آزمون یازده پلاس (11+) چیست؟
آزمون یازده پلاس (که به اختصار 11+ نامیده میشود) یک آزمون استاندارد است که در سال آخر تحصیلات ابتدایی در انگلستان و ایرلند شمالی برگزار میشود. هدف اصلی این آزمون، سنجش دانشآموزان برای ورود به مدارس گرامر (Grammar Schools) و سایر مدارس متوسطهای است که بر اساس شایستگی تحصیلی دانشآموزان را گزینش میکنند. نام این آزمون از محدوده سنی دانشآموزانی گرفته شده که در سنین 11 تا 12 سالگی آن را پشت سر میگذارند.
در گذشته، آزمون یازده پلاس در سراسر بریتانیا رایج بود، اما امروزه تنها در برخی شهرستانها و مناطق انگلستان که به جای مدارس جامع (Comprehensive Schools)، مدارس گزینشی (Selective Schools) ارائه میدهند، برگزار میشود. این آزمون که با نام «آزمون انتقال» (Transfer Test) نیز شناخته میشود، بهویژه با «سیستم سهجانبه» (Tripartite System) که از سال 1944 تا 1976 در بیشتر مناطق بریتانیا اجرا میشد، ارتباط تنگاتنگی دارد.
هدف و ساختار آزمون
هدف اصلی آزمون یازده پلاس، ارزیابی توانایی دانشآموزان در حل مسئله از طریق سوالات استدلال کلامی (Verbal Reasoning) و استدلال غیرکلامی (Non-Verbal Reasoning) است. در حال حاضر، بسیاری از این آزمونها شامل بخشهایی در ریاضیات (Mathematics) و زبان انگلیسی (English) نیز میشوند.
در ابتدا، این آزمون به عنوان یک سنجش عمومی هوش (توانایی شناختی)، مشابه آزمون IQ، در نظر گرفته میشد. اما با افزودن سنجش مهارتهای آموختهشده در برنامه درسی، این آزمون اکنون تواناییهای تحصیلی دانشآموز را که در طول سالهای گذشته توسعه یافته، ارزیابی میکند و بهطور ضمنی نشاندهنده میزان حمایت محیط خانه و مدرسه از دانشآموز است.
سیستم سهجانبه و نقش آزمون 11+
آزمون یازده پلاس در سال 1944 معرفی شد و برای تعیین نوع مدرسه متوسطهای که دانشآموز پس از دوره ابتدایی باید در آن تحصیل کند (مدرسه گرامر، مدرسه مدرن متوسطه، یا مدرسه فنی)، به کار گرفته میشد. اساس سیستم سهجانبه بر این ایده استوار بود که مهارتها، مهمتر از منابع مالی، در تعیین نوع تحصیلات یک کودک نقش دارند و مهارتهای مختلف نیازمند آموزشهای متفاوتی هستند.
این سیستم آموزشی، با شاخههای تحصیلی، فنی و کاربردی، در دهه 1940 پایهگذاری شد. تصور غالب آموزشی در آن زمان این بود که آزمون، راه مؤثری برای کشف زمینهای است که کودک بیشترین استعداد را در آن دارد. نتایج آزمون برای تطبیق مدارس متوسطه با تواناییها و نیازهای شغلی آینده دانشآموزان به کار میرفت.
اما با اجرای سیستم، مدارس فنی به اندازه تصور اولیه در دسترس نبودند. در عوض، سیستم سهجانبه با رقابت شدید برای ورود به مدارس معتبر گرامر شناخته شد. به این ترتیب، آزمون یازده پلاس اهمیت ویژهای یافت. آزمون به جای تخصیص بر اساس نیاز یا توانایی، به مسئله «قبولی یا ردی» تبدیل شد. این امر باعث شد که آزمون هم مورد نفرت عدهای و هم مورد حمایت قوی عدهای دیگر قرار گیرد.
ساختار آزمون یازده پلاس
ساختار آزمون یازده پلاس در طول زمان و در مناطق مختلفی که از آن استفاده میکردند، متفاوت بوده است. معمولاً این آزمون شامل سه بخش بود:
- محاسبات (Arithmetic): آزمونی برای سنجش سرعت و دقت در محاسبات ذهنی.
