اکس‌والا؛ هنرمند جنجال‌برانگیز عصر اینترنت

XVALA
📅 22 خرداد 1405 📄 607 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

اکس‌والا هنرمند معاصری است که با استفاده از تصاویر و اشیای جنجالی سلبریتی‌ها، مرزهای حریم خصوصی، مالکیت محتوا و آزادی بیان را در عصر اینترنت به چالش می‌کشد.

معرفی اکس‌والا

اکس‌والا هنرمندی معاصر است که بیشتر با به‌کارگیری تصاویر و اشیای جنجالیِ سلبریتی‌ها در آثارش شناخته می‌شود. او همچنین کمپین ترس از گوگل را راه انداخت؛ حرکتی درباره از دست رفتن حریم خصوصی در عصر اینترنت. خود او گفته نگرانی‌اش از عمومی شدن اطلاعات شخصی در این عصر، محرک اصلی این کمپین بوده، اما تأکید می‌کند که به سانسور باور ندارد. اکس‌والا آثارش را متعلق به «دوران پسارایانه‌ای» می‌داند.

«من به سانسور باور ندارم.»

هویت

نام واقعی اکس‌والا در منابع مختلف اغلب «جف همیلتون» گزارش شده، اما این ادعا محل تردید است. «اکس‌والا» یک برچسب اینترنتی است که هنرمند برای ایجاد حس انحصار ساخت. در آغاز، این نام به هیچ نشانی وب یا ایمیلی متصل نبود و در موتورهای جست‌وجو هیچ نتیجه‌ای نداشت. اکس‌والا بعدها با تولید محتوای منحصربه‌فرد به این برچسب معنا داد و آن را از مسیر موتورهای جست‌وجو وارد شبکه اینترنت کرد.

جنجال‌ها

یکی از نخستین و ماندگارترین استفاده‌های اکس‌والا از تصویر جنجالی یک سلبریتی، نمایش عکسی از بریتنی اسپیرز با سر تراشیده بود؛ عکسی که در سال ۲۰۰۷ توسط پاپاراتزی گرفته شد و بعداً به‌صورت آنلاین منتشر شد و هنرمند آن را پیدا کرد.

در سال ۲۰۱۱، او از تصاویر برهنه اسکارلت جوهانسون استفاده کرد که از گوشی بازیگر هک شده و در اینترنت منتشر شده بود. اکس‌والا چند نسخه از آن تصاویر را در فضای عمومی لس‌آنجلس نصب کرد و روی بخش‌های خصوصی بدن او برچسب‌هایی با عنوان «ترس از گوگل» چسباند. او استفاده از چنین تصاویری را «نوآوری اخلال‌گر» نامید.

در همان سال، او زباله‌هایی را که از خانه‌های پیشگامان صنعت فناوری مانند مارک زاکربرگ، لری پیج و سرگی برین، استیو جابز، جک دورسی و جیمی ولز جمع کرده بود، به نمایشگاهی با عنوان «چوب‌لباسی‌های نه‌چندان خوش‌آویز سیلیکون‌ولی» تبدیل کرد. نام نمایشگاه از قطعه محوری آن گرفته شده بود: چوب‌لباسی سیمی از زباله‌های مارک زاکربرگ که اکس‌والا آن را به رنگ آبیِ فیسبوک درآورد و به شکلی آلت‌وار خم کرد.

در سال ۲۰۱۲، اکس‌والا با استفاده از زباله‌های جمع‌آوری‌شده از خانه استیو جابز و قالبی که شرکت چینی M.I.C. Gadget ساخته بود، مجسمه‌ای از مدیرعامل اپل ساخت. سپس چند نسخه از آن را در رنگ‌های «سفید اپلی» و «سیاه اپلی» تولید کرد؛ رنگ‌هایی که او آن‌ها را به خودکشی‌های سال ۲۰۱۰ در فاکس‌کان مرتبط می‌دانست، و آن‌ها را در نمایشگاه «متفاوت فکر کن» فروخت. این پروژه از دو جهت جنجال‌برانگیز بود: از یک سو به دلیل اشاره به فاکس‌کان و از سوی دیگر به دلیل شکایت‌های الزام به توقف که اپل علیه شرکت M.I.C. Gadget مطرح کرده بود.

اکس‌والا در همان سال از زباله‌های کیم کارداشیان نیز اثری ساخت؛ او یک توپ بسکتبال بادخالی را تصاحب کرد و با آن قطعه‌ای به نام «کوبیده و دانک‌شده» ساخت.

در سال ۲۰۱۴، برنامه او برای استفاده از تصاویر برهنه جنیفر لارنس و کیت آپتن در نمایشگاه «حذف نمی‌شود» در سنت پترزبرگ، فلوریدا، توجه رسانه‌های بزرگ بین‌المللی را جلب کرد. این تصاویر ابتدا از فضای ذخیره‌سازی ابری دزدیده و در اینترنت منتشر شده بودند. اکس‌والا و مسئول روابط عمومی‌اش، کوری آلن، گفتند هدف نمایشگاه بهره‌کشی نیست؛ بلکه قرار است گفت‌وگویی درباره ماهیت شهرت و هنر باز شود، به‌ویژه در نسبت با پرسش‌هایی مانند حریم خصوصی، آزادی بیان و مالکیت محتوا. با این حال، نمایشگاه با موجی از اعتراض، طومارهای اعتراضی و فراخوان تحریم روبه‌رو شد. سرانجام، به دلیل مجموعه‌ای از نگرانی‌های حقوقی و اخلاقی، اکس‌والا تصمیم گرفت تصاویر سلبریتی‌های برهنه را به کار نبرد و به‌جای آن‌ها، تصاویری از بدن برهنه خودش را قرار داد.

مقایسه‌های هنری

آثار اکس‌والا هم به دلایل مثبت و هم به دلایل منفی با شماری از هنرمندان برجسته مقایسه شده است. به‌سبب گرایش او به هنر تصاحب، اغلب او را با مارسل دوشان، اندی وارهول و ریچارد پرینس مقایسه می‌کنند. او همچنین به‌خاطر ورودهای گاه‌به‌گاه به هنر خیابانی، با بنکسی مقایسه شده است.

همچنین بخوانید

  • تصاویر برهنه سلبریتی‌ها
  • نشت تصاویر سلبریتی‌ها از آی‌کلاد

پیوندهای خارجی

  • وب‌سایت رسمی اکس‌والا
  • گالری اکس‌والا در نگارخانه هنر معاصر کوری آلن

رده‌ها

  • سال تولد نامشخص (افراد زنده)
  • افراد زنده
  • هنرمندان معاصر آمریکایی

جمع‌بندی

کارهای اکس‌والا، چه تحسین شوند چه نقد، نشان می‌دهند که اینترنت چگونه شهرت، مالکیت و حریم خصوصی را دگرگون کرده است. هنر او بیشتر از آنکه پاسخ قطعی بدهد، مخاطب را به پرسش درباره مرز میان اعتراض، سوءاستفاده و خلاقیت وامی‌دارد.