عبارت مورد نظر خود را بنویسید
رابرت ام. فاگلسون، مورخ شهری آمریکایی و استاد بازنشستهٔ تاریخ در MIT، پژوهشهایش را بر تاریخ شهرنشینی، سیاستهای مسکن، حومهنشینی، مرکز شهرها و پلیس شهری متمرکز کرده است.
رابرت جانسون، نوازنده بلوز آمریکایی، در دوران کوتاه فعالیتش ۲۹ ترانه ضبط کرد. این ضبطها در دو استودیوی موقت در تگزاس انجام شد و بعدها در قالب ۱۲ صفحه ۷۸ دور در دقیقه منتشر شدند. با وجود خارج شدن از چاپ، این آثار تا سال ۱۹۵۹ تنها منبع موسیقی او بودند. در سال ۱۹۹۰، مجموعه کامل ضبطهای او با استقبال گسترده مواجه شد و بیش از یک میلیون نسخه فروخت.
رابرت هاوارد، کارگر نساجی متولد انگلستان، به یکی از رهبران کارگری آمریکا تبدیل شد و برای مذاکره بهجای اعتصاب و کاهش ساعات کار تلاش کرد.
رابرت داگلاس دیک، کریکتباز انگلیسی، در سال ۱۸۸۹ در میدلزبرو متولد شد. او در سال ۱۹۱۱ در یک مسابقه برای باشگاه یورکشر شرکت کرد و بهعنوان یک بولر سریع راستدست، دو ویکت گرفت. دیک در ۹۴ سالگی در گیسبرو، یورکشر درگذشت.
فیلم «زیبایی وحشی» محصول ۱۹۴۶ آمریکا، به کارگردانی والاس فاکس و نویسندگی آدل بافینگتون، داستانی مهیج را روایت میکند. این فیلم با بازی دون پورتر، لوئیس کولیِر و رابرت ویلکاکس، مبارزهای برای حفاظت از اسبهای وحشی در غرب مدرن را به تصویر میکشد.
لاندوس، دهکدهای دلنشین در جنوب مرکزی فرانسه، با عبور مسیر پیادهروی معروف رابرت لویی استیونسن و خط راهآهن قدیمی، مقصدی ایدهآل برای علاقهمندان به طبیعت و تاریخ است.
ویلیام اسمارت (حدود ۱۵۳۰–۱۵۹۹)، سیاستمدار انگلیسی اهل ایپسویچ، پس از درگذشت پدرش در ۱۵۶۰، چهار ملک در اسکس و سافک را به ارث برد. او در سمتهایی مانند خزانهدار، پورتمن و پنج بار بهعنوان بایف ایپسویچ فعالیت کرد. اسمارت بهدلیل مخالفت با ارسال تدارکات به رابرت دادلی، ارل لستر، زندانی شد اما با حمایت شهروندان ایپسویچ آزاد گردید. او نماینده پارلمان انگلستان در ۱۵۸۸ بود و در ۱۵۹۱ به ساخت سرای سالمندان در ایپسویچ کمک شایانی کرد.
رمان «اگر فریاد میزند، بگذار برود» نوشته چستر هیمز، نخستین رمان این نویسنده آمریکایی است که در سال ۱۹۴۵ منتشر شد. این رمان داستان کارگر سیاهپوست کشتیسازی به نام رابرت «باب» جونز را در لسآنجلس در دوران جنگ جهانی دوم روایت میکند. باب با وجود فرصتهای شغلی جدید برای سیاهپوستان در صنعت دفاعی، همچنان با فشار نژادپرستی، تبعیض شغلی و تنشهای نژادی دست و پنجه نرم میکند.
منلیوس والریوس تامسون (۱۲ اوت ۱۸۰۲ - ۲۲ ژوئیه ۱۸۵۰) یک حقوقدان و سیاستمدار آمریکایی از ایالت کنتاکی بود. او از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ به عنوان دوازدهمین معاون فرماندار کنتاکی در دولت رابرت پی. لچر خدمت کرد. تامسون در شهرستان اسکات، کنتاکی متولد شد و پس از تحصیل در مدارس عمومی، مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه ترانسیلوانی در ۱۸۲۲ دریافت کرد.
ژان-شارل مورو (۱۸۸۹–۱۹۵۶) معمار فرانسوی بود که بهخاطر سبک کلاسیک دقیق و شاعرانهاش شناخته میشود. او پس از فارغالتحصیلی از مدرسه هنرهای زیبای پاریس در ۱۹۲۲، برای شخصیتهای برجستهای مانند بارون رابرت روتشیلد و ویسکانتی شارل دو نوآی کار کرد. آثار او شامل خانههای خصوصی، سالنهای کنسرت، و پروژههای شهری در پاریس، قاهره و لندن است.