- نوشتار (Writing): یک بخش برای نوشتن انشا در مورد یک موضوع عمومی.
- حل مسئله عمومی (General Problem Solving): آزمونی برای سنجش دانش عمومی و توانایی بهکارگیری منطق در مسائل ساده.
برخی آزمونها شامل بخشهای زیر نیز میشدند:
- استدلال کلامی (Verbal Reasoning)
- استدلال غیرکلامی (Non-Verbal Reasoning)
- ریاضیات (Mathematics)
- انگلیسی (English)
اکثر دانشآموزان، آزمون یازده پلاس را در سال آخر مدرسه ابتدایی، معمولاً در سن 10 یا 11 سالگی، میدادند. در برخی مناطق مانند برکشایر و باکینگهامشر، امکان شرکت در آزمون یک سال زودتر (آزمون ده پلاس) نیز وجود داشت. در ایرلند شمالی، اگرچه آزمون در گذشته برگزار میشد، اما در حال حاضر روال متفاوتی دارد و آخرین آزمون یازده پلاس در نوامبر 2008 برگزار شد.
روشهای نمرهدهی و استانداردسازی
در حال حاضر، 163 مدرسه گرامر در انگلستان و 67 مدرسه در ایرلند شمالی فعال هستند. در مناطقی که بقایای سیستم سهجانبه همچنان وجود دارد، آزمون یازده پلاس نیز ادامه یافته است. امروزه این آزمون بیشتر به عنوان یک آزمون ورودی برای گروه خاصی از مدارس عمل میکند تا یک آزمون عمومی برای همه دانشآموزان، و شرکت در آن داوطلبانه است.
آزمونهای یازده پلاس در سپتامبر سال آخر تحصیلات ابتدایی برگزار میشوند و نتایج در اکتبر به والدین اعلام میشود تا بتوانند برای مدارس متوسطه اقدام کنند. ترکیب بخشهای آزمون در مناطق مختلف متفاوت است. برای مثال، در کنت (Kent)، که آزمون یازده پلاس بیشتر با نام «آزمون کنت» شناخته میشود، دانشآموزان در هر چهار رشته (استدلال کلامی، استدلال غیرکلامی، ریاضیات و انگلیسی) شرکت میکنند، اگرچه بخش نگارش خلاق (بخشی از آزمون انگلیسی) تنها در شرایط تجدیدنظر استفاده میشود.
در بیشتر مدارس گرامر، بیش از 95% آنها سیاستهای پذیرش خود را تعیین میکنند و نوع آزمون و وزندهی هر بخش را انتخاب میکنند. اگرچه برخی مدارس با مدارس مجاور در مورد آزمون مشترک همکاری میکنند، اما ممکن است تا 70 آزمون 11+ متفاوت در سراسر کشور وجود داشته باشد، که این امر باعث میشود نتوان از آزمون یازده پلاس به عنوان یک موجودیت واحد نام برد.
آزمونها به صورت چندگزینهای هستند. تعداد سوالات متفاوت است، اما آزمونهای ریاضیات و درک مطلب انگلیسی معمولاً 50 دقیقه طول میکشند و حدود 50 سوال دارند. استدلال کلامی 60 دقیقه و شامل 80 سوال است. استدلال غیرکلامی 40 دقیقه زمان دارد و به چهار بخش 10 دقیقهای تقسیم میشود که هر کدام 20 سوال دارند. با توجه به سرعت مورد نیاز (یک سوال در هر 30 ثانیه)، ممکن است این آزمون بیشتر سنجش سرعت باشد تا هوش.
به ازای هر پاسخ صحیح، یک نمره تعلق میگیرد و هیچ نمرهای برای پاسخهای غلط یا نادیده گرفته شده کسر نمیشود. معمولاً پنج گزینه برای هر سوال وجود دارد که یکی از آنها صحیح است. این بدان معناست که یک حدس تصادفی شانس 20% برای درست بودن دارد و استراتژی حدس زدن تمام سوالات پاسخ داده نشده در چند ثانیه آخر آزمون، ممکن است چند نمره اضافی به داوطلب بدهد که میتواند تفاوت لازم برای قبولی را ایجاد کند.
