بیوگرافی
ویکتور لوفنفلد (۱۹۶۰-۱۹۰۳)، استاد برجسته اتریشیالاصل آموزش هنر در مؤسسه همپتون و دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا بود. افکار او پس از جنگ جهانی دوم، مربیان بسیاری را در ایالات متحده تحت تأثیر قرار داد. او بهویژه بر این نکته تأکید داشت که «کودکان در مراحل مختلف رشد هنری، باید با رسانهها و مضامین مناسب تحریک شوند و برنامه درسی عمدتاً بر مبنای ملاحظات رشدی تدوین گردد.»
لوفنفلد در سال ۱۹۰۳ در لینتس اتریش چشم به جهان گشود و همواره به هنر گرایش داشت. به گفته خودش، در چهار یا پنج سالگی به سمت موسیقی کشیده شد و در نه یا ده سالگی نواختن ویولون را آغاز کرد. از آنجا که او با گوش موسیقی مینواخت و نت نمیخواند، اغلب او را «کولی» خطاب میکردند. در همان سال، نقاشی را هم شروع کرد. این آشنایی اولیه با هنرهای تجسمی و نمایشی، مسیر زندگیاش را به تربیت خود و جامعه در زمینه هنر اختصاص داد.
دکتر لوفنفلد از کالج هنرهای کاربردی و آکادمی هنرهای زیبای وین فارغالتحصیل شد. او بعدها دکترای آموزش خود را از دانشگاه وین دریافت کرد و در این مدت، معلم مدارس ابتدایی و متوسطه بود. در وین، مدیریت بخش هنر مؤسسه نابینایان را نیز بر عهده داشت. لوفنفلد در سال ۱۹۳۸ پیش از ورود به آمریکا به انگلستان گریخت. او پس از خدمت در نیروی دریایی به عنوان مشاور کمکهای بصری در زمان جنگ، در سال ۱۹۴۶ شهروند آمریکا شد.
لوفنفلد در سال ۱۹۳۹ به مؤسسه همپتون در ویرجینیا پیوست؛ ابتدا به عنوان استادیار هنرهای صنعتی و استودیو، و سپس رئیس دپارتمان هنر. در سال ۱۹۴۵، به عنوان سرپرست مجموعه برجسته هنر آفریقایی سیاهپوست در مؤسسه همپتون منصوب شد. او در سال ۱۹۴۶ به عنوان استاد آموزش هنر به دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا رفت. ده سال بعد، ریاست دپارتمان تازهتأسیس آموزش هنر را بر عهده گرفت و تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۰ در این سمت ماند.
دکتر لوفنفلد به خاطر نظریه «دیداری-لمسی» خود در آموزش هنر که ریشه در منابع وینیزی داشت، شهرت یافت. او آموزش خوب را همواره یک گفتگو میدانست؛ به همین دلیل، انگیزهها و ارزیابیهایش گرایش شدید اکسپرسیونیستی داشت. آموزشهای روانشناختیاش به او کمک کرد تا در ماههای اول حضورش در آمریکا، جایگاهی درمانی بیابد؛ تا جایی که مجله تایم او را «روانشناس وینیزی» نامید. او رهبر فعالی در انجمن ملی آموزش هنر و کمیته ملی آموزش هنر بود.
به گفته پیتر اسمیت: «لوفنفلد هنوز نامی قدرتمند در آموزش هنر آمریکاست. اگرچه مرگ او و درگذشت یا بازنشستگی شاگردانش، نفوذ سیاسی لوفنفلدیسم را در آکادمی (و در نتیجه در آموزش معلمان) کمرنگ کرده، اما مفاهیم او همچنان در حال پیشروی است.»
فلسفه لوفنفلد از طریق نظریات کتابهایش به مخاطبان وسیعی رسید: پیدایش مجسمهسازی (۱۹۳۲)، مجسمههای ساختهشده توسط نابینایان (۱۹۳۴)، ماهیت خلاقیت (۱۹۳۸)، رشد خلاق و ذهنی (۱۹۴۷) و کودک شما و هنرش. او بیش از صد مقاله در زمینه زیباییشناسی آموزش هنر، هنر برای معلولان، هنر سیاهپوستان و آزمونها منتشر کرد. جان تی. بیگرز، نقاش دیوارنگار آمریکایی، از شاگردان او بود.
رشد خلاق و ذهنی
کتاب «رشد خلاق و ذهنی» که لوفنفلد در سال ۱۹۴۷ منتشر کرد، به تأثیرگذارترین کتاب درسی آموزش هنر تبدیل شد. از آنجا که این کتاب ویژگیهای هنر کودک را توصیف میکرد، بسیاری از برنامههای آمادهسازی معلمان ابتدایی از آن بهره بردند. لوفنفلد معتقد بود شواهد رشد زیباییشناختی، اجتماعی، جسمی، هوشی و عاطفی در آثار کودکان بازتاب مییابد.
او متعاقباً نظریه مراحل رشد هنری را بسط داد. این مراحل عبارتند از:
- خطخطی کردن
- پیشطرحواره
- طرحواره
- طلوع واقعگرایی
- شبهواقعگرایی
- دوره تصمیمگیری/بحران
ایدههای لوفنفلد درباره هنر به عنوان کاتالیزور خلاقیت، پایاننامههای پژوهشی بسیاری را در حوزه آموزش هنر به راه انداخت.
مجموعه یادبود لوفنفلد
ویکتور لوفنفلد انجانی از دوستان و پیروان را به جای گذاشت؛ از جمله ادوارد ال. متیل که در تأسیس صندوق یادبود ویکتور لوفنفلد کمک کرد. از دکتر متیل نیز خواسته شد تا در زمان درگذشت دکتر لوفنفلد، ریاست دپارتمان آموزش هنر را بر عهده بگیرد. این صندوق توسط یک کمیته محلی شامل الیزابت ییگر، یار چومیککی، جورج پاپاس، والتر سی. رید و جورج اس. زورتیچ اداره میشد. کمیته ملی نیز شامل کنت آر. بایتل، مایو برایس، اف. لوئیس هوور، ادوارد ال. متیل، چارلز ام. رابرتسون و دی. کنت واینبرنر بود. کمکهزینههای یادبود ملی، هر دو سال یکبار در کنوانسیون انجمن ملی آموزش هنر (NAEA) به مقالات پژوهشی دانشمندان برجسته تعلق میگرفت و حدود پنج مقاله به این شیوه ارائه شد. بودجه کمیته محلی صرف خرید مجسمه، درخت و پلاک برای محوطه باغ یادبود در کالج آموزش دانشگاه پناستیت شد. دانشجویان فارغالتحصیل نیز در این راستا، نقاشی، مجسمه و طراحیهایی را به مجموعه یادبود لوفنفلد اهدا کردند.
امروزه نیز این اهداییها استقبال میشود. این مجموعه که شامل بیش از هفتاد اثر است، در کلبه هنر، ساختمان چمبرز، ساختمان سدر و ساختمان رکلی در پردیس دانشگاه پارک قرار دارد.