جو الیس، متولد ۳ مه ۱۹۴۴، یک بازیکن حرفهای سابق بسکتبال آمریکایی است که هشت فصل در NBA برای تیم واریورز (ابتدا در سانفرانسیسکو و سپس در اوکلند) بازی کرد. او در دبیرستان مککلیموندز و دانشگاه سانفرانسیسکو درخشید و در سال ۱۹۶۶ توسط واریورز در درفت NBA انتخاب شد.
«دیگری» نمایشنامهای از پل لینداو است که چندین بار به فیلم تبدیل شده است. از جمله اقتباسهای سینمایی آن میتوان به فیلم «دیگری» در سال ۱۹۱۳ به کارگردانی مکس مک، «دیگری و دادستان هالرز» در سال ۱۹۳۰ به کارگردانی رابرت وینه، و «پرونده هالر» در سال ۱۹۳۳ به کارگردانی الساندرو بلاستی اشاره کرد.
جینی لیتل، سیاستمدار جمهوریخواه آمریکایی، از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ بهعنوان رئیس کمیته ایالتی جمهوریخواه نیوجرزی فعالیت کرد. همسر او، رابرت لیتل، نزدیک به ۴۰ سال در مجلس نیوجرزی حضور داشت و دخترشان، الیسون لیتل مکهوز، از ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۵ عضو مجلس ایالتی بود. جینی در کنار فعالیتهای سیاسی، در کسبوکار خانوادگی نیز فعال بود و پس از کنارهگیری از ریاست کمیته، بهعنوان مشاور کسبوکار فعالیت کرد.
جنت لیتل (۱۷۵۹–۱۸۱۳)، بعدها جنت ریچموند، با نام مستعار شیردوش اسکاتلندی، شاعری اسکاتلندی بود که به زبان اسکاتلندی میسرود. او با وجود تحصیلات محدود، با حمایت افرادی مانند رابرت برنز و جیمز بوسول به شهرت رسید و مجموعه شعرهایش در ۱۷۹۲ با موفقیت مالی منتشر شد.
در انتخابات ۸ نوامبر ۱۹۸۸ سنای آمریکا در ویرجینیای غربی، رابرت برد، سناتور دموکرات وقت، در برابر جی ولف جمهوریخواه پیروز شد و ششمین دوره خود را آغاز کرد.
رابرت ای. متسگر، متولد ۱۹۵۶، یک مهندس برق آمریکایی و نویسنده علمی-تخیلی است. او با رمان «پیکورس» در سال ۲۰۰۲ به فینال جایزه نِبولا راه یافت. متسگر با مدرک دکترای مهندسی برق از دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس، هماکنون مدیر فنی شرکت کیما تکنولوژیز است و در کنار فعالیتهای علمی، آثار ادبی او در ژانر علمی-تخیلی سخت شناختهشدهاند.
فیلم «کسی که میشناختم» یک کمدی رمانتیک آمریکایی محصول ۲۰۲۳ به کارگردانی دیو فرانکو است. این فیلم با بازی الیسون بری، جی الیس و کیرسی کلیمونز، داستان آلی را روایت میکند که پس از لغو برنامه تلویزیونیاش، به زادگاهش بازمیگردد و با دوست پسر سابقش، شان، روبرو میشود. این دیدار منجر به اتفاقات پیچیدهای در زندگی آلی و نامزد شان، کَسیدی، میشود.
فیلم آرژانتینی «آرزو» (۱۹۴۴) به کارگردانی کارلوس اشلیپر، درام جذابی با بازی بازیگرانی چون السا اوکانور، آیدا لوز و رابرت ایرالدی است. این فیلم با طراحی صحنهی خوان مانوئل کونکادو، داستان شخصیتهای متنوعی را روایت میکند که درگیر روابط پیچیدهای هستند.
رابرت مکواتین، معروف به رابرت بارِت، نجیبزادهای آنگلو-ایرلندی در قرن پانزدهم بود. او از شاخهای از خاندان بارِت در شمال کاناکت میآمد و در سال ۱۴۱۳ میلادی در رویدادی تاریخی نقش داشت. طبق گزارش سالنامهها، او هنری بارِت را در کلیسای ایرِخ-لوخا-کون اسیر کرد، اما پس از رؤیای مکرر قدیس محلی، اسیر را آزاد و زمینی را به عنوان غرامت وقف کرد.
انیگما رمانی است از رابرت هریس که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. این رمان داستان تام جریکو، ریاضیدان جوانی را روایت میکند که در تلاش برای شکستن کدهای انیگمای آلمانها در جریان جنگ جهانی دوم است. جریکو در بلچلی پارک، مرکز رمزنگاری بریتانیا، مشغول به کار است و تحت فشار شدید جسمی و روانی قرار دارد.