نمرات خام واقعی این آزمونها هرگز منتشر نمیشوند؛ در عوض، والدین «نمرات استاندارد سنی» (Standard Age Scores - SAS) را دریافت میکنند. نمره استاندارد نشان میدهد که فرد در مقایسه با میانگین نمره جمعیت چقدر خوب عمل کرده است، اگرچه تعریف «جمعیت» میتواند تفسیرپذیر باشد. شرکت GL Assessment، که بیشتر آزمونهای 11+ را طراحی میکند، معتقد است که این جمعیت باید «نمونهای بسیار بزرگ و نماینده از دانشآموزان، معمولاً در سراسر بریتانیا» باشد. با این حال، مدارس گرامر ممکن است آزمونهای خود را فقط بر اساس دانشآموزانی که در یک سال خاص برای آنها درخواست دادهاند، استانداردسازی کنند تا بتوانند عرضه و تقاضا را تطبیق دهند.
نتایج آزمون از توزیع نرمال پیروی میکنند و منحنی زنگی شکلی را تشکیل میدهند که به طور قابل اعتمادی پیشبینی میکند چه تعداد از شرکتکنندگان هر نمره متفاوتی را کسب میکنند. به عنوان مثال، تنها 15.866% از شرکتکنندگان نمرهای بالاتر از یک انحراف معیار بالاتر از میانگین (+1σ که معمولاً به عنوان 115 SAS نشان داده میشود) کسب میکنند.
با استانداردسازی بر اساس گروه متقاضیان، مدرسهای که مثلاً 100 صندلی دارد و به طور معمول 800 درخواست دریافت میکند، میتواند حداقل نمره قبولی 115 را تعیین کند که حدود 127 متقاضی را انتخاب کرده و تمام صندلیها را پر میکند و حدود 27 نفر را در لیست انتظار قرار میدهد. جنبه منفی این استانداردسازی محلی این است که والدین اغلب از این موضوع بیاطلاع هستند که فرزندانشان به همان اندازه که بر اساس تواناییهای خودشان قضاوت میشوند، بر اساس سطح سایر متقاضیان نیز سنجیده میشوند.
مسئله دیگر، فقدان استانداردهای ملی در آزموندهی است که مانع از مقایسه بین مدارس میشود. تصور عمومی ممکن است این باشد که تنها دانشآموزان با سطح مدارس گرامر پذیرفته میشوند؛ اما اطلاعات دیگر، مانند جدول ردهبندی وزارت آموزش (DfE)، وجود چنین استانداردی را زیر سوال میبرد. رقابت برای ورود به مدرسه گرامر ساتون (Sutton Grammar School) بسیار شدید است؛ طبق یک انجمن آنلاین، بیش از 2500 متقاضی در سال 2016 داشته است. در مقابل، وبسایت شورای باکینگهامشر میگوید: «اگر نمره استاندارد سنی فرزند شما 121 یا بالاتر باشد، او واجد شرایط مدرسه گرامر است. ما انتظار داریم که حدود 37% از کودکان نمره استاندارد سنی 121 یا بیشتر کسب کنند.» آمارهای رسمی نشان میدهد که 100% پذیرفتهشدگان به مدرسه گرامر ساتون دارای «سطح بالایی از دستاوردهای قبلی در پایان مرحله کلیدی 2» بودهاند، در حالی که این رقم برای مدرسه گرامر اسگنس (Skegness Grammar School) تنها 44% است. خبرنامه انجمن مدیران مدارس گرامر در بهار 2017 اعلام کرد که دولت در حال بررسی آزمون گزینش ملی است که میتواند عدم ثبات بین آزمونهای مختلف 11+ را از بین ببرد.
