظر کالبدی و هم از منظر اجتماعی، در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم به تصویر میکشد. راوی فیلم توضیح میدهد که نیروهای متفقین اشغالگر و خود مردم آلمان چه میکنند و چه باید بکنند تا از میان این ویرانهها، آلمان بهتری را بسازند.
خلاصه داستان
فیلم با نقشهای از مناطق اشغالی آلمان آغاز میشود که منطقه بریتانیا در آن پررنگ است. صداهای مختلفی با لهجههای متفاوت انگلیسی، بازتابی از نظرات مردم بریتانیا درباره آلمان را نشان میدهند: «خواستند و به دست آوردند!»، «نمیشود بگذارید گرسنه بمیرند»، «به نظر من اگر کمی از آنها بمیرند چیز بدی نیست». تصاویری از زیرساختهای ویران کشور به نمایش درمیآید؛ جادهها، پلها، خطوط راهآهن و کارخانههای نابودشده. سپس تصاویری از تابلوهای اطلاعیه افراد مفقودی دیده میشود که نشان میدهد ۳۰ میلیون آلمانی —تقریباً نیمی از جمعیت— هنوز در جستجوی بستگان و دوستان گمشده خود هستند.
کودکان بیسرپناهی را میبینیم که بیهدف در خیابانها نشستهاند. در تصویری، زنی در حال شیر دادن نوزاد است و صدای راوی میگوید: «نمیتوانیم دست آلمانیها را از روی خود برداریم، چون نمیتوانیم اجازه دهیم آن زندگی جدید به هر سمتی که خواست برود». مقامات نظامی مردم غیرنظامی را برای پاکسازی و بازسازی فراخوان میکنند. هدف این است که نهتنها با گرسنگی و بیماریهای واگیر مقابله شود، بلکه «بیماریهای ذهنی»، یعنی «نوین فاشیسم» نیز متوقف شود.
مردم در زیرزمینهای ساختمانهای بمبارانشده و بدون گرما، نور، آب و بهداشت زندگی میکنند. زغال سنگ بهعنوان حیاتیترین منبع شناخته میشود و واحد «کنترل زغالسنگ» بریتانیا تولید و توزیع معادن رور را سازماندهی میکند. یک دور باطل توضیح داده میشود: زغالسنگ برای نیرو و حملونقل لازم است، اما بدون زیرساخت نیرو و حملونقل، نمیتوان زغالسنگ را به مقصد رساند. زغالسنگی برای مصرف غیرنظامی باقی نمیماند و مردم برای سوخت به جستجوی هیزم میروند. سفر با قطارهای باقیمانده تنها با مجوز نظامی ممکن است، اما حجم مسافران ظرفیت را میشکند. قطاری را میبینیم که از هامبورگ به سمت کیل حرکت میکند و دهها نفر از بیرون واگنها آویزاناند، بیتوجه به اعلامهای بلندگویی که این کار ممنوع است.
تشکیل نیروی پلیس جدید آلمان شرح داده میشود؛ پلیسی که از این پس «باید بفهمد خدمتگزار مردم است، نه ارباب آنها». جیره غذایی غیرنظامیان روزانه بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ کالری است. تیمهای صلیب سرخ سلامت مردم را بررسی میکنند تا ببینند آیا این جیره برای کار کردن کافی است. آموزش و پرورش بهعنوان سردردی بزرگ مطرح میشود، چون «هرگز افکار نازی را از سر برخی بزرگسالان بیرون نمیکنید». کودکان در میان ویرانهها بازی میکنند، اما معلمان جدیدی استخدام میشوند تا به نسل آینده بیاموزند «زندگی چیزهای دیگری هم فراتر از نازیسم و جنگ دارد». با این حال، مدرسه و معلم کمند و کودکان زیادند. مشکل این است که کودکان بزرگ میشوند و «بیشتر شبیه پدرانشان میشوند».
خاندان صنعتی کروپ بهعنوان کسانی که «مثل هیتلر و گورینگ در کشتن سربازان متفقین مقصرند» نام برده میشود و کارخانههای ویرانشده تسلیحاتیشان نشان داده میشود. سربازان بازمانده ورماخت در حال پردازش دیده میشوند. این مردان باید به نوعی به جامعه بازگردند، «نهتنها جسمشان، بلکه ذهنشان نیز». اگر حتی یک مرد یا زن در حالی که به ارزشهای نازی و برتری آلمانی اعتقاد دارد به مقامی منصوب شود، «آغاز جنگی دیگر را خواهید داشت». بنابراین، همه آنها از یک فرآیند سختگیرانه بازرسی عبور میکنند. هر کس که در لیست تحت تعقیب باشد یا مشکوک به نظر برسد، رد شده و «به قفس بازگردانده میشود».
وقتی حکومت شبانه اعمال میشود، مردم باید از خیابانها بروند و خود را هرطور که میتوانند سرپا نگه دارند. آژیر حمله هوایی به صدا درمیآید «تا یادآوری کند که بازپسگیری احترام ملی در دست خودشان است». فیلم با تصاویری از کودکانی که حلقهزیر میرقصند و این بیان که متفقین تا زمانی که مطمئن شوند نسل آینده نماینده «آلمان نور، زندگی و آزادی... حقیقت، مدارا و عدالت» خواهد بود، آنجا میمانند، به پایان میرسد.
