مفهوم و ایده داستان
رئیس جاک و قبیله کوهستانیاش در نبردی طنزآمیز و فرسایشی با رقبای خود، یعنی خانواده مکنستیها درگیر بودند. در این میان، آنها باید از شرکبازیهای موجودات عجیبی به نام «مکهگیسها» نیز فرار میکردند؛ حیوانات کوچک و گردی که شبیه هگیس (غذای سنتی اسکاتلند) بودند، بینیهای درازی داشتند و گوشهایشان از خارها تشکیل شده بود. برخی از مکهگیسها پاهایی با طولهای متفاوت در دو طرف بدنشان داشتند که به آنها اجازه میداد هنگام راه رفتن در دامنه کوهها، حالت افقی خود را حفظ کنند.
انواع مختلفی از این موجودات وجود داشت؛ از جمله مکهگیس خاری، مکهگیس آتشین و مکهگیس غلتان. (البته این در واقع یک شوخی رایج میان اسکاتلندیهاست که هگیس را برای مسافران ناآشنا اینگونه توضیح میدهند.)
یکی از ترفندهای تکرارشونده طنز در این کمیک، اضافه کردن پیشوند «مک» به کلمات مهم و آواها بود. مثلاً اگر کسی اسلحه شلیک میکرد، صدای آن بهجای «بنگ»، «مکبنگ» نوشته میشد!
رهبر قبیله مکتیکلها، رئیس جاک نام داشت. سایر اعضای قبیله عبارت بودند از: موراگ (زن میانسال و عصبی)، موردو (مردی با ریش بلند)، نیکول و دونالد (از اعضای جوانتر قبیله) و چند نفر دیگر که هرگز نامی نداشتند.
تاریخچه انتشار
پس از چهار سال انتشار، این کمیکاستریپ جای خود را به یک استریپ دیگر با تم کوهستان اسکاتلند به نام «وی بن نیویس» داد که ترسیم آن نیز بر عهده خود ویک نیل بود.