شرکتهای GL و CEM سالانه حدود 2.5 میلیون پوند از طراحی و تصحیح آزمونهای 11+ درآمد دارند. انتشار نمرات خام میتواند شفافیت بیشتری به فرآیند پذیرش بیاورد، اما تلاشها برای انجام این کار معمولاً ناموفق بوده است. GL از این واقعیت که تحت پوشش قانون آزادی اطلاعات نیستند، برای عدم افشای اطلاعات مربوط به آزمونهای 11+ که توسط مدرسه گرامر پسران آلتریچام (Altrincham Grammar School for Boys) استفاده شده، بهره برده است. این مدرسه بیان کرده است: «ارائهدهنده آزمون ما، GL Assessment Limited (GL)، مشمول قانون آزادی اطلاعات سال 2000 (FOI) نیست زیرا یک نهاد دولتی نیست.» در مقابل، رقیب اصلی آنها، CEM، در دادگاه موفق شد استدلال کند که «یکی از مزایای آزمون 11+ آن «ضد مدرسهخصوصی» بودن آن است» و انتشار نمرات خام این مزیت منحصربهفرد را تضعیف میکند.
هنگامی که نمره استاندارد محاسبه میشود، برای مقادیر کمتر از میانگین، نتیجه مقداری منفی خواهد بود. از آنجایی که ارائه نمره منفی عجیب به نظر میرسد، گلدستین و فوگلمن (1974) توضیح میدهند: «معمول است که نمرات با تبدیل آنها به توزیعی با میانگین 100 و انحراف معیار 15 «نرمالسازی» شوند.» بنابراین، یک SAS نرمالشده 100 نشاندهنده میانگین موفقیت است، در حالی که نمره 130 دو انحراف معیار بالاتر از میانگین خواهد بود، نمرهای که تنها 2.2% از جمعیت کسب میکنند. بیشتر، اما نه همه، مقامات این سنت نرمالسازی را دنبال میکنند. جدول زیر مقادیر نرمالسازی استفاده شده توسط برخی برای ورود 2017 (آزمونهای گرفته شده در 2016) را نشان میدهد.
وضعیت در ایرلند شمالی
سیستم در ایرلند شمالی با سیستم انگلستان تفاوت داشت. آخرین آزمون یازده پلاس در نوامبر 2008 برگزار شد. بندی در «نظم آموزشی (NI) 1997» بیان میدارد که «وزارت میتواند دستورالعملهای مناسب را برای پذیرش دانشآموزان به مدارس دولتی صادر و اصلاح کند». وزیر آموزش ایرلند شمالی، کاتریونا روان، با استناد به این بند در 21 ژانویه 2008، دستورالعملهای جدیدی را در مورد پیشرفت پس از مقطع ابتدایی به عنوان مقررات (Regulation) به جای قانون (Legislation) تصویب کرد. این امر نیاز به تصویب پیشنهادات توسط مجمع ایرلند شمالی، که در آن حمایت بینحزبی برای تغییرات وجود نداشت، را از بین برد. برخی مدارس، والدین و احزاب سیاسی با چارچوب قانونی جدید مخالفت کردند. در نتیجه، بسیاری از مدارس پس از مقطع ابتدایی، آزمونهای ورودی خود را برگزار میکنند.
بحث و جدل پیرامون آزمون 11+
آزمون یازده پلاس نتیجه تغییرات عمدهای بود که در آموزش و پرورش انگلستان و ولز تا سال 1944 رخ داد. به طور خاص، گزارش هادو (Hadow Report) در سال 1926 خواستار جداسازی آموزش ابتدایی و متوسطه در آستانه نوجوانی، یعنی در سنین 11 یا 12 سالگی بود. اجرای این جداسازی توسط قانون باتلر (Butler Act) فرصتی ایدهآل برای پیادهسازی طبقهبندی (Streaming) فراهم کرد، زیرا همه کودکان به هر حال مدرسه را عوض میکردند. بنابراین، آزمون در سن 11 سالگی عمدتاً به عنوان یک اتفاق تاریخی پدیدار شد، بدون دلایل خاص دیگری برای آزمون در آن سن.