تولید
تصویربرداری این فیلم در منطقه اشغالی بریتانیا در شمالغربی آلمان انجام شد و از اوت ۱۹۴۵ آغاز گردید. مکان اصلی فیلمبرداری، منطقه اطراف شهر ویرانشده هامبورگ بود و از صحنههایی از کلن، اسن و آخن نیز استفاده شد.
این فیلم یکی از اولین آثاری بود که پیامدهای جنگ جهانی دوم را برای غیرنظامیان عادی آلمانی نشان میداد؛ زمانی که نگاه غالب متفقین هنوز دشمنی و سوءظن بود و خواهان انتقام و باور به اینکه آنها آنچه کاشتند را درو میدهند، بودند. جنینگز این موضوع را پذیرفت و در عین حال با لحنی بیطرفانه و غیرتنبیهی نشان داد که تلاش متفقین برای بازسازی آلمان برای کاهش خطر درگیریهای آینده حیاتی است. او اعتراف کرد یافتن نقطه میانی که نه انتقامجویانه باشد و نه توجیهگر، بسیار دشوار است. او در نامهای به همسرش نوشت: «آنها قطعاً مقصر یا شکستخورده به نظر نمیرسند. آنها به جبرانگرایی قدیمیشان پناه میبرند: خانهداری که میبیند لوله آب خیابان کار نمیکند میگوید 'کاپوت'... 'کاپوت... آلِس کاپوت.' همه چیز نابود شده... چقدر درست است - اما هیچ اشارهای به اینکه تقصیر خودشان است - تقصیر او. زن دیگری که آب میآورد میپرسد 'چرا شما به ما کمک نمیکنید؟' منظور از 'شما' خود ما هستیم. در عین حال هیچ چیز روشنتر از این نیست که نمیتوانیم... نباید آنها را رها کنیم تا در آب خود بپزند... خب به هر حال این یک درگیری به شدت عجیب است.»
تحلیلهای مدرن فیلم غالباً به تضاد میان روایت و تصاویر اشاره میکنند. در برخی بخشها، روایت آشکارا بیان میکند که آلمان باید گناه جمعی را بپذیرد، اما تصاویر مردم را بهعنوان افرادی مجزا نشان میدهد و با وضعیت آنها همدلی و برای آیندهای بهتر امیدوار است. بایگانی متحرک بریتانیا معتقد است جنینگز بهعنوان کارگردان، «علاقهای به انسانیت مشترک دارد (که) حتی در چنین فضایی هم سرکوب نمیشود».
موسیقی
مور متیسون مدیر موسیقی و گای واراک آهنگساز بودند. هر دو بدون ذکر نام اعتبار شدند. این دومین موسیقی مستند واراک برای سلطنت پس از فیلم سال گذشته بود. متیسون نوشت:
واکنش منتقدان
«ملتی شکستخورده» با واکنش بسیار مثبت منتقدان معاصر روبهرو شد که آن را فیلمی مهم درباره موضوعی حیاتی روز میدانستند و به بسیاری از پرسشهای مخاطب درباره واقعیت زندگی در آلمان شکستخورده پاسخ میداد. نظرات شامل: «یکبار دیگر واحد فیلم سلطنتی کار الهامبخشی در گزارشگری انجام داد.» (ساندی دیسپچ)؛ «این فیلم در ذهن شما میماند و این برای هر فیلمی ستایش بزرگی است. با اینکه از ویرانی و شکست بوی تند میدهد، اما سرشار از هدف است. شما هرگز از هیچ روایت نوشته یا گفتاری چنین اثری از بدبختی خالی و پرخاشگری درهمشکسته، کشوری آنقدر گمشده که برای هر چیزی آماده است، به دست نخواهید آورد.» (نیوز کرونیکل)؛ «چشماندازی تاریک از ویرانی، صنایع خردشده، و مردم ژنده که در زیرزمینها زندگی میکنند و به دنبال بستگان گمشدهاند.» (استار) و «بسیار تأثیرگذارتر به خاطر خویشتنداریاش. لحن بهخوبی از شماتت آزاد است.» (دیلی تلگراف).
نقص اصلی فیلم کوتاهی آن (۱۸ دقیقه) ذکر شد که به معنای تنها سطحی خوردن مسائل پیچیده و لاینحل بود. دیلی ورکر یادداشت کرد: «یک اثر ظریف سینمایی است... اما چقدر این موضوع برای رویکردی وسیعتر و عمیقتر التما میکند». گلاسکو هرالد موافق بود که با وجود «نمونهای عالی از تولید بریتانیا»، اینطور به نظر میرسد که «تا استخوان بریده شده است». ساندی تایمز نیز احساس کرد در چنین زمان کوتاهی «تلاش برای پوشش... کل وظیفه دولت نظامی در منطقه بریتانیا امیدوارانه است».
وضعیت حق نشر
«ملتی شکستخورده» در ایالات متحده در مالکیت عمومی قرار دارد و برای تماشا یا دانلود رایگان در بایگانی اینترنت موجود است.