داستان فیلم
فیلم «شانس جینجر کافِی» داستان جیمز فرانسیس کافِی، مرد ایرلندی ۳۹ ساله را روایت میکند که به دلیل موهای قرمز و سبیلش به «جینجر» معروف است. او پس از ترک ارتش، به همراه همسرش وِرا و دختر ۱۴ سالهشان پولی به مونترال مهاجرت میکنند. با وجود تلاشهای کافِی برای یافتن کار، او همچنان با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند. وِرا از بیکاری جینجر و هزینهکردن پول بلیت بازگشتشان عصبانی میشود.
در کانادا، تنها دوست آنها جو مکگلِید است که به کافِی کمک میکند تا شغلی به عنوان ویراستار در روزنامه پیدا کند. با این حال، کافِی از این شغل راضی نیست و به وِرا قول میدهد که اوضاع بهبود خواهد یافت. اما وِرا برنامههای خودش را دارد و با دخترشان پولی، کافِی را ترک میکند و به مکگلِید میپیوندد. او همچنین تمام پول و بیشتر وسایل کافِی را با خود میبرد.
تحولات داستان
کافِی در یک خوابگاه کوچک در YMCA ساکن میشود و شغلی به عنوان راننده تحویل پوشک قبول میکند. او با هدف بازگرداندن پولی و جلب توجه وِرا، این شغل را میپذیرد. پولی به پدرش میپیوندد و آنها آپارتمانی مستقل اجاره میکنند. کافِی که به وِرا علاقهمند است، به دلیل کمخوابی، کمغذایی و کار زیاد بیمار میشود. او امیدوار است با ارتقا به سمت خبرنگاری، وِرا را بازگرداند، اما وِرا موضوع طلاق را مطرح میکند.
پس از رد یک ارتقای شغلی در شرکت پوشک، کافِی متوجه میشود که شغل خبرنگاری که به او قول داده بودند، وجود خارجی نداشته است. خشمگین میشود و در دفتر سردبیر درگیر دعوا میشود و اخراج میگردد. پس از نوشیدن با همکاران سابق، در کوچهای دستگیر میشود و به اتهام تعرض به حریم خصوصی محاکمه میشود. وِرا در دادگاه حضور مییابد و قاضی با دیدن وضعیت او، اتهامات را رد میکند.
پایان فیلم
وِرا و جینجر بیرون دادگاه ملاقات میکنند. وِرا دعوت جینجر برای نوشیدن قهوه را میپذیرد. جینجر به اشتباهاتش اعتراف میکند و وِرا به او امید میدهد که ارتقای شغلی هنوز ممکن است. فیلم با ورود جینجر به آپارتمان وِرا به پایان میرسد.
بازیگران
- رابرت شاو در نقش جینجر کافِی
- مری یور در نقش وِرا کافِی
- لیام ردمن در نقش مکگرگور
- تام هاروی در نقش جو مکگلِید
تولید
فیلم با بودجهای کمی بیش از ۵۰۰,۰۰۰ دلار، عمدتاً توسط تهیهکننده اجرایی بادج کراولی تأمین مالی شد. فیلمبرداری در مونترال و اتاوا انجام شد.
نظرات منتقدان
برایان مور فیلمنامه را بر اساس رمان خود نوشته است. ساختار محکم و دیالوگهای قوی، همراه با فیلمبرداری عالی در مونترال، به فیلم واقعگرایی میبخشد. — بوسلی کرافتر، نیویورک تایمز
فیلم عمق شخصیتی یا هدف مشخصی ندارد. — استنلی کافمن، نیو ریپابلیک