این آزمون که شامل ریاضیات، انگلیسی و استدلال کلامی بود، توسط کودکان 10 سالهای که برای آن آموزش ندیده بودند، قابل قبولی نبود. یکی از مدیران سابق مدرسه گرامر منچستر در برنامه رادیویی BBC Radio 4 اظهار داشت که هیچ کودکی که قبل از شرکت در آزمونهای استدلال کلامی که اساس آزمون 11+ را تشکیل میدادند، آنها را ندیده باشد، «شانسی در جهنم» برای قبولی نخواهد داشت و او آزمون 11+ را «بیارزش» میدانست. در عوض، او از مصاحبههای شخصی استفاده میکرد. کودکان در مدرسه تا حدی با آزمون 11+ تمرین داده میشدند که گویی «از گوشهایشان بیرون میزد». خانوادهها مجبور بودند با سیستم بازی کنند؛ جزوههای کوچکی از دکههای روزنامهفروشی محلی در دسترس بود که نحوه قبولی در آزمون را نشان میداد و شامل بسیاری از آزمونهای گذشته با تمام پاسخهای ارائه شده بود، که کودکان سپس آنها را حفظ میکردند.
انتقادات از آزمون 11+ به دلایل متعددی مطرح شد، اگرچه بسیاری از آنها بیشتر به سیستم آموزشی گستردهتر مربوط میشد تا انتخاب تحصیلی به طور کلی یا آزمون 11+ به طور خاص. نسبت دانشآموزانی که به مدارس گرامر راه مییافتند، بسته به منطقه و جنسیت متفاوت بود. 35% از دانشآموزان در جنوب غربی انگلستان پذیرفته میشدند، در حالی که این رقم در ناتینگهامشر 10% بود. در برخی مناطق، به دلیل ادامه مدارس تکجنسیتی، گاهی اوقات مکانهای کمتری برای دختران نسبت به پسران وجود داشت. برخی مناطق مختلط بودند و تعداد مساوی از مکانها برای هر جنسیت داشتند.
منتقدان آزمون 11+ همچنین ادعا کردند که سوگیری طبقاتی قوی در این آزمون وجود دارد. جی.دبلیو.بی. داگلاس، که در سال 1957 این موضوع را مطالعه کرد، دریافت که کودکانی که در حد نصاب قبولی قرار داشتند، اگر از خانوادههای طبقه متوسط بودند، احتمال بیشتری داشت که در مدارس گرامر پذیرفته شوند. به عنوان مثال، سوالاتی در مورد نقش خدمتکاران خانگی یا آهنگسازان کلاسیک برای کودکان طبقه متوسط بسیار آسانتر از کودکان با پیشینههای کمدرآمدتر یا کمسوادتر بود. در پاسخ، آزمون 11+ در طول دهه 1960 بازطراحی شد تا بیشتر شبیه آزمون IQ باشد. با این حال، حتی پس از این اصلاح، مدارس گرامر عمدتاً توسط کودکان طبقه متوسط اداره میشدند، در حالی که مدارس مدرن متوسطه عمدتاً توسط کودکان طبقه کارگر اداره میشدند. با سنجش مهارتهای شناختی، توانایی ذاتی کودک به عنوان پیشبینیکننده عملکرد تحصیلی آینده ارزیابی میشود و تا حد زیادی مستقل از پیشینه و حمایت است. مشکل در سنجش موضوعات تحصیلی مانند ریاضیات و انگلیسی است، جایی که کودکی از طبقه کارگر با مدرسه حمایتی کمتر و والدین کمسوادتر، بر اساس محیط یادگیری خود سنجیده میشود، نه پتانسیل موفقیت.
قبولی – یا عدم قبولی – در آزمون 11+ «نقطه عطفی در زندگی بسیاری» بود، و آموزش به عنوان «گلوله نقرهای برای ارتقای تحرک اجتماعی» تلقی میشد. ریچارد هاگارت در سال 1961 ادعا کرد که «آنچه در هزاران خانه اتفاق میافتد این است که آزمون 11+ در ذهن والدین، نه با عنوان 'پسر ما جیمی بچه باهوشی است و استعدادهایش پرورش داده میشود'، بلکه با این عنوان شناسایی میشود که 'پسر ما جیمی وارد طبقه دیگری خواهد شد، او شغلی دفتری پیدا خواهد کرد' یا چیزی شبیه